Results 1 to 2 of 2

Thread: Parviz Tanavoli

  1. #1
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630

    Post Parviz Tanavoli

    "اگر کسی "ه" و "ح" را در دو جدول جدا از هم به طریق عکس بنگارد، از هر بلایی دور باشد و اگر بخواهد خانه دشمن را خراب کند باید ۷۰۰ و به قولی ۱۰۰۰ "ف" با مشک و زعفران بنویسد. اما "دال" خواص زیادی دارد." *

    همه چیز در بعدازظهر تب کرده اول مرداد، عادی به نظر می*رسید. درخت*های کهنسال باغ موزه هنر ایرانی سعی می*کردند سایه*ای هر چند کوچک بر سر آنهایی بیندازند که روی صندلی*ها نشسته بودند. بیشتر افرادی که در باغ می*چرخیدند منتظر بودند تا صندلی*های کافی**شاپ باغ خالی شود و آنها جایی برای نشستن پیدا کنند. در انتهای باغ هم چند مجسمه برنزی از پرویز تناولی، ردیف در کنار هم ایستاده بودند.

    درست در مقابل ایوان خانه* قدیمی وسط باغ که حالا تبدیل به گالری شده است، "یادبودی برای کوهکن عزیزم" قرار گرفته بود؛ مجسمه*ای برنزی که سال ۱۳۵۴ خلق شد و در آن مردی دیده می*شد که انگار در زندانی اسیر شده و فقط دو دستش بیرون از میله*ها مانده*اند. در یک دست چکشی دارد و در دست دیگر تیشه.

    روبروی مجسمه کوهکن و در میان میز*های رزرو شده کافه، یکی از مجسمه*های برنزی مجموعه "عشاق" ایستاده بود. تقریبا در سراسر سطح مجسمه نوشته*هایی از جنس همان فلز دیده می*شد. تناولی که این مجسمه را در سال ۱۳۵۷ ساخته، در آن سال*ها از بسیاری از نمادهای فرهنگ قدیمی ایران در آثار مدرن خود استفاده می*کرد که یکی از آنها همین خط*نوشته*های شبیه به دعا و کتیبه*های قدیمی بود.

    روی مجسمه*های "جایی برای آسودن فرهاد" و دو "دیوارهای ایران" هم همین خط*نوشته*ها حک شده بود؛ آثاری که در آخرین سال*های پیش از انقلاب خلق شده بودند و سالیان سال خبری از آنها نبود و در انبارها نگه*داری می شدند. تا اینکه *تناولی آنها را برای برپایی موزه*ای از آثارش در اختیار شهرداری تهران قرار داد. موزه*ای که با تغییر مدیریت و بر سر کار آمدن محمود احمدی*نژاد در شهرداری کاملا به فراموشی سپرده شد.

    اما مجسمه*ها و نقاشی*های تناولی در انبارها ماندند تا شهردار تهران، رئیس جمهور شود و سردار نیروی انتظامی، شهردار تهران. گروهی که همراه با محمد باقر قالیباف به شهرداری تهران آمدند ۵۴ اثر از آثار این هنرمند را از انبارها بیرون آوردند تا نمایشگاهی از آن برپا کنند؛ نمایشگاهی که خود تناولی با برپایی آن مخالف است.

    شاید تاثیر همان نوشته*های روی مجسمه*ها بود که چنان گرد و خاکی در روز افتتاح نمایشگاه به پا کرد. در آن بعداز ظهر تابستانی که حتی برگ درخت*ها هم نای تکان خوردن نداشتند، ناگهان صدای رعد و برق از آسمان بلند شد. هنوز نمایشگاه افتتاح نشده بود و تریبونی که روی ایوان خانه قدیمی آمده کرده بودند، خالی مانده بود.

    بعد از رعد و برق نوبت به باد رسید. باد شاخه*های خشک درختان را مقابل پای مجسمه*های برنزی ایستاده در حیاط می*انداخت و خانمی که مسئول آن بخش از نمایشگاه بود، خم می*شد و شاخه*ها را برمی*داشت. اما هنوز شاخه اول را در سطل آشغال نینداخته بود که شاخه*ای دیگر از آسمان فرود می*آمد.

    رگبار که شروع به باریدن کرد و گرد و خاک داخل باغ غیر قابل تحمل شد، بالاخره بعد از مدت*ها تاخیر درهای گالری را باز کردند تا نمایشگاه بدون هیچ تشریفاتی افتتاح شود و تریبون روی ایوان، همان طور بی*کار بماند.

    داخل اتاق*های خانه*ای که پس از بازسازی به کافه- گالری تبدیل شده است، مجموعه*ای از نقاشی*ها و مجسمه*های پرویز تناولی به نمایش گذاشته شده بود. در میان این آثار هم مجسمه*هایی از سال*های آغاز فعالیت*های این مجسمه*ساز به چشم می*خورد و هم آثاری که در سال*های پس از انقلاب در ایران یا خارج از ایران خلق شدند.

    دو مجسمه "قفس و قفل" و "قفس و قفس" که تناولی آنها را ۳۵ سال پیش از چوب و آهن و پارچه خلق کرد به ماکت*هایی شبیه بودند که او بعدها بر اساس آن مجسمه*های بسیاری ساخت و موضوع قفس و قفل را در آنها تکرار کرد.

    در بخش دیگری از نمایشگاه نیز "دست"های او به نمایش گذاشته شده بود؛ دست*های فلزی که که به هم گره خورده بودند یا اینکه با ظرافت به هم پیوند خورده بودند. در مجسمه "دست کوهکن"، دستان فرهاد کوهکن که از شخصیت*های اسطوره*ای مورد علاقه تناولی است، به شکل ابزاری برای کندن درآمده است. دو مجسمه از سرامیک نیز در میان مجموعه دست*ها به نمایش گذاشته شده بود که سال ساخت آنها ۱۳۸۰ بود.

    بخش دیگری از نمایشگاه به "هیچ"های معروف او اختصاص داشت. "هیچ"هایی که خلق آنها را از سال*ها پیش شروع کرد و هنوز هم در حیاط کارگاهی که در تهران دارد می*شود آنها را دید که در گوشه و کنار پراکنده*اند.


    "هیچ"*های برنزی کوچک این نمایشگاه یا روی پایه*ای یله داده بودند یا از درون قفسی به بیرون سرک می*کشیدند و یا اینکه روی میزی قرار داشتند.علاوه بر مجسمه*هایی که تناولی در سال*های دهه ۱۳۵۰ با مظمون "هیچ" ساخته بود، دو مجسمه نیز در این نمایشگاه وجود داشت که متعلق به سال ۱۳۷۹ بود.

    در نمایشگاه آثار پرویز تناولی، تابلوهای نقاشی او نیز روی دیوار جای گرفته بودند. تابلوهایی که در آنها نیز همان عناصر تصویری مورد علاقه او را می*توان دید: شیرهایی که بدنشان از تزئین*های بدوی پوشیده شده است و به طرح دست*بافت*های عشایر شباهت دارند، پرنده*ای که بر منقارش قفل زده شده است، فرهاد کوهکن و یاران شیخ صنعان.

    تناولی که این روزها در خارج از ایران به سر می*برد، یک روز پیش از آغاز نمایشگاه اعلام کرد: "زمانی که در تهران بودم از سوی شهرداری با من تماس گرفتند و همان*جا مخالفت خود را برای برگزاری چنین نمایشگاهی از سوی ایشان اعلام کردم، چراکه این اموال و آثاری که می*خواهند به*نمایش بگذارند، برای موزه* خریداری شده بودند، اما بعد از مشکلاتی که پیش آمد و دادگاه رای به برگرداندن خانه داد و معامله باطل شد."

    از نظر او این نمایشگاه هیچ نکته مثبتی ندارد: "از سوی شهرداری برای همکاری - در ایران و کانادا - با من تماس* گرفته شد و بنده با صراحت اعلام کردم که مخالفم؛ چراکه به جز صدمه حسن دیگری ندارد. این کارها لطف نسیتند، ضربه*ای به من، سابقه و همه* کارهایی است که در طول این سال*ها انجام داده*ام."

    با وجود تمام این مخالفت*ها، نمایشگاه آثار تناولی در باغ- موزه هنر ایرانی آغاز شد و مجتبی آقایی، مدیر امور هنرهای تجسمی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، در روز افتتاح نمایشگاه گفت: "اظهار نظر تناولی درباره* مخالفتش با نمایشگاه بیشتر گلایه*مندی است. در این باره ملاقات*هایی داشتیم و هماهنگی*ها انجام شده است."

    او همچنین از تلاش*های شهرداری تهران برای راه اندازی موزه*ای از آثار تناولی و ژازه طباطبایی خبر داد: "این رویکرد متعلق به تنها آثار تناولی نیست، بلکه ما در شهرداری درحال مذاکره با خانواده و ورثه* ژازه طباطبایی نیز هستم که متعاقب راه*اندازی خانه*-موزه*ی تناولی، خانه-موزه*ی طباطبایی را هم ایجاد کنیم."

    تناولی که تحصیل هنر را از هنرستان آغاز کرده است با وجود آنکه برای ادامه تحصیل به خارج از ایران سفر کرد اما از همان ابتدا در آثار خود عناصری را به کار گرفته است که از فرهنگ عامیانه، هنرهای سنتی و حتی خرافات ریشه می*گیرند.

    او در سال*های اخیر علاوه بر ادامه فعالیت*های هنری، در حال نگارش مجموعه کتاب*هایی است که به هنرهای فراموش شده ایران اختصاص دارد و موضوع*هایی همچون "طلسم"، "سرمه دان" و "قفل" را شامل می شود.





  2. #2

Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •