ماجرا های اتوبوسی!

من از جلو دادم تو از عقب نده
تابستون سال 69 بود که ما ماشین خودمون رو فرو خته بودیم ومدتی برای مسافرت های بین شهری از اتوبوس استفاده می کردیم ، همسن های من و قدیمی ها حتما بیاد دارند که معمولا نیم ساعت قبل از رسیدن به مقصد شاگرد راننده از اول اتوبوس شروع به جمع آوری کرایه ها می کرد تا دیگه مسافرین هنگام پیاده شدن معطل نشوند .
جمعه به یک مهمانی در کرج دعوت شدیم و بعد از ظهر جمعه داشتیم به سمت تهران بر می گشتیم که خانم مسنی به همراه زنی جوان سوار اتوبوس شدند و چون ماشین جا نداشت ، شاگرد راننده جای خودش رو که در جلوی اتوبوس و روبروی راننده بود به خانم پیر داد و زن جوان هم در ته اتوبوس به سختی جایی برای خودش پیدا کرد . در نیمه های راه بود که شاگرد راننده شروع به جمع آوری کرایه کرد ، خانم مسن به خاطر اینکه اولین نفر بود زود کرایه 2 نفر رو داد و هنوز شاگرد راننده به نیمه اتوبوس نرسیده بوده که خانم مسن با لهجه شیرین قزوینی داد زد : اقدس ، من از جلو دادم تو از عقب نده !


یکهو اتوبوس ترکید از خنده و مردم تا زمان رسیدن اتوبوس به ایستگاه داشتند از خنده منفجر می شدند !!!

امروز که برای اولین بار سوار تاکسی ون شدم بی اختیار یاد این خاطره افتادم و گفتم برای شما هم تعریف کنم .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
آقای رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لایِ در!

یزدی های عزیز علاوه بر لهجه قشنگشون به حرف زدن با سوتی های زیاد معروفن! معمولا بی محابا از فعل های دادن و کردن و...استفاده می کنن! و اگه بخوای مچشونو بگیری باید یک دقیقه یک بار به حرف زدنشون گیر بدی! خاطره ای جالب که از این سوتی ها داشتم امشب با خوندن لینک یکی از دوستان بالاترین در مورد اتوبوس واحد یادم اومد ..

معمولا اتوبوس های دانشگاه یزد و دانشگاه آزاد تو ساعت تموم شدن کلاسها از شدت جمعیت در حال انفجارند ..سر یکی از ایستگاه های واحد ، یه خانم مسنی با ۲ تا شونه تخم مرغ می خواست از درب خواهران سوار اتوبوس بشه ،بنده خدا دید اگه بخواد معمولی سوار بشه تخم مرغ ها بین فشار جمعیت له میشن!
خانم ابتکار به خرج داد و پشتش رو کرد به سمت در و دنده عقب از پله ها اومد بالا ...
راننده کلید درب رو زد و درب داشت بسته می شد که حاج خانم با لهجه شیرین یزدیش داد زد :
آقای رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لایِ در!
خودتون تصور کنید یه اتوبوس پر از داشنجوی دختر و پسر چطوری منفجر شد