Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Events/Havades

    From now, here we are going to write the events, good or bad things that happen in Iran and the world.




  • #2
    19 ارديبهشت - اعتماد، زن‌ جوان‌ وارد دادگاه‌ خانواده‌ تهران‌ مي‌شود. زير لب‌ با خود زمزمه‌ مي‌كند. خشم‌ در چهره‌اش‌ موج‌ مي‌زند. بسرعت‌ وارد شعبه‌ دادگاه‌ مي‌شود و فرياد مي‌زند: آقاي‌ قاضي‌ خواهش‌ مي‌كنم‌، حكم‌ طلاق‌ مرا صادر كنيد. مرا از دست‌ يك‌ انسان‌ نامرد نجات‌ بدهيد
    قاضي‌ زن‌ را به‌ آرامش‌ دعوت‌ مي‌كند و از او مي‌پرسد كه‌ انگيزه‌اش‌ از طلاق‌ چيست‌?

    او مي‌گويد: شوهرم‌ يك‌ زن‌ بود! او مرا در ازدواج‌ فريب‌ داد و به‌ من‌ نگفته‌ بود كه‌ قبل‌ از ازدواج‌ با من‌، يك‌ زن‌ بوده‌!
    قاضي‌ با تعجب‌ از او مي‌پرسد پس‌ اكنون‌ چطور مرد شده‌?

    زن‌ جواب‌ مي‌دهد: قبل‌ از ازدواجمان‌، جراحي‌ كرده‌ و تبديل‌ به‌ يك‌ مرد شده‌، او اين‌ راز را از من‌ پنهان‌ كرده‌ بود، ديروز وقتي‌ اين‌ راز را كشف‌ كردم‌، نتوانستم‌ تحمل‌ كنم‌. از او بدم‌ آمد، به‌ دادگاه‌ آمدم‌ تا از او بخاطر فريب‌ در ازدواج‌ جدا شوم‌. آقاي‌ قاضي‌ من‌ ديگر نمي‌توانم‌ با او زندگي‌ كنم‌.

    قاضي‌ از او خواست‌ كه‌ ماجراي‌ زندگي‌ اش‌ را تعريف‌ كند.

    زن‌ جوان‌ آرام‌ روي‌ صندلي‌ مي‌نشيند و مي‌گويد: من‌ در يك‌ خانواده‌ مرفه‌ بزرگ‌ شدم‌. در خانواده‌ با پدر و مادرم‌ هيچ‌ مشكلي‌ نداشتم‌. درسم‌ را خواندم‌ و وارد دانشگاه‌ شدم‌. در دوراني‌ كه‌ دانشجو بودم‌ با پسر جواني‌ به‌ نام‌ فرزاد آشنا شدم‌. فرزاد پسر خوبي‌ بود اما وضع‌ مالي‌ خوبي‌ نداشت‌. بعد از مدتي‌ به‌ همراه‌ مادرش‌ به‌ خواستگاري‌ام‌ آمد. پدر و مادرم‌ در ظاهر مخالف‌ اين‌ ازدواج‌ بودند اما چون‌ اشتياق‌ و عشق‌ مرا ديدند، سكوت‌ كردند و گفتند هر چه‌ تو دوست‌ داري‌.

    بالاخره‌ من‌ و فرزاد ازدواج‌ كرديم‌. از همان‌ ابتداي‌ زندگي‌ متوجه‌ رفتارهاي‌ غيرعادي‌ شوهرم‌ شدم‌. يك‌ روز كه‌ از خانه‌ مادرم‌ بر مي‌گشتم‌ ديدم‌ كه‌ فرزاد مقابل‌ آينه‌ نشسته‌ و مشغول‌ آرايش‌ است‌. با تعجب‌ علت‌ اين‌ كارش‌ را از او پرسيدم‌. او هول‌ شد و گفت‌ براي‌ سرگرمي‌ مشغول‌ آرايش‌ شدم‌. مي‌خواستم‌ ببينم‌ چه‌ شكلي‌ مي‌شوم‌!

    من‌ از اين‌ رفتارهاي‌ شوهرم‌ بدم‌ مي‌آمد. هر چه‌ به‌ او تذكر مي‌دادم‌ بي‌فايده‌ بود، علاقه‌ داشت‌ لباس‌هاي‌ زنانه‌ بپوشد. رقاهاي‌ زنانه‌ انجام‌ دهد. حالت‌ و اداهايش‌ مثل‌ زن‌ها بود و من‌ بعضي‌ وقت‌ها فكر مي‌كردم‌ با دوست‌ دخترم‌ زندگي‌ مي‌كنم‌ به‌ جاي‌ شوهرم‌!
    يك‌ سال‌ گذشت‌. تا اينكه‌ چند روز پيش‌ فرزاد را در خيابان‌ ديدم‌ كه‌ مشغول‌ صحبت‌ كردن‌ با دختري‌ است‌. عصباني‌ شدم‌، به‌ خانه‌ مادرم‌ رفتم‌ و خواستم‌ از او جدا بشوم‌ اما فرزاد به‌ دنبالم‌ آمد و در مورد آن‌ دختر جوان‌ گفت‌ كه‌ يكي‌ از همكارانش‌ است‌.باز هم‌ او را بخشيدم‌ و به‌ خانه‌ او برگشتم‌. اما باز هم‌ متوجه‌ رفتارهاي‌ مشكوك‌ فرزاد شدم‌. يك‌ بار او را تعقيب‌ كردم‌ و ديدم‌ كه‌ باز هم‌ با دختري‌ در خيابان‌ قدم‌ مي‌زند. اين‌ بار جلو رفتم‌ و جلوي‌ همان‌ دختر يك‌ سيلي‌ محكم‌ به‌ گوش‌ فرزاد زدم‌.

    فرداي‌ آن‌ روز دوست‌ فرزاد )همان‌ دختر جوان‌( به‌ خانه‌ ما آمد و راز بزرگي‌ را برايم‌ فاش‌ كرد.

    او گفت‌ كه‌ فرزاد قبلا دختر بوده‌ و ما فريبا صدايش‌ مي‌زديم‌. فرزاد يك‌ بيمار دوجنسي‌ بود كه‌ گرايش‌ شديدي‌ به‌ دختر بودن‌ داشت‌، اما دو سال‌ قبل‌ از ازدواجمان‌، او طي‌ يك‌ عمل‌ جراحي‌ پسر شد. اما هنوز گرايش‌هاي‌ زنانه‌ در وجودش‌ است‌.آن‌ دختر جوان‌ يكي‌ از دوستان‌ صميمي‌ فرزاد )البته‌ فريباي‌ سابق‌( بود! بخاطر همين‌ بعد از عمل‌ جراحي‌ فرزاد باز هم‌ با او رابطه‌ دارد.
    آقاي‌ قاضي‌ شوهر من‌ هنوز هم‌ بيمار است‌ و دچار اختلالات‌ رفتاري‌ است‌. او دوست‌ دارد زن‌ باشد. حالات‌ و رفتارش‌ زنانه‌ است‌. من‌ ديگر نمي‌توانم‌ با او زندگي‌ كنم‌، خواهش‌ مي‌ كنم‌ حكم‌ طلاق‌ مرا صادر كنيد.

    قاضي‌ پس‌ از شنيدن‌ صحبت‌هاي‌ اين‌ زن‌ دستور داد تا شوهر او به‌ دادگاه‌ بيايد و درباره‌اش‌ تحقيق‌ شود.



    Comment


    • #3
      kewl


      SWEDEN REPORTING: As usual.. nothing happened in this country lol
      A Good Friend Would Come And Bail You Out Of Jail..
      But A Real Friend Would Be Sitting Next to You, Saying:
      "Damn.. That Was Fun."

      ------------------------------------------------------------------------------------------

      ------------------------------------------------------------------------------------------

      Comment


      • #4
        lol RR



        Comment


        • #5
          Iranian Philharmonic Society

          Presents:

          Music Voyages

          1-THE WORKS OF IRANIAN COMPOSERS:

          A. Hossein, M. Hananeh,A. Mashaikhi

          and Sh. Gharechedaghi

          2- THE ROOTS OF INTERNATIONAL FOLKS

          MUSIC IN CLASSICAL MUSIC

          ( WALZ, FLAMINCO AND TANGO)

          VOCALISTS: FARIBA AFZALI AND FIERUZEH BOZORGZAD

          GITARISTS: SHAYAN PARSA AND AREF ALAVANDI

          SAXOPHONE: ALHANDRO POLIDO VIOLON: ELNAZ SOTUDEH

          CELO: CATHERINE MORTEL

          PIANISTS: HUMANN EHTEMAM - AHAD SIANATI - SANAZ SOTUDEH

          DATE: SUNDAY May 22 , 2005 AT 19.00 P.M.

          ADMISSION: $15.00

          PLACE: RED PATH HALL McGill Main campus

          MACTAVISH Metro Peel.

          PRESENTS:

          MUSIC VOYAGES



          Comment


          • #6
            The Barakat Trust Conference of Contemporary Iranian Art
            will take place on july 11th and 12th at the Kellogg college in Oxford University in the UK it's being held in association with the Tehran Museum of Contemporary Art


            ok man ino midunam :P

            Comment


            • #7
              Nushi jun,khabaret kheili ghadimieh .



              Comment


              • #8
                زني‌ با روسري‌، شوهرش‌ را خفه‌ كرد
                19 ارديبهشت - اعتماد، زني‌ كه‌ همسرش‌ را به‌ علت‌ اعتياد به‌ قتل‌ رسانده‌ بود روز پنجشنبه‌ در كرمانشاه‌ دستگير شد و به‌ قتل‌ اعتراف‌ كرد.

                ساعت‌ 19 و 10 دقيقه‌ روز پنجشنبه‌، تلفن‌ مركز فوريت‌هاي‌ پليسي‌ 110 كرمانشاه‌ به‌ صدا درآمد و از مرگ‌ مشكوك‌ مردي‌ در منزلش‌ واقع‌ در تپه‌ فتحعلي‌خان‌ اين‌ شهرستان‌ خبر داد.

                پليس‌ در بدو ورود به‌ اين‌ منزل‌ با جسد مردي‌ حدودا 50ساله‌ روبرو شد كه‌ آؤار كبودي‌ وجراحات‌ وارده‌ بر گردنش‌ نشان‌ مي‌دهد او را خفه‌ كرده‌اند.

                ماموران‌ در ادامه‌ تحقيقات‌ خود از دوستان‌ و آشنايان‌ مقتول‌ دريافتند كه‌ او اعتياد به‌ مواد مخدر داشت‌ و چندي‌ پيش‌ نيز به‌ اتهام‌ حمل‌ 23 گرم‌ هرويين‌ دستگير و به‌ 8 سال‌ زندان‌ محكوم‌ شده‌ است‌ و در زمان‌ مرگ‌ به‌ حكم‌ راي‌باز به‌ منزلش‌ رفته‌ بود.
                همسر مقتول‌ به‌ نام‌ شهلام‌ در تحقيقات‌ پليس‌ از قتل‌ همسرش‌ اظهار بي‌اطلاعي‌ كرد و گفت‌: براي‌ انجام‌ كاري‌ ساعاتي‌ در بيرون‌ از منزل‌ بوده‌ و زماني‌ كه‌ بازگشته‌ با جسد همسرش‌ روبرو شده‌ است‌.

                پليس‌ در ادامه‌ تحقيقات‌ خود دريافت‌ كه‌ مقتول‌ به‌ نام‌ علي‌ز به‌ علت‌ اعتياد با همسرش‌ درگيري‌ و اختلاف‌ داشته‌ است‌ بنابراين‌ آنان‌ در نخستين‌ گام‌ با اين‌ احتمال‌ كه‌ همسر متوفي‌ در اين‌ قتل‌ دست‌ داشته‌ باشد او را براي‌ تحقيقات‌ بيشتر به‌ اداره‌ آگاهي‌ منتقل‌ كردند.

                اين‌ زن‌ 44 ساله‌ پس‌ از دستگيري‌ لب‌ به‌ اعتراف‌ گشود و پرده‌ از راز قتل‌ همسرش‌برداشت‌. اودر توضيح‌انگيزه‌ اش‌از اين‌ قتل‌ به‌پليس‌ گفت‌: هميشه‌ بخاطر اعتياد شوهرم‌پيش‌ آشنايان‌ و بستگان‌ سرافكنده‌ بودم‌ و او هربار كه‌مواد مخدر استعمال‌ نمي‌ كرد شروع‌ به‌ فحاشي‌ و كتك‌ زدنم‌ مي‌كرد تا اينكه‌ به‌جرم‌ حمل‌ مواد مخدر به‌ زندان‌ افتاد.

                اين‌ زن‌ ادامه‌ داد: بعد از مدتي‌ مسوولان‌ زندان‌ با حكم‌ راي‌ باز او موافقت‌ كردند واو اجازه‌ داشت‌ كه‌ روزهاپيش‌ما باشد. روز حادؤه‌ طبق‌ معمول‌ به‌ بهانه‌يي‌ شروع‌ به‌ فحاشي‌ كرد و من‌ در يك‌ لحظه‌ از حرفهاي‌ ركيكي‌ كه‌ به‌ من‌ مي‌زد عصباني‌ شدم‌ وبا روسري‌ ام‌او را كشتم‌. پس‌ از آنكه‌ از مرگش‌ مطمئن‌ شدم‌ساعاتي‌ بعد پليس‌ را در جريان‌ مرگ‌ او قرار دادم‌ و از اين‌ حادؤه‌ نيز اظهار بي‌ اطلاعي‌ كردم‌.گفتني‌ است‌، اين‌ زن‌ پس‌ از بازسازي‌ صحنه‌ قتل‌ در حضور قاضي‌ پرونده‌، تا زمان‌ صدور حكم‌ نهايي‌ روانه‌ زندان‌ شد.



                Comment


                • #9
                  Dj Aligator &Dj Addy in Toronto05.
                  Last edited by Rasputin; 11-19-2005, 04:52 AM.



                  Comment


                  • #10
                    Originally posted by RedWine
                    Nushi jun,khabaret kheili ghadimieh .
                    already rajebesh shanidi!!!!

                    Comment


                    • #11
                      Originally posted by RedWine
                      Dj Aligator &Dj Addy in Toronto05.


                      "Wish i was there"
                      A Good Friend Would Come And Bail You Out Of Jail..
                      But A Real Friend Would Be Sitting Next to You, Saying:
                      "Damn.. That Was Fun."

                      ------------------------------------------------------------------------------------------

                      ------------------------------------------------------------------------------------------

                      Comment


                      • #12
                        redwine che avatar haaye baahaali daari. az kojaa miyaari. damet garm.

                        Comment


                        • #13
                          RR, man age inghad gereftari nadashtam bekhatere Iran, miraftam khodaeesh. Be man nazdike, 5 hrs drive.

                          Comment


                          • #14

                            Comment


                            • #15
                              IQ ageh mikhai,behet web bedam !



                              Comment

                              Working...
                              X