Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • استنلی ويليامز معروف به 'توکی' سرکرده سابق يکی از گروههای تبهکار آمريکا که تلاش گسترده ای برای نجات او از اعدام در اين کشور به راه افتاده بود سرانجام با تزريق سم به بدنش اعدام شد.
    حکم اعدام توکی ويليامز يک دقيقه پس از نيمه شب در زندان سن کوئنتين در شمال سانفرانسيسکو در ايالت کاليفرنيای آمريکا و پس از آن به اجرا درآمد که آرنولد شوارتزنگر، فرماندار اين ايالت کاليفرنيا درخواست او را رد کرد.

    پيشتر دادگاه عالی کاليفرنيا و دادگاه استيناف فدرال درخواست تعليق حکم اعدام را رد کرده بودند.

    توکی ويليامز که هنگام مرگ 51 سال داشت و از بنيانگذاران يکی از گروههای تبهکار بدنام خيابانی در لس آنجلس به نام 'کريپس' بود که در سال 1981 به جرم قتل چهار نفر به اعدام محکوم شد.

    او هرگز اقرار به قتل اين افراد نکرده اما از اعمال خود به عنوان سرکرده تبهکاران توبه کرده بود و می گفت اصلاح شده است.

    آرنولد شوارتزنگر فرماندار کاليفرنيا که حاضر به جلوگيری از اعدام توکی نشيد پيش از اتخاذ چنين تصميمی جلسه ای نيمه ساعته با وکلای توکی داشت که خواهان تخفيف حکم اعدام وی به زندان ابد شده بودند و در عين حال به استدلالهای قضات که خواستار اجرای حکم اعدام بودند نيز گوش فراداده بود.

    او طی بيانيه ای اعلام کرده که پس از مطالعه شواهد، بررسی سوابق، شنيدن استدلالها و کلنجار رفتن با پيامدهای چنين تصميمی، نتوانسته است توجيه قابل قبولی برای عفو توکی بيابد: "حقايق اين پرونده، لغو حکم هيئت منصفه يا تصميم دادگاهها در مورد آن را توجيه نمی کند."

    استنلی ويليامز در دوران حبس خود سری کتابهايی برای تشويق جوانان به زندگی سالم و خودداری از گرويدن به گروههای تبهکار خيابانی نوشته بود و با تلويزيون مداربسته و از راه دور در همايشهای مربوط به مبارزه با ناهنجاريهای اجتماعی شرکت می کرد.

    طی ماههای اخير عده ای از فعالان به رهبری چند چهره سرشناس، از جمله جيمی فاکس هنرپيشه برنده اسکار، مبارزه ای گسترده برای قانع کردن فرماندار کاليفرنيا به بخشش توکی ويليامز ترتيب داده بودند.

    آنها می گفتند توکی ويليامز يکتنه به نيرويی سازنده برای انصراف جوانان طبقات محروم از دست زدن به جنايات خيابانی بدل شده و اعدام وی به ضرر جامعه خواهد بود.

    هرچند موافقان اعدام می گفتند نوشتن چند کتاب برای لغو اعدام کافی نيست



    Comment


    • پزشكان جراح بيمارستاني در جمهوري چك بيني فرو خورده شده يك كودك ‪يازده ساله توسط يك سگ را بار ديگر پيوند زدند.



      به نوشته مطبوعات روز سه شنبه پراگ، حدود بيست روز پيش يك قلاده سگ با حمله به يك كودك بيني وي را كنده و سالم قورت داده بود. اين كودك و سگ مهاجم پس از وقوع حادثه بلافاصله به بيمارستان انتقال يافتند و پس از خروج بيني سالم كنده شده از معده سگ، در يك عمل جراحي ده ساعته در بيمارستان "برنو" آن را بار ديگر به صورت اين كودك پيوند زدند.



      به نوشته مطبوعات جمهوري چك اين رويداد نادر حدود‪ بيست روز پيش اتفاق افتاده است و پزشكان بيمارستان برنو كه اين جراحي بي‌سابقه را انجام داده اند، از ترس احتمال عفونت بيني وصل شده، به خاطر آنكه بيش از دو ساعت در معده سگ بوده است، از انتشار خبر اين رويداد خودداري مي‌كردند. پزشكان هم اكنون از موفقيت اين پيوند بيني ابراز اطمينان مي‌كنند و احتمال عفونت را منتفي مي‌دانند، اما هنوز ترديدهايي در مورد سلامت كودك وجود دارد.



      Comment


      • بازپرس ويزه قتل بر اين باور است كه دكتر ۳۷ ساله با به كار گيري روش منحصر به فردي خودكشي كرده است.بنا به اين گزارش، ساعت ۱۴ و ۵۶ دقيقه روز ۶ ديماه سال ۸۳ رهگذري در فضاي سبز خيابان فكوري پيكر بي جان مرد جواني را ديد كه پاهايش را با طنابي بسته بودند، دست چپش به درخت كاج بسته شده بود و كيسه پلاستيكي اي را دور گلويش گره زده بودند. تجسسها نشان داد دكتر امين به تنهايي زندگي مي كرد و دوستان زيادي به خانه وي رفت و آمد داشتند. كارآگاهان وقتي پزشكي قانوني اعلام كرد كه علت اصلي مرگ نارسايي تنفسي و افزايش دي اكسيد كربن در بدن پزشك جوان بوده است و هيچ آثاري از درگيري و زخم روي بدن وي به دست نيامده است، فرضيه مبني بر خودكشي دكتر امين را تحت بررسي قرار دادند. اين شاخه تحقيقي درحالي گشوده شد كه پدر پزشك جوان با ادعاي اينكه «امين» از سوي چهار دوست و آشنايش به قتل رسيده است، خواستار تحقيق از مظنونان شد.



        يكي از دوستان پزشك امين در بازجويي ها ادعا كرد كه شب قبل از مرگ دوستش، او در تماس تلفني از امين شنيده كه چهار مرد به خانه اش رفته اند و دارويي را به زور در دهانش گذاشته اند. اين مرد گفت: وقتي شبانه خود را به خانه پزشك جوان رسانده، او بي حال بوده اما اجازه نداده است پليس را خبر كند. ادعاهاي اين مرد وقتي با نظريه پزشكي قانوني كه از پيدا شدن خميري سفيدرنگ درمعده دكتر جوان خبر داده بود مطابقت داده شد تيم تحقيق به گره هايي سخت در پيشبرد تجسسهايش برخورد. پس از گذشت يك سال، بازپرس ويزه قتل، قرار منع تعقيب صادر كرد.بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، داديار رضوانفر در شعبه اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران پس از بررسي اين قرار قضايي، به عدم تحقيق از چهار مظنوني كه پدر دكتر امين معرفي كرده بود، ايراد گرفت و با اشاره به نقص تحقيقات، احضار و بازجويي از چهار آشناي قرباني را ضروري دانست



        Comment


        • سپيده ديگر هيچ وقت بينايي اش را به دست نخواهد آورد. اين جمله را دكتر خدادوست صبح سه شنبه گذشته پس از باز كردن يكي از چشمان سپيده كه ۱۴ سال پيش توسط هوويش با اسيد سوخته بود، عنوان كرد. در اين جراحي يك ساعته دكتر خدادوست به بررسي ميزان آسيب ديدگي چشم راست سپيده پرداخت.



          حادثه چگونه روي داد



          سپيده كه در يكي از روستاهاي شهرستان ساري زندگي مي كرد توسط راننده سرويس مدرسه فريب خورد و پس از شكايت پدرش ناچار شد تا به حكم دادگاه تن به ازدواج با وي بدهد. سپيده بعد از اين ازدواج پي برد كه شوهرش همسري به نام زليخا و يك فرزند دارد. چند ماه پس از اين ازدواج سپيده، زليخا به خانه او آمد و گفت: حاضر است در كنار او و در يك خانه زندگي كند. دو هوو زندگي را در يك خانه در حالي آغاز كردند كه زليخا سعي مي كرد با رفتاري آرام و اخلاقي خوب، اعتماد او را نسبت به خود جلب كند. سوم دي ماه سال ۱۳۷۰ زماني كه سپيده براي انجام كاري از خانه بيرون رفته بود ناگهان از سوي هوويش با اسيد مورد حمله قرار گرفت.



          بر اثر اين اسيدپاشي سپيده از ناحيه چشم، گوش، حس بويايي و زيبايي به شدت دچار آسيب شد. معالجات او در آن سال به خاطر اين كه شوهر و ديگر بستگان سپيده او را تنها گذاشته بودند، بي نتيجه و نيمه كاره رها شد و سپيده ناچار به خانه عمه اش پناه برد و زندگي غمبار خود را در كنج تنهايي آغاز كرد. سال ۱۳۷۸ با چاپ سرنوشت اين زن ستم ديده در بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث روزنامه ايران سپيده تحت حمايت اقشار مختلف مردم، پزشكان و بيمارستان ها قرار گرفت.



          همان سال بود كه دكتر علي اصغر خدادوست به معاينه چشمان سپيده پرداخت و اعلام كرد چشم چپ سپيده تحت چند عمل جراحي طولاني تا چند درصد امكان بهبودي دارد و پلك چشم راست سپيده كه بر اثر اسيد سوخته بود، بايد ابتدا باز شده و سپس مورد بررسي قرار گيرد. دكتر خدادوست انجام اين جراحي ها را به چند سال بعد و زماني كه بيمارستان تخصصي چشم او در شيراز افتتاح شود، موكول كرد. از همان سال تاكنون جراحي هاي زيبايي روي چهره سوخته سپيده آغاز شد.






          Comment


          • پسر جوان ساعت ۱۹ بعد از پايان كار روزانه به خانه پدرش حركت كرد. در بين راه دلشوره اي عجيب داشت. وقتي به مقصد رسيد كسي در را برايش باز نكرد مطمئن بود كه مادر و پدرش بايد در خانه باشند همين امر بر دلشوره او افزود. با كليدي كه همراه داشت در را گشود و وارد حياط شد.سكوت خانه غريب بود. چند بار مادرش را صدا كرد ولي جوابي نشنيد. به سوي اتاق خواب رفت در را كه باز كرد بهت زده شد. مادرش بي جان بر روي زمين افتاده بود. پسر از فشار عصبي شديدي كه به وي وارد شده بود با صداي بلند شروع به فرياد كشيدن كرد باور نمي كرد كه مادرش مرده باشد.هراسان به سوي اتاق خواب ديگر رفت اميد داشت كه پدر را زنده ببيند ولي صحنه اي كه مقابلش نمايان شد نفس كشيدن را برايش سخت كرد. يك دار چوبي در وسط اتاق برافراشته شده بود، پدر حلق آويز بر آن مقابل پسرش با چشماني بسته و بي روح تاب مي خورد.



            فريادهاي پسر، همسايه ها را به صحنه دو مرگ دلخراش كشاند. مأموران كلانتري ۱۳۳ شهر زيبا ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه از وقوع اين دو مرگ در حوزه استحفاظي خود مطلع شدند. در مدت زمان كوتاهي كارآگاهان اداره دهم آگاهي مركز و بازپرس حسين اصغرزاده در صحنه حضور يافتند.پليس آگاهي در تحقيقات اوليه خود به اين فرضيه دست يافت كه متوفي مقصود ۷۵ ساله نام داشته است در ابتدا با همسر خود به نام جيران ۷۱ ساله در يكي از اتاق خواب هاي منزل بر سر موضوعي كه هنوز مشخص نيست درگير شده و در نهايت او را خفه كرده است. عامل جنايت بعد از ارتكاب قتل همسرش دچار عذاب وجدان شد. او كه نجار بود، به انباري منزل رفته و بعد از برداشتن ابزارآلات نجاري و مقداري چوب به منزل بازمي گردد .همسايه ها نيز شاهد حمل چوب از سوي مقصود به خانه بوده اند. اين مرد بعد از ساختن يك دار چوبي، طنابي بر آن نصب كرده و خود را به دار آويخت.مأموران تشخيص هويت در بررسي از اجساد متوجه آثار چنگ زدن زن بر روي جسد مرد نيز شدند كه نشانگر اين مطلب است كه زن قصد مقاومت در برابر همسرش براي زنده ماندن را داشته است.






            Comment


            • زني اكوادوري كه در كودكي شير الاغ مي‌خورد در صد و شانزده سالگي مسن‌ترين انسان جهان است. ماريا استرهرديالكارو با يك مهندس ارتش اتريش ازدواج كرد كه در سال هزار و نهصد و چهل و نه درگذشت. ماريا چهارده سپتامبر صد و شانزده ساله شد. هيلدا كاپوويلا، دختر هشتاد ساله او ضمن اعلام اين خبر گفت مادرم نه كلسترول دارد نه فشار خون، پيانو مي‌نوازد و هرگز سيگار نكشيده و مشروب الكلي نخورده است، همه كارهايش را خودش انجام مي‌دهد و به كسي وابسته نيست. هيلدا سومين فرزند از پنج فرزند ماريا است. سه تن از فرزندان او هنوز زنده‌اند و يازده نوه، بيست نتيجه و دو نبيره دارد. مسن‌ترين مرد جهان اميليانو مركادو دل تورو، با صده و چهارده سال سن، اهل پورتوريكو استد



              Comment


              • با مرگ دختر 23ساله در يگ مرگز فساد در شرق تهران ، تحقيقات قضايي درخصوص اين حادثه آغاز شد. ساعت 22روز دوشنبه ، در پي تماس تلفني از سوي ساگنان خانه اي در خيابان گرمان ، ماموران گلانتري 127با عزيمت به محل ، تحقيق در اين زمينه را آغاز گردند و متوجه شدند دختر 23ساله اي به نام افسانه با خوردن قرصهاي خواب آور خودگشي گرده است

                خانه فساد

                با گزارش موضوع به بازپرس حسين اصغرزاده ، وي با حضور در محل به تحقيق در اين زمينه پرداخت. با بررسي مقدماتي مشخص شد افسانه از چند ماه پيش با جوان 21ساله اي به نام رضا د در ارتباط بوده و با وعده هاي وي مبني بر ازدواج ، به اين محل رفت وآمد مي گرده است. ادامه تحقيقات مشخص گرد رضا از 14سالگي به موادمخدر اعتياد داشته است و مادر و خواهران وي نيز محل سگونت خود را به مرگز فساد تبديل گرده اند

                او نااميد شد

                با مشخص شدن اين موضوع ، همسايه ها نيز با ابراز شگايت از وضعيت اين خانه و ساگنان آن عنوان گردند هر روز تعدادي از افراد معتاد و غريبه به دفعات وارد اين خانه مي شدند و از مردم محل سلب آسايش مي گردند. رضا د پس از دستگيري ، روز گذشته در شعبه دوم بازپرسي به بازپرس حسين اصغرزاده گفت : افسانه به من علاقه مند بود و تصور مي گرد مي تواند مرا ترگ دهد و با من ازدواج گند

                او چند شب در خانه ما ماند تا به تصور خودش مرا از مواد مخدر دور گند، اما من در فرصتي گه به دست مي آوردم ،مواد مخدر مصرف مي گردم ، تا اين گه او متوجه شد و هنگامي گه براي خريد، خانه را ترگ گردم ، پس از بازگشت متوجه شدم او با خوردن قرص ، خودگشي گرده است

                با صدور دستور قضاي مبني بر تحقيق از متهم ، بازپرس جنايي به خبرنگار ما گفت : در بازرسي از خانه مقاديري مواد مخدر و ابزار و ادوات استعمال مواد مخدر و مشروبات الگلي گشف شد



                Comment


                • مرد 75 ساله پس از قتل همسرش ، خود را در اتاق پذيرايي دار زد. ساعت 20:30 روز يگشنبه در پي تماس با ماموران پليس 110 ، خبر مرگ يگ زوج در خيابان منوچهري محدوده شهر زيبا اطلاع داده شد

                  با عزيمت ماموران به محل و گزارش موضوع به بازپرس وي?ه قتل تهران ، بازپرس حسين اصغرزاده با حضور در محل ، تحقيق در اين زمينه را آغاز گرد. در بررسي مقدماتي به دليل آن گه هيچ نوع آثار درگيري و سرقت در محل وجود نداشت ، فرضيه هاي متعددي مطرح شد. بازپرس اصغرزاده در اين خصوص به خبرنگار ما گفت : با بررسي دقيق صحنه و تحقيق از همسايه ها ، ابتدا هويت مرد 75 ساله به نام مقصود و همسرش جيران 71 ساله مشخص شد. همسايه ها عنوان گردند، چند ساعت پيش از وقوع حادثه ، آنها مقصود را ديده اند گه در حال انتقال تعدادي تخته از پارگينگ به محل سگونت خود بوده است

                  بازپرس شعبه دوم دادسراي جنايي افزود: شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد ابتدا مقصود همسرش جيران را خفه گرده ، زيرا آثار خفگي در جسد زن گاملا مشهود است و آن گاه پس از ارتگاب قتل ، به دليل آن گه شغلش نجاري بوده بااستفاده از چند تخته به سبگ و سياق فيلمهاي وسترني براي خود چوبه دار برپا گرده و خود را دار زده است



                  Comment


                  • يك عروس و داماد كه تنها سه روز از آغاز زندگي مشتركشان مي گذشت، بر اثر گازگرفتگي جان باختند.

                    اين حادثه تلخ زماني روشن شد كه مادر داماد وقتي از غيبت آنها نگران شده بود، به خانه آنها رفت. بنا به اين گزارش، صبح روز دوشنبه ۲۱ آذر ماه سال جاري مأموران كلانتري ۱۳ آبان با دريافت گزارشي از گازگرفتگي در خيابان ۱۳آبان بلافاصله در محل حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند. در بررسي محل حادثه مشخص شد يك نوعروس ۱۸ ساله به نام مينا رحيم ن?اد و تازه داماد ۲۱ ساله به نام داود ايماني نيمه شب بر اثر گازگرفتگي از پاي درآمده اند. زني در حالي كه به شدت گريه مي كرد با نشان دادن اجساد پسر و عروسش به مأموران گفت: پسرم سه روز قبل با دختردايي اش ازدواج كرد

                    وقتي آنها را در لباس عروسي ديدم، احساس كردم به آرزويم رسيده ام، ولي افسوس كه اين دو كبوتر تنها سه روز در ميان ما بودند و خيلي زود پر كشيدند. وي ادامه داد: آنها در خانه اي در خيابان ۱۳ آبان مستأجر بودند و دو روز اول زندگي به خانه ما مي آمدند، ولي از غروب روز يكشنبه ديگر هيچ خبري از آنها نشد. صبح روز دوشنبه با خانه آنها تماس گرفتم، ولي كسي پاسخگو نبود. خيلي نگران شدم و به خانه شان رفتم و وقتي از پنجره حياط داخل اتاق شدم، با اجساد آنها در حالي كه كنار يكديگر افتاده بود، مواجه شدم



                    Comment


                    • دو پسر ناشنوا گه قصد خروج از گشور را داشتند ، پس از به قتل رساندن دختر ناشنوايي گه همراهشان بود و از ادامه سفر با آنها خودداري گرده بود ، با برداشتن پول و طلاهاي او فرار گردند اما عذاب وجدان آنها را واداشت با ارسال نامه اي براي پليس ، پرده از راز جنايت شبانه بردارند.



                      19 آذر امسال ، زن ميانسالي با مراجعه به دادسراي ناحيه 3گرج اعلام گرد دختر 21 ساله او به نام شيرين از چند هفته قبل با برداشتن مقداري وجه نقد از خانه متواري شده است.در حالي گه به دستور بازپرس دادسراي گرج ، تحقيقات پليسي دراين باره آغاز شده بود ، نامه عجيبي به دست گارآگاهان اداره قتل گرج رسيد گه ارسال گنندگان آن مدعي بودند دختر ناپديد شده را به قتل رسانده اند.از آنجا گه اين احتمال وجود داشت گه ارسال گنندگان نامه واقعا مرتگب جنايت شده باشند، سرهنگ حسين مطهري ، رئيس اداره آگاهي گرج به گروهي از گارآگاهان ماموريت داد سرنخهايي درباره ارسال گنندگان نامه پيدا گنند و در حالي گه تحقيقات در اين باره ادامه داشت ، هفته گذشته 2 جوان 22 و 24 ساله ناشنوا به نامهاي شهرام و رضا با مراجعه به اداره اگاهي گرج و بيان اين گه ارسال گنندگان نامه آنها بوده اند ، مدعي شدند شيرين را چند هفته قبل در شهرستان زنجان به قتل رسانده و پول و طلاهاي او را به سرقت برده اند.با ادعاهاي اين 2 جوان ناشنوا ، تحقيقات پليسي براي بررسي چگونگي وقوع قتل آغاز شد. در بازجويي هاي صورت گرفته ، شهرام به قتل شيرين اعتراف گرد و مدعي شد دختر جوان گه از گودگي با وي آشنايي داشته است ، ماه گذشته از منزلشان متواري شده و نزد او آمده است.



                      شهرام در ادامه به گارآگاهان پليس گرج گفت : شيرين قصد داشت از گشور خارج شود بنابراين من پيش رضا رفتم گه تا به حال چندين بار به ترگيه سفر گرده بود و از وي خواستم با گرفتن پول ، من و شيرين را به ترگيه ببرد و او نيز موافقت گرد. بنابراين پس از گذشت چند روز هر سه به ترمينال رفتيم و به مقصد تبريز سوار اتوبوس شديم.

                      شهرام در ادامه اعترافاتش اذعان گرد: شيرين در ميانه راه زماني گه اتوبوس در زنجان توقف گرد از ادامه سفر پشيمان شد و با بيان اين گه 1.5 ميليون از مادر خود به سرقت برده ، گفت : مادرش حاضر به پذيرفتن او نيست و او نيز روي بازگشتن به خانه را ندارد. پس از پياده شدن شيرين از اتوبوس ، من و رضا نيز از اتوبوس پياده شديم و به دنبال او راه افتاديم و از او خواستيم به گرج بازگردد، اما شيرين مخالفت گرد و گفت به دليل سرقت پول از مادرش ديگر نمي تواند به خانه برگردد. وقتي من و رضا با اصرار از او خواستيم به خانه برگردد ، او يگباره شروع به داد و فرياد گرد و با بيرون آوردن چاقو از گيفش ، ضربه اي به سينه خود زد. در اين هنگام من براي جلوگيري از داد و فريادهاي او ، دستم را جلوي دهان او گرفتم ، اما وقتي او را رها گردم متوجه شدم خفه شده است



                      Comment


                      • مردي‌ چند ماه‌ قبل‌ همسر 37 ساله‌ خود را طلاق‌ داد اما پس‌ از مدتي‌ براي‌ اينكه‌ اين‌ زن‌ را به‌ ازدواج‌ مجدد با خود وادار كند، او را با تهديد اسلحه‌ ربود و به‌ يكي‌ از شهرهاي‌ شمالي‌ كشور برد

                        صبح‌ ديروز اين‌ زن‌ و مرد در شعبه‌ پنجم‌ بازپرسي‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ حاضر شدند و به‌ شرح‌ ماجرا پرداختند.

                        زن‌ كه‌ شاكي‌ پرونده‌ است‌ به‌ بازپرس‌ توكلي‌ گفت‌: بخاطر اختلاف‌ شديدي‌ كه‌ با شوهرم‌ داشتم‌ باوجود داشتن‌ سه‌ فرزند از او طلاق‌ گرفتم‌. در اين‌ مدت‌ شوهرم‌ مرتب‌ پيغام‌ مي‌فرستاد و از من‌ مي‌خواست‌ كه‌ دوباره‌ با او زندگي‌ كنم‌ اما من‌ تمايلي‌ نداشتم‌ تا اينكه‌ بالاخره‌ يك‌ روز از من‌ دعوت‌ كردتا دوتايي‌ با هم‌ بطور منطقي‌ صحبت‌ كنيم‌، شايد به‌ نتيجه‌ رسيديم‌.

                        يك‌ روز به‌ خانه‌ام‌ آمد اما با اسلحه‌ كمري‌ كه‌ از جيبش‌ درآورد مرا تهديد و به‌ زور سوار اتومبيلش‌ كرد و به‌ يكي‌ از شهرهاي‌ شمالي‌ كشور برد.

                        دو روز مرا داخل‌ ويلايي‌ حبس‌ كرده‌ بود و مي‌گفت‌ تا رضايت‌ كتبي‌ ندهي‌ كه‌ با من‌ ازدواج‌ كني‌ تو را آزاد نمي‌كنم‌.
                        من‌ هم‌ بالاخره‌ يك‌ روز از غفلت‌ او استفاده‌ كردم‌ و موفق‌ به‌ فرار شدم‌، بعد هم‌ شكايت‌ كردم‌ و ديروز او را دستگير كرده‌اند.
                        مرد متهم‌ به‌ بازپرس‌ توكلي‌ گفت‌: من‌ او را ندزديدم‌ بلكه‌ با ميل‌ خودش‌ با من‌ به‌ شمال‌ آمد



                        Comment


                        • Swiss hospital to allow suicide

                          A hospital in Switzerland says it will allow assisted suicide on its premises for terminally ill patients.


                          A spokesman for the university hospital in Lausanne said the decision was taken after a long reflection.

                          He added that the conditions for permitting an assisted suicide remained very strict.

                          The practice is legal in Switzerland, but only for patients who are mentally competent and suffering from an incurable disease.

                          From the start of next year terminally ill patients in Lausanne's main hospital will be allowed to take their own lives on hospital premises, as long as they are of sound mind, are already too ill to return home, and have expressed a persistent wish to die.

                          Until now, hospitals across Switzerland had refused to allow assisted suicide on site and had denied access to the Swiss voluntary euthanasia society, Exit.

                          This meant that patients wishing to die by assisted suicide had to leave hospital to do so.

                          The new ruling will give patients access to an external doctor or to a member of Exit.



                          Comment


                          • در واقع بابانوئل هم می تواند مانند اوباش رفتار کند. صحت این فرضیه را چهل مرد که خود را به شکل بابانوئل درآورده بودند روز شنبه هفده دسامبر در شهر اوکلند نیوزیلند ثابت کردند. روز شنبه چهل مرد که خود را به شکل بابانوئل درآورده بودند و به دلیل شرب خمر سرازپا نمی شناختند در خیابان های شهر اوکلند نیوزیلند دست به اوباشگری و عربده کشی زدند. بابانوئل های اوباش از فروشگاه ها سرقت کردند ، نگهبانان و فروشندگان را کتک زدند ، به سوی خودروها بطری های خالی پرتاب کردنددد

                            به گفته نورین هگارتی سخنگوی پلیس شهر اوکلند ماجرای این اوباش بابانوئل نما از بعدازظهر آغاز شد.آنها شروع به پرتاب بطری های خالی به سوی خودروها کرده و سپس یک پارک را در مرکز شهر اشغال کردند. بابانوئل های اوباش سطل های زباله را خالی کرده ، روی دیوار ساختمان ها با رنگ نقاشی کردند. همزمان ، برخی از آنها به چند فروشگاه یورش برده و پس از گفتن کریسمس مبارک دست به سرقت نوشابه های الکلی و برخی کالاهای کم ارزش زدند. پلیس توانست 3 تن از بابانوئل های اوباش را به اتهام مستی در انظار عمومی و برهم زدن نظم عمومی دستگیر کند. می توان نتیجه گرفت ، دستکم در شهر اوکلند نیوزیلند بابانوئل هم می تواند مانند اوباش رفتار کنددد



                            Comment


                            • راز سه جنايت خاموش با وجود تجسس هاي گسترده پليس در هاله اي از ابهام فرو رفته است.



                              قتل در حمام ـ نيمه شب روز ۹ فروردين ماه سال ،۷۵ كارگر يك حمام عمومي در خيابان مولوي با شنيدن فريادهاي دلخراش مرد آشنايي از خواب پريد و خود را به استراحتگاه مرد بي خانماني رساند. اين جوان هنوز چند قدمي با استراحتگاه فاصله داشت كه مردي با چاقويي خون آلود در دست بيرون دويد و فرار كرد و او ديد كه مرد بي خانمان با ضربات چاقو به قتل رسيده است. وقتي پليس براي بررسي اين جنايت وارد شد در قتلگاه مردي با نام نصرت الله قديري فندك و يك جفت كفش قاتل فراري را به دست آورد و با وجود گذشت ۹ سال در حالي كه تحقيقات نشان مي دهد قرباني يك مجرم سابقه دار است خانواده وي شناسايي نشده اند تا در تحقيق از آنان سرنخي از جنايت به دست آيد.



                              جسدي در ۲ گوني ـ صبح روز ۱۷ شهريور ماه سال ،۸۱ رهگذران در يك زمين خاكي بين دو ساختمان در بلوار آيت الله كاشاني به دو گوني خون آلود برخوردند. وقتي پليس به بررسي اين دو گوني پرداخت با پيكر جدا شده مرد ۲۵ ساله اي برخورد كه موهاي سياهرنگي داشت و صورتش فاقد مو بود اما هيچ مدركي براي شناسايي هويتش به دست نياوردند.



                              جسدي بدون دندان ـ روز ۲۳ بهمن ماه سال ،۸۱ جسد مردي با موهاي جوگندمي در جاده قديم كرج پيدا شد كه بدن نيمه عرياني داشت و لباس هايش پاره شده بود. در بررسي هاي تيم تحقيق مشخص شد كه قرباني ناشناس ۴۵ ساله است و مي توان علت مرگ وي را با توجه به صحنه حادثه در دو فرضيه حادثه و جنايت تحت بررسي قرار داد. قرباني كاپشن آبي رنگ با راه هاي نخودي، پيراهن مردانه خاكستري با راه هاي سفيد و شلوار نخودي به تن داشت و هيچ مدرك هويتي در جيب هايش به دست نيامد و دندان مصنوعي اش نيز در محل پيدا شدن جسد پيدا نشد. قاضي زماني رئيس شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايي عمومي تهران با توجه به بن بست تحقيقات در اين سه پرونده مرموز از مردم خواست اگر اطلاعاتي از سه قرباني يا سرنوشت آنان دارند به دادگاه مراجعه كنند و آن را در اختيار تحقيقات قرار دهند



                              Comment


                              • دانشجوي جواني كه ۹ سال قبل در نزاعي خونين به خاطر سوار شدن به ميني بوس اقدام به قتل هم دانشگاهي خود كرده بود، هنوز تحت تعقيب قضايي است. به درخواست پدر ۷۰ ساله دانشجوي مقتول، قاضي شعبه اول دادگاه مباركه براي شناسايي اين قاتل فراري دستور چاپ عكس وي را صادر كرد.



                                بنا به اين گزارش، ساعت ۱۷ و ۱۵ دقيقه روز ۲۵ ارديبهشت ماه سال ۷۵ در حالي كه مأموران كلانتري شهرك مجلسي در حال گشتزني بودند، با گزارش سرشيفت انتظامات اين شهرك در جريان نزاع خونين بين دو دانشجو قرار گرفتند. مأموران بلافاصله در محل درگيري حاضر شدند و پيكر بي جان دانشجوي جوان ۲۶ ساله اي به نام «احمد رمضانيان» را كه از پشت كمر مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته بود، به بيمارستان منتقل كردند. در حالي كه تلاش مأموران براي شناسايي و دستگيري جوان ضارب آغاز شده بود، تلاش پزشكان براي نجات جان دانشجوي جوان نتيجه اي نداد و او در بيمارستان مباركه جان سپرد. پزشكي قانوني مباركه علت مرگ اين جوان ۲۶ ساله را پارگي شش و عروق تشخيص داد. به دستور قاضي رسيدگي كننده به پرونده، تحقيقات در مورد علت و انگيزه اين درگيري خونين آغاز شد.



                                تحقيقات پليسي حاكي از آن بود كه دانشجويان دانشگاه آزاد واحد شهرك مجلسي به دليل بعد مسافت و فاصله ۶۰ كيلومتري بين اين واحد دانشگاهي و مركز اصفهان مي بايست هر روز منتظر وسيله هاي نقليه عمومي براي رسيدن به خوابگاه مي شدند. در زمان حادثه دانشجويان اين واحد دانشگاهي امتحانات پايان ترم را پشت سر مي گذاشتند و به خاطر كمبود وسيله نقليه عمومي، ازدحام زيادي در محل ترمينال اين شهرك به چشم مي خورد و همه دانشجويان منتظر رسيدن ميني بوس بودند. به محض آنكه ميني بوس وارد ايستگاه مي شود، هر دانشجوي جواني سعي داشته تا زودتر سوار شده و روي صندلي بنشيند، چرا كه بي خوابي هاي شب امتحان آنها را خسته كرده بود. به خاطر سوار شدن به ميني بوس بين دو جوان دانشجو مشاجره لفظي ايجاد مي شود و در حالي كه دانشجوي ۲۶ ساله _ مقتول _ كه در ترم آخر رشته الكترونيك تحصيل مي كرده قصد سوار شدن داشته، ناگهان از پشت سر مورد ضربات چاقوي دانشجوي ۲۰ ساله اي به نام «غلامرضا نجفي بيجاربنه» قرار مي گيرد و ضربه چاقو تا عمق ۷ سانتي در ريه دانشجوي ۲۶ ساله قرار گرفته و منجر به مرگ او مي شود.



                                مأموران در تحقيقات خود پي بردند «غلامرضا نجفي» متهم تحت تعقيب دانشجوي سال اول رشته برق با گرايش قدرت بوده و پس از قبولي در اين واحد دانشگاهي از شهرستان رشت به مباركه عزيمت نموده است. با به دست آمدن آدرس محل سكونت دانشجوي قاتل در شهرستان رشت، قاضي شعبه اول دادگاه عمومي مباركه يازدهم اسفند ماه سال ۷۸ با صدور نيابت قضايي دستور جلب اين متهم فراري و ورود به مخفيگاه وي را در شبانه روز صادر كرد، اما تلاش مأموران آگاهي مباركه جهت دستگيري اين متهم فراري بي نتيجه ماند.با گذشت ۹ سال از اين حادثه، پدر مقتول كه پيرمرد ۷۰ ساله اي است، به شعبه اول دادگاه عمومي مباركه مراجعه كرد و به قاضي دادگاه گفت: در طول اين ۹ سال پيگيري و تلاش هاي من براي دستگيري قاتل نتيجه اي در بر نداشته و به خاطر كهولت سن و حقوق كم بازنشستگي و اينكه خانواده من ساكن تهران، محل وقوع قتل در اصفهان و منزل جوان قاتل در رشت است، توانايي جسمي و بنيه مالي براي پيگيري اين موضوع در شهرستان و يا معرفي وكيل را ندارم.



                                در طول اين ۹ سال پسر ديگرم در همان دانشگاه و همان رشته شركت كرد و پذيرفته شد، اما به جهت يادآوري خاطرات تلخ قتل پسر بزرگترم كه بيگناه كشته شد، فرزند ديگرم ترك تحصيل كرد و از ادامه تحصيل منصرف شد. از آن تاريخ به بعد زندگي سختي داريم و خانواده ام از من به عنوان پدر و سرپرست انتظار حمايت و خونخواهي دارند، اما به هر كجا كه نامه مي نويسم راه به جايي نمي برم، چرا كه من در صحنه درگيري نبودم و قاتل را نمي شناسم، حتي اگر در حال حاضر از كنار من عبور كند. قاضي «احمدي»، رئيس شعبه اول دادگاه عمومي مباركه اصفهان با درخواست اولياي دم مقتول احمد رمضانيان دستور داد تا عكس قاتل فراري و تحت تعقيب به نام غلامرضا نجفي بيجاربنه جهت شناسايي و دستگيري در روزنامه چاپ شود



                                Comment

                                Working...
                                X