Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • حكم قصاص مردي كه متهم است زن 50 ساله‌اي را در پارك به دار آويخته است از سوي شعبه‌ي 42 ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت.



    در تاريخ 29/3/84 مسوول يكي از پارك‌ها ساعت 30/7 صبح كشف جنازه‌ي زن 50 ساله كه با گردنش با طناب به درخت آويزان شده بود گزارش مي‌دهد.



    نگهبان پارك گفته است كه حدود ساعت 7 صبح در قسمت غرب پارك متوجه جسد زني شدم كه به درخت آويزان شده بود. به سرعت به كلانتري 103 گاندي اطلاع مي‌دهد.



    همراه جسد شماره تلفني از شخصي به نام مصطفي پيدا شد. مصطفي ادعا كرده كه مادرم از نازي‌آباد خارج شده و ديگر به منزل مراجعه نكرده است تا اينكه در تاريخ 28/3/84 فرد ناشناسي به منزل ما زنگ زد و گفته است مادر شما در بزرگراه همت تصادف كرده و به بيمارستان بقيه‌الله يا ميلاد رفته است.



    مصطفي هم‌چنين عنوان كرده است هنگامي كه بيمارستان‌ها را گشتيم مادرم را پيدا نكرديم. به پزشكي قانوني مراجعه كرده و عكس مادرم را در ميان اجساد ديدم.



    بعد از تحقيقات شخصي به نام حافظ تبعه‌ي افغانستان و 28 ساله دستگير و بازداشت مي‌شود. وي گفته است يك سال قبل از طريق نظير، دوستم با مقتول (زهرا) آشنا شدم. چندين بار به منزل او مراجعه كردم و با او رابطه داشتم.



    فرد ديگري به نام محمد در جريان تحقيقات دستگير شد و گفت: روز چهارشنبه با زهرا (مقتوله) تماس گرفتم و با او قرار گذاشتم كه با هم به پارك طالقاني برويم شام خريديم و رفتيم قصد تعرض به او را داشتم كه ناگهان پشيمان شدم و عصباني شدم و او را با دستانم خفه كردم و سپس با طناب بندي كه همان اطراف بود او را به درخت حلق‌آويز كردم.



    قضات شعبه‌ي 71 براي محمد، متهم به قتل اين پرونده حكم قصاص صادر كرده بودند كه اين حكم از سوي قضات شعبه‌ي 42 ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت.




    Comment


    • سرهنگ رحماني، رييس دايره قتل معاونت آگاهي كرج در تشريح نحوه شناسايي متهمان اين گونه توضيح داد: مقارن ساعت 19:35 عصر روز 14 تير ماه سال جاري، ماموران كلانتري 23 «فرديس» در جريان وقوع يك فقره نزاع دسته جمعي قرار گرفتند كه طي آن نوجوان 16 ساله به هويت «محمد» در فلكه دوم فرديس با ضربات چاقو به شدت مجروح شده بود.

      اين در حالي بود كه پس از انتقال «محمد» به درمانگاه، وي به دليل شدت جراحات وارده و خونريزي جان باخت.

      بر اساس اين گزارش از آنجا كه مقتول فرزند رييس يكي از زندان‌هاي كرج بود، پرونده بلافاصله در دستور رسيدگي قرار گرفت و در جريان تحقيقات پليسي يك نوجوان 16 ساله به عنوان متهم اصلي بازداشت شد.

      بر اين اساس متهم بازداشت شده به هويت «فرامرز» در بازجويي‌هاي اوليه معترف شد كه به همراه مقتول و سه تن ديگر از دوستانشان بر سر مساله‌اي جزيي درگير شده‌اند.

      وي اذعان كرد: در جريان اين نزاع از آنجايي كه مقتول اقدام به فحاشي كرد، در حالي كه به شدت عصباني شده بودم با چاقويي كه همراه داشتم، به او حمله‌ور شده و تنها يك ضربه چاقو به ناحيه گردنش وارد كردم.

      به گزارش ايسنا در حالي كه متهم قصد فرار را داشت، شناسايي و در نهايت توسط كارآگاهان پليس جنايي كرج دستگير شد.

      همچنين از آنجايي كه در اين نزاع، افراد ديگري نيز حضور داشتند، پليس در جريان ادامه تحقيقات، سه متهم ديگر به نامهاي «سامان»، «عماد» و «سعيد» 16 ساله را دستگير كرد.

      بدين ترتيب تحقيقات در خصوص منازعه منجر به مرگ از متهمان دستگير شده، انجام شد و هر سه آنها با تأييد حضور در نزاع، اعتراف كردند: «فرامرز»، متهم اصلي پرونده با چاقوي همراهش، «محمد» (مقتول) را مورد حمله قرار داده بود.

      با محرز شدن اينكه ارتباطي ميان به قتل رسيدن نوجوان 16 ساله با مسايل شغلي پدرش وجود نداشته است، اين پرونده مختوم اعلام شده و متهمان جهت تحقيقات بيشتر در اختيار مقامات قضايي قرار گرفت.




      Comment


      • مقارن ساعت 15:45 روز گذشته بيستم تير ماه، در پي درگيري بين دو جوان در تعميرگاهي، يكي از آنها با ضربات چاقو نقش بر زمين شد.

        در اين حال با حضور ماموران پليس در محل حادثه، در حالي كه ضارب توسط اهالي محل دستگير شده بود، مضروب به بيمارستان حضرت رسول (ص) منتقل شد اما پس از دو ساعت بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

        با دستگيري متهم به قتل به هويت «علي» 22 ساله توسط ماموران كلانتري 118 «ستارخان»، وي در بازجويي‌هاي پليسي گفت: در حالي كه جهت باز پس گرفتن خودرو برادرم كه جهت تعمير به تعميرگاه برده بود به مقتول به هويت «محمد» 23 ساله مراجعه كردم، در مواجهه با تاخير وي جهت تعمير خودرو ناگهان عصباني شده و با او درگير شدم.

        وي در ادامه اعترافاتش افزود: در اين حال يك لحظه از شدت عصبانيت كنترل خود را از دست داده و با چاقويي كه در دست داشتم به طرف «محمد» حمله‌ور شدم و پس از اين كه جسد نيمه جان او را روي زمين، غرق در خون مشاهده كردم، متوجه شدم كه مرتكب چه جنايتي شده‌ام.

        بدين ترتيب يك لحظه عصبانيت جوان 23 ساله موجب تباهي آينده او و خانواده‌اش شد.




        Comment


        • در اين حادثه كه مقارن ساعت 7:30 صبح روز دوشنبه 19 تير ماه، در مسير راه‌آهن شمالغرب رخ داد، مرد جواني حدودا 25 ساله حين عبور قطار مسافربري مسير «زنجان ــ تهران» در كيلومتر 309 زنجان زير چرخهاي قطار مسافربري كشته شد.

          بر اساس اين گزارش از آنجا كه در زمان وقوع حادثه هوا كاملا روشن و مسير حركت قطار نيز قابل تشخيص بوده است، يكي از احتمالات پيش روي پليس در جريان تحقيقات، بررسي اقدام به خودكشي متوفي است.

          اين در حاليست كه لوكوموتيوران قطار نيز در جريان تحقيقات اوليه به ماموران اظهار كرده است، به محض مشاهده عابر بر روي ريل سوت قطار را به صدا درآورده، اما عابر پياده نسبت به اين اعلان خطر بي‌تفاوت بوده است، به طوري كه سرانجام در اثر برخورد زير چرخهاي قطار جان باخته است.

          بر اساس اين گزارش تحقيقات جنايي در خصوص اين حادثه از سوي ماموران پليس ادامه دارد.




          Comment


          • درگيري دو جوان بر سر مسايل ناموسي با قتل يكي از آنها پايان يافت.

            محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا، در تشريح علت بروز اين درگيري توضيح داد: مقارن ساعت 20 روز گذشته بيستم تيرماه، در پي اعلام خبري مبني بر وقوع يك فقره درگيري منجر به قتل در پارك «دانش» شهر ري، بلافاصله ماموران پليس با عزيمت به موقعيت، تحقيقات پليسي را آغاز كردند.

            با حضور ماموران در محل حادثه، بررسي‌هاي انجام شده مشخص كرد: در پي وقوع درگيري بين دو تن به نامهاي «مصيب» 17 ساله و «مهدي» 18 ساله در پارك «دانش» شهر ري، پس از دقايقي، «مصيب» با وارد كردن ضربات چاقو به ران پاي «مهدي»، به زندگي او پايان داده است.

            در اين حال با انتقال «مهدي» به بيمارستان هفتم تير ماه، تلاش پزشكان براي جلوگيري از شدت خونريزي از پاي وي آغاز شد.

            اين در حالي بود كه تلاش پزشكان پس از نزديك به 11 ساعت براي زنده نگهداشتن «مهدي» بي‌نتيجه ماند و وي مقارن ساعت 7 صبح امروز به دليل شدت خونريزي جان خود را از دست داد.

            بنا بر اين گزارش در حالي كه «مصيب» پس از مضروب كردن «مهدي» از محل متواري شده بود، تحقيقات محلي پليس در موقعيت درگيري نشان داد كه متهم به بهانه رابطه مقتول با خواهر صاحب كارش با وي درگير شده است.

            رييس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ خاطرنشان كرد: متهم به قتل كه احتمالا از مرگ «مهدي» اطلاعي ندارد، متواري بوده و تحقيقات پليس جهت دستگيري وي ادامه دارد.




            Comment


            • جلسه‌ي رسيدگي به پرونده‌ي مردي كه متهم است به خاطر همسر صيغه‌اي‌اش دوستش را به قتل رسانده صبح امروز با حضور ‌٥ قاضي شعبه‌ي ‌٧١ دادگاه كيفري استان تهران(عزيزمحمدي، رحيمي، عبداللهي، فراهاني و معتمدي) برگزار شد.


              به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق كيفرخواست قرائت شده در جلسه‌ي گذشته‌ي ‌٢٤/٣/٨٤، قربانعلي ‌٣٢ ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي مهدي ‌٢٠ ساله است. در بامداد روز ‌٧/١/٨٣ پيكر نيمه جان مقتول توسط فرد ناشناسي به يكي از بيمارستان‌هاي پاكدشت منتقل مي‌شود و فرد ناشناس كه بعدا مشخص مي‌شود متهم حاضر در دادگاه است، متواري مي‌شود.


              بنا به گفته نماينده‌ي دادستان در جلسه قبلي، با حضور قاضي دادسرا دستورات لازم صادر و در اين راستا خانمي به نام گلرخ شناسايي و دستگير مي‌شود و پس از اظهارات وي، متهم پس از سيزده روز شناسايي، دستگير و به جزييات ارتكاب جنايت اقرار مي‌كند.


              در جلسه‌ي گذشته دلداري به اظهارات متهم به قتل در پرونده اشاره كرده و گفته است: قصد داشتم سري به منزل همسر صيغه‌اي خود بزنم. حدود ساعت ‌١٢ بود چون لامپ منزل آنها خاموش بود و نور تلويزيون از پنجره مشخص بود شك كردم و با كليدي كه داشتم وارد منزل شدم و با حضور مهدي مواجه شدم.


              دلداري در رابطه با علت مرگ، اظهار داشته است: پزشكي قانوني علت مرگ را پارگي قلب اعلام كرده و اولياي دم نيز تقاضاي قصاص كرده‌اند. با توجه به اين، تقاضاي كيفر قانوني متهم را از محضر دادگاه خواستارم.


              در ابتداي جلسه‌ي اين هفته‌ي دادگاه، مادر گلرخ در جايگاه حاضر شده و عنوان داشت: بعد از اينكه گلرخ به عقد قربانعلي در آمد هنوز پانزده روز مانده بود كه مدت صيغه‌اش تمام شود كه قربانعلي به منزل ما آمد و صيغه‌نامه را پاره كرد. دخترم كه خرجي مي‌خواست به مدت يك سال به صيغه‌ي مهدي در آمد.


              هم‌چنين فرد ديگري به عنوان شاهد در جايگاه قرار گرفت و گفت: اواخر بهمن ماه بود كه مهدي را همراه خانمي ديدم. از او پرسيدم كه اين خانم كيست كه او در پاسخ گفت به مدت يك‌سال او را صيغه كرده‌ام. منزلي اجاره كرده‌ام و هشتاد هزار تومان به او داده‌ام.


              قاضي از يكي از شاهدان پرسيد: محضردار گفته است كه شما قسم خورده‌ايد كه قربانعلي به ژاپن رفته و ديگر برنمي‌گردد و او به حساب همين حرف مجددا صيغه را خوانده است.


              شاهد اين پرونده در پاسخ، گفت: محضردار دروغ مي‌گويد. ما اصلا چنين ادعايي نكرديم و فقط من به عنوان شاهد در محضر حضور داشتم.


              متهم به قتل در اين پرونده كه جلسه‌ي گذشته به اتهام قتل اعتراف كرده بود و جزييات آن را بيان داشته بود، با حضور در جايگاه دادگاه مجددا به اتهام خود اعتراف كرد.


              دادگاه اين پرونده به علت عدم حضور محضردار كه صيغه عقد را جاري كرده بود، تجديد وقت و به چهارشنبه‌ي هفته‌ي آينده موكول شد.




              Comment


              • در تاريخ 29/3/84 مسوول يكي از پارك‌ها ساعت 30/7 صبح كشف جنازه‌ي زن 50 ساله كه با گردنش با طناب به درخت آويزان شده بود گزارش مي‌دهد.

                نگهبان پارك گفته است كه حدود ساعت 7 صبح در قسمت غرب پارك متوجه جسد زني شدم كه به درخت آويزان شده بود. به سرعت به كلانتري 103 گاندي اطلاع مي‌دهد.

                همراه جسد شماره تلفني از شخصي به نام مصطفي پيدا شد. مصطفي ادعا كرده كه مادرم از نازي‌آباد خارج شده و ديگر به منزل مراجعه نكرده است تا اينكه در تاريخ 28/3/84 فرد ناشناسي به منزل ما زنگ زد و گفته است مادر شما در بزرگراه همت تصادف كرده و به بيمارستان بقيه‌الله يا ميلاد رفته است.

                مصطفي هم‌چنين عنوان كرده است هنگامي كه بيمارستان‌ها را گشتيم مادرم را پيدا نكرديم. به پزشكي قانوني مراجعه كرده و عكس مادرم را در ميان اجساد ديدم.

                بعد از تحقيقات شخصي به نام حافظ تبعه‌ي افغانستان و 28 ساله دستگير و بازداشت مي‌شود. وي گفته است يك سال قبل از طريق نظير، دوستم با مقتول (زهرا) آشنا شدم. چندين بار به منزل او مراجعه كردم و با او رابطه داشتم.

                فرد ديگري به نام محمد در جريان تحقيقات دستگير شد و گفت: روز چهارشنبه با زهرا (مقتوله) تماس گرفتم و با او قرار گذاشتم كه با هم به پارك طالقاني برويم شام خريديم و رفتيم قصد تعرض به او را داشتم كه ناگهان پشيمان شدم و عصباني شدم و او را با دستانم خفه كردم و سپس با طناب بندي كه همان اطراف بود او را به درخت حلق‌آويز كردم.

                قضات شعبه‌ي 71 براي محمد، متهم به قتل اين پرونده حكم قصاص صادر كرده بودند كه اين حكم از سوي قضات شعبه‌ي 42 ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت.




                Comment


                • سه تن كه با اسامي جعلي و افتتاح حساب در يكي از بانكهاي يزد كلاهبرداري كرده بودند، شناسايي و دستگير شدند.

                  به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، به دنبال شكايت يكي از بانكهاي استان يزد مبني بر جعلي بودن اسامي سه تن از افرادي كه در اين بانك افتتاح حساب كرده بودند، ماموران كلانتري 11 «چمران» اين شهرستان در جريان وقوع يك فقره كلاهبرداري قرار گرفتند.

                  بدين ترتيب جست‌و‌جوهاي پليسي براي شناسايي اين افراد آغاز شد و سرانجام ماموران موفق شدند با انجام يكسري كارهاي اطلاعاتي، هر سه متهم را دستگير كنند.

                  با دستگيري اين سه تن، ماموران توانستند در بازرسي از منزل آنها تعدادي اسناد جعلي از جمله سه جلد شناسنامه، يك عدد مهر بانك و يك عدد مهر اتحاديه خواربار فروشان به همراه مقاديري ترياك و سوخته ترياك كشف كنند.

                  همچنين در تحقيقات بعدي انجام شده بر روي اين پرونده و با توجه به اظهارات متهمان در جريان بازجويي‌ها، اسامي واقعي جاعلان به نامهاي «رضا» و «هاشم» هر دو 25 ساله و «داوود» 37 ساله محرز شد.

                  با تكميل اين پرونده، متهمان جهترسيدگي به موارد اتهامي و صدرو حكم در اختيار مرجع قضايي قرار گرفتند.

                  كشف 155 كيلوگرم مواد مخدر از قاچاقچياني كه در كمين پليس گرفتار شدند

                  با دستگيري يك قاچاقچي در شهرستان مهريز استان يزد، 141 كيلوگرم ترياك و 14 كيلوگرم هروئين كشف شد.

                  ماموران پاسگاه «شهيد مدني» مهريز در پي انجام كارهاي اطلاعاتي و شناسايي محل تردد افراد كوله‌كش اقدام به ايجاد كمين در اطراف پاسگاه كردند.

                  در اين حال و در حالي كه موقعيت ياد شده به شدت تحت تعقيب و مراقبت ماموران پليس قرار داشت، تعدادي كوله‌كش در بيابان‌هاي اين حوزه استحفاظي در كيمن‌ پليس مشاهده شدند.

                  بدين ترتيب ماموران اين پاسگاه توانستند پس از تعقيب و گريز قاچاقچيان، يك تن آنها را دستگير كنند.

                  همچنين در جريان جست‌وجو‌هاي انجام شده، 7 عدد كوله پشتي حامل 141 كيلوگرم ترياك و 14 كيلوگرم هروئين كشف و ضبط شد.

                  تلاش جهت دستگيري ديگر قاچاقچيان كه موفق به فرار شدند، ادامه دارد.




                  Comment


                  • جلسه‌ي رسيدگي به پرونده‌ي زني كه متهم است به همراه دوستش، همسر خود را به قتل رسانده صبح امروز در شعبه‌ي 74 دادگاه كيفري استان تهران با حضور 5 قاضي (كوه كمره‌اي، باقري، تردست، معتمدي و سالاري) برگزار شد.

                    به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي جلسه، رضوانفر نماينده‌ي دادستان به قرائت متن كيفرخواست پرداخت و گفت: در تاريخ 20/12/82 وقوع يك قتل به كلانتري 117 جواديه‌ي تهران اطلاع داده مي‌شود. ماموران پس از حضور با جسد كريم – ب مواجه مي‌شوند در حالي كه كف اتاق خوابيده بود و اثرات خفگي به وسيله‌ي زنجير بر روي گردنش مشهود بود.

                    رضوان‌فر در ادامه گفت: پس از تحقيقات ليلا – ر همسر مقتول به عنوان متهم رديف اول و متهم به مباشرت در قتل دستگير مي‌شود و پس از انجام تحقيقات رفعت – الف به عنوان معاونت در قتل عمدي كريم بازداشت مي‌شود.

                    كيفرخواست تكميل و اتهام معاونت در قتل با اين توصيف كه دخالت متهمه حداقل باعث كمك و مساعدت در طراحي نقشه‌ي قتل شده، صادر شد.

                    نماينده‌ي دادستان مستندا به ماده‌ي 207 و بند 2 ماده‌ي 43 با تبصره‌ي 1 اين ماده از قانون مجازات اسلامي با وصف مجرميت متهمان تقاضاي مجازات قانوني آنها را خواستار شد.

                    در ادامه‌ي جلسه اولياي دم در جايگاه دادگاه حاضر شدند و شكايت خود را از متهمان اعلام داشتند.

                    پدر مقتول با طرح شكايت از عروس خود، عنوان كرد: حدود ساعت 5 صبح بود كه ليلا با عجله به بالا (منزل ما) آمد و سعيد پسرم را صدا كرد. از او پرسيدم با سعيد چه كار داري؟ گفت كريم خوابيده در حالي كه دستش سيگار است و بلند نمي‌شود تا بچه را به مدرسه ببرد. همسرم پايين رفت. مدت زماني طول كشيد تا همسرم مرا صدا زد و گفت كريم را كشتند. وقتي پايين رفتم ليلا را در حالي ديدم كه لباس قرمز به تن داشت و تخمه مي‌خورد.

                    وي مدعي شد: بارها شنيدم كه عروسم به پسرم گفته بود كه من با دستان خودم تو را مي‌كشم. هنگامي كه همسايه‌ها با سر و صداي همسرم به منزل ما آمدند گفتند كريم را كشته‌اند چرا كه اثرات زنجير روي گردن كريم مشهود بود.

                    قاضي از پدر مقتول پرسيد: آيا شما در جريان اختلافات پسرتان با عروستان بوديد؟ وي در پاسخ گفت: در هر خانواده‌اي درگيري وجود دارد. من و همسرم چهل سال است كه با هم درگيري داريم. اما اين مساله دليل نمي‌شود كه همديگر را بكشيم.

                    در ادامه‌ي جلسه‌ي دادگاه مادر مقتول در جايگاه حاضر شد و تقاضاي قصاص قاتل فرزندش را از محضر دادگاه كرد.

                    وي در شرح ماجرا گفت: نزديك صبح بود كه ليلا سعيد را صدا كرد و گفت كريم بيدار نمي‌شود. وقتي من پايين رفتم ديدم لب‌هاي كريم كاملا كبود شده است. خيلي سعي كردم او را بلند كنم اما موفق نشدم. پدرش و همسايه‌ها را صدا كردم و گفتم كريم سكته كرده است. اما همسايه‌ها گفتند سكته نكرده و او را كشته‌اند. از ليلا پرسيدم چه اتفاقي افتاده او به من گفت صدايت در نيايد.

                    مادر مقتول در ادامه اظهار داشت: خواستم دستم را در دهان پسرم كنم تا نفسش درآيد اما دستانم به دهانش چسبيد و فهميدم براي اينكه صداي او در نيايد به دهانش چسب بسته بودند.

                    قاضي از مادر مقتول پرسيد: آيا از رفعت در اين پرونده شكايتي داري يا نه؟ وي در پاسخ گفت: من نمي‌دانم رفعت در اين پرونده نقشي داشته يا نه. اما مي‌دانم ليلا با رفعت رفت و آمد زيادي داشت و حتي شب حادثه تا دير وقت منزل آنها بود.

                    دختر متهم به قتل و مقتول به نام مونا يازده ساله به عنوان شاهد پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت: من از قاتل پدرم كه مادرم است شكايت دارم. ما شب حادثه منزل رفعت بوديم. مادرم از آنجا با مهدي تماس گرفت و قرار شد كه او دنبال ما بيايد. مادرم از مهدي سر كوچه يك دارويي مثل نمك گرفت. آمديم خانه و مادرم به پدرم گفت يكي – دو ساعت از وقتت مانده. رفعت مي‌خواست تنها به منزل برود. اما پدرم گفت خودم مي‌رسانمت و پدرم با مادرم رفعت را رساندند.

                    وي در ادامه گفت: من خواب بودم. وقتي بيدار شدم ديدم مادرم با پدرم كتك‌ كاري و دعوا مي‌كند. پدرم گفت من چايي مي‌خواهم. مادرم دارويي را كه از مهدي گرفته بود در چايي ريخت و به پدرم داد. وقتي پدرم چايي را خورد مادرم زنجير را دو بار دور گردن پدرم چرخاند و با طناب دست و پا و با چسب دهان پدرم را بست. بعد از چند دقيقه طناب‌ها و چسب را باز كرد. لباس‌هاي پدرم و خودش را عوض كرد و به من گفت بخواب و خودش بالا دنبال مادرم بزرگم رفت.

                    قاضي از اين شاهد پرونده، پرسيد: شما قبلا طي بازجويي‌هاي گذشته چيزي در خصوص چسب يا طناب نگفته‌ايد. وي در پاسخ گفت: روز حادثه مادرم به من گفت چيزي در اين ارتباط نگو براي همين من تا چند وقت قبل واقعيت را نگفتم.

                    متهم به مباشرت در قتل اتهام را قبول نكرد و اظهار داشت: من اظهارات شهود در دادگاه را قبول ندارم. ساعت 6 صبح وقتي بيدار شدم و ديدم همسرم خودش را به چارچوب انباري كنار اتاق‌مان با زنجير موتور بسته است سريعا بالا رفتم و ماجرا را به پدر و مادر همسرم اطلاع دادم. تا زماني كه آنها بيايند به سختي زنجيرها را باز كردم و او را داخل اتاق كشيدم.

                    قاضي از متهم پرسيد: زنجير چگونه بسته شده بود. متهم گفت: زنجير موتور از يك سو به گردن و دست‌هاي همسرم و از سوي ديگر دور در انباري كه شيشه نداشت بسته شده بود. من با كليدي كه در جيب همسرم بود باز كردم.

                    قاضي مجددا پرسيد: آيا همسر شما زنجير را دور دستان و گردنش بسته و از بيم اينكه كليدهايش گم نشود داخل جيبش گذاشته است؟ متهم در پاسخ جوابي نداد. علاوه بر اين اظهار داشت: من فردي به نام مهدي نمي‌شناسم و همه‌ي صحبت‌هاي دخترم در اين ارتباط توطئه است. صحبت‌هايي كه در آگاهي كردم نيز تحت فشار بوده است.

                    وي ادامه داد:همسرم در گذشته چندين بار سابقه‌ي خودكشي و خودزني داشته و حتي اثرات خودزني نيز بر روي بدنش مشهود بوده و حتي پزشكي قانوني آن را تاييد كرده است.

                    رفعت متهم رديف دوم و متهم به معاونت در قتل كريم،44 ساله با حضور در جايگاه دادگاه اتهام خود را قبول نكرد و گفت: من فقط با ليلا رفت و آمد خانوادگي داشتم و حتي در خصوص رفتار او با همسرش او را نصحيت مي‌كردم. من كسي به نام مهدي نمي‌شناسم.

                    در مقابل اين حرف قاضي پرسيد: اگر فردي به نام مهدي نمي‌شناسي پس چگونه آدرس او را در آگاهي داده‌اي. متهم گفت: من اصلا آدرس نداده‌ام و نمي‌دانم كه آدرس مهدي را آگاهي از كجا آورده است.

                    حكم اين پرونده پس از شور پنج قاضي شعبه‌ي 74 دادگاه كيفري استان تهران صادر خواهد شد



                    Comment


                    • روز تلاش پليس به دستگيري متهم به قتل 28 ساله‌اي منجر شد كه پس از دستگيري ادعا كرد: مقتول قصد تجاوز به او داشته است.

                      به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، در پي وقوع درگيري بين دو تن از اراذل و اوباش در منزلي در خيابان دماوند تهران، يكي از طرفين درگيري به هويت «مصطفي» 23 ساله با ضربه چاقو از سوي فردي به هويت «سعيد» 28 ساله به قفسه سينه‌اش مجروح شد.

                      به دنبال اين حادثه و اعلام خبر به مركز فوريت‌هاي پليسي 110، زماني كه ماموران پليس و امداد اورژانس در محل درگيري حضور يافتند، «مصطفي» به بيمارستان منتقل شد اما دو ساعت بعد به علت شدت جراحت جان خود را از دست داد.

                      بر اين اساس در حالي كه در جريان تحقيقات پليسي هويت قاتل مشخص شده بود، بررسي‌ها جهت دستگيري وي آغاز شد.

                      اين در حالي بود كه 105 روز تلاش پليس جهت دستگيري عامل متواري اين جنايت ادامه داشت سرانجام اطلاعاتي به ماموران كلانتري 127 «نارمك» داده شد كه بر اساس آن اعلام شده بود، متهم در منزلي در ميدان 72 «نارمك» مخفي شده است.

                      بدين ترتيب با اعزام ماموران كلانتري به محل اختفاي متهم به قتل، پليس موفق شد طي يك عمليات غافلگيرانه وي را به هويت «سعيد» دستگير كند.

                      «سعيد» پس از انتقال به اداره 10 پليس آگاهي تهران بزرگ در بازجويي‌هاي به عمل آمده، اعتراف كرد كه طي اين مدت در اصفهان مخفي شده و در حالي كه تصور مي‌كرده، آبها از آسياب افتاده و ديگر دستگير نخواهد شد به تهران بازگشته است.

                      به گزارش ايسنا متهم در تحقيقات بعدي ادعا كرد: با مقتول دوست بودم و روز حادثه در حالي كه به منزل مجردي وي رفته بودم، متوجه نيات شومش جهت انجام اعمال غيراخلاقي شدم و بدين ترتيب با وارد كردن ضربه‌اي چاقو به زندگي «مصطفي» پايان دادم.

                      محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با تأييد اين خبر اعلام كرد: در حالي كه بررسي‌هاي پليس نشان داده است، متهم و مقتول از اراذل و اوباش بوده و در چندين فقره درگيري و عربده كشي با هم همدست بوده‌اند، تحقيقات در خصوص انگيزه ارتكاب قتل همچنان ادامه دارد.



                      Comment


                      • dobare hame ja dare jang mishe...man az jang motanafer beeedam......baba baste dige....pas SOLH baraye chi ast???!!!!....solhe sefido abi...

                        Comment


                        • عابر پياده در حالي كه شاهد نزديك شدن قطار مسافربري بود، با قرار گرفتن بر روي ريل‌ها جان باخت.



                          در اين حادثه كه مقارن ساعت 7:30 صبح روز دوشنبه 19 تير ماه، در مسير راه‌آهن شمالغرب رخ داد، مرد جواني حدودا 25 ساله حين عبور قطار مسافربري مسير «زنجان ــ تهران» در كيلومتر 309 زنجان زير چرخهاي قطار مسافربري كشته شد.



                          بر اساس اين گزارش از آنجا كه در زمان وقوع حادثه هوا كاملا روشن و مسير حركت قطار نيز قابل تشخيص بوده است، يكي از احتمالات پيش روي پليس در جريان تحقيقات، بررسي اقدام به خودكشي متوفي است.



                          اين در حاليست كه لوكوموتيوران قطار نيز در جريان تحقيقات اوليه به ماموران اظهار كرده است، به محض مشاهده عابر بر روي ريل سوت قطار را به صدا درآورده، اما عابر پياده نسبت به اين اعلان خطر بي‌تفاوت بوده است، به طوري كه سرانجام در اثر برخورد زير چرخهاي قطار جان باخته است.



                          بر اساس اين گزارش تحقيقات جنايي در خصوص اين حادثه از سوي ماموران پليس ادامه دارد.




                          Comment


                          • نزاع چهار نوجوان بر سر دعوايي كه با فحش ناموسي همراه شد، مرگ يكي از نوجوانان را رقم زد.



                            سرهنگ رحماني، رييس دايره قتل معاونت آگاهي كرج در تشريح نحوه شناسايي متهمان اين گونه توضيح داد: مقارن ساعت 19:35 عصر روز 14 تير ماه سال جاري، ماموران كلانتري 23 «فرديس» در جريان وقوع يك فقره نزاع دسته جمعي قرار گرفتند كه طي آن نوجوان 16 ساله به هويت «محمد» در فلكه دوم فرديس با ضربات چاقو به شدت مجروح شده بود.



                            اين در حالي بود كه پس از انتقال «محمد» به درمانگاه، وي به دليل شدت جراحات وارده و خونريزي جان باخت.



                            بر اساس اين گزارش از آنجا كه مقتول فرزند رييس يكي از زندان‌هاي كرج بود، پرونده بلافاصله در دستور رسيدگي قرار گرفت و در جريان تحقيقات پليسي يك نوجوان 16 ساله به عنوان متهم اصلي بازداشت شد.



                            بر اين اساس متهم بازداشت شده به هويت «فرامرز» در بازجويي‌هاي اوليه معترف شد كه به همراه مقتول و سه تن ديگر از دوستانشان بر سر مساله‌اي جزيي درگير شده‌اند.



                            وي اذعان كرد: در جريان اين نزاع از آنجايي كه مقتول اقدام به فحاشي كرد، در حالي كه به شدت عصباني شده بودم با چاقويي كه همراه داشتم، به او حمله‌ور شده و تنها يك ضربه چاقو به ناحيه گردنش وارد كردم.



                            به گزارش ايسنا در حالي كه متهم قصد فرار را داشت، شناسايي و در نهايت توسط كارآگاهان پليس جنايي كرج دستگير شد.



                            همچنين از آنجايي كه در اين نزاع، افراد ديگري نيز حضور داشتند، پليس در جريان ادامه تحقيقات، سه متهم ديگر به نامهاي «سامان»، «عماد» و «سعيد» 16 ساله را دستگير كرد.



                            بدين ترتيب تحقيقات در خصوص منازعه منجر به مرگ از متهمان دستگير شده، انجام شد و هر سه آنها با تأييد حضور در نزاع، اعتراف كردند: «فرامرز»، متهم اصلي پرونده با چاقوي همراهش، «محمد» (مقتول) را مورد حمله قرار داده بود.



                            با محرز شدن اينكه ارتباطي ميان به قتل رسيدن نوجوان 16 ساله با مسايل شغلي پدرش وجود نداشته است، اين پرونده مختوم اعلام شده و متهمان جهت تحقيقات بيشتر در اختيار مقامات قضايي قرار گرفت.




                            Comment


                            • پيشرفت علمي و تکنولوژيک بشر را ملاحظه مي کنيد؟ روزبه روز و ساعت به ساعت دارد يک چيزي از خودش درمي آورد ، اختراع مي کند که آدم شاخ درمي آورد. نمونه مي خواهيد؟... چشم ، اين هم يک نمونه...



                              دانشمندان بتازگي موفق به کشف نوعي اسپري استنشاقي از راه بيني [مگر از راههاي ديگر هم مي شود؟!] شده اند که محتوي هورمون عشق بوده و مي تواند به مشاجرات زناشويي پايان دهد. (اين پاراگراف ، بجز آنچه داخل کروشه آمد، عين متن خبر از نشريه سلامت بود.)



                              يادآوري عشقي :



                              ياد مجنون خدابيامرز به خير که بدون استفاده از اسپري ، عاشق دربست گل روي ليلي در حد خيلي شد ، آن هم به طور ميلي و نه ايميلي.



                              در اين رابطه ، دانشمندان از 50 زوج خواسته اند درباره مسائلي که در روابطشان لاينحل باقي مانده و عقده شده ، جر و بحثي ساختگي انجام دهند. در اين آزمايش زوجهايي که اسپري حاوي هورمون اکسي توسين را استنشاق کردند ، کمتر به جان هم افتادند.



                              پيشنهاد 1:



                              اسم اين اسپري عشق را اگر اسپري مهرورزي بگذارند بهتر است. به شرطي که به اسپري موردنظر سياسي نگاه نکنند.



                              Comment


                              • بازپرس دادسراي جنايي تهران براي عاملان جنايت خونين اتوبان آزادگان به اتهام محاربه، قرار مجرميت صادر كرد.



                                دو متهم پرونده كه قرار است بزودي به اتهام دو فقره قتل آنها در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي شود، هفته گذشته براي گرفتن آخرين دفاع به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي تهران آورده شدند كه بازپرس حسيني در رابطه با تير اندازي و ديگر اتهامات متهمان از آنها بازجويي كرد.



                                پس از گرفتن آخرين دفاعيات دو متهم به نامهاي محمد رضا و مجيد بازپرس جنايي جرم ارتكابي آنها را محاربه تشخيص داد.



                                با صدور كيفرخواست براي متهمان پرونده آنها براي رسيدگي به اتهام محاربه به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده خواهد شد.



                                ساعت 16 و 45 دقيقه روز شنبه 26 فروردين ماه امسال ماموران گشت پليس آگاهي در اتوبان آزادگان به يك خودروي زانتياي مشكي رنگ مشكوك شده و به راننده آن دستور توقف دادند اما راننده خودرو با مشاهده پليس با سرعتي بيش از 160 كيلومتر در ساعت اقدام به فرار از محل كرد با فرار دو سرنشين زانتيا ماموران به تعقيب آنها پرداختند، متهمان نزديك ميدان جهاد با ترافيك خودروها روبه رو شدند.



                                آنها كه خود را در يك قدمي دستگيري مي ديدند براي فرار از دست ماموران به سوي خودروها تيراندازي كردند كه بر اثر آن دو خودروي پيكان و يك خودروي پژو هدف گلوله قرار گرفت.



                                در اين زمان ماموران به كنار خودروي متهمان رسيدند كه دو سرنشين آن با دو اسلحه كلاشينكف كه همراه داشتند خودروي گشت پليس را به رگبار بستند كه يكي از ماموران به نام محسن ندافان از ناحيه پهلو مجروح شد.



                                ماموران پس از حدود 15 دقيقه تعقيب و گريز در نعمت آباد، خيابان لوله گاز ، موفق به متوقف كردن خوردوي اشرار مسلح شدند. دو متهم در ادامه با استفاده از مجروحيت يكي از ماموران از خودروي خود پياده شده و وارد خانه‌اي در آن خيابان كه در آن باز بود شدند.



                                آنها سپس خود را به پشت‌بام خانه رسانده و از آنجا به سوي ماموران تيراندازي كردند. در اين تيراندازي دو عابر كه در حال گذر از خيابان بودند از ناحيه كتف و پهلو هدف گلوله قرار گرفتند، سرانجام ساعت 17 و 10 دقيقه با حضور سه گشت ديگر پليس در محل درگيري،‌ منطقه به محاصره درآمد و دو متهم به نام‌هاي محمد رضا 30 ساله و مجيد 32 ساله كه از قاچاقچيان مواد مخدر بودند دستگير شدند.



                                سه مجروح حادثه نيز سريع به بيمارستان منتقل شدند كه مامور پليس و يكي از عابران كه هويت وي هنوز مشخص نشده است قبل از رسيدن به بيمارستان به علت شدت جراحات جان باختند.



                                همچنين از خودروي زانتياي متهمان كه شيشه هاي آن دودي رنگ و صندلي عقب آن برداشته شده بود دو اسلحه كلاشينكف، 15 خشاب پر و بيش از 150 فشنگ كشف شد.



                                متهمان اعتراف كردند از يك معامله بزرگ مواد مخدر برمى گشتند. آنها در بازجويى هاى اوليه به معامله بيش از 100 كيلوگرم مواد مخدر اعتراف كردند اما در مراحل بعدى بازجويى ضد و نقيض گويى هاى فراوانى داشتند.



                                پس از تحقيقات از متهمان براي آنها به اتهام مباشرت در دو قتل عمد كيفر خواست صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.



                                پرونده دو قاچاقچي مواد مخدر هم اكنون براي محاكمه روي ميز قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفته است.



                                همچنين پرونده دو متهم در رابطه با ديگر جرايم آنها در دادسرا در حال بررسي است



                                Comment

                                Working...
                                X