Announcement

Collapse
No announcement yet.

Book & Persian Literature

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • http://www.miamiherald.com/living/story/1145972.html

    Comment


    • http://www.bscreview.com/2009/08/boo...-the-scorpion/



      Comment


      • چرا در يك كتاب خوب غرق مي شويم؟


        مغز ما اتفاقات در حال وقوع در داستان را مانند دنياي واقعي در ذهن ما شبيه سازي مي كند


        هر كتابخوان مشتاقي قدرت كتاب را كه مي تواند شما را به دنياي ديگري ببرد، مي شناسد، چه دنياي جادويي هري پاتر باشد و يا آخرين نوشته هاي جان گريشام.

        نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد، شايد يكي از دلايلش اين باشد كه مغز ما اتفاقات در حال وقوع در داستان را مانند دنياي واقعي در ذهن ما شبيه سازي مي كند. اين مطالعه به دنبال تحقيقاتي صورت گرفت كه در آن اين موضوع بررسي شد كه مغز چگونه تصاوير و نوشته ها را به همان شيوه اي شبيه سازي مي كند كه اعمال روزانه فردي ما شكل مي گيرد.

        اين بررسي ها مشخص خواهد كرد چرا برخي از مردم بيشتر از ديگران از كتابخواني لذت مي برند و چگونه توانايي كتاب خواندن ما در طول زمان تغيير مي يابد، در واقع برخي افراد توانايي بيشتري در ايجاد يك تصوير شفاف از نوشته و نثر دارند.

        براي مثال خواندن يك فعل ساده مانند دويدن يا لگد زدن قسمتهايي از مغز را فعال مي كند كه وقتي مي دويم يا توپ را شوت مي كنيم، فعاليت خواهند كرد.

        اما خوانده يك لغت ساده كاملاً مانند خواندن يك متن طولاني و ادامه دار نيست.در يك آزمايش از 20 زن و 8 مرد دعوت شد تا به مدت 10 دقيقه 4 قصه كمتر از 1500 كلمه اي را بخوانند. لغتهاي داستان بروي صفحه اي انداخته شده و شركت كنندگان مي توانستند لغات را از درون يك آينه روبرو بخوانند.

        قصه درباره يك پسر مدرسه اي در يك روز عادي بود كه توسط روانشناسان براي تحقيقات نوشته شده و داستان روزمره زندگي را به سادگي بيان كرده و از تكنيك هاي پيچيده داستان نويسي به دور است.

        تغييراتي كه در خوانندگان بررسي مي شد شامل اين موارد بود: تغييرات فاصله اي(وقتي در داستان محل تغيير ميكرد)، تغييرات اشيا (وقتي شخصيت داستان يك توپ را برميدارد) تغييرات در شخصيت داستان، تغييرات در اهداف شخصيت و

        بعد از خواندن داستان از آنها درباره داستان سئوال شد و نتيجه با تغييرات ام آر آي مغز آنها در هنگام خواندن يكي بود، يعني مغز قادر است از حروف تصاويري خلق كند و شكل گيري وقايع پشت سرهم را در ذهن بصورت واقعي جلوه دهد.

        البته بعضي از افراد ادعا مي كنند در هنگام كتاب خواندن قادر به ديدن هيچ تصويري در ذهن خود نيستند و اين نشانگر تفاوت افراد در اين امر است.

        اين مطالعه در آينده كمكي خواهد بود درباره چگونگي تغييرات مغز با افزايش سن و بيماري هاي مغز و مشكلات عصبي.

        منبع : مجله اينترنتي فريا




        Comment


        • http://washingtontimes.com/news/2009...n-middle-east/



          Comment


          • http://www.bbc.co.uk/persian/arts/20...rsinejad.shtml



            Comment


            • در دوره ي قاجار اعطاء لقب به اوج خود رسيده و القاب: امين السلطان، امين لشكر، امين الدوله، امين الملك، امين الشريعه، آصف الدوله، حشمت الدوله، ساعد الدوله، نصرالدوله، قوام الدوله، قوام الملك، مستوفي الممالك، معير الممالك و... رواج فراوان يافته است. بعضي شاهزادگان نابالغ و فرزندان رجال منتسب به دربار در حداثت سن القاب پرطمطراق مي يافته اند و از مزاياي قانوني!! آن بهره مند مي شده اند.

              مسعود ميرزا ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه در زمان حكومت خود در فارس نامه اي به شرح زير به شاه نوشته و تقاضاي لقب براي امام جمعه فارس كرده است:"... امام جمعه فارس كه يكي از دعاگويان مخصوص بي رياي وجود مبارك است و اشهدبالله به نمك قبله ي عالم قسم است بجز اين كه دايم در بطون مساجد و روس منابر دعاگويي وجود مبارك نمايد، كاري ندارد شايسته ي مراحم مخصوص از جانب سني الجوانب همايون است. استدعا دارم او را به لقب خاقان العلمايي مملكت فارس ملقب بفرماييد.چون خانواده ي قديم و دعاگوي بي رياي دولت است، استدعا از مراحم ملوكانه دارم كه عرض اين غلام را درباره ي او مقرون به اجابت بفرماييد. چون فدوي بايد به قدر امكان اسباب دعاگويي به جهت اعتدال ذات مبارك فراهم بياورد. محض مزيد دعاگويي استدعا نمود. امرالاعلي مطاع."

              ناصرالدين شاه در ذيل نامه ظل السلطان نوشته است:" خاقان العلمايي خيلي لقب قلمبه اي است. به صدراعظم بگوييد اگر صلاح بدانند چيز مناسبي پيدا شود."(مجله وحيد- سال هفتم- شماره 7)

              در شماره 44 روزنامه ي شرف مورخ شوال 1303 قمري نوشته شده است:"جناب آقا ميرزا حسن مستوفي الممالك... كه تشريف شريف وزارت را بالوراثه(عن والد بعد والد) پدر بر پدر از وزراي جليل الشان و خدام صداقت نشان دولت جاويد اركان هستند در رمضان 1291 متولد شده... چون آثار لياقت و كياست از ناصيه ايشان مشهود و در پيشگاه همايون شهرياري مكشوف افتاد چهار سال قبل]يعني در سن 9 سالگي[منصب مستوفي الممالكي و مرسومات اين شغل نبيل را كه موروثي اين خانواده است. در حق جناب معزي اليه اعطا و مرحمت فرمودند...."(كتاب مستوفي الممالك- برگ 114)

              برگرفته از ماهنامه ي توقيف شده ي حافظ- شماره2



              Comment


              • انگيزه نامه و موضوع آن قلت درآمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است.
                اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.


                بسمه تعالي

                سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

                دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.

                مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.

                عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم.

                اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد.

                له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء



                Comment


                • http://iran7031.blogspot.com/2010/10/iran7031238.html



                  Comment

                  Working...
                  X