Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • آرش» پسر جواني كه با در دست داشتن اسلحه قلابي در تجريش تهران اقدام به تهديد و تجاوز به كودكان مي كرد، به صورت فوق العاده در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه خواهد شد.

    اين پسر جوان در تحقيقات قضايي و پليسي، تجاوز به كودكان پسر در مناطق مختلف تهران از سال ۷۹ را به گردن گرفته است.بنا به اين گزارش، وقتي پدر يك پسربچه ۹ ساله ادعاي تكاندهنده اي را پيش روي پليس قرار داد، به دستور قاضي جعفر صابري زفرقندي - معاون دادستان و سرپرست دادسراي وي?ه فرودگاه - تيم وي?ه اي در پليس امنيت براي رديابي شكارچي كودكان پسر تشكيل شد

    پدر اين پسربچه در تحقيقات گفت: وقتي پسرم از سرويس مدرسه پياده شده و قصد آمدن به خانه را داشته است، جوان ناشناسي با اغفال وي، پسرم را به زيرزمين ساختماني كشانده و با تهديد و ارعاب او را مورد تجاوز قرار داده است. تيم وي?ه تحقيق با راهنمايي هاي اين پسربچه و كودكان ديگري كه گرفتار سرنوشت مشابهي شده بودند، به رديابي هاي گسترده اي پرداختند و جوان ۲۷ ساله اي به نام «مهدي» معروف به «آرش» را پس از مظنون گيري هاي پي در پي مجرم شناختند.بدين ترتيب، آرش روز ۲۷ بهمن ماه سال ۸۳ وقتي در سرپل تجريش پرسه مي زد و دنبال طعمه اي مي گشت، با اقدام اطلاعاتي و عملياتي مأموران پليس امنيت محاصره شد و به دام افتاد. كارآگاهان در بازرسي بدني از اين پسر جوان، يك اسلحه پلاستيكي كه شباهت زيادي به سلاح جنگي داشت، كشف كردند و با وجود مطابقت داشتن مشخصات ظاهري وي و جوان متجاوز و اينكه «آرش» در زمان اجراي نيت شوم خود از اسلحه اي براي تهديد طعمه هايش استفاده مي كرد، اين پسر هرگونه دخالت در تجاوزهاي سريالي به كودكان در شمال تهران را نپذيرفت.

    بدين ترتيب، با دستور قاضي صابري زفرقندي، پسربچه ۹ ساله درحالي كه از ترس مي لرزيد، روبروي «آرش» قرار گرفت و تأييد كرد كه وي همان جوان متجاوز است و شكي در آن نيست.«آرش» چاره اي جز اعتراف نداشت. اين پسر گفت: «آن روز در حال تردد بودم كه متوجه شدم اين پسربچه از سرويس مدرسه پياده شد و مشغول بازي در جلوي ساختمان است، به طرف او رفتم و پس از فريب دادن او، پسرك را با خودم به زيرزمين و موتورخانه ساختمان كشاندم و...

    با ادعاهاي تكاندهنده آرش كه پرده از جنايات سياه برداشته بود، تحقيقات قضايي و پليسي نشان داد كه وي ديماه سال ،۸۳ پسر ۱۱ ساله اي را نيز وقتي در جلوي خانه شان بازي مي كرد، به بهانه اي داخل خرابه اي برده و با تهديد اسلحه وي را تسليم خواسته شيطاني اش كرده است.

    اين تجسسها در شاخه ديگري فاش كرد كه ۲۹ آذرماه سال ۸۳ نيز پسر ۱۲ ساله اي از جلوي خانه شان به حاشيه رودخانه كشانده شده است و «آرش» با تهديد اسلحه وي را نيز مورد تجاوز قرار داده است. وقتي بررسي هاي مأموران پليس امنيت مشخص كرد كه «آرش» در اقدامات سريالي به ۵ كودك ۹ تا ۱۷ ساله تجاوز كرده است، «آرش» را تحت بازجويي وي?ه قرار دادند و اين بار جوان متجاوز پرده از جزئيات اقدامات سياه خود برداشت.«آرش» گفت: «از سال ۷۹ تاكنون در مناطق مختلف تهران اقدام به شناسايي و تجاوز به كودكان و نوجوانان كرده ام و قبلاً نيز چهار بار به اين جرم دستگير و به زندان و تبعيد محكوم شده ام و پس از آزادي باز سراغ كودكان پسر مي رفتم.»اين جوان انگيزه خود از تجاوز به كودكان پسر را سرنوشت تلخ خود در دوران كودكي دانست و گفت: وقتي ۱۰ سال بيشتر نداشتم، مردي به من تعرض كرد و اين مسأله به صورت عقده در وجودم مانده است. از سوي ديگر خانواده اي از هم گسيخته دارم، پدر معتادم من و خانواده ام را ترك كرده است.

    رسيدگي فوق العاده

    بازپرس دادسراي وي?ه فرودگاه بعد از ابهام زدايي از جزئيات اقدامات جوان متجاوز تجريش و تكميل تحقيقات، وقتي «آرش» تجاوز به كودكان پسر را پذيرفت و اقدامات پزشكي قانوني روي پسربچه ۹ ساله نشان داد كه وي تحت تعرض قرار گرفته است، با صدور رأي عدم صلاحيت پرونده اين جنايات سياه را به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داد.بدين ترتيب، رسيدگي فوق العاده به پرونده «آرش» در اختيار هيأت قضايي شعبه ۷۷ دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي ساعي قرار گرفت و آنان مطالعه تخصصي پرونده را در دستور كار خود قرار دادند.بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، پنج قاضي دادگاه با توجه به اينكه جرم «آرش» در صورت اثبات، مجازات سنگين اعدام را در پي خواهد داشت، براي وي وكيل تسخيري تعيين كرده اند و قرار است روز ۲۸ آذرماه سال جاري از سوي قاضي ساعي و چهار قاضي مستشار تحت محاكمه قرار گيرد.



    Comment


    • وقتي از اين قاضي بازنشسته دادگاه كيفري استان مي‌خواهيم كه از تكان‌دهنده‌ترين پرونده‌هاي قتلي كه رسيدگي آنها را به عهده داشته است ياد كند، مدتي تامل مي‌كند و از ميان خاطرات تلخ و شيرين سال‌ها قضاوت و وكالت در دستگاه قضايي چند نمونه را كه هنوز برايش تازه و قابل لمس است عنوان مي‌كند

      وي مي‌گويد: در يك پرونده مرد قوي هيكل و ورزشكاري و كارمند بود، در هر زورخانه‌اي كه مي‌رفت داراي احترام بسياري بود، در پايين شهر حوالي چهارراه مختاري براي خود اسم و رسمي داشت، بوكسور و كشتي‌گير بود، كه متاسفانه به خاطر مشكلات زندگي پس از بازنشستگي با همسرش اختلاف پيدا كرد، اين زوج سال‌ها به دليل فقر اقتصادي با يكديگر مشكل داشتند تا اينكه روزي مرد پس از بازگشت به خانه يكي يكي فرزندان 14، شش و هشت ساله‌ي خود را صدا مي‌زند و يكي يكي آنها را سر مي‌برد و بعد منتظر مي‌شود تا همسرش از راه برسد و زماني كه زن وارد خانه مي‌شود در حالي كه از حضور مرد در خانه متعجب و عصباني بوده با او درگير مي‌شود و مرد او را هم با ضربات چاقو به قتل مي‌رساند.

      وي ادامه مي‌دهد: بعد رگ دست خود را مي‌زند، تا بر اثر خونريزي جان خود را از دست بدهد اما بعد از ساعت‌ها انتظار مي‌بيند كه هنوز زنده است بعد با وصل كردن يك سيم لخت به پريز برق قصد داشت خود را دچار برق گرفتگي كرده و از بين ببرد اما حتي مرگ او را نمي‌پذيرد و پس از پرت شدن بيهوش مي‌شود تا اينكه پس از متوجه شدن همسايه‌ها مرد به بيمارستان منتقل مي‌شود و از مرگ نجات يافت اما پس از محاكمه در دادگاه اعدام شد.

      وي مي‌گويد: به راستي چه كسي در اين ماجرا مقصر است آيا فقط مردي كه به خاطر مشكلات مالي دست به چنين اقدامي زده يا ساير عوامل كه در مشكلات اقتصادي و فقر مفرط او در زندگي دخيل بوده‌اند هم نقش دارند؟

      ياورزاده از مرد ديگري ياد مي‌كند كه به خاطر مشكلات اقتصادي هر چهار فرزندش را سوار موتور كرده و در رودخانه‌ي كرج پرتاب كرد، يا مردي كه به خاطر نداشتن جا و مكان مناسب براي زندگي به همراه دو دخترش در شوفاژخانه يكي از همسايگان زندگي مي‌كرد و هر دو دخترش را در بيابان‌هاي اطراف تهران به قتل رساند چون معتقد بود كسي در شوفاژخانه يك واحد مسكوني به خواستگاري دختران او نخواهد‌ آمد و آنها هيچ‌گاه زندگي مناسبي را نخواهند داشت.

      اين قاضي سابق محاكم جنايي از پرونده‌ي بيجه به عنوان يكي ديگر از تكان دهنده‌ترين پرونده‌هايش ياد مي‌كند و مي‌گويد: بيجه اعدام شد و از بين رفت اما آيا حقيقتا عوامل بيجه‌ساز در جامعه از بين رفت؟ آيا كسي به فكر افتاد آن عوامل را شناسايي كند و قدمي در جهت رفع آنها بردارد؟

      وي از پرونده‌هايي ياد مي‌كند كه قاتل آنها را شناسايي و دستگير كرده و پرده از راز يك معما برداشته است و معتقد است داستان بسياري از آنها را از ياد برده اما از پرونده‌هايي كه به هر دليل نتوانسته قاتل را پيدا كند به عنوان پرونده‌هاي زنده ياد مي‌كند و مي‌گويد: مقتول اين پرونده‌ها هنوز در ذهن و ياد من حضور دارد. هنوز به من نگاه مي‌كنند، روي دست‌ها من هستند و هنوز بوي تعفن آن را حس مي‌كنم و اين جنازه‌ها هر روز براي من بزرگ‌تر مي‌شوند




      Comment


      • Dear Redwine,

        In ha khbar hayi jalebi hastand. Az zahmat hayton khile mamnoon.

        inja ra tazeh kashf kardam.

        Comment


        • Originally posted by RedWine
          مردي‌ كه‌ آرزو داشت‌ يك‌ فرزند پسر داشته‌ باشد با دو زن‌ ازدواج‌ كرد اما وقتي‌ صاحب‌ پنج‌ دختر از همسرانش‌ شد به‌ دادگاه‌ خانواده‌ تهران‌ مراجعه‌ كرد تا شكايت‌ خود را به‌ نزد قاضي‌ ببرد.

          اين‌ مرد 45 ساله‌ به‌ خبرنگار پايگاه‌ اطلاع‌رساني‌ پليس‌ گفت‌: من‌ بيست‌ سال‌ پيش‌ با همسر اولم‌ ازدواج‌ كردم‌ و هميشه‌ آرزو داشتم‌ فرزندم‌ پسر باشد اما از بخت‌ بد، زنم‌ يك‌ دختر به‌ دنيا آورد.

          دلم‌ را خوش‌ كردم‌ كه‌ دومين‌ بچه‌ حتما پسر خواهد بود ولي‌ اين‌ بار هم‌ نوزاد دختر بود. به‌ همه‌ دكترهايي‌ كه‌ مي‌شناختم‌ مراجعه‌ كردم‌ و هزاران‌ نوع‌ درمان‌ به‌ كار برديم‌ اما نتيجه‌يي‌ نداشت‌ و سومين‌ و چهارمين‌ بچه‌مان‌ هم‌ دختر شدند. ديگر اميدي‌ به‌ تولد پسري‌ از زنم‌ را نداشتم‌ و تصميم‌ گرفتم‌ اين‌ بار براي‌ تولد يك‌ پسر اميد به‌ زن‌ ديگري‌ ببندم‌.

          زني‌ را كه‌ از قبل‌ مي‌شناختم‌ به‌ عقد موقت‌ خود در آوردم‌. برايش‌ خانه‌يي‌ جداگانه‌ در شهريار گرفتم‌ و دلخوش‌ از اين‌ بودم‌ همسر دومم‌ آرزويم‌ را برآورده‌ خواهد كرد اما از بخت‌ بد اين‌ زن‌ هم‌ پنجمين‌ فرزند دخترم‌ را به‌ دنيا آورد. تازه‌ وقتي‌ زن‌ اولم‌ از راز ازدواج‌ دومم‌ باخبر شد بناي‌ ناسازگاري‌ را با من‌ گذاشت‌، حسابي‌ اعصابم‌ را به‌ هم‌ ريخت‌. هر روز در خانه‌ جنگ‌ و دعوا داشتيم‌ و گاهي‌ مشاجره‌ما به‌ زد و خورد هم‌ مي‌كشيد. بالاخره‌ از همه‌ چيز خسته‌ شدم‌ و تصميم‌ گرفتم‌ زن‌ اولم‌ را طلاق‌ بدهم‌. اما هنوز اميدي‌ به‌ تولد يك‌ پسر از زن‌ دومم‌ وجود دارد.

          قاضي‌ دادگاه‌ پس‌ از شنيدن‌ گفته‌هاي‌ اين‌ مرد همسران‌ او را به‌ دادگاه‌ احضار كرد تا در حضور آنها به‌ پرونده‌ رسيدگي‌ كند.

          badbakhte bichareh!!!!!!! behtare rajeb genetic ba oo sohbat konan agar savad dashteh basheh.

          Comment


          • Originally posted by Cop
            i dont believe it
            I agree emam reza bikareh ke javab niyaz sag hara bedeh vaghat bara adam ha nadareh.

            Comment


            • khabar haye khob ra ham benevis na az khoshte shodan, tajavoz..... please

              Comment


              • Originally posted by jjbb
                khabar haye khob ra ham benevis na az khoshte shodan, tajavoz..... please
                Khanoom-e aziz ! har chizi jayeh khodesh ro dareh ! inja jayeh havades hast !



                Comment


                • پرونده همسر صيغه اي ناصر محمدخاني كه متهم به قتل همسر عقدي وي است به اجراي احكام ارسال شد.

                  به گزارش خبرنگار ما، عبد الصمد خرمشاهي روز گذشته در خصوص آخرين مراحل پرونده خديجه _ ج معروف به شهلا به خبرنگار ما گفت: دوشنبه هفته گذشته پرونده اين متهم به قتل از شعبه تشخيص به اجراي احكام ارسال شد .

                  وي در ادامه افزود: درخواست بنده از رياست قوه قضاييه كه در خصوص بازنگري قضايي بر روي اين پرونده همچنان باقي است و تاكنون پاسخي از سوي آيت الله شاهرودي اعلام نشده است ولي ما همچنان اميدواريم و من فكر مي كنم اين تازه اول راه است


                  [img]http://www***anmania.com/News/Photoes/General/Top/Thumbnails/T250shahla070604.jpg[/img]



                  Comment


                  • ساشا سپاسي ، دختر 14 ساله ايراني ساگن لس آنجلس ، قرباني بازي خفگي شد.

                    به نوشته لس آنجلس تايمز ، بازي خفگي عملي جديد بين برخي جوانان است گه در آن ، فرد سينه يا گلوي خود يا دوست خود را تا حد خفه گردن فشار مي دهد و جريان اگسيزن را قطع مي گند. در مرحله اول ، شخصي گه در حال خفه شدن است ، احساس سبگي حاصل از گاهش گردش خون و گمبود اگسيزن در مغز مي گند و در مرحله بعدي ، فشار از روي سينه يا گلو برداشته مي شود و هجمه ناگهاني خون به مغز احساس عجيب ديگري به شخص مي دهد. اين عمل بسيار خطرناگ است و تعداد گساني گه بر اثر اين گار ، جان خود را از دست مي دهند، در حال افزايش است.

                    گامليا سپاسي ، مادر اين دختر ايراني تبار در گفتگو با خبرنگار لس آنجلس تايمز گفت : لحظاتي پس از آن گه وارد اتاق ساشا شدم ، با پيگر بي جان او گه گمربندي به دور گلويش پيچيده بود ، روبه رو شدم. ابتدا تصور گردم گه خودگشي گرده است اما هنگامي گه ماموران پليس نوشته اي گه نشان دهنده خودگشي او باشد ، پيدا نگردند ، به ما گفتند گه او مشغول بازي مرگ بوده است.

                    ما چيزي درباره آن نشنيده بوديم اما بعد فهميديم اين بازي بتازگي در امريگا و بسياري از گشورهاي امريگاي لاتين رايج شده و دختر ما تنها گسي نيست گه به اين دليل جان باخته است.جوانان بسياري هر هفته در گشورهاي مختلف هنگام انجام اين بازي خطرناگ جان مي بازند. به گفته مادر ساشا ، ماموران پليس به او گفته اند انگيزه اصلي جوانان از اين بازي مشخص نيست اما اگنون اين بازي مد شده است.



                    Comment


                    • در ادامه شرايط اسف‌بار حاكم بر مديريت زندان‌هاي استان فارس، نوجواني هفده ساله بر اثر تجاوز پنج زنداني در زندان عادل‌آباد فارس به قتل رسيد

                      بنا بر اين گزارش، زندان عادل‌آباد كه به عنوان اولين نمونه زندان خصوصي به شركت تحت مديريت مديركل سابق زندان‌هاي سيستان‌وبلوچستان واگذار شده است، ماه گذشته به دليل سودجويي و سوءمديريت حاكم بر آن، شاهد شورش گسترده و آتش‌سوزي بود، اما با حمايت ويژه ش، معاون سازمان زندان‌ها از شرايط حاكم بر زندان‌هاي اين استان، با تخلفات اين استان هيچ‌گونه برخوردي نشد. اما بامداد جمعه گذشته باز هم زندان مذكور حادثه‌ساز شد و نوجواني هفده ساله كه به دليل سوءمديريت حاكم بر زندان عادل‌آباد، در بخش قرنطينه اشرار بدون هيچ‌گونه كنترلي رها شده بود، بر اثر تجاوز پنج شرور، به قتل رسيد

                      اين حادثه كه سومين مرگ پياپي زندانيان در استان فارس در پاييز امسال به شمار مي‌رود، بر اثر تعطيلي بند نوجوانان زندان عادل‌آباد و بازسازي اين بند براي تبديل شدن به فضاي مورد نياز براي اجراي پروژه روانشناسي تعدادي از دوستان آقاي ش، معاون متنفذ سازمان زندان‌ها صورت مي‌گيرد

                      پروژه مذكور كه طي سال‌هاي 80 و 81 در زندان‌هاي استان خراسان و اوين تهران اجرا شده بود، به دليل منجر شدن به مفاسد اخلاقي و با دستور رئيس قوه قضائيه، متوقف شده و آقاي ش به عنوان حامي اصلي پروژه مذكور توبيخ شد

                      مديركل زندان‌هاي استان فارس كه پيش از اين از كارمندان آقاي ش محسوب مي‌شد، با تعطيلي بند نوجوانان و صرف هزينه سنگيني در حدود دو ميليارد ريال، قصد داشت اين بند را به محل اجراي پروژه روانشناسي تبديل كند كه بر اثر سوءمديريت و حيف‌وميل‌هاي صورت‌گرفته، به رغم صرف هزينه‌اي سنگين، دكوراسيون جديد بند نيز بر اثر بارندگي تخريب شده است و عملا تنها نتيجه اين اقدام، تعطيلي بند نوجوانان بوده است و نوجوان هفده ساله‌اي كه به دليل سرقت دستگير شده و بدون هيچ‌گونه كنترل و نظارتي در بند قرنطينه و در اختيار تعدادي از اشرار قرار گرفته بود، در ساعت چهار بامداد جمعه گذشته و بر اثر تجاوز پنج تن از اشرار، به قتل مي‌رسد

                      گفته مي‌شود، مديريت زندان‌هاي استان فارس با برقراري روابط ويژه‌اي با پزشكي قانوني استان، سعي دارد بر قتل اين نوجوان سرپوش بگذارد




                      Comment


                      • Redwine,

                        Salam, va tashakkor az khabarhay shoma.

                        sae Khaber bala, basyar dardnak bood.

                        Comment


                        • جسد مرد خون آلود در حالي كه سينه اش با تيغه چاقو مجروح شده بود بر روي زمين انبار علوفه واقع در روستاي عبدالله آباد شهرستان ساوجبلاغ افتاده بود. چاقو خون آلود در چند قدمي جسد ميان علوفه ها قرار داشت. همسايه ها در حال گذر از آن محل متوجه جسد حسين شدند. مدت زيادي از كشف جسد حسين نگذشته بود كه پليس منطقه در محل حادثه حضور يافت. ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه خبر قتل حسين ۴۰ ساله به بانو ۱۹ ساله همسرش رسيد. وقتي خبر مرگ حسين را به بانو دادند پليس در چهره زن حالتي ديد كه او را به عنوان اولين مظنون به ارتكاب جنايت به آگاهي انتقال دادند. زن جوان در مراحل بازجويي منكر هر گونه اطلاعي از چگونگي وقوع جنايت شد. تحقيقات چند روزه از اين زن بي ثمر باقي ماند و بانو آزاد شد.

                          مظنون ديگري كه در خصوص اين جنايت بازداشت شد پدر زن مقتول بود. او در جريان مراحل بازجويي به پليس گفت: درخصوص قتل دامادم به دخترم و مردي به نام عوض مشكوك هستم. وي درخصوص علت شك به اين دو نفر گفت: عوض فرداي روز حادثه به من گفت كه حسين را كشته است. با بيان اين ادعا عمليات دستگيري عوض آغاز شد. اين متهم بعد از بازداشت در مراحل اوليه تحقيق به طور صريح به قتل حسين با همكاري فردي به نام اسد اعتراف كرد. وي در مورد نحوه قتل حسين و انگيزه ارتكاب اين جنايت به افسر پرونده گفت: نقشه قتل را پدر زن مقتول كشيد. مدتي بود با دامادش اختلاف داشت و گويا حسين همسرش بانو را نيز اذيت مي كرد. به همين دليل،اوبه من پيشنهاد داد تا حسين را بكشم و پس از آن بانو را به عقد من درآورد. پيشنهاد وي را قبول كردم. براي اجراي اين نقشه به كمك احتياج داشتم در اين مورد با اسد صحبت كردم و او نيز قبول كرد، در قتل حسين با هم همكاري داشته باشد و قرار شد من نيز در قبال اين همكاري دخترم را به عقد او درآورم.

                          من و اسد روز حادثه به محل كار حسين رفتيم. حسين مشغول كار بود كه او را غافلگير كرديم. اسد با چاقويي در دست به سوي حسين حمله ور شده و يك ضربه به ناحيه سينه حسين وارد كرد. حسين از فرط درد برروي زمين افتاد. من به سوي مقتول رفته و با فشار روسري كه همراهم بود به دور گردنش آخرين نفس هاي زندگي را نيز از او گرفتم. اسد بازداشت شد و او نيز لحظه به لحظه جنايت را همانند عوض تعريف كرد



                          Comment


                          • بره‌اي انسان نما از شكم گوسفندي در بروجرد &#15

                            مسوول اداره دامپزشكي بروجرد گفت: بره‌اي با چهره‌اي انسان نما از شكم گوسفندي در حين كشتار دراين شهرستان خارج شد

                            اين بره كه در حين كشتار دركشتارگاه صنعتي بروجرد مشاهده شده است، فاقد پوزه بوده و از نظر ترتيب قرار گرفتن گوش و چشمها همانند انسان مي‌باشد

                            اين گونه پديده‌هاي نادر به دلايلي از جمله جهش ژنتيكي، هم خون بودن، خوردن علفهاي سمي در هنگام تشكيل نطفه و همچنين تزريق داروهاي شيميايي ايجاد مي‌شوند.
                            طي سالهاي گذشته نيز حدود پنج مورد تولد حيوانات اهلي به صورت استثنايي و غير طبيعي از جمله تولد گوساله دوسر، تولد گوساله هشت پا و همچنين چسبيده بودن دو گوساله از ناحيه سر در بروجرد مشاهده شده است.
                            Last edited by Rasputin; 07-20-2006, 01:36 AM.



                            Comment


                            • KHabere motasefi mibashad,

                              Thanks for bring it up to net.

                              Comment


                              • متهمي گه در نزاعي خونين به خاطر چيدن گردو ، جواني را به قتل رسانده است ، در جلسه دادگاه گفت: "خودم هم نمي دانم چرا مقتول را به قتل رسانده ام

                                دوم شهريور سال گذشته ، ماموران انتظامي رباطگريم از مرگ جواني 17 ساله به نام اگبر در نزديگي باغ گردويي در رباطگريم اطلاع پيدا گردند. با گزارش موضوع ، ماموران تحقيقات گسترده اي را براي دستگيري متهم به قتل گه از هنگام نزاع متواري شده بود ، آغاز گردند. يگي از دوستان مقتول گه هنگام نزاع به همراه او بوده ، در بازجويي به ماموران گفت : من و دوستم در باغ گردو ، گردو مي چيديم گه با جوان ضارب گه پيش از آن ، وي را نديده بوديم ، درگير شديم و او با چاقو به اگبر حمله گرد و وي را به قتل رساند. با اطلاعاتي گه دوست مقتول در اختيار ماموران گذاشت ، آنها به چهره نگاري متهم پرداختند و سرانجام توانستند وي را در مخفيگاهش دستگير گنند.در بازجويي از متهم ، وي با بيان اين گه قصد گشتن مقتول را نداشته در توضيح انگيزه خود از جنايت گفت : دعواي من با مقتول تنها به خاطر چيدن گردو بود

                                ابتدا من و دوست مقتول با يگديگر درگير شديم گه هنگام دعوا ، مقتول براي ميانجيگري به سمت من آمد و مرا هل داد و من هم با چاقو ضربه اي به او زدم گه باعث مرگش شد. با اعترافات متهم ، پرونده براي صدور راي به شعبه 80 دادگاه گيفري استان تهران ارسال شد گه روز گذشته قاضي صولتي و 4 قاضي مستشار دادگاه به بررسي اين پرونده پرداختند. در جلسه دادگاه پس از شرح گيفرخواست از سوي داديار خاگي و درخواست قصاص خانواده مقتول ، جوان متهم در دفاع از خود با بيان اين گه تمام جنايت به خاطر يگ عدد گردو بوده است ، گفت : نمي دانم چرا او را به قتل رساندم اما فقط يادم هست گه ما هر دو در حال خوردن گردو بوديم گه دعوايمان شد و در حالي گه هر دويمان چاقو داشتيم ، با هم درگير شديم



                                Comment

                                Working...
                                X