Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Imam Zaman does not live in the Bermuda Triangle!

    [img]http://www***anian.com/Anyway/2005/November/Images/bermuda.gif[/img]



    Comment


    • khorrafaaat

      Comment


      • خواهرم‌ را بخاطر رابطه‌ با مردها كشتم‌

        پسر 28 ساله‌يي‌ كه‌ خواهرش‌ را بخاطر انحرافات‌ اخلاقي‌ با ضربات‌ چاقو به‌ قتل‌ رسانده‌ بود، ديروز در شعبه‌ دادگاه‌ كيفري‌ محاكمه‌ شد و با رضايت‌ خانواده‌ اولياي‌ دم‌ از اعدام‌ نجات‌ يافت


        در ابتداي‌ جلسه‌ ديروز كه‌ به‌ رياست‌ قاضي‌ افتخاري‌ در شعبه‌ 74 كيفري‌ برگزار شد، حيدري‌ نماينده‌ دادستان‌ به‌ شرح‌ ماجراي‌ پرونده‌ پرداخت‌. وي‌ گفت‌: در اين‌ پرونده‌ حسن‌ )28 ساله‌( متهم‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ 30 مرداد 83 به‌ خانه‌ خواهرش‌ فاطمه‌ در منطقه‌ شهر ري‌ رفته‌ و پس‌ از درگيري‌ او را به‌ قتل‌ رسانده‌ است‌.اين‌ جوان‌ بعد از دستگيري‌ به‌ قتل‌ اعتراف‌ كرد و گفت‌: خواهرم‌ فاطمه‌ چند سال‌ پيش‌ طلاق‌ گرفته‌ بود كه‌ دوباره‌ ازدواج‌ كرداما با وجود اينكه‌ شوهر داشت‌ كارهاي‌ غير اخلاقي‌ انجام‌ مي‌داد و هرچه‌ به‌ او تذكر مي‌دادم‌ توجهي‌ نمي‌كرد، بخاطر همين‌ تصميم‌ گرفتم‌ او را بكشم‌ و اين‌ لكه‌ ننگ‌ را پاك‌ كنم‌. روز حادؤه‌ به‌ خانه‌اش‌ رفتم‌، فاطمه‌ مشغول‌ كشين‌ سيگار بود. به‌ او گفتم‌ كه‌ دست‌ از رفتارهاي‌ ناشايست‌ بردار، تو شوهرداري‌، اما فاطمه‌ با بي‌اعتنايي‌ جوابم‌ را داد و من‌ هم‌ عصباني‌ شدم‌ و با ضربات‌ چاقو او را كشتم‌.

        بعد از شرح‌ ماجراي‌ پرونده‌ توسط‌ نماينده‌ دادستان‌، پدر و مادر فاطمه‌ خواستار بخشش‌ پسرشان‌ شدند و گفتند ما قصاص‌ نمي‌خواهيم‌.سپس‌ متهم‌ در حضور پنج‌ قاضي‌ قرار گرفت‌ و رييس‌ دادگاه‌ از او پرسيد: آيا قبول‌ داريد كه‌ عمداص خواهرتان‌ را به‌ قتل‌ رسانديد?متهم‌ گفت‌: بله‌ قبول‌ دارم‌، اما حالا پشيمانم‌ و از خداوند طلب‌ بخشش‌ دارم‌.قاضي‌: به‌ چه‌ انگيزه‌يي‌ خواهرتان‌ را به‌ قتل‌ رسانديد?متهم‌: خواهرم‌ فاطمه‌ چند سال‌ پيش‌ از شوهر اولش‌ طلاق‌ گرفته‌ بود و بعد از مدتي‌ دوباره‌ با مردي‌ ازدواج‌ كرد، اما شوهر دومش‌ معتاد بود و اصلاص به‌ زن‌ و زندگي‌اش‌ اهميت‌ نمي‌داد. خواهرم‌ هم‌ از اين‌ موقعيت‌ سوء استفاده‌ مي‌كرد.

        بارها دوستانم‌ او را با مردهاي‌ غريبه‌ ديده‌ بودند و هرچه‌ به‌ او تذكر مي‌دادم‌ بي‌فايده‌ بود.چند روز قبل‌ از حادؤه‌ در خيابان‌ خواهرم‌ را ديدم‌ كه‌ سوار يك‌ ماشين‌ شد كه‌ راننده‌ آن‌ يك‌ مرد جوان‌ بود.يك‌ شب‌ به‌ ديدن‌ خواهرم‌ رفتم‌ و چون‌ مهمان‌ در منزل‌ داشتند، او را صدا زدم‌ و گفتم‌ آن‌ مرد غريبه‌ كي‌ بود كه‌ تو سوار ماشينش‌ شدي‌?اما فاطمه‌ با بي‌تفاوتي‌ و تمسخر جوابم‌ را داد و همان‌ شب‌ تصميم‌ گرفتم‌ او را بكشم‌. فرداي‌ آن‌ شب‌ يك‌ چاقو خريدم‌ و به‌ خانه‌ خواهرم‌ رفتم‌. فاطمه‌ در خانه‌ تنها بود. به‌ او گفتم‌ چرا با مردهاي‌ غريبه‌ ارتباط‌ داري‌? مگر تو شوهر نكردي‌? اما فاطمه‌ مي‌خنديد و از جواب‌ دادن‌ به‌ سوال‌هايم‌ طفره‌ مي‌رفت‌. با او درگير شدم‌ و در يك‌ لحظه‌ كنترلم‌ را از دست‌ دادم‌ و با ضربات‌ چاقو او را كشتم‌.در پايان‌ محاكمه‌ وكيل‌ متهم‌ به‌ دفاع‌ از موكلش‌ پرداخت‌ و قضات‌ شعبه‌ 74 دادگاه‌ كيفري‌ به‌ شور نشستند تا حكم‌ متهم‌ را با توجه‌ به‌ رضايت‌ خانواده‌ اولياي‌ دم‌ صادر كنند. احتمالاص اين‌ پسر جوان‌ از لحاظ‌ جنبه‌ عمومي‌ به‌ سه‌ سال‌ حبس‌ محكوم‌ مي‌شود.




        Comment


        • دختر 14 ساله‌يي‌ كه‌ توسط‌ چند موتور سوار در نارمك‌ تهران‌ ربوده‌ شده‌ بود پس‌ از بازگشت‌ به‌ خانه‌ راز فعاليت‌ سياه‌ يك‌ باند فساد را فاش‌ كرد

          اعضاي‌ اين‌ باند فساد با ربودن‌ دختران‌ كم‌ سن‌ و سال‌ آنها را در اختيار خانه‌هاي‌ فساد و افراد مختلف‌ قرار مي‌دادند و پول‌ مي‌گرفتند. يكي‌ از واسطه‌هاي‌ اين‌ باند دختري‌ 16 ساله‌ به‌ نام‌ اكرم‌ معروف‌ به‌ الناز است‌ كه‌ پس‌ از دوستي‌ با دختران‌ هم‌ سن‌ و سال‌ خود آنها را اغفال‌ مي‌كرد و در اختيار چند پسر از اعضاي‌ باند فساد قرار مي‌داد تا دايركنندگان‌ مركز فساد و فحشا اين‌ دختران‌ نوجوان‌ را براي‌ تن‌ فروشي‌ آماده‌ كنند. دختران‌ فريب‌ خورده‌ هم‌ كه‌ تن‌ به‌ آلودگي‌ مي‌دادند روي‌ بازگشت‌ به‌ خانه‌ را نداشتند و ساكن‌ «خانه‌ غم‌» مي‌شدند. ناپديد شدن‌ يك‌ دختر 14 ساله‌ كه‌ توسط‌ الناز اغفال‌ شده‌ و در اختيار اعضاي‌ باند قرار گرفته‌ بود، راز اين‌ باند فساد را فاش‌ كرد.

          روز 22 مهرماه‌ امسال‌ مادر اين‌ دختر با مراجعه‌ به‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ گفت‌: چند روز پيش‌ دختر همسايه‌مان‌ به‌ نام‌ الناز كه‌ دختري‌ 16 ساله‌ است‌، به‌ در خانه‌ ما آمد و دختر چهارده‌ ساله‌ام‌ هانيه‌ را با خود برد و از آن‌ موقع‌ ديگر خبري‌ از بچه‌ام‌ ندارم‌.مادر هانيه‌ به‌ بازپرس‌ توكلي‌ گفت‌: دختر همسايه‌مان‌ الناز، دختر خوبي‌ نيست‌ او با پسرهاي‌ زيادي‌ در ارتباط‌ است‌ با يك‌ نفر به‌ نام‌ شاهين‌ ارتباط‌ دارد كه‌ كارش‌ اغفال‌ دختران‌ كم‌ سن‌ و سال‌ و فروش‌ آنها به‌ خانه‌هاي‌ فساد است‌.

          با شكايت‌ اين‌ زن‌، ماموران‌ پايگاه‌ ششم‌ پليس‌ آگاهي‌ تهران‌ بلافاصله‌ الناز را دستگير كردند و تحت‌ بازجويي‌ قرار دادند. وي‌ ابتدا منكر قضيه‌ شد اما بعد ادعا كرد، آن‌ روز به‌ همراه‌ هانيه‌ )دختر گمشده‌( به‌ ميداني‌ در نارمك‌ تهران‌ رفته‌اند اما چند موتورسوار آنها را تعقيب‌ كرده‌اند و هانيه‌ بخاطر اعتراض‌ به‌ آنها شروع‌ به‌ فحاشي‌ كرده‌ كه‌ يكي‌ از موتورسواران‌ او را به‌ زور سوار موتور كرده‌ و از آنجا فرار كرده‌اند.

          الناز در اظهارات‌ بعدي‌ اعتراف‌ كرد كه‌ يكي‌ از موتورسوارها به‌ نام‌ كريم‌ معروف‌ به‌ «كريم‌ پوست‌ كلفت‌» را مي‌شناسد ولي‌ خانه‌اش‌ را بلد نيست‌.

          در تحقيقات‌ بيشتر پليس‌ معلوم‌ شد كه‌ كريم‌ از دوستان‌ الناز است‌ و با او ارتباط‌ دارد اما الناز در بازجويي‌ها منكر موضوع‌ شد. در حالي‌كه‌ بازجويي‌ها از الناز ادامه‌ داشت‌، مادر هانيه‌ بارديگر به‌ پليس‌ مراجعه‌ كرد و گفت‌: «مرد ناشناسي‌ به‌ من‌ تلفن‌ كرد و گفت‌ اگر رضايت‌ بدهيد كه‌ الناز از بازداشت‌ آزاد شود ما هم‌ دخترتان‌ هانيه‌ را برمي‌گردانيم‌!»

          بدين‌ ترتيب‌ ماموران‌ متوجه‌ ارتباط‌ الناز با آدم‌ ربايان‌ شدند و بازجويي‌هاي‌ خود را از اين‌ دختر با شدت‌ بيشتري‌ دنبال‌ كردند، اما الناز هربار به‌ بهانه‌يي‌ از لو دادن‌ همدستانش‌ طفره‌ مي‌رفت‌. وي‌ در بازجويي‌هاي‌ خود به‌ افسر پرونده‌ گفته‌ بود كه‌ كريم‌ پيغام‌ داده‌ است‌ اگر او را لو بدهم‌ مرا مي‌كشد. من‌ از كريم‌ مي‌ترسم‌، اگر راز جنايت‌ او و همدستانش‌ را فاش‌ كنم‌، حتماص بلايي‌ به‌ سرم‌ مي‌آورند.

          با گذشت‌ يك‌ هفته‌ از اين‌ ماجرا يك‌ شب‌ هانيه‌ به‌ خانه‌شان‌ برگشت‌ و راز ربوده‌ شدن‌ خود را فاش‌ كرد.هانيه‌ گفت‌: روز جمعه‌ مادرم‌ خانه‌ نبود. الناز )دختر همسايه‌( به‌ دنبالم‌ آمد و گفت‌، برويم‌ گردش‌، من‌ هم‌ قبول‌ كردم‌ ولي‌ در ميدان‌ امامت‌ نارمك‌ 6 موتورسوار ما را محاصره‌ كردند و مرا به‌ زور ربودند. الناز هم‌ سوار يك‌ پرشيا شد و رفت‌. يكي‌ از ربايندگان‌ كه‌ اسمش‌ كريم‌ پوست‌ كلفت‌ بود، مرا به‌ خانه‌اش‌ برد و به‌ من‌ تجاوز كرد. بعد از آن‌ مرا به‌ يك‌ نفر به‌ نام‌ هادي‌ دادند، او هم‌ بعد از تجاوز به‌ من‌، مرا به‌ زني‌ به‌ نام‌ فرانك‌ تحويل‌ داد. فرانك‌ شب‌ها مرا به‌ خانه‌ پولدارها در خيابان‌هاي‌ بالاي‌ شهر مي‌برد و در اختيارشان‌ مي‌گذاشت‌. من‌ هم‌ با بلايي‌ كه‌ به‌ سرم‌ آورده‌ بودند، روي‌ برگشت‌ به‌ منزل‌ را نداشتم‌. از طرف‌ ديگر تحت‌ نظر بودم‌ تا فرار نكنم‌. يك‌ هفته‌ پيش‌ اين‌ زن‌ بودم‌ تا اينكه‌ يك‌ روز كريم‌ به‌ خانه‌ فرانك‌ آمد و گفت‌: بايد اين‌ دختر را برگردانيم‌، برايمان‌ دردسر مي‌شود، بعد مرا نزديك‌ خانه‌مان‌ رها كردند و رفتند...

          بدين‌ ترتيب‌ ماموران‌ از وجود يك‌ باند فساد و فحشا و فريب‌ دختران‌ نوجوان‌ باخبر شدند و در حالي‌كه‌ تلاش‌ مي‌كردند تا اعضاي‌ باند را شناسايي‌ و دستگير كنند، مادر هانيه‌ به‌ دادسرا مراجعه‌ كرد و به‌ بازپرس‌ توكلي‌ گفت‌: «مي‌خواهم‌ رضايت‌ بدهم‌ ديگر نمي‌خواهم‌ اين‌ پرونده‌ پيگيري‌ شود.» اين‌ زن‌ وحشتزده‌ بود و به‌ نظر مي‌رسيد او را تهديد كرده‌اند تا از پيگيري‌ ماجرا صرف‌ نظر كند و به‌ اين‌ ترتيب‌ الناز هم‌ كه‌ برايشان‌ عامل‌ فريب‌ دختران‌ كم‌ سن‌ و سال‌ بود، از بازداشت‌ آزاد شود ولي‌ پليس‌ آگاهي‌ با تشكيل‌ اكيپ‌هايي‌، به‌ پيگيري‌ موضوع‌ ادامه‌ مي‌دهد تا همه‌ اعضاي‌ باند فريب‌ دختران‌ را شناسايي‌ و دستگير كند



          Comment


          • پدر سنگدل «آرزو كوچولو» كه در اقدامي جنون آميز، دختر ۱۶ ماهه اش را خفه كرده است، همسر خود را طراح اين جنايت سياه دانست.



            اين مرد ۳۷ ساله در برابر قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران ادعا كرد وقتي همسرش درخواست طلاق داده است، در زندان تصميم گرفته است تا واقعيت قتل دختر خردسالش را فاش كند. بنا به اين گزارش، نيمه شب سه شنبه ۲۶ خرداد ماه سال جاري زوج جواني هراسان پيكر بي جان دختر خود را به بيمارستان لقمان حكيم رساندند و خواستار نجات جان وي شدند. وقتي معاينات پزشكي نشان داد آرزو كوچولو خفه شده است، مأموران كلانتري ۱۱۲ ابوسعيد براي روشن ساختن راز مرگ دختر ۱۶ ماهه وارد عمل شدند و دريافتند شب حادثه جز پدر و مادر دختربچه، هيچ كس در خانه آنان نبوده است و مادر آرزو وقتي از حمام بيرون آمده است، به خاطر رنگ پريدگي چهره دخترش سراغ او كه در بستر خواب بود رفته و پي به مرگ آرزو كوچولو برده است.



            مأموران در بررسي هاي خود پدر آرزو كوچولو را عامل جنايت شناختند و اين مرد كه «علي» نام دارد، وقتي ديد چاره اي جز اعتراف ندارد، ادعا كرد وقتي شنيده است همسرش براي بار سوم باردار شده است، به خاطر اعتراض به عدم اعتناي همسرش به سقط جنين، آرزو كوچولو را در شرايط سخت روحي و رواني به قتل رسانده است.



            در دادگاه



            ساعت ۱۲ ظهر ديروز _ سه شنبه ۲۴ آبان ماه سال جاري _ قاضي عزيز محمدي _ رئيس دادگاه _ به همراه چهار قاضي مستشار _ رحيمي، باقري، شهرابي فراهاني و شريفي _ به جلسه رسيدگي پرونده جنايت سياه «آرزو كوچولو» رسميت داد.

            ابتدا داديار رضوانفر به قرائت كيفرخواست پرداخت و سپس «علي» با درخواست رئيس دادگاه پشت تريبون دفاع قرار گرفت و گفت: «مشكل مالي نداشتم، صاحب دو كار بودم اما نمي خواستم سه بچه داشته باشم. آرزو كوچولو را خيلي دوست داشتم، وقتي شنيدم همسرم باردار است از او خواستم سقط كند. ابتدا پذيرفت، اما بعد از سفري به مشهد گفت نمي خواهد سقط جنين كند. وقتي اصرارم را ديد با ناراحتي به من گفت چرا براي دختر و پسر ديگرمان نقشه نمي كشم و آنان را سر به نيست نمي كنم. همين وسوسه مادر آرزو كوچولو بود كه روحيه ام را بهم ريخت.«باور كنيد همسرم از من ديوانه تر است، از وقتي نيت شيطاني به جانم افتاده بود از رو در رو شدن با بچه ها هراس داشتم تا اينكه شب جنايت وقتي «آرزو» و پسرم خوابيدند، همسرم به حمام رفت و من به تماشاي مسابقه فوتبال پرداختم. در يك لحظه با ديدن آرزو كوچولو كه خوابيده بود به ياد خوابي افتادم كه همسرم در حال خفه كردن من بود، نمي دانم چرا كنترل كارهايم را در اختيار نداشتم بالش را از زير سرش برداشته و روي دهانش گذاشتم و فشار دادم، وقتي بالش را برداشتم ديدم كبود شده است. چراغ را خاموش كردم و بالش را زير سرش گذاشتم.

            بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، پس از اينكه مادر آرزو كوچولو هم ادعاهاي همسرش را منكر شد و نپذيرفت، هيأت قضايي وارد شور شده است تا رأي خود براي مجازات پدر سنگدل را صادر كند.



            Comment


            • يك مرد كه گرداننده خانه فساد در محمديه قزوين بود صبح ديروز به دار مجازات آويخته شد.



              اين مرد با همدستي همسرش پس از فريب زنان و دختران جوان آنها را به خانه فساد كشانده و از آنها فيلمبرداري مي كردند.بنابراين گزارش، اسفندماه سال ۸۱ در پي گزارشهاي مردمي اكيپي از مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعي تحقيقات گسترده اي را در اين زمينه آغاز كردند و پس از دو هفته تحت نظر گرفتن خانه فساد به دستور قاضي شعبه ۱۸ دادگاه عمومي قزوين وارد آنجا شده و صاحبخانه و همسرش را به همراه چند نفر ديگر دستگير كردند.

              در بازرسي از خانه مقدار زيادي مشروبات الكلي و مواد مخدر به همراه فيلم هاي مبتذل مربوط به افرادي كه به اين مركز فساد رفت و آمد مي كردند كشف شد.قاضي پروينيان رئيس شعبه ۱۸ دادگاه عمومي قزوين پس از محاكمه اين زن و شوهر آنها را به اعدام، ۱۰ سال حبس، ۵ سال تبعيد و ۸۰ ضربه شلاق محكوم كرد.

              به گزارش خبرنگار ما، قضات شعبه ۲۸ ديوانعالي كشور پس از بررسي حكم، اعدام مرد را تأييد و قابل اجرا دانستند و حكم وي را جهت رفع ابهام به دادگاه بدوي ارسال كردند.پس از رسيدگي مجدد و رفع ابهام پرونده و تأييد حكم اعدام، صبح روز دوشنبه ۲۳ آبان ماه سال جاري با حضور قاضي اجراي احكام دادگستري قزوين و رئيس ندامتگاه مركزي، اين مرد به دار مجازات آويخته شد.گفتني است همسر وي به جرم همدستي در ايجاد مركز فساد در بهمن ماه سال ۸۲ به دار مجازات آويخته شد.

              [img]http://www***anmania.com/News/Photoes/General/Top/250edam151105.jpg[/img]



              Comment


              • akh akh che ghalati kard bande khoda

                Comment


                • فردي‌ از دست‌ زنش‌ به‌ تيمارستان‌ پناه‌ برد

                  آقاي‌ قاضي‌، شوهرم‌ خودش‌ را به‌ ديوانگي‌ زده‌ كه‌ حق‌ و حقوق‌ زندگي‌ و نفقه‌ام‌ را ندهد.

                  اين‌ گفته‌ زن‌ جواني‌ است‌ كه‌ ديروز براي‌ شكايت‌ از همسرش‌ به‌ دادگاه‌ خانواده‌ رفته‌ بود. به‌ گزارش‌ خبرنگار پايگاه‌ خبري‌ پليس‌، اين‌ زن‌ به‌ قاضي‌ دادگاه‌ گفت‌: شوهرم‌ هشت‌ ماه‌ پيش‌ ورشكست‌ شد و بدهي‌ زيادي‌ بالا آورد. هر روز عده‌ زيادي‌ از طلبكارها به‌ دنبال‌ شوهرم‌ بودند و او از اين‌ شهر به‌ آن‌ شهر فرار مي‌كرد.

                  حالا حدود چهارماه‌ است‌ كه‌ خانه‌ و زندگي‌اش‌ را رها كرده‌ و رفته‌ است‌. هربار كه‌ با او تماس‌ مي‌گرفتم‌ به‌ بهانه‌هاي‌ مختلف‌ تلفن‌ را قطع‌ مي‌كرد تا اينكه‌ فهميدم‌ خودش‌ را به‌ ديوانگي‌ زده‌ و در يك‌ بيمارستان‌ رواني‌ بستري‌ شده‌ است‌، اما من‌ مي‌دانم‌ كه‌ او خودش‌ را مجنون‌ نشان‌ مي‌دهد تا نفقه‌ و خرجي‌ چهارماهه‌ام‌ را ندهد. قاضي‌ دادگاه‌ هم‌ دستور داد شوهر اين‌ زن‌ را پزشكان‌ قانوني‌ معاينه‌ كنند و بفهمند كه‌ آيا واقعاص ديوانه‌ شده‌ يا خودش‌ را به‌ جنون‌ زده‌ است‌.




                  Comment


                  • i like this forum best thanks

                    Comment


                    • مردي‌ كه‌ آرزوي‌ پسر داشت‌ صاحب‌ 5 دختر شد

                      مردي‌ كه‌ آرزو داشت‌ يك‌ فرزند پسر داشته‌ باشد با دو زن‌ ازدواج‌ كرد اما وقتي‌ صاحب‌ پنج‌ دختر از همسرانش‌ شد به‌ دادگاه‌ خانواده‌ تهران‌ مراجعه‌ كرد تا شكايت‌ خود را به‌ نزد قاضي‌ ببرد.

                      اين‌ مرد 45 ساله‌ به‌ خبرنگار پايگاه‌ اطلاع‌رساني‌ پليس‌ گفت‌: من‌ بيست‌ سال‌ پيش‌ با همسر اولم‌ ازدواج‌ كردم‌ و هميشه‌ آرزو داشتم‌ فرزندم‌ پسر باشد اما از بخت‌ بد، زنم‌ يك‌ دختر به‌ دنيا آورد.

                      دلم‌ را خوش‌ كردم‌ كه‌ دومين‌ بچه‌ حتما پسر خواهد بود ولي‌ اين‌ بار هم‌ نوزاد دختر بود. به‌ همه‌ دكترهايي‌ كه‌ مي‌شناختم‌ مراجعه‌ كردم‌ و هزاران‌ نوع‌ درمان‌ به‌ كار برديم‌ اما نتيجه‌يي‌ نداشت‌ و سومين‌ و چهارمين‌ بچه‌مان‌ هم‌ دختر شدند. ديگر اميدي‌ به‌ تولد پسري‌ از زنم‌ را نداشتم‌ و تصميم‌ گرفتم‌ اين‌ بار براي‌ تولد يك‌ پسر اميد به‌ زن‌ ديگري‌ ببندم‌.

                      زني‌ را كه‌ از قبل‌ مي‌شناختم‌ به‌ عقد موقت‌ خود در آوردم‌. برايش‌ خانه‌يي‌ جداگانه‌ در شهريار گرفتم‌ و دلخوش‌ از اين‌ بودم‌ همسر دومم‌ آرزويم‌ را برآورده‌ خواهد كرد اما از بخت‌ بد اين‌ زن‌ هم‌ پنجمين‌ فرزند دخترم‌ را به‌ دنيا آورد. تازه‌ وقتي‌ زن‌ اولم‌ از راز ازدواج‌ دومم‌ باخبر شد بناي‌ ناسازگاري‌ را با من‌ گذاشت‌، حسابي‌ اعصابم‌ را به‌ هم‌ ريخت‌. هر روز در خانه‌ جنگ‌ و دعوا داشتيم‌ و گاهي‌ مشاجره‌ما به‌ زد و خورد هم‌ مي‌كشيد. بالاخره‌ از همه‌ چيز خسته‌ شدم‌ و تصميم‌ گرفتم‌ زن‌ اولم‌ را طلاق‌ بدهم‌. اما هنوز اميدي‌ به‌ تولد يك‌ پسر از زن‌ دومم‌ وجود دارد.

                      قاضي‌ دادگاه‌ پس‌ از شنيدن‌ گفته‌هاي‌ اين‌ مرد همسران‌ او را به‌ دادگاه‌ احضار كرد تا در حضور آنها به‌ پرونده‌ رسيدگي‌ كند.




                      Comment


                      • [img]http://www***anian.com/Anyway/2005/November/Images/reza2.jpg[/img]



                        Comment


                        • wow chize kami nista, hala wagheiat dare ya na?

                          Comment


                          • baba ki hal dare in hameh bekhoneh

                            Comment


                            • i dont believe it

                              Comment


                              • اقدام ماهرانه يك مرد كه به خاطر داشتن رابطه پنهاني با دو دختر دانشجو، همسرش را خفه كرده است، هيأت قضايي دادگاه كيفري استان تهران را با ابهاماتي روبرو كرده است.

                                قضات شعبه ۷۱ به رياست قاضي عزيزمحمدي، جزئيات اين جنايت جنجالي در شهرستان فيروزكوه را روشن خواهند ساخت.بنا به اين گزارش، روز ۲۶ بهمن ماه سال ،۸۳ مردي ۲۸ ساله با نام حميد، همسر ۲۲ ساله اش به نام سولماز را به بيمارستاني در فيروزكوه رساند و زماني كه پزشكان با ديدن آثار فشار و خفگي روي گردن زن جوان پليس را خبر كردند، ادعاي عجيبي را مطرح كرد.اين مرد گفت: چند ساعت پيش وقتي بچه ام را به خانه برده و نزد همسرم گذاشتم آنجا را ترك كردم و به بيرون رفتم، ساعتي پيش در بازگشت به خانه پيكر بي جان سولماز را ديدم كه روي پله ها خود را با طناب حلق آويز كرده بود، او را خيلي سريع پايين آوردم و به بيمارستان رساندم.


                                وقتي اين ادعاي عجيب از سوي پليس و در خانه قرباني بررسي شد تحقيقات پليسي و قضايي نشان داد كه سولماز نمي توانسته با آن شرايط دست به خودكشي بزند و با توجه به قد وي و ارتفاع محل حلق آويزي اش پاهاي قرباني با زمين تماس داشته است.اين سرنخ هاي وي?ه كه نشان از وقوع جنايتي تلخ مي داد همزمان شد با رديابي اختلافات شديد زوج جواني كه ناشي از انحرافات اخلاقي شوهر سولماز بود.شوهر سولماز، در جريان رابطه پنهاني با دو دختر دانشجو در فيروزكوه با سولماز اختلاف داشته است تا جايي كه اين مرد به خاطر همين اتهام از سوي پليس دادگاه بازداشت شده بود و ادعا كرده بود به دو دختر پناه داده است.شوهر سولماز، در اين پرونده كه به خاطر آن به تحمل ۲۰ ضربه شلاق نيز محكوم شده بود، ادعا كرده بود كه در شب باراني وقتي دو دختر دانشجو را به خوابگاه راه نداده بودند از سر دلسوزي با فرستادن همسرش به خانه پدرش آنان را به خانه خود برده و با فاش شدن اين ماجرا با سولماز اختلاف پيدا كرده است.تحقيقات قضايي نشان داد كه اين مرد و دو دختر دانشجو به خاطر همين اتهام شب قبل از حادثه هر كدام ۲۰ ضربه شلاق خورده اند و شايد حميد به خاطر كينه جويي دست به قتل سولماز زده است.

                                بدين ترتيب، با وجود دو پهلو بودن نظريه پزشكي قانوني كه اصل مرگ سولماز را بر خودكشي گرفته است و تصميم نهايي را به گردن تحقيقات قضايي پليس انداخته است پليس و دادسراي فيروزكوه حميد را عامل قتل همسرش شناخت و دادستان شهرستان فيروزكوه در اين پرونده جنجالي كيفرخواستي مبني بر قاتل بودن شوهر سولماز را صادر كرد.بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، پرونده اين مرگ در اختيار ۵ قاضي شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفته است و هيأت قضايي براي ابهام زدايي وارد عمل شده است.



                                Comment

                                Working...
                                X