Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Dydayimably
    replied
    2631

    flavors me/cebi/#14801]buy xenical singapore - flavors me/norwithd/#6251]where to buy orlistat cheap, flavors me/arap/#926, orlistat to buy online

    Leave a comment:


  • daviddwilson
    replied
    Originally posted by RoadRunner View Post
    maman bozorga yadete..
    mizadan be sinashon migoftan.


    "vaaay nane.. ishala be haghe 7 taan.."

    lol
    loool are, az tahe del ham migoftan, chand martabe ham mizadan loool
    Last edited by Rasputin; 10-06-2010, 09:10 AM. Reason: adds is forbbiden.

    Leave a comment:


  • Andra
    replied
    I feel lost to.....

    Leave a comment:


  • neda21
    replied
    It seems that im new here
    somebody helps me

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    مرد جوان با حضور در دادگاه گفت که همسرش به بیماری ام اس مبتلا شده و نمی*تواند از همسر بیمارش که در حال فلج شدن است، پرستاری کند و به همین دلیل می*خواهد او را طلاق دهد.
    مردی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.
    این مرد 28 ساله در حضور قاضی شعبه 240 این مجتمع مدعی شد که همسرش بیماری *ام*اس گرفته و در حال فلج شدن است.
    وی ادامه داد: من می*خواهم قبل از اینکه همسرم فلج شود از او جدا شوم؛ او ناگهان پاهایش لمس می*شود و می*افتد.
    این مرد گفت: من نمی*خواهم یک عمر پرستاری همسرم را کنم، من سنی ندارم و می*توانم زندگیم را از نو بسازم.
    وی تصریح کرد: من ابتدای زندگی مهریه او که 14 سکه بهار آزادی و یک حج تمتع بود را داده*ام و برای او از نفقه چیزی کم نگذاشته*ام ولی دیگر نمی*خواهم کنارش بمانم.
    مرد اظهار داشت: ما حدود 6 سال است که با هم زندگی کردیم و فرزند 3 ساله*ای داریم که اگر همسرم بخواهد حضانت او را به او می*دهم و هیچ شکایتی از او نمی*کنم.
    وی بیان کرد: همسرم بسیار مهربان و خوب است ولی می*دانم وقتی او فلج شود، نمی*توانم کنارش بمانم و زندگی* برای او و من تلخ می*شود.
    مرد در حضور قاضی اضافه کرد: از شما می*خواهم که حکم طلاق را صادر کنید که هم همسرم عذاب نکشد و هم من؛ من حکم احضار زنم که 26 ساله است را خواسته بودم ولی او بیمارستان است و من به تنهایی در اینجا حضور پیدا کرده*ام.
    وی گفت: می*دانم که همسرم به خاطر من حاضر است این موضوع را قبول کند و گله*ای نداشته باشد؛ می*خواهم از او جدا شوم.
    قاضی رسیدگی به این پرونده را به دلیل عدم حضور زن در دادگاه، رسیدگی به این پرونده را به آینده موکول کرد.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    مردی که در پایان یک جشن عروسی ، دست به جنایت خانوادگی زد امروز در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
    به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز در نشست رسیدگی به این پرونده که یکشنبه به ریاست قاضی باقری و با حضور مستشاران تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان ، کیفر خواست را خواند.
    وی اعلام کرد : مدرک های موجود نشان می دهد یعقوب - ب 35 ساله ، شامگاه 25 تیر 1387 به دنبال یک دعوای کینه جویانه در زیر پل بادامک شهریار ، دست به جنایت زد و شوهر خواهرش
    فتح ا... - ق 49 ساله را با چاقو از پا درآورد.اکنون با توجه به اعتراف های مجرم و از طرف شاکیان ، تقاضای صدور حکم قصاص دارم.
    نوبت دفاع به یعقوب که رسید اظهار داشت : آن شب از جشن عروسی به خانه ام بر می گشتم که ناخواسته پایم به دعوا کشید.فتح ا... هم پسرخاله ام بود و هم شوهر خواهرم.
    *قاضی : دعوا بر سر چه بود ؟
    *جانی : بر سر اختلاف های کهنه.
    *قاضی : پس از جنایت به کجا رفتی ؟
    *جانی : در یک کارواش پنهان شدم اما سه روز بعد بر اثر عذاب وجدان به اداره آگاهی رفتم و تسلیم شدم.من به شدت از کاری که کردم پشیمانم و حرفی جز طلب بخشش ندارم.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، در پایان ، هیئت قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا حکم صادر کند.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    سارق لباس روحانيت، سرقت ميليوني كرد



    با اعلام شكايت عليه يك متهم پرونده زورگيري از مسافر فرودگاه امام مبني بر سرقت ميليوني، تحقيقات داديار جنايي تهران در مورد اين متهم وارد مرحله*اي تازه شد. به گزارش ايسنا، ايوب، محمود و بهزاد كه شامگاه 23*مرداد سال*جاري از يك مرد 60 *ساله در فرودگاه امام خميني سرقت كرده بودند، پس از بازداشت به 7 فقره كيف*قاپي به وسيله* اتومبيل اعتراف كردند و براي آنها به اتهام شركت در شروع به قتل عمدي، شركت در آدم*ربايي و شركت در سرقت مقرون به آزار قرار قانوني صادر شد. تحقيقات در مورد اين متهمان ادامه داشت تا اينكه با انتشار تصوير آنها در جرايد، فردي با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران مدعي شد يكي از متهمان از وي سرقت ميليوني كرده است. وي گفت: من صاحب يك پمپ بنزين در اسـلامـشـهـر هـسـتـم. مـدتـي قبل، ايوب در حالي كه لباس روحانيت به تن داشت به پمپ بنزين آمد و از من خواست كه به او كار بدهم. من هم پذيرفتم و از او خواستم كه در همانجا مشغول به كار شود. ايوب هر روز سر وقت در پمپ بنزين حاضر مي*شد و بعد از تعويض لباس*هايش شروع به كار مي*كرد. رفتار او خيلي خوب بود و من هم با ديدن اينكه او عليرغم روحاني بودن به عنوان يك كارگر در پمپ بنزين زحمت مي*كشد و كار مي*كند، اعتمادم جلب شد.

    يك روز بعد از اتمام كار، مبلغ 22 ميليون و 500 هزار تومان به او دادم تا روز بعد، آن را به حسابم واريز كند. بعد از آن شب، ديگر او را نديدم تا اينكه عكسش را به عنوان متهم در جرايد مشاهده كردم. قاضي سليماني فرد با اشاره به شكايت جديدي كه عليه اين متهم اعلام شده است، اظهار كرد: متاسفانه اين متهم به دروغ اقدام به پوشيدن لباس روحانيت كرده و با سوء استفاده از آن دست به سرقت زده است. وي با بيان اينكه ايوب سابقه هيچ*گونه تحصيلات حوزوي ندارد، افزود: در حال حاضر، اين متهم با اتهامات قبلي كه به وي تفهيم شده، تحت بازداشت است و رسيدگي به شكايت جديد را نيز در دستور كار قرار داده*ايم.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    دختر نابغه براي اينكه خودش را از افكار شيطاني پدر در امان نگه دارد نقشه هولناكي را طراحي كرد و او را به قتل رساند. راز اين جنايت پس از آن فاش شد كه كارآگاهان پليس آگاهي استان فارس پي بردند اعضاي خانواده يك مقتول افغان درباره قتل ضد و نقيض گويي هاي زيادي دارند و سعي مي كنند حقيقت ماجرا را پنهان نگه دارند.

    كشف جسد

    بامداد روز چهارم مهرماه ماموران پليس آگاهي شهر صدرا به يك خانه ويلايي رفتند. اعضاي خانواده به آنها خبر داده بودند جنايتي در ويلا به وقوع پيوسته است. افسران پليس پس از حضور در قتلگاه جنازه مردي ميانسال را ديدند كه در بخش سرايداري خانه رها شده و آثار دو ضربه چاقو در كمر و سينه او قابل مشاهده بود. مقتول، همسر و سه دخترش سرايدار خانه ويلايي بودند و اين جنايت نمي توانست با انگيزه مالي و سرقت رخ داده باشد بنابراين تنها محركي كه امكان داشت فردي را براي آدم كشي در نيمه شب تحريك كند و او را به خانه سرايداري بكشاند خصومت شخصي بود. اما خانواده قرباني پاسخ روشني درباره چگونگي قتل مرد ميانسال كه گل محمد نام داشت نمي دادند و مدعي بودند دو مرد ناشناس ناگهان به منزل شان هجوم بردند و قتل را رقم زدند.

    آنها براي اثبات گفته خود به شيشه هاي شكسته خانه اشاره كردند و توضيح دادند مهاجمان با شكستن پنجره وارد منزل شان شدند. اين ادعا در صورتي مي توانست صحت داشته باشد كه مدارك و نشانه هاي ديگري نيز مبني بر ورود غريبه به منزل پيدا مي شد يا لااقل پليس سرنخي را پيدا مي كرد كه نشان دهنده درگيري مقتول با قاتلان ناشناس بود اما گل محمد بدون هيچ كشمكش تسليم قاتل شده بود و گويي قاتل يا قاتلان را از پيش مي شناخت و از طرفي ردي نيز از غريبه ها وجود نداشت.

    اعتراف

    در چنين شرايطي نخستين گزينه يي كه در پرونده هاي جنايي مطرح مي شود وقوع همسركشي است. به همين خاطر زن گل محمد بازداشت شد. او در بازجويي هاي اوليه همان ادعاي قبلي اش را تكرار كرد اما هر بار بخشي از گفته هايش تغيير و فراموش مي كرد در بازجويي هاي قبلي قطعات پازلش را چگونه چيده بود.

    همين امر ظن نسبت به زن ميانسال را شدت بخشيد تا اينكه او ناگزير به اقرار شد. اما اعتراف وي عليه خودش نبود بلكه همسر گل محمد دختر 16 ساله اش به نام مرجان را به عنوان قاتل معرفي كرد و پس از آن بود كه دختر دانش آموز بازداشت شد و از سوي بازپرس شعبه 8 دادسراي جنايي تحت بازجويي قرار گرفت. اين دختر از نظر روحي و رواني به شدت آشفته بود. او اتهام قتل پدرش را قبول داشت و مي گفت از كاري كه كرده به هيچ وجه پشيمان نيست. اما چه انگيزه يي مي توانست دختري 16 ساله را تا اين حد به سمت خشونت سوق بدهد.

    دختر نابغه

    قبل از آنكه انگيزه جنايت فاش شود لازم بود تحقيقاتي درباره مرجان صورت بگيرد كه آيا او از نظر رواني سالم است و اينكه در خانه با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كرد و زندگي اش را چگونه مي گذراند؟ بررسي زندگي مرجان نشان داد او يكي از دانش آموزان نابغه مقطع تحصيلي راهنمايي است كه سال تحصيلي گذشته با معدل 5/19 قبول شده بود.

    او به زبان انگليسي نيز مسلط بود و به گفته اولياي مدرسه اش به خوبي مي توانست اين زبان را حتي تدريس كند. علاوه بر اين مرجان عاشق موتورسواري بود و در اين كار نيز تبحر داشت. تمام اين يافته ها از سلامت رواني دختر نوجوان حكايت داشت و به نظر مي رسيد او در زندگي مشكل خاصي نداشته است اما وقتي خود اين دختر زبان باز و اسرارش را عيان كرد مشخص شد وي در چه شرايط زجرآوري زندگي مي كرده است. مرجان در اعترافاتش گفت؛ پدرم فساد اخلاقي داشت. او چند بار در غذاي من و خواهرانم سعي كرد مواد بيهوش كننده بريزد و ما را مورد آزار جنسي قرار بدهد اما موفق به اين كار نشد. او نگاه هاي زشت و زننده يي به من و دو خواهرم داشت و فساد اخلاقي او باعث شده بود من و يكي از خواهرانم چند بار اقدام به خودكشي كنيم. حتي من يك بار رگ دستم را بريدم اما مادرم فهميد و مرا نجات داد.

    بعضي شب ها وقتي ناگهان از خواب مي پريدم پدرم را در حالي بالاي سرم مي ديدم كه افكار شيطاني در سر داشت. ديگر نمي توانستم اين زندگي را تحمل كنم. متهم به قتل ادامه داد؛ مادرم از شرايط زندگي من و خواهرانم خبر داشت اما از ترس پدرم ناچار بود سكوت كند. براي همين راه نجاتي براي من وجود نداشت تا اينكه نقشه قتل پدرم را طراحي كردم. اگر او را آن شب نمي كشتم قطعاً شب ديگري اين كار را انجام مي دادم. مي خواستم با اين كار آرامش را به زندگي مان برگردانم. نمي دانستم دستم رو مي شود و مرا به زندان مي برند. مرجان درباره نحوه قتل توضيح داد؛ شب حادثه پدرم خواب بود. من سه چاقو برداشتم و بالاي سرش رفتم. ترسيده بودم. چند دقيقه يي ساكت آنجا نشستم تا اينكه بالاخره در يك لحظه ضربه يي به قفسه سينه او زدم. پدرم بيدار شد و همان طور كه خونريزي مي كرد به طرف اتاق خواهرانم دويد. من هم ضربه دوم را به كمر او وارد كردم و بعد شيشه خانه را شكستم و به 110 زنگ زدم. بنا به اين گزارش دختر نوجوان پس از تشريح جزئيات قتل بازداشت شد و تحقيقات از او همچنان ادامه دارد.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    دختر و پسر عاشق پیشه ای که به اتهام کشتن یک مرد پولدار در شمال غرب تهران تحت تعقیب افسران اداره آگاهی تهران بزرگ بودند بازداشت شدند.

    به گزارش روز یکشنبه خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : بازپرس حسین روشن - کشیک دادسرای امور جنایی تهران - ساعت 3:30 بامداد 26 مرداد 1388 به دنبال تماس تلفنی ماموران کلانتری 133 شهر زیبا از جنایت در یک ساختمان شعله ور باخبر شد.

    این مقام قضایی به همراه افسران دایره 10 آگاهی مرکز به خانه مورد نظر رفت و با دیدن پیکر مرد 47 ساله به نام فرشید رسیدگی به ماجرا را آغاز کرد.در آن بین ، چند نفر از همسایگان گفتند : ساعت 1:30 بامداد بود که فریاد فرشید را از داخل خانه*اش* شنیدیم و بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتیم.اپراتور از ما پرسید که داد و فریاد ، شدت گرفته یا ضعیف شده است ؟ وقتی پاسخ دادیم صدا ضعیف شده و نوای موسیقی از خانه مجردی فرشید شنیده می*شود گفت انشاا... چیز مهمی نیست!

    همسایگان اضافه کردند : ساعت 3 بامداد بود که یک زن و یک مرد جوان از خانه* فرشید بیرون رفتند.همان موقع متوجه آتش سوزی شدیم و با آتش*نشانی تماس گرفتیم.ماموران 125 هم به محل آمدند و بعد از گشودن در خانه با جنازه فرشید در اتاق خوابش رو به رو شدند.
    تحقیق میدانی کارآگاهان نشان می دهد فرشید از همسرش جدا شده بود و در حالی که یک دختربچه داشت مجردی زندگی می کرد.همچنین عامل یا عاملان جنایت پس از خفه کردن مرد نگون بخت ، قربانگاه را به آتش کشیده و با دزدیدن خودرو و سایر اموال قیمتی او گریخته بودند.

    تحقیق برای رازگشایی معما روی چند فرضیه جنایی متمرکز بود که خودرو فرشید ردیابی شد و سرانجام دو متهم به نام های بابک و رویا که به ترتیب 21 و 20 ساله هستند در تهران بازداشت شدند.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، دختر و پسر عاشق پیشه که ابتدا خود را بی گناه می خواندند امروز در شعبه* سوم دادسرای امور جنایی پایتخت با مدرک های دادگاه پسند رو به رو شدند و به ناچار لب به بیان حقیقت گشودند.

    بابک به بازپرس حسین روشن گفت : من و رویا قرار ازدواج گذاشته بودیم اما پولی در بساط نداشتیم.در همان گیر و دار با یک زن میانسال آشنا شدیم و فهمیدیم با مردی پولدار در ارتباط است.او ما را به فرشید معرفی کرد و پایمان به خانه این مرد باز شد.بعد از مدت کوتاهی وسوسه دزدیدن ماشین و اموال فرشید به جانمان افتاد و ....

    با افشای راز جنایت تکان دهنده بابک و رویا به بازداشتگاه برگشتند تا صحنه جرم را در فرصت مناسب بازسازی کنند.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    'اعدام یک زن به جرم قتل در قزوین'
    روزنامه اعتماد ملی گزارش داده است که زنی که در قتل یکی از بستگان شوهرش مجرم شناخته شده بود در شهر قزوین اعدام شده است.

    این گزارش که سه شنبه منتشر شد جزئیات بیشتری ارائه نکرد و تنها نوشت که قتل حدود چهار سال قبل اتفاق افتاد.

    گروه غیردولتی "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" دو روز پیشتر از اعدام زنی که "چهار سال پیش در یک نزاع به طور غیرعمد پدر شوهرش را به قتل رسانده بود" خبر داده بود که ظاهرا همان شخصی است که در گزارش اعتماد ملی به آن اشاره شده است.

    بنابه آن گزارش این زن سه شنبه هفته گذشته اعدام شده بود.

    در بیانیه این گروه آمده است: "نام برده از چهار سال پیش به اتهام قتل عمد در زندان به سر می برد ولی با توجه به فقر مالی و نبود وکیل نتوانست ادعای خویش مبنی بر غیرعمد بودن این قتل را اثبات کند، بنابراین از سوی دادگاه به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم شد و با توجه به عدم رضایت خانواده مقتول حکم وی بامداد سه شنبه به اجرا درآمد."

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    اعتراف به يك جنايت ديگر پاي چوبه دار

    يك محكوم به قصاص در يك قدمي چوبه دار به جنايتي ديگر اقرار كرد و باعث شد پرونده اتهامي اش بار ديگر به جريان بيفتد.

    به گزارش خبرنگار ما اين محكوم كه محراب نام دارد از سال 73 تاكنون در زندان به سر مي برد و در اين مدت اجراي حكم وي به تعويق افتاده بود تا اينكه بالاخره مقدمات قصاص فراهم شد اما اعترافات جديد او بار ديگر انتقال اين مرد به پاي چوبه دار را به تعويق انداخت.

    بنابر محتويات پرونده، تابستان سال 73 ماموران كلانتري شوش در جريان وقوع جنايت در يك آهنگري قرار گرفتند و وقتي به آنجا رفتند مشاهده كردند صاحب 45ساله مغازه با اصابت ضربات جسم سخت به سرش كشته شده است. به هم ريختگي مغازه نشان مي داد از آنجا سرقت شده است به همين دليل احتمال وقوع دزدي خونين مطرح شد تا اينكه همسايه هاي مرد آهنگر يك مظنون را به پليس معرفي كردند و گفتند مقتول كارگري 18ساله به نام محراب داشت كه از زمان كشف جسد خبري از او نيست. كارآگاهان وقتي درباره محراب تحقيق كردند متوجه شدند او و صاحب كارش شب ها در مغازه استراحت مي كردند و كارگر نوجوان خانه و سرپناهي نداشت.

    همين موضوع غيبت ناگهاني محراب را مرموزتر جلوه داد و تحقيقات گسترده يي براي پيدا كردن او انجام شد تا اينكه بالاخره ماموران توانستند پسر 18 ساله را رديابي و دستگير كنند. محراب در جريان بازجويي ها كشتن صاحب كارش را برعهده گرفت و گفت؛ تازه چند روز بود كه در آهنگري مشغول به كار شده بودم و شب ها همان جا مي خوابيدم تا اينكه شب حادثه وقتي داشتم با صاحب مغازه درددل مي كردم به او گفتم در گذشته جرمي مرتكب شده ام. مرد آهنگر وقتي اين حرف را شنيد تصميم گرفت مرا به پليس معرفي كند. من از اينكه كارم به دادگاه و زندان كشيده شود خيلي مي ترسيدم به همين دليل سعي كردم از طريق گفت وگو و خواهش و تمنا او را از تصميم اش منصرف كنم ولي او زير بار نمي رفت تا اينكه وي را كشتم. بعد از قتل بود كه چشمم به چند وسيله گرانقيمت افتاد و با سرقت آنها فرار كردم.

    متهم بعد از ارائه اين توضيح ها در دادگاه جنايي وقت محاكمه شد و اولياي دم مقتول تقاضا كردند وي به قصاص محكوم شود. پس از صدور مجازات مرگ براي محراب، پرونده مراحل قضايي را طي كرد و آماده اجرا شد ولي ديگر خانواده مقتول براي پيگيري پرونده به دادگاه مراجعه نكردند و از آن زمان متهم بلاتكليف در زندان ماند تا اينكه امسال اولياي دم به دادسراي امور جنايي رفتند و اعلام كردند همچنان به نظر خود مبني بر لزوم اعدام محراب مصر هستند و مي خواهند اين حكم اجرا شود. در پي درخواست خانواده مقتول، پرونده روي ميز داديار اجراي احكام قرار گرفت و نام محراب در فهرست اعداميان گنجانده شد اما متهم در زندان تقاضا كرد با بازپرس جنايي ملاقات كند. او هنگامي كه به شعبه هفتم بازپرسي منتقل شد به محمدحسين شهرياري اذعان كرد در همان سال 73 فرد ديگري را نيز كشته است.

    اين مرد گفت؛ من با فردي به نام حسين دوست بودم و با هم در يك ساختمان نيمه كاره كار مي كرديم و شب ها در خانه يك پيرمرد در حوالي باغ فيض مي خوابيديم تا اينكه يك روز صبح وقتي بيدار شدم فهميدم حسين اموالم را سرقت كرده است. اين موضوع مرا به شدت عصباني كرد و باعث شد به فكر انتقام بيفتم.وي افزود؛ بعد از مدتي من و حسين از هم جدا شديم و ديگر خبري از او نداشتم تا اينكه چند ماه بعد يك روز به طور اتفاقي او را در بهشت زهرا ديدم و تعقيب كردم. وقتي وي متوجه حضور من شده بود به داخل يك مقبره خانوادگي رفت و در آنجا خودش را پنهان كرد.

    حدود يك ساعت مقبره را زير نظر داشتم تا اينكه بالاخره حسين با اين تصور كه من آنجا را ترك كرده ام از مقبره بيرون آمد و من با يك ميله آهني چند ضربه به وي زدم و او را كشتم. بعد از اين قتل بود كه به مغازه آهنگري رفتم تا هم آنجا كار كنم و هم شب ها جايي براي خواب داشته باشم. اعترافات جديد محراب باعث شد پرونده او دوباره به جريان بيفتد و بازپرس شهرياري از كارآگاهان خواست درباره صحت و سقم گفته هاي او تحقيق كنند. افسران جنايي وقتي به باغ فيض رفتند، خانه يي را كه محراب ادعا كرده بود شب ها به همراه حسين در آنجا مي خوابيد، پيدا كردند و به بازجويي از پيرمرد پرداختند. او متهم و حسين را شناخت و بخشي از حرف هاي محراب را تاييد كرد اما گفت از سرنوشت حسين بي اطلاع است. بنا بر اين گزارش در حال حاضر تحقيقات پليس براي رازگشايي از اين معما ادامه دارد.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    پسر متعرضي که قصد داشت از دست اهالي محل فرار کند به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت و دستگير شد.

    به گزارش خبرنگار ما دو روز پيش ماموران پليس 110 در تماس تلفني از سوي يکي از شهروندان متوجه شدند دو پسر در جنوب تهران به نوجواني تعرض کرده اند و يکي از آنها توسط مردم دستگير شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر و با پسر جواني روبه رو شدند که با دست و پاي بسته داخل جوي آب افتاده و به شدت کتک خورده بود. با انتقال متهم به کلانتري وي تحت بازجويي قرار گرفت و معلوم شد زماني که اهالي محل متوجه شدند متهم و دوستش به پسر نوجواني به نام ناصر تعرض کرده اند براي اينکه آنها را دستگير کنند به خانه متهم يورش برده اند و هنگامي که اين جوان قصد داشت فرار کند او را به شدت کتک زده اند. در ادامه ناصر تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ من داشتم از مدرسه به خانه برمي گشتم که پسر جواني مرا صدا زد. وي که به شدت ناله مي کرد و به خود مي پيچيد از من کمک خواست و گفت بيماري معده دارد و اگر تا دقايقي ديگر چيزي نخورد معده اش خونريزي مي کند. او از من خواست برايش از مغازه شير و کيک بخرم. من که ديدم حالش بد است تصميم گرفتم به او کمک کنم.

    وي ادامه داد؛ شير و کيک را خريدم و برگشتم. پسر جوان همچنان جلوي در نشسته بود. به طرفش رفتم که خوراکي را به او بدهم که يکدفعه من را هل داد. در خانه يک نفر ديگر هم بود. آنها به زور مرا به داخل خانه بردند و زماني که ديدند مقاومت مي کنم عصباني شدند و به شدت کتکم زدند و دست و پاي من را بستند و بعد هر دو به من تعرض کردند و هر چه به آنها التماس و خواهش کردم که رهايم کنند، توجهي نکردند. پسر نوجوان افزود؛ آن دو مرا در خانه زنداني کرده بودند و اجازه نمي دادند خارج شوم. هر چند وقت يک بار هم مي آمدند و کتکم مي زدند. دو ساعت زنداني آنها بودم تا اينکه در يک فرصت مناسب و زماني که هر دو مشغول انجام کاري بودند آرام از خانه خارج شدم و به سمت محل کار پدرم دويدم و ماجرا را به او گفتم.

    پدرم از من خواست خانه دو جوان را نشان دهم. من هم او را به محل بردم. پدرم در زد و از آن دو خواست بيرون بيايند. يکي از دو مرد که همان متهم دستگير شده است بيرون آمد و ديگري در خانه ماند. او با پدرم گلاويز شد. مردم جمع شده بودند که بفهمند چه شده است. زماني که فهميدند پسر جوان به من تعرض کرده است به سمت او هجوم بردند و او را از دست پدرم گرفتند و به داخل جوي آب انداختند و تا جايي که مي توانستند کتکش زدند و پدرم که ديد نمي تواند متهم را از دست مردم بگيرد بلافاصله به پليس خبر داد و ما براي شکايت به کلانتري آمديم.

    با توجه به اظهارات اين نوجوان بازپرس پرونده براي بررسي ادعاي اين نوجوان وي را به پزشکي قانوني معرفي کرد و متخصصان تعرض به اين دانش آموز و وجود جراحت ناشي از ضرب و جرح در بدن او را تاييد کردند. سپس پرونده به همراه متهم و شاکي براي بررسي بيشتر به دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و چهار قاضي مستشار فرستاده شد.

    هيات قضات ديروز بعد از انجام بررسي هاي اوليه متهم را با قرار قانوني به بازداشتگاه فرستادند و دستور بازجويي از وي و بررسي فيلم هاي موجود در تلفن همراهش را صادر کردند. همچنين ماموران در شاخه ديگري از تحقيقات خود تحقيقات براي يافتن مخفيگاه همدست اين متهم را آغاز کردند.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    مرد متاهلي که پس از کشاندن يک دختر دانش آموز به خانه اش او را قرباني وسوسه خود کرده بود در پي تحقيقات تخصصي پليس دستگير شد و به جرمش اعتراف کرد.

    به گزارش خبرنگار ما روز 26 آذر ماه سال گذشته ماموران پليس بندرعباس از کشف جسد دختري نوجوان در بيابان هاي اطراف شهرک مرواريد مطلع شدند و خود را به آنجا رساندند. ساعتي بعد بازپرس کشيک جنايي نيز که از اين موضوع اطلاع يافته بود خود را به محل کشف جسد رساند و رسيدگي تخصصي در اين باره آغاز شد. تحقيقات اوليه نشان مي داد ماه ها از مرگ دخترک مي گذرد، به همين علت جنازه براي بررسي علت دقيق مرگ و همچنين شناسايي هويت مقتول به پزشکي قانوني انتقال يافت. کبودي هاي دور گلوي مقتول نشان مي داد وي بر اثر فشار وارده بر عناصر حياتي اش جان باخته است. از سوي ديگر بررسي اسامي مفقود شدگان به فاش شدن هويت دختر نوجوان منجر شد. خانواده اين دختر 16 ساله که مهتاب نام داشت، ماه ها قبل در پي ناپديد شدن فرزندشان در مسير مدرسه موضوع را به پليس گزارش داده بودند اما از آن زمان هيچ ردي از دختر نوجوان به دست نيامده بود. کشف جسد مهتاب باعث شد بار ديگر پرونده ناپديد شدن او به جريان بيفتد و اين بار کارآگاهان تحقيقات خود را روي قتل وي معطوف کنند. آنان پس از پرس وجو از تعدادي از همکلاسي هاي مهتاب دريافتند او مدتي پيش از ناپديد شدن با مردي 32 ساله به نام آرش در ارتباط بوده و احتمال دارد آرش در قتل وي نقش داشته باشد به همين علت تنها مظنون پرونده تحت تعقيب قرار گرفت و سرانجام روز دهم فروردين در خانه اش شناسايي و دستگير شد.

    آرش هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت، گفت اصلاً دختري به نام مهتاب را نمي شناسد و از ماجراي مرگ او بي خبر است اما با ادامه يافتن تحقيقات هنگامي که کارآگاهان به بررسي ريز مکالمات تلفني آرش پرداختند ديگر ترديدي در رابطه دختر نوجوان با آرش باقي نماند. پس از آن متهم لب به بيان واقعيت گشود و گفت؛ سال گذشته به طور اتفاقي با مهتاب در خيابان آشنا شدم. در همان نگاه اول به همديگر علاقه مند شديم و تصميم گرفتيم با هم رابطه دوستانه داشته باشيم. من و مهتاب به صورت تلفني با هم صحبت و گاهي هم در پارک همديگر را ملاقات مي کرديم. او نمي دانست من متاهل هستم و سخت به من دلبسته شده بود تا اينکه پس از مدتي يک روز که همسرم در خانه نبود، تصميم گرفتم مهتاب را به منزلم بکشانم. با او تماس گرفتم و او نزد من آمد. تصميم گرفته بودم با او رابطه نامشروع برقرار کنم. پس از پذيرايي از او به سمتش رفتم. وي که از نيت من باخبر شده بود داد و فرياد کرد و در برابر من از خود مقاومت نشان داد. صداي مهتاب بالا رفت و از آنجا که مي ترسيدم کسي صدايش را بشنود با دستم جلوي دهانش را گرفتم اما يک لحظه به خودم آمدم و ديدم صورت دخترک کبود شده است. او پس از دقايقي بي حال شد و روي زمين افتاد. مهتاب ديگر نفس نمي کشيد. من که دستپاچه شده بودم جنازه را به بيابان هاي اطراف شهرک بردم و براي اينکه از مرگش مطمئن شوم روي صورت او يک کيسه نايلوني کشيدم. در حالي که مي خواستم از آنجا دور شوم النگوهاي مهتاب توجه ام را به خود جلب کرد. طلاها را از دستش بيرون کشيدم و آنها را فروختم تا با پولش برايش خيرات بدهم.

    بنا بر اين گزارش هم اکنون اين متهم در بازداشت به سر مي برد و بازجويي ها از وي ادامه دارد. در همين حال پرونده مردي که زن بارداري را به قتل رسانده بود با صدور قرار مجرميت وارد مرحله تازه يي شد.

    عصر روز 15 دي ماه سال گذشته زني خود را به پليس آگاهي شهرستان رودان از توابع استان هرمزگان رساند و گفت دختر 24 ساله اش به نام رويا مفقود شده است. اين زن گفت؛ دخترم براي ديدن دوستش از خانه خارج شد اما ديگر بازنگشت.

    در پي اظهارات اين زن اکيپي از افسران پليس آگاهي بررسي هاي خود را در اين باره آغاز کردند و دريافتند وي با مرد 26 ساله يي به نام شهرام رابطه داشته است و احتمال دارد شهرام از سرنوشت رويا اطلاع داشته باشد. به همين دليل وي بازداشت شد و به قتل رويا اعتراف کرد. وي گفت مدتي بود با همسرم اختلاف داشتم و زندگي خوبي نداشتيم. يک روز در خيابان با رويا آشنا شدم و از آن پس با او در ارتباط بودم. يک روز او را به خانه ام بردم و با او رابطه برقرار کردم. مدتي بعد او نزد من آمد و گفت باردار است. وقتي اين ماجرا را شنيدم از خود بيخود شدم و کنترلم را از دست دادم. دستم را به سمت گلوي او بردم و آنقدر فشار دادم تا جانش را گرفتم. سپس جنازه را به بيابان هاي اطراف رودان بردم و در چاه انداختم.

    در پي اعترافات اين مرد و با راهنمايي وي جسد رويا از داخل چاه بيرون کشيده و صحنه جنايت بازسازي شد.

    بنا بر اين گزارش پس از تکميل تحقيقات براي متهم به قتل قرار مجرميت صادر شد.

    Leave a comment:


  • truthteller
    replied
    Tajavoz Dar Otaghe Amal

    دخترانی که برای عمل زیبایی بینی به بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان مراجعه می کردند، پس از عمل متوجه می شدند که بکارت خود را از دست داده اند. به دنبال شکایت این دختران به نیروی انتظامی اصفهان، نیروی انتظامی دوربین مداربسته ای را به صورت نا محسوس در اتاق عمل قرار داد و مشخص شد که پزشک بیهوشی این عمل زشت را با این دختران انجام داده است.
    عکس های منتشر شده از این اتفاق شرم آور به قدری تکان دهنده است که تنها یک عکس از این عمل قبیحانه منتشر شده است.

    Leave a comment:


  • Rasputin
    replied
    هنگام انتخاب نگهبان براي مجتمع مسكوني يا تجاري از صلاحيت اخلاقي آنان مطمن شويد.

    رييس پليس آگاهي گيان با بيان اين خبر از دستگيري 4 نفر از سارقان حرفه*اي منازل در رشت خبر داد كه با انجام ده*ها فقره سرقت در اين شهر باعث شكايات فراواني از سوي شهروندان شده بودند.

    به گزارش سرويس حوادث ايسنا، سرهنگ كريمي ــ رييس پليس آگاهي استان گيلان ــ* با بيان جزئيات اين خبر، گفت: اين سارقان كه يكي از آنها نگهبان منازل بود، با سوء استفاده از موقعيت شغلي خود به صورت حرفه*اي و با شناسايي منازل خالي از سكنه و مطلع كردن ساير سارقان در ساعت پاياني شب با شگردهاي خاص وارد منازل شده و اقدام به سرقت لوازم آن و فروش آنها به مالخران مي*كردند.

    با افزايش فعاليت سازمان در برخي نقاط شهر و دريافت شكايات متعدد شهروندان در اين زمينه، اكيپي از كارآگاهان زبده پليس آگاهي براي شناسايي و دستگيري سارقان وارد عمل شدند.

    تحقيقات ابتدايي به سرعت انجام و پس از محرز شدن اين كه سرقت*ها توسط سارقان حرفه*اي انجام مي*شود با بررسي بانك*هاي اطلاعاتي و چندين شبانه روز گشت محسوس و نامحسوس در نقاط حساس، همگي آنان دستگير شده و در اعترافات خود به سرقت دهها مغازه* اعتراف كردند. در ادامه عمليات و با تحقيقات گسترده و شناسايي ساير متهمان پرونده* به مقامات قضايي تحويل داده شد.

    به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ كريمي در پايان با اشاره به اين نكته كه مسوولين بايد هنگام استخدام افراد در امور نگهباني نظر پليس را نيز جويا شوند، افزود: سپردن امور نگهباني به افرادي كه خود مساله دار مي باشند، بستر لازم جهت وقوع جرم را افزايش مي*دهد و پليس با اين مسايل به شدت برخورد مي*نمايد.

    Leave a comment:

Working...
X