Page 3 of 3 FirstFirst 123
Results 51 to 69 of 69

Thread: Emam Zaman

  1. #51
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    قتل عام مهدی نوظهور و پيروانش در عراق


    عمليات گسترده در اطراف نجف که در روزهای يکشنبه و دو شنبه در اطراف نجف تداوم داشت و بنا بر گزارش خبر گزاريها يکی از بزرگ ترين کشتارها طی يک روز را در دوره اشغال عراق برجای گذاشت، همچنان در ابهام است. پاتريک کابرن گزارشگر اينديپندنت نيز نوشته است جزئيات آنچه روی داده ناروشن مانده است.

    تلفات اين عمليات که در آن از بمباران های فشرده هوايی توسط هواپيماهای بمب افکن اف 16 و تانک استفاده شد و يک هلی کوپتر نيز ساقط شده و دو سرنشين آمريکايی آن کشته شدند، بين 250 تا 300 نفر گزارش شده است و بنا برگزارش الجزيره در ميان کشته شدگان تعدادی زن و کودک هستند. تعدادی پليس عراقی نيز کشته و زخمی شده اند. ارتش آمريکا کشته شدگان را ,جنگجويان, وابسته به يک ,سکت , معرفی کرد. در مورد عمليات و سکت مزبور الجزيره گزارشی داده است که اطلاعات آن ممکن است مدافعان همه سکت ها در عراق را از اين عمليات خوشنود کند.
    بنا بر اين گزارش رهبر سکت ادعا داشت که " مهدی" است وحدود 700 پيرو داشت. در رسانه های غربی با استفاده از قياس نوشته اند اوادعا داشت که " مسيح " است. به گفته مقامات عراقی فرد مزبور که مسلم است کشته شده است يک شهروند 44 ساله عراقی بود و خود را مهدی بن علی بن علی بن علی بن ابيطالب می خواند. شيروان الولی وزير امنيت حکومت عراقی گفت: يکی از علايم ظهور مهدی قتل علماست و يکی ديگر از مقامات گفت گروه نزديک نجف جمع شده بود تا برخی از رهبران شيعه را که برای مراسم اين ماه به نجف می آيند به قتل برسانند. يکی ديگر از مقامات گفت آنها قصد داشتند به زايران و علمای شيعه حمله کنند. با وجود اين گزارشات حاکی است که پيروان اين سکت هم شيعه و هم سنی بوده اند.

    به گزارش الجزيره پيروان گروه خود را جند السماء می خواندند.

    الجزيره در پايان گزارش خود اضافه کرده است: ,از موارد قبلی ادعای مهدی گری که با خشونت زياد همراه بود، جنبش مقاومت در برابر نيروهای امپرياليستی بريتانيا در سودان درسالهای 1880 و چند صد نفر از جمله زنان در مسجد اعظم مکه در سال 1979 بود




  2. #52
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630

    امام زمان

    دردسر بزرگ حکومتيان


    اين دو سند را با هدف انتشار ارسال داشته اند. اضافه بر آنچه در متن اين دو برگ امده دراختيار
    نداريم، شايد يگانه جمله ای که بتوان به آن اضافه کرد اينست که «امام زمان دردسر بزرگی برای رهبران جمهوری اسلامی شده!»











  3. #53
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    امام زمان با بشقاب پرنده به جنگ دشمنانش مي رود

    چند وقت پيش,ظهر ها يكي از شبكه هاي جمهوري اسلامي برنامه اي را پخش مي كرد كه در آن يك آخوند خوش رو و بذله گو!,براي جوانان با همان لهجه مخصوص آخوندي سخنراني مي كرد.

    در يكي از برنامه ها موضوع سخنراني ظهور امام دوازدهم شيعيان بود.سخنران مي گفت:"اينطور نيست كه امام زمان با شمشير بخواهد دشمنانش را شكست دهد,مگر شما نشنيده ايد كه هر از گاهي مي گويند يك بشقاب پرنده بر فراز آسمان ديده شده است,خوب ما كه از ماهيت مسافرين اين بشقاب پرنده ها مطلع نيستيم,شايد در روز ظهور,امام زمان با همين بشقاب پرنده ها به جنگ دشمنان خود برود و شما عزيزان بايد منتظر آن روز باشيد ,زيرا در روز ظهور امام به شما جوانان عزيز مي گويد كه فلاني شما برو حاكم لندن شو فلاني شما برو حاكم شيكاگو بشو و يا فلاني شما برو حاكم برلين بشو).پس شما بايد براي آن روز آماده باشيد كه اگر امام گفتند فلاني برو حاكم پاريس بشو آمادگيش را داشته باشي"





  4. #54
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    آيا غيبت مختص امام زمان عليه اسلام است؟
    ممكن است در اذهان اين سئوال نقش ببندد كه آيا غير از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، اشخاص ديگري نيزاز نظرها غايب گشته اند؟

    با مرور تاريخ درمي يابيم كه برخي از انبياء و اولياي الهي نيز به دلايل مختلفي غايب گشته اند كه به ذكر نمونه هايي از آن غيبتها مي پردازيم :

    1-غيبت حضرت خضر:به اعتقاد اكثر مسلمين جهان و نوشته مورخان ، خضر پيغمبراز زمان حضرت موسي عليه السلام تا كنون زنده است و كسي از مكان يارانش اطلاعي ندارد . داستان وي با حضرت موسي در قرآن آيات 59 تا 82 سوره كهف ذكر شده است.
    2-غيبت حضرت موسي بن عمران (ع) :ايشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غيبت هيچ كس از او اطلاعي نداشت و موسي را نمي شناخت، تا زمانيكه خداوند او را برانگيخت و او به دعوت خلق برخاست.3- غايب شدن يوسف بن يعقوب :
    با وجود آنكه يعقوب پيغمبر بود و به او وحي مي شد، ولي از غيبت فرزندش يوسف خبر نداشت و ديگر فرزندانش نيز بي خبر بودند تا اينكه پس از سالها غيبت اين رازفاش گرديد .

    4-غيبت حضرت يونس :وقتي قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند . يونس (ع) از ميان آنان گريخت و از نظر قوم خود پنهان گشت . خدا او را در شكم ماهي پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بيرون آورده و سالم به سوي قومش بازگردانيد .
    5-داستان اصحاب كهف :اينان به خاطر حفظ دينشان از ترس مردم فرار كرده و 309 سال از نظر قوم غايب شده و به حالت ترس به غاري پناه بردند، تا آنكه خدا آنها را از خواب بيدار نموده و به سوي قومشان بازگرداند.6- داستان حضرت عزيز :
    جريان ايشان در آيه 261 سوره بقره آمده كه خداوند او و الاغش را صد سال مي ميراند و بعد او را زنده مي گرداند در حاليكه آب و غذايش هنوز باقي و تغييري نكرده است .

    7-غيبت حضرت عيسي: يهود و نصاري بر كشته شدن ايشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بيان اينكه او را نكشته و دار نزده اند بلكه مطلب بر آنان مشتبه گشته است ( نساء 156 ) ايشان را تكذيب كرد .
    عيسي بن مريم هم اكنون زنده و غايب است و زمان ظهورحضرت مهدي ارواحنا له الفداه از آسمان به زمين فرود مي آيد . پيامبر اكرم صلوات الله عليه مي فرمايند كه در زمان ظهور، حضرت عيسي به امام زمان در نماز اقتدا مي كند .

    8-غيبت حضرت ابراهيم :در زمان تولد حضرت ابراهيم ، آزر منجم ، خبر تولد نوزادي را داده بود كه سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد . پس نمرود تصميم به كشتن او گرفت . به شهادت تاريخ بين 77 تا 100 هزار كودك پسر دراين ماجرا كشته شدنداما نمرود نتوانست ابراهيم را بكشد . مادرش او را در غاري به دنيا آورد و همانجا بزرگ شد . گويند اين غيبت 13 سال به طول انجاميد.
    9- غايب شدن حضرت صالح :
    حضرت صالح بر قوم ثمود كه مردمي بت پرست بودند، مبعوث گرديد .شيخ صدوق در كمال الدين ، ج 1 ، ص 136 از حضرت صادق عليه السلام روايت مي كند كه :

    صالح مدتي از نظر قومش غايب شد. صالح در روز غيبت مردي كامل و داراي شكمي هموار ، اندامي زيبا ، محاسني انبوه و گونه هايي كم گوشت ، ميانه رو و متوسط القامه بود. پس ازغيبت ، وقتي به سوي قوم بازگشت تغييركرده بود و او را نشناختند.

    اين مطالب نمونه هايي چند از غيبت انبياء و اولياي الهي بود كه به عنوان شاهد بر وجود غيبت درزمان قبل از ولي عصر (عج) ارائه گرديد.




  5. #55
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    زمان(عج) ازدواج کرده و دارای فرزند هستند؟


    دکتر حسینی قزوینی


    مقدّمه
    یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه می*شوند.

    اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود می*آورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(علیه السلام)ازدواج کرده است یا خیر؟

    برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و می*گویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمه*اش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمی*سازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.

    پس اگر ازدواج نکرده باشد اشکال ترک مستحبّ از طرف معصوم و اگر ازدواج کرده باشد، اشکال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غیبت پیش می آید و چون طرفین قضیّه با اشکال مواجه است، عدّه*ای چنین نتیجه*گیری می*کنند که اصلا آن حضرت وجود ندارد.

    نکته*ی دیگر این که اصل ازدواج یا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نیست، بلکه از مسائل شخصی است که در روایات نیز به آن تصریح نشده و مورد بحث امامان قبلی نیز نبوده است و کسانی هم که در دوران غیبت توفیق درک حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشکلات در ذهنشان بوده است که به اینگونه سؤالات نرسیده*اند.

    در دوران غیبت صغری نیز از نائبان خاصّ، در این زمینه سخنی شنیده نشده است. از سوی دیگر ذهن انسان در کنار سؤال از ازدواج حضرت مهدی(علیه السلام)، سؤالات دیگری نیز می*سازد از جمله این که: آیا امام مهدی(علیه السلام) دارای فرزند است؟ آیا مکان خاصّی برای زندگی وی و فرزندانش وجود دارد؟ آیا فرض وجود فرزند و همسر برای آن حضرت با حکمت و فلسفه غیبت سازگاری دارد؟ و در صورت ازدواج نکردن، آیا بر خلاف سنّت و دستور پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل نکرده است؟ و سؤالات دیگری که این مقاله در صدد جواب دادن به بعضی از آنهاست.

    بنابراین، پس از طرح سؤال اصلی و بیان دیدگاههای متفاوت و دلائل آنها و نیز بررسی دلائل، سعی می*شود تا به نتیجه*ای مناسب و جامع برسیم.

    آیا حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج کرده و دارای فرزند می*باشد؟
    در پاسخ به این پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادی مانند: حکمت یا فلسفه غیبت و نیز مسائل فقهی همچون استحباب شرعی ازدواج و متونی که مستقیم یا غیر مستقیم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظریّه وجود دارد:

    ـ نظریّه أوّل: عدّه*ای معتقدند که حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج کرده است و برای اثبات این نظریّه به دلائل ذیل استناد جسته*اند.

    الف: استحباب ازدواج:
    ازدواج و نکاح در اسلام مستحبّ مؤکّد و سنّتی نبوی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترویج آن تأکید داشته و امّت خود را به این امر تشویق و ترغیب می*کردند و بارها فرموده*اند: «نکاح کنید و با تشکیل خانواده بر تعداد خود بیافزایید، که من در روز قیامت به شما اگر چه فرزندی سقط شده باشد مباهات می*کنم»([1]).

    در احکام دین ازدواج سنّتی حسنه و مورد تأیید و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مکروه است. ازطرفی ازدواج نکردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) است، چرا که آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «نکاح سنّت من است، و هر کس از آن اعراض کند (روی برگرداند و ازدواج نکند) از من نیست.»([2])

    اکنون که سالیان متمادی از عمر حضرت مهدی(علیه السلام) می*گذرد، آیا می توان گفت: او مستحبّ مؤکّد را ترک، و مرتکب مکروه شده است؟ هرگز نمی*توان اینگونه نتیجه گرفت، چرا که او امام است و در عمل به مستحبّات شرعی از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج کرده و دارای همسر می*باشد.

    در کتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منکرین وجود اهل و عیال برای امام مهدی(علیه السلام) چنین آمده است: «چگونه ترک خواهند کرد، چنین سنّت عظیمه جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل آن و تهدید و تخویف در ترک آن شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است.»([3])

    و نیز در کتاب «الشموس المضیئة» آمده است: «اگر در این زمینه (داشتن همسر و خانواده) هیچ نقل روایی وجود نداشت و فقط همین مطلبی که آن حضرت با وجود سنّ زیاد از نظر جسمی جوانی قویّ البنیه است... و نیز می*دانیم که آن حضرت به سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل می*کند، در قبول این مطلب که آن جناب همسر و فرزندانی دارد کافی بود»([4]).

    ـ نقد و بررسی:
    دلیل مزبور شامل دو قسمت است. قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و امری نیکو و مستحبّ شرعی است. قسمت دوّم: امام زمان(علیه السلام) لزوماً به این سنّت و امر شرعی عمل می*کند. هر دو مقدّمه نیازمند بررسی و تأمّل است.

    امّا استحباب ازدواج([5]) از آیات و روایات فراوانی استفاده می*شود مانند: آیه شریفه (فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ)([6]) و آیه (وَأَنکِحُواْ الاَْیَـمَی مِنکُمْ وَالصَّــلِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَآلـِکُمْ )([7]) و همچنین در حدیثی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ازدواج را سنّت خود می*داند([8])، و در حدیثی دیگر می*فرماید: هر کسی از آن اعراض کند از من نیست.([9]) و در روایاتی دیگر ازدواج امری پسندیده و ممدوح دانسته شده([10]) و بر تولید نسل و بقاء آن توصیه شده و کثرت مسلمین مایه مباحات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شمرده شده است.

    در اهمیّت و تشویق به ازدواج چنین آمده است: «هر کس ازدواج کند نصف دینش را بدست آورده است»([11]) و نیز امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده با فضیلتتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که بدون همسر است»([12])، و همچنین در روایات فراوانی نقطه مقابل ازدواج یعنی ترک ازدواج مذمّت شده و از ناحیه ائمّه(علیهم السلام) امری مکروه و ناپسند شمرده شده است.([13]) که این روایات نیز به قرینه مقابل دلالت بر استحباب ازدواج دارند.

    با توجّه به آیات و روایات فوق و وجود کلمات امر مانند «انکحوا» در آیات و تشویق به ازدواج در روایات و توصیه کردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهای بزرگوار اسلام، استحباب شرعی ازدواج را استنباط کرده و بر طبق آن به استحباب([14]) و بعضی به استحباب مؤکّد فتوی داده*اند، و برخی آن را در شرایطی واجب می*دانند([15]).

    و از سوی دیگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست می*آید که اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غیر دائم (موقّت) مستحب شرعی است. ثانیاً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و کسانی که نیازمند به همسر می*باشند نیست، بلکه شامل غیر مشتاقان و کسانی که در خود احساس نیاز به همسر نمی*کنند نیز می*باشد.([16]) چرا که علّت این حکم شرعی در اشتیاق به جنس مخالف و یا اطفاء (خاموش کردن) غریزه جنسی خلاصه نشده است تا گمان شود ازدواج برای غیر مشتاقان استحباب ندارد، بلکه مواردی از قبیل: تکثیر نسل و ابقاء نوع انسانی و کثرت تعداد موحّدین، در استحباب شرعی ازدواج دخالت دارند.([17])

    پس اگر ازدواج برای تأمین این اغراض هم باشد، از جهت شرعی مستحب است، و دارای مطلوبیّت شرعی است.






  6. #56
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    بدیهی است که استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نیست، بلکه شامل غیر دائم و مِلک یمین (کنیزان) نیز می*شود.([18]) و به همین جهت اینگونه به نظر می*رسد که تحقّق یک مرتبه از ازدواج در طول عمر برای عمل کردن به این مستحبّ شرعی کافی است، اگر چه بنا به عللی([19]) بین زوج و زوجه جدایی حاصل شده باشد.

    امّا با تأمّل در روایاتی که در آن عزوبت (همسر نداشتن) مکروه دانسته شده است حتّی برای مدّتی اندک([20])، معلوم می*شود که مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پایان عمر است. پس عمل کردن به استحباب ازدواج در صورتی کافی است که استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور که این استحباب فقط به داشتن یک همسر نیست بلکه تعدّد آن نیز مستحب شرعی است.([21])

    بنابراین در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، و امری مستحب است) چنین نتیجه می*گیریم: 1. ازدواج مستحب شرعی است، خواه نیاز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت. 2. این استحباب دوام و استمرار دارد و شامل تمام عمر انسان می*شود. 3. تعدّد همسر نیز مستحب شرعی است.

    و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(علیه السلام) به امر شرعی و سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتی را به وجود می*آورد، از جمله اینکه: با کثرت امور مستحبّی، آیا امام(علیه السلام) به همه آنها عمل می*کند؟ یا اینکه از آن امور انتخاب کرده و گزینشی عمل می*کند؟ آیا لزوم عمل به امور مستحب برای امام ضروری است؟

    بدون تردید امامان مانند پیامبران چون هدایت مردم را به عهده دارند، و رهبران الهی محسوب می*گردند، همیشه در عمل به احکام الهی پیشقدم بوده*اند، و اساساً رسالت آنان ایجاب می*کرد که أوّل خودشان عامل به احکام الهی باشند و از دستورات الهی سرپیچی نکنند و در صحنه عمل برای دیگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نکردن به اوامری که حکایت از محبوبیّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) برای رهبران دینی مذموم است و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد که آنها به دستورات واجب و مستحب عمل کنند، پس امام(علیه السلام) نیز به آنها عمل می*کند.

    بنابراین، دو نکته در لزوم عمل کردن امام به مستحبّات وجود دارد:
    1. هدایت و رهبری و الگوی کامل بودن برای مردم که ایجاب می*کند امام در زندگی و معاشرت و در برخورد با دیگران به نحو احسن عمل کند و در عمل به دستورات دینی (واجب و مستحب ) پیشقدم باشد.
    2. اقتضای شأن و منزلت انسان کامل ایجاب می*کند که به مستحبّات عمل کند.

    بدون تردید نکته أوّل در زمان غیبت امام(علیه السلام) موضوعیّت ندارد، زیرا امام(علیه السلام) در مرأی و منظر مردم نیست و امامت وی در باطن است، نه در ظاهر.([22]) ولی نکته دوّم در رسیدن به مطلوب (امام پایبند به مستحبّات شرعی است، و سزاوارتر از دیگران است) کافی است. با توجّه به دو مقدّمه*ای که گذشت، عدّه*ای معتقدند که امام زمان(علیه السلام) در عصر غیبت ازدواج کرده و صاحب همسر و فرزند است.

    ب: استدلال به روایات:
    دلیل دیگر معتقدین به ازدواج حضرت مهدی(علیه السلام) تمسّک به بعضی از روایات است، از جمله:

    1 ـ مفضّل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «... از مکان او هیچ یک از اولاد و دیگران اطلاع نمی*یابد، مگر مولایی که متولّی امر اوست»([23])، در این روایت وقتی که سخن از جا و مکان و محلّ زندگی آن حضرت می*شود، امام صادق(علیه السلام) می*فرماید: کسی از مکان او اطلاع ندارد حتّی اولادش، پس معلوم می*شود او اولادی دارد و داشتن اولاد حاکی از ازدواج امام است.

    امّا با تأمّل در این روایت نکاتی به نظر می*رسد که مانع از استدلال بر ازدواج آن حضرت است، آن نکات عبارتند از:

    الف ـ این روایت در کتاب الغیبه نعمانی نیز نقل شده است، با این تفاوت که به جای کلمه «ولد» کلمه «ولی» آمده است: «ولا یطّلع علی موضعه أحد من ولیّ ولا غیره;([24]) از مکان او کسی از ولی و غیر ولی اطّلاع نمی*یابد»، یعنی دوست و غیر دوست، آشنا و غیر آشنا، از مکان او خبری ندارند و نمی*دانند او کجاست. در این روایت هیچ سخنی از فزرند و فرزندان نیست، بنابراین با توجه به این نقل اعتمادی بر آن روایت نیست.

    ب ـ در روایت سخن از فرزند است، ولی از این جهت که بگوییم الآن امام(علیه السلام) دارای فرزند و همسر باشد نیست و به اصطلاح مجمل است، چرا که امکان دارد منظور فرزندانی باشند که در آستانه ظهور و یا پس از ظهور امام(علیه السلام) به دنیا می*آیند.

    ج ـ ممکن است این روایت و امثال آن بیانگر مبالغه در خفای شخص باشد، یعنی هیچ کس نمی*داند که او در کجاست، حتّی اگر دارای فرزند هم باشد، فرزندانش نیز از جایگاه او اطّلاع ندارند.([25])

    د ـ از جهت سند مخدوش است، زیرا یکی از راویان آن ابراهیم بن مستنیر و در جای دیگر عبد اللّه بن مستنیر است و هر دو مجهول*اند.

    با توجّه به نکات فوق، استدلال بر ازدواج امام(علیه السلام) در عصر غیبت مشکل، بلکه بعید به نظر می*رسد.

    ن ـ سیّد ابن طاوس از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «... خدایا، مایه چشم روشنی و خوشحالی امام زمان(علیه السلام) را در او و خانواده و فرزندان و ذرّیه و تمام پیروانش فراهم فرما»([26]).

    در این روایت سخن از خانواده و فرزندان آن حضرت است، ولی چون معلوم نیست که وجود این فرزندان پیش از ظهور است یا پس از آن، از این جهت مجمل است، و نمی*توان به آن استناد کرد.

    و ـ ابو بصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «گویا می*بینم که قائم ما با خانواده*اش در مسجد سهله اقامت گزیده است. ابو بصیر می گوید: گفتم منزلش آنجاست؟ فرمود: آری. گفتم: فدایت شوم! قائم همیشه در آن مسجد است؟ فرمود: آری...».([27])

    این روایت نیز دلالت بر وجود فرزند برای امام(علیه السلام) پیش از ظهور ندارد و چه بسا مرادش اولاد آن حضرت پس از ظهور باشد، همانطور که از سیاق کلام در اکثر روایات که به نمونه*هایی از آنها اشاره خواهیم کرد، این گونه استفاده می*شود.

    2 ـ روایتی مرحوم مجلسی(رحمه الله) در بحار الأنوار از علی بن فاضل نقل کرده است که در آن به مکان و جزیره*ای اشاره شده که نسل و فرزندان آن حضرت، زیر نظر وی جامعه نمونه اسلامی تشکیل داده و برای خود حکومت دارند([28]). این مکان نامعلوم است و هر کس نمی*تواند به آنجا برود و دسترسی برای عموم مردم ممکن نیست.

    تمسّک به این روایت نیز نمی*تواند اثبات کند که آن حضرت ازدواج کرده و در نتیجه فرزندانی دارد و لازمه آن نیز زندگی در مکان خاصّ است، زیرا اولاًّ: از نوع بیان روایت به دست می*آید که این روایت اعتبار قابل ملاحظه*ای در نزد مرحوم مجلسی(رحمه الله) نداشته است، زیرا می*گوید: «چون این حدیث را در کتابهای معتبر نیافتم آن را به طور مستقل و جدا می*آورم»([29]).





  7. #57
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    ثانیاً این داستان با وجود تناقضات فراوان و سخنان بی*اساس و نیز مجهول بودن عدّه*ای از روات آن، قابل استناد نیست، حتّی بعضی از محقّقین با بررسی*های گسترده*ای که انجام داده*اند، معتقدند جزیره خضراء افسانه*ای بیش نیست و واقعیت ندارد.([30]) و برخی همچون آقا بزرگ تهرانی می*گویند: این داستان تخیّلی است.([31])

    3 ـ روایتی که ابن طاووس از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «اللّهمّ صلّ علی ولاة عهده والأئمّة من ولده». ابن طاووس می*گوید: روایت فوق اینگونه نیز نقل شده «اللّهمّ صلّ علی ولاة عهده والأئمّة من بعده».([32])

    این روایت نیز نمی*تواند اثبات کند که آن حضرت دارای فرزند است. زیرا با وجود دو گونه نقل معلوم نیست مقصود فرزندان بعد از آن حضرت است، یا امامان پس از او. بنابراین روایت مجمل است. علاوه این دو روایت ناظر به پس از ظهور حضرت است نه پیش از آن.

    هــ صاحب کتاب الشموس المضیئة پس از نقل هفت روایت در باره اقامتگاه و خانواده داشتن آن حضرت که بعضی از آن را آورده*ایم، چنین نتیجه می*گیرد: «از مجموع این روایات معلوم می*شود که حضرت حجّت(علیه السلام) خانواده و اقامتگاه دارد، هر چند که جزئیّات آن را نمی*دانیم».([33])

    سپس اضافه می*کند که داستان جزیره خضراء به نقل از مرحوم علامه مجلسی(رحمه الله) و داستانی قریب به آن در اثبات الهداة با این قید که شیعیان آن جزیره از تمام مردم دنیا تعداد شان بیشتر است و هر یک از فرزندان امام(علیه السلام) در آن جزیره*ها حکومتی دارند، چنین آورده است: «با توجه به عمر طولانی و مبارک ایشان ممکن است آن حضرت همسر و فرزندان متعدّدی داشته باشد که بعضی مرده و برخی زنده*اند». بنابراین آن حضرت فرزندان و نوادگان زیادی خواهد داشت که شمارش آنها به سادگی ممکن نیست».([34])

    با عنایت و دقّت در مطالب کتاب مذکور توجّه به چند نکته ضروری است:
    اوّلا: نمی*توان به آن هفت روایت در اثبات ازدواج آن حضرت و در نتیجه وجود فرزندان و داشتن اقامتگاه استناد کرد، چرا که برخی از آن روایات همان روایاتی است که قبلا به آنها اشاره شد.([35]) و برخی دیگر گویای وجود همسر و فرزند برای آن حضرت نیست و بعضی دیگر با خفای شخصی و عدم اطلاع از مکان او سازگاری ندارد.

    ثانیاً: وجود فرزندان بی*شمار آن حضرت با فلسفه غیبت منافات دارد، زیرا ممکن است فرزندان در صدد تشخیص هویّت خود برآیند و خواهان دانستن حسب و نسب خود باشند.([36])

    ثالثاً: چطور ممکن است شیعیان آن جزیره (بنابر نقل وی از کتاب إثبات الهداة)([37]) تعدادشان از تمام مردم دنیا بیشتر باشد. با اینکه علم پیشرفته*ی نقشه*برداری و جغرافیای امروز در شناسایی نقاط این کره خاکی چیزی را از قلم نینداخته است و امروزه جایی وجود ندارد که ناشناخته باشد، حتّی مثلث برمودا،([38]) کاملا شناخته شده و اسرارش (خواص مغناطیسی) آشکار گشته و تعداد زیادی به آن مکان رفته*اند و گزارشهای متعدّدی ارائه کرده*اند. بنابراین معقول نیست که جمعیّتی چند میلیاردی بیش از جمعیّت فعلی جهان در مکانی زندگی کنند و کسی هم از آنها هیچگونه اطلاعی نداشته باشد.([39])

    به هر جهت اینگونه مطالب نمی*تواند دلیلی قاطع بر اثبات ازدواج و در نتیجه فرزندان و مکان اقامت خاصّی برای آن حضرت باشد.

    یــ برخی ممکن است برای اثبات ازدواج و فرزند داشتن حضرت مهدی(علیه السلام) به کنیه مشهور آن حضرت یعنی «أبا صالح» استدلال کنند و بگویند این کنیه به معنای پدر صالح است و این دلالت بر وجود فرزندی به نام صالح برای آن حضرت دارد. این نیز سخن درستی نیست زیرا:

    اوّلا: با جستجو و تفحّص در میان کنیه*های نقل شده برای حضرت مهدی(علیه السلام) در کتابهای معتبر، چنین کنیه*ای نقل نشده است، بلکه به نظر می*رسد این کنیه بر اثر کثرت استعمال در میان مردم، معروف شده است و در بعضی از مجلاّت([40]) و کتابها که در پاسخ از این سؤال مطالبی گفته شده است، بیشتر جنبه های ذوقی و استحسانی، با احتمالاتی بدون ذکر سند و دلیل در نظر گرفته شده است، مثلا: گفته شده است که این کنیه ممکن است از آیه شریفه (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ)([41]) گرفته شده باشد.([42]) و یا می*گویند: چه مانعی دارد که ما به آن حضرت بگوئیم أبا صالح یعنی پدر تمام نیکی*ها و خوبی*ها؟ و ممکن است برخی استدلال کنند به احادیثی که در آنها واژه أبا صالح و صالح به کار رفته است.

    مرحوم مجلسی(رحمه الله) نیز در این رابطه داستانی در بحار الأنوار نقل کرده است، در حالیکه با رجوع به آن احادیث و دقّت در آنها معلوم می*گردد، صالح یا أبا صالح نام جنّی است که مأموریت دارد تا اشخاص گمشده را هدایت و راهنمایی کند. در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده است: «امام صادق(علیه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم کردی صدا بزن یا صالح! یا بگو: یا أبا صالح راه را به ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت کند!»([43]).

    امّا مرحوم مجلسی(رحمه الله) در حکایات و داستانهای اشخاصی که امام زمان(علیه السلام) را دیده*اند «قضیه*ای را از پدرش نقل می*کند و او نیز از شخصی به نام امیر اسحاق استرآبادی که چهل مرتبه با پای پیاده به حجّ مشرّف شده بود نقل می*کند که در یکی از سفرهایش قافله را گم کرد و متحیّر با حالت عطش و بی*آبی مانده بود، سپس صدا زد یا صالح یا أبا صالح ما را راهنمایی بفرما، ناگاه شخص سواره*ای را از دور دید که آمد و او را راهنمایی کرد و به قافله*اش رساند. وی می*گوید: پس از آن قضیّه من متوجه شدم که او حضرت مهدی(علیه السلام) بوده است.»([44])

    روشن است که این قضیه ارزش علمی و استدلالی ندارد و صرفاً داستانی بیش نیست، زیرا معلوم نیست که شخص مورد نظر واقعاً امام(علیه السلام)را دیده باشد.

    ثانیاً: با توجّه به معانی مختلف کلمه «أب» در لغت عرب که تنها به معنای پدر نیست، بلکه به معنای صاحب و غیر آن نیز آمده است([45]) و همچنین در روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)آمده است که فرمود: «من و علی پدران این امتیم»، می توان استفاده نمود که مقصود از این کنیه معنای پدرِ فرزندی به نام صالح نیست، بلکه أبا صالح یعنی کسی که افراد صالح و شایسته در اختیار دارد و نیز ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان(علیه السلام)پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود.

    بنابراین با عنایت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نمی*توان از این کنیه بر ازدواج و داشتن فرزند برای آن حضرت استفاده کرد.

    پس دلیل دوّم قائلین به ازدواج آن حضرت که روایات است، مخدوش می شود و جایی برای استفاده واستدلال به آن باقی نمی ماند، لذا نمی*توانیم به آن روایات تمسّک کنیم.

    امّا دلیل أوّل که برای ازدواج آن حضرت به استحباب شرعی ازدواج و سنّت بودن آن استدلال شده بود، دلیل محکم و قابل قبولی است، چون مقتضی موجود است، اگر چه زمان استنتاج هنوز نرسیده و زود است تا قضاوت قطعی بشود، چرا که باید دیدگاه مقابل را نیز بررسی کرد و از نبودن مانع و یا وجود امری مهمتر از ازدواج نیز مطمئن شد.

    آیا ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگاری دارد؟
    ـ نظریه دوّم: برخی معتقدند که اساساً آن حضرت ازدواج نکرده است.

    تنها دلیل آنان این است که: ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگاری ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است و این امر باعث می*شود که حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود و از سوی دیگر غیبت به معنای خفای شخص است، یعنی ناشناس بودن نه نامرئی بودن، در حالی که با ازدواج کردن شناخته می*شود و حد اقلّ شناخته شدن شناسایی وی توسط همسرش می*باشد.




  8. #58
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    امّا فلسفه غیبت بنا بر آنچه در روایات آمده است خوف از کشته شدن است. امام صادق(علیه السلام)درباره آن حضرت می*فرماید: «برای غلام (مهدی(علیه السلام)) غیبتی است قبل از این که قیام کند، شخصی پرسید: برای چه؟ فرمود: می*ترسد. سپس با دست مبارکش به شکمش اشاره کرد.»([46])

    مقصود امام صادق(علیه السلام) از این حرکت احتمال کشته شدن آن حضرت است، و همچنین از امام سجّاد(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «در قائم ما سنّتهایی از پیامبران گذشته وجود دارد... و سنّتی که از موسی(علیه السلام) در او هست، خوف و غیبت است.»([47])

    بنابراین، فلسفه*ی غیبت، دوری و پنهان بودن از مردم است تا اینکه صدمه و گزندی به او نرسد و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزی که خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد. در نتیجه می*توان گفت: ازدواج کردن امری است مستحب و پسندیده و مهمّ و حفظ اسرار و پنهان زیستی و حفظ جان از گزند دشمنان امری است اهمّ و مهمتر و هر گاه امری دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمی*گزیند.

    به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعی است برای ازدواج و می*تواند از فعلیّت ازدواج جلوگیری کند و حال که ازدواج مانع دارد، ازدواج نکردن آن حضرت نمی*تواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقی شود، چون که وی اعراض نکرده، بلکه امر اهمّ را اختیار کرده است.

    ـ نقد و بررسی:
    با عنایت به دلیل فوق ممکن است برخی در مقام جواب بگویند: پنهان زیستی و خوف آن حضرت از کشته شدن مانع از ازدواج نمی*تواند باشد، زیرا در روایات موارد دیگری نیز وجود دارند که به عنوان فلسفه*ی غیبت شناخته می*شوند، مانند:

    الف) به دنیا آمدن مؤمنانی که در صلب افراد کافر هستند، درباره این مطلب امام صادق(علیه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بیت تا تمام کسانی که (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به ودیعت نهاده شده*اند، خارج نشوند، ظهور نخواهد کرد و هنگامی که همه خارج شدند، آن حضرت بر دشمنان خدا پیروز شده و آنها را می*کشد.»([48])

    ب) امتحان الهی: امام کاظم(علیه السلام) به برادرش علی بن جعفر فرمود: «برای صاحب این امر (امام مهدی(علیه السلام) ) غیبتی است که عدّه*ای از معتقدین به وی برمی*گردند. این غیبت محنت و سختی از طرف خداوند است که با آن خلقش را امتحان می*کند.»([49])

    ج) سرّی از اسرار الهی: در روایتی از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است: «صاحب این امر غیبتی دارد که گریزی از آن نیست... راوی پرسید: چرا؟ فرمود: به دلیل امری که ما اجازه بازگو کردنش را نداریم. راوی پرسید: پس حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجّتهای دیگر خداوند بوده است که پس از ظهورش کشف خواهد شد، همان طور که فلسفه*ی کارهای خضر نبی(علیه السلام) برای موسی(علیه السلام) تا هنگام جدایی آنها کشف نشد. سپس امام فرمود: ای پسر فضل! این امر از امور خداوند و از اسرار الهی و غیبی از غیب*های خداست.»([50])

    با توجّه به موارد مذکور و موارد دیگری که به عنوان فلسفه غیبت شمرده شده است، نمی*توان فلسفه غیبت را فقط در خوف از کشته شدن دانست که با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد. شهید سیّد محمّد صدر در این رابطه می*نویسد: «اگر بپذیریم که غیبت آن حضرت به معنای مخفی شدن شخص وی است، بدین معنا که جسم مبارک او از دیده*ها مخفی شده و با اینکه میان انبوه جمعیّت بوده و آنها را می*بیند اما آنها او را نمی*بینند، در این صورت باید گفت آن حضرت ازدواج نکرده و تا زمان ظهور مجرّد خواهد بود.

    و این مسأله هیچ بعدی هم ندارد، زیرا هر چیزی که با غیبت در تضادّ باشد و آن حضرت را با خطر مواجه کند بر وی جایز نیست، چرا که ازدواج باعث کشف شدن امر آن حضرت می*گردد. علاوه بر آن برای ازدواج لزوماً باید آن حضرت ظاهر شده و در معرض دید مردم قرار گیرد و این همان چیزی است که باید از آن اجتناب کند.

    و این فرض که فقط برای همسر خود آشکار شود، اگر چه عقلا ممکن است ولی فرض آن بسیار بعید است، بلکه فرض باطلی است، زیرا چنین زنی با خصوصیات خاصّ به طوری که امام(علیه السلام)هویّت واقعی خود را از او مخفی نکند و هیچ خطری هم از ناحیه*ی او متوجّه امام(علیه السلام) نباشد، چنین زنی بین زنان عالم یافت نمی*شود، چه رسد به اینکه بگوییم در هر عصری چنین زنی وجود دارد;

    امّا اگر غیبت را به معنای پنهان بودن و پوشیدگی عنوان آن حضرت بدانیم بدین معنا که او به صورت ناشناس در بین مردم زندگی می*کند، در این صورت هیچ اصطکاکی با ازدواج ندارد و از آسانترین کارهاست، زیرا ازدواج به صورت ناشناس صورت گرفته و همسر وی نیز در طول عمر خود بر هویت واقعی او آگاه نخواهد شد و اگر به علّت عدم مشاهده پیری در چهره*ی آن حضرت به هویت وی گمانی برد، حضرت او را طلاق داده و یا در شهری دیگر، دورِ جدیدی از زندگی خود را آغاز کرده و دوباره ازدواج می*کند».

    سپس شهید صدر می*گوید: «حال که ثابت شد که ازدواج آن حضرت در عصر غیبت ممکن است، امکان دارد بگوئیم این امر تحقّق یافته است، چون مهدی(علیه السلام) به تبعیّت از سنّت اسلامی سزاوارتر است، خصوصاً اگر معتقد شدیم که معصوم تا جایی که ممکن است به مستحبّات عمل کرده و مکروهات را ترک می کند. بنابراین التزام به این که ازدواج وی در عصر غیبت ممکن است، در اعتقاد به آن کافی است»([51]).

    با عنایت و دقّت در دلیل قائلین به ازدواج نکردن آن حضرت و جواب مذکور و کلام شهید سیّد محمّد صدر نکاتی قابل تأمّل است. از جمله:

    1. مواردی که به عنوان فلسفه*ی غیبت از روایات قابل استفاده است که به چند نمونه*ی آن اشاره شد، در عرض یکدیگر نیستند، به این معنا که اگر غیبت برای امتحان باشد، دیگر مسأله*ی خوف و ترس از کشته شدن در آن نیست. بلکه اینها در طول یکدیگرند، لذا نمی*توان با بیان موارد دیگر فلسفه*ی غیبت قائل به ازدواج امام(علیه السلام) شد. چون در عین این که غیبت برای ترس از کشته شدن است، برای امتحان کردن بندگان و معتقدین به آن حضرت نیز می*باشد که این هم جای استبعاد ندارد، به عبارت دیگر فرضیّه ترس از کشته شدن در تمام موارد دیگر نیز جاری است.

    2. سخن شهید صدر در معنای غیبت به دو صورت ناشناسی (مردم او را می*بینند ولی نمی*شناسند) و ناپیدایی (جسم و شخص او دیده نمی*شود) و بنا کردن مسأله*ی ازدواج را بر ناشناسی، سخن جامع و فراگیری نیست، چون نمی*توانیم به ناشناسی به تنهایی و یا به ناپیدایی آن حضرت قطع پیدا کنیم، چرا که ممکن است آن حضرت گاهی ناشناس باشد و گاهی ناپیدا، همانطور که این برداشت از روایات نیز قابل استفاده است.([52])

    3. شهید صدر معتقد است زنی که لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم کفو آن حضرت باشد در عالم وجود ندارد، صدور این سخن از ایشان جای تعجب است، چرا که زنان شایسته و بایسته با فضائل اخلاقی و معنوی بالا در هر دوره*ای وجود داشته و هست. زنانی همچون حضرت مریم(علیها السلام) و آسیه همسر فرعون که در قرآن کریم الگوی دیگران شمرده شده*اند([53]) و یا مانند حضرت خدیجه همسر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) بوده*اند و هستند و از سوی دیگر در روایات وارده در شأن و خصوصیات اصحاب و یاران خاصّ امام زمان(علیه السلام) آمده است که پنجاه نفر آنان زن می*باشند.([54])

    آیا اینگونه زنان که لیاقت واقع شدن در زمره اصحاب خاص را دارند و محرم خیلی از اسرار هستند، لیاقت همسری آن حضرت را ندارند؟ چه مانعی دارد که امام(علیه السلام) از میان آنان زنی را به همسری برگزیند؟

    4. به نظر می*رسد که ازدواج آن حضرت به صورت ناپیدایی امری ممکن باشد برخلاف شهید صدر که آن را غیر ممکن می*داند، زیرا ناپیدایی امری همیشگی برای امام(علیه السلام) نیست، و از سوی دیگر همانطور که برای همراهان و خواصّ غائب نیست([55]) برای همسر خود نیز می*تواند غائب نباشد.

    ـ نتیجه گیری:
    کسانی که می گویند حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج نکرده است، تنها دلیلشان فلسفه*ی غیبت است که آنهم ترس از کشته شدن و افشاء سرّ امام است. ولی با توجّه به موارد دیگر در فلسفه*ی غیبت که در طول یکدیگربودند نه در عرض، این امر نمی*تواند مانع ازدواج آن حضرت باشد، گرچه در این بحث فقط به عدم اثبات مانع پرداخته شده است. چون اثبات عدم المانع نیاز به اطلاعاتی کافی و جامع و احاطه*ی کامل بر زندگی شخصی آن حضرت دارد و این نیز در حدّ توان ما نیست.

    از سوی دیگر در مباحث تحقیقی و علمی نیاز به دلیل داریم و براساس مدارک و ظواهر به نتیجه می*رسیم. بنابراین، گرچه با وجود این گونه مدارک، ازدواج آن حضرت امری ممکن است، ولی نمی*توانیم با قطع و یقین به آن حکم کنیم، همانطور که نمی*توانیم به عدم ازدواج قطع پیدا کنیم.

    آیا سکوت بهتر نیست؟
    ـ نظریّه سوّم: گروهی دیگر می*گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف کرد و در جواب این نوع سؤالات کلمه «نمی*دانم» و «نمی*دانیم» را بر زبان جاری می*کنند، چرا که اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادی ما نیامده است که باید معتقد شویم به امام زمانی که ازدواج کرده یا نکرده است. این نوع موضوعات از مسائل شخصی است که معمولا در روایات نیامده و کسی هم به آن نپرداخته است، حتّی امام عسکری(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزی نفرموده است.

    نگاه اجمالی به تاریخ غیبت صغری و کبری حاکی از وجود نداشتن چنین مسائلی است و حتّی کسانی که توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافته*اند، هیچگونه سؤالی درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است و غالباً به دلیل مشکلات فراوان یا نیازهای مادّی و معنوی و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بوده*اند، گرچه اساساً سؤال نکردن از ازدواج طبیعی است، چرا که خیلی اوقات پیش می*آید که سالها با اشخاص و دوستان زیادی آشنا هستیم، ولی لزومی نمی*بینیم که از زندگی شخصی او سؤال کنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه کسی است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد که از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگی ما نیز هیچ تاثیری ندارد و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمی*گیریم.

    ـ نقد و بررسی:
    درست است که اینگونه مسائل جنبه شخصی دارند و دانستن یا ندانستن آن تأثیری در زندگی ما ندارد، ولی امامان ما مانند انسانهای عادی نبوده*اند که بی*تفاوت از کنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینی و اجتماعی مردم هستند که طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، دارای مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می*باشند.

    لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگی و شخصی نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالی ذهن خویش پاسخی مناسب بدهند و این مسأله مختص به امام مهدی(علیه السلام) نیست، همانطور که هنوز عدّه*ای می*پرسند: چرا امام حسن مجتبی(علیه السلام) با جعده ازدواج کرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون، یعنی کسی که قاتل پدرش بود ازدواج کرد؟ آیا از آنها فرزندی باقی ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز از این قاعده مستثنی نیست، بلکه قضیه برعکس است و حسّاسیّت در امام زمان(علیه السلام) که مهدی موعود است و قیام خواهد کرد و حکومت جهانی را تشکیل خواهد داد و... بیشتر است.

    بنابراین، اساس بحث از زندگانی شخص آن امام مانعی ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایی وی که همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانی نداریم و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اکتفاء کنیم.








  9. #59
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    یاد آوری یک نکته:
    لازم به یاد آوری است که بحث اصلی ما ازدواج امام زمان(علیه السلام) است که مطالب مذکور پیرامون همین عنوان است. ولی از مباحثی پیرامون فرزندان و ویژگی*های همسر آن حضرت که لازمه ازدواج است خودداری کردیم و سعی بر این بود که به مقدار نیاز اکتفاء و از زیاده گویی پرهیز نماییم.

    ـ نتیجه*گیری کلّی:
    دلایل نظریّه*ی اوّل (قائلین به ازدواج آن حضرت) یا مخدوش است و رسا نیست و یا غالباً ناظر به زمان ظهور آن حضرت است و از بیان ازدواج وی در زمان غیبت ساکت است.
    دلائل نظریّه*ی دوّم (قائلین به ازدواج نکردن آن حضرت) که فلسفه*ی غیبت یعنی ترس از کشته شدن بود، با احتمالات و ذکر موارد دیگر فلسفه غیبت و این که آن موارد در طول یکدیگرند، نتوانست مدّعای خود را به طور کامل ثابت کند.
    دلیل نظریّه*ی سوّم (قائلین به توقّف) که عدم اعتقادی بودن موضوع و عدم اطّلاع از مسائل شخص آن حضرت بود، با سیر تحقیقات علمی و اشتیاق شیعیان بر اطّلاع از این مسائل و پیدا کردن جوابی برای سؤالات و ابهامات ذهنی خود، سازگار نبود.

    بنابراین، با توجّه به عمومات در استحباب ازدواج و مکروه بودن عزوبت و ترک آن در هر حالی و مانع نبودن فلسفه*ی غیبت، می*توان نتیجه گرفت که وی ازدواج کرده است و لازم نیست که این امر باعث افشاء سرّ آن حضرت شود و با فلسفه*ی غیبت منافات داشته باشد، بلکه همسر وی می*تواند زنی پاکدامن و خودساخته همچون یاران خاصّ و یا ابدال آن حضرت باشد و همچنین لازم نیست که این ازدواج، از نوع دائم آن باشد، بلکه با ازدواج موقّت (غیر دائم) نیز می*تواند به امر مستحب عمل کند، همانطور که لازم نیست حتماً عمر همسر وی مانند عمر خود آن حضرت طولانی باشد.

    از طرفی لازمه ازدواج، داشتن فرزند هم نیست که سؤال شود فرزندانش در کجا زندگی می*کنند؟ بلکه ممکن است ازدواج کرده باشد ولی دارای فرزند هم نباشد و نداشتن فرزند نیز برای آن حضرت نقص نیست، چرا که وی می*تواند صاحب فرزند شود، ولی به دلیل انجام مأموریت الهی و حفظ خود از شناسایی دیگران، می*تواند با اختیار خود صاحب فرزند نشود.

    پس اگر چه دلیل محکم و قاطعی بر ازدواج آن حضرت در اختیار نداریم، ولی مانعی هم برای ازدواج نمی*بینیم، لذا با شواهد و قرائن و عمومات ادلّه استحباب ازدواج می*توانیم معقتد شویم که آن حضرت ازدواج کرده است. واللّه اعلم.




  10. #60
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630

    حسن روحاني طي سخناني يادآور شد:


    وي خاطرنشان كرد: امام(ره) مي*گفت از خرافه بپرهيزيد. يكي از عصبانيت*هاي لحظات آخر آيت*الله توسلي بحث خرافه بود. گفته مي*شود آيت*الله توسلي در حال دفاع از امام جان باخت. من مي*خواهم يك جمله ديگر اضافه كنم و آن اين*كه آيت*الله توسلي در حال دفاع از امام زمان(عج) بود كه قلبش از حركت ايستاد و اين*كه عده*اي دكان باز كرده*اند و در مسير فريب مردم هستند. ايشان ناراحت بود و آن*جا عصباني شد و بيان كرد كه امام در مواجه با مدعيان ملاقات با امام زمان(عج) با ناراحتي گفته بود كه شيادها اين بازي را كنار بگذاريد، در حال دفاع از امام(ره) و بيت امام و دفاع از اسلام و امام زمان(عج) جان به جان آفرين تسليم كرد.

    روحاني ادامه داد: اين چه بازي است كه ما اينقدر مردم را عوام فرض كرده*ايم؟ مي*ترسم كه فردا مهر امام زمان را هم درست كنند و به مردم نشان دهند. اگر لازم باشد همه جزييات را براي مردم خواهيم گفت. عده*اي وقتي نماز مي*خوانند. جلوي خود يك جانماز خالي پهن مي*كنند و مي*گويند اين را براي امام زمان گذاشته*اند يا در سر سفره يك بشقاب غذا براي امام زمان مي*كشند يا شنيده*ام كه مي*گويند فلان جلسه مهم را روز جمعه بياندازيد تا با حضور آقا تصميم بگيريم. اين چه بازي است و چه خرافاتي است كه راه افتاده است. آيت*الله توسلي براي اين مسائل سوخت و جان باخت. براي اين خرافه*ها و اين بازي درآوردن*ها و شيادي*ها. امام زمان(عج) در آخرين متني كه از ولي عصر در كتب تاريخي ما آمده فرموده است؛ هر كس ادعا كند كه مرا ديده دروغگو و افترازننده است. دو – سه سال پيش بازي راه افتاد كه در آن مي*گفتند در تهران براي امام زمان تريبون درست كنيم. يا كسي ديگر مي*گفت كه امام زمان دو سال ديگر ظهور مي*كند، و امروز چند سال از آن سخنان گذشته است و معلوم شد كه آن فرد دروغ مي*گفت.

    رييس مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: اسلام امام(ره) اسلام منطق، وحي و قرآن بود و ما بايد از مبناي امام و راه و اصول امام حفاظت كنيم. دست*هايي در گوشه و كنار حركت*هايي را آغاز كرده است و اين حركت*ها در مسيري است كه منطق امام را كم كم از صحنه خارج كند و استراتژي امام را تغيير دهند و اصول امام را كنار بزنند. اين حركت شروع شده است البته خطرناك نيست. ما بايد هوشيار باشيم.





  11. #61
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    مشاور احمدي نژاد:حضور 50 زن در 313 نفر ياران امام زمان، نشانه تاكيد اسلام بر نقش زنان است

    مشاور رييس جمهوري در امور زنان ، گفت: زنان به دليل غلبه فطري روحيه "گذشت" براي بازگشت به تعاليم الهي از جمله صلح، آماده*ترند.

    به گزارش خبرنگار ايرنا ، "زهره طبيب زاده نوري " كه روز چهارشنبه در همايش "زنان، صلح ، اديان الهي"سخن مي*گفت، افزود: زنان به لحاظ نقش تربيت فرزندان كه بر عهده دارند، مي*توانند مربي بشريت باشند.

    وي افزود: ‪ ۷۰‬درصد كشته*شدگان درگيري*ها و جنگ*هاي دنيا را زنان و كودكان تشكيل مي*دهند، به همين دليل انگيزه*اي قوي در پيشگيري از تنش*ها و استقبال از صلح در زنان وجود دارد.

    به گفته وي ، اگر كدورت زرق و برق دنيايي اجازه بروز فطرت الهي را به زنان بدهد، آن*ها مي*توانند تربيت*كنندگان سردمداران صلح باشند.

    رييس مركز امور زنان و خانواده با اشاره به اعتقاد شيعه در ظهور منجي عالم افزود: در ديدگاه ما ‪ ۳۱۳‬نفر برگزيده، ياران منجي بشريت را تشكيل مي - دهند كه از اين تعداد ‪ ۵۰‬نفر زن هستند و اين نشانگر تاكيد اسلام بر نقش زنان است.

    وي گفت: در دين مسيحيت هدف از بعثت ، نجات انسان از شر گمراهي است و دين يهود نيز بر راستي ، داوري عادلانه و صلح استوار است، اماامروز در غرب دين تنها به اجراي مراسم خشك و بي*روح در كليسا و كنيسه محدود است و خبري از روح معنويت در آن نيست.

    به گفته وي، برقراري صلح و عدالت تنها در منطق انبياء الهي قابل تحقق است كه مفاهيمي چون انفاق، احسان و ايثار تا مرز شهادت براي رسيدن به آرامش و امنيت همنوعان، ديالوگ رايج آنهاست.

    "طبيب*زاده" تصريح كرد: تنها راه گريز از بحران كنوني، عدالت الهي است و نقش زنان در اين ميان نقشي هدايت*گر و تسهيل*كننده است.





  12. #62
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    In his almost three years as president of Iran, Mahmoud Ahmadinejad has been harshly criticized in the West. But he is increasingly drawing fire from Shiite clerics here, who accuse him of using religion to distract attention from his government’s failure to deliver on promises of prosperity and political freedoms.

    In a news conference last week, the president lashed out at those who were “insulting and mocking” him about a Shiite belief that he said was based on Islamic teachings.

    The tensions surround Imam Mahdi, the 12th imam in a direct bloodline from the Prophet Muhammad, who the Shiite faithful believe will one day emerge from 1,000 years in hiding to save mankind and bring justice to the world. Tens of thousands of pilgrims go each year to the Jamkaran mosque near Qum, about 75 miles south of Tehran, where they believe that the imam will appear.

    President Ahmadinejad, who came to office in 2005 declaring his intention to “hasten the emergence” of Imam Mahdi, said in a speech broadcast nationally this month that Imam Mahdi supported the day-to-day workings of his government and was helping him in the face of international pressure.

    That was too much for senior clerics, who contend that they alone are qualified to speak on the topic.

    “Mr. Ahmadinejad’s remarks are common beliefs in Shiite Islam, but they were never brought up in politics and for political purposes by a noncleric,” said Farid Moddaressi, a religion reporter in Tehran. “Mr. Ahmadinejad’s views come from a religion which is defined by its clerics, but they believe that he is not a religious authority to make such remarks.”

    Mr. Ahmadinejad, who has established a well-financed foundation to prepare the nation for the imam’s return, was stung by the criticism.

    “To deny the help of the imam is very bad,” he said in his news conference. “It is very bad to say that the imam will not emerge for another few hundred years; who are you to say that?”

    In the West, and especially in Israel, Mr. Ahmadinejad’s focus on Imam Mahdi’s return adds to the well-established alarm over his other beliefs and ambitions, the foremost being what experts say is his pursuit of a nuclear weapon. Given his complete opposition to a Jewish state and to the existence of Israel as well as his assertion that the Holocaust has still to be verified, his claim that the imam is directing his policies suggests to many abroad a toxic combination of mysticism, irrationalism and aggression that makes him a source of enormous danger.

    Iranians, of course, take a milder view. They see Mr. Ahmadinejad as a deeply religious man, one who has maintained a modest way of life despite rising to the presidency.

    “He is an absolute believer in the principles of religion and tries to implement them in his work,” said Mojtaba Samareh Hashemi, a senior adviser to the president. “When he talks about justice, he means a logical, philosophical justice that leads to religion.”

    Many here say, however, that Mr. Ahmadinejad may not share all the conservative beliefs of Shiite clerics.

    Mr. Ahmadinejad was once shown on television kissing the hand of his childhood teacher, a woman, even though it is deemed inappropriate for Muslims to touch members of the opposite sex to whom they are not married or otherwise related.

    He challenged senior clerics in 2006 by defying a ban on women going to stadiums to watch men play soccer, but eventually he had to back down.

    “He is religious, but he is not traditional,” said Saeed Leylaz, a political commentator in Tehran. “He kisses the hands of women, believes women should be allowed to go into stadiums, and he truly believes that the ground for the coming of Mahdi should be prepared.”

    In his speech, which was made last month but not broadcast immediately, Mr. Ahmadinejad said Imam Mahdi was directing his government’s policies. He said he had the imam’s hidden support when he gave a speech at Columbia University in New York last September and was insulted by the president of the university.

    With Imam Mahdi’s support, he said, 500 million people watched him on television. Mr. Ahmadinejad also said the United States had attacked Iraq because it had found out that “the divine hand” — apparently a reference to Imam Mahdi — was going to emerge there.

    The escalation of the dispute in recent days seemed to suggest that Mr. Ahmadinejad was challenging Shiite clerics assumed to be the sole interpreters of the faith.

    Several of Mr. Ahmadinejad’s critics said that by linking his government to Imam Mahdi, he was trying to deflect criticism of his economic policies, which have led to double-digit inflation.

    A senior conservative cleric, Ayatollah Muhammad Reza Mahdavi Kani, warned him weeks ago not to talk about Imam Mahdi and said that even the founder of the 1979 Islamic Revolution, Ayatollah Ruhollah Khomeini, did not claim any links with the imam.

    Another cleric, Mehdi Karroubi, who ran for president when Mr. Ahmadinejad was elected in 2005, warned that people could lose their faith in Imam Mahdi.

    “People would say that if the current situation is his management before his emergence, what would happen after his emergence?” he said, referring to soaring food prices, the daily newspaper Etemad Melli quoted him as saying.

    “We need to talk about realities,” said Mr. Karroubi, who is a former speaker of Parliament. “We should not link everything to religious and hidden issues.”




  13. #63
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    یادداشت اخیر دردسرساز رسول منتجب *نیا روحانی بلندپایه حزب اعتماد ملی در روزنامه این حزب تماما درباره ادعاها و شایعاتی مبنی بر ارتباط رئیس* جمهور و برخی از اعضای كابینه با امام زمان بود.
    این روحانی كه زمانی نمایندگی آیت *الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی را در شهربانی بر عهده داشته، به صراحت پرسیده بود آیا رئیس*جمهور معتقد است كه تا چند سال آینده امام زمان ظهور پیدا می *كند و آیا این درست است كه در محافل نزدیك به دولت، نماز جماعت به امامت امام دوازدهم خوانده می* شود.

    آقای منتجب* نیا در آخر از مراجع تقلید خواسته بود تا با ادعاهایی كه به گمان او دولت و شخص احمدی* نژاد درباره امام زمان دارند، برخورد شود.

    این یادداشت، روزنامه اعتمادملی را تا مرز توقیف پیش برد و مدیرمسئول روزنامه را تحت تعقیب قرار داد اما هیئت نظارت بر مطبوعات تنها به اخطار كتبی بسنده كرد.

    به نظر نمی *رسد كه رئیس* جمهور به سؤالات آقای منتجب* نیا پاسخ دهد. اما فارغ از اینكه گفته* های قائم* مقام حزب اعتماد ملی درست یا نادرست باشد، می* توان گفت از سه سال گذشته كه دولت نهم بر سر كار آمد، تعداد مدعیان ارتباط با امام زمان پرشمار شده و تازه این جدای از اظهارنظرهای غیرمتعارف رئیس* جمهور درباره نقش امام زمان در اداره كشور است كه گاه و بیگاه مطرح می *شود و اظهارنظر مخالفان و موافقان را به همراه دارد.

    مدعیانی كه پیرو پیدا می *كنند

    ادعای ارتباط با امام دوازدهم شیعیان كه به عقیده آنان در غیبت به سر می* برد، آن چنان بالا گرفته است كه در خرداد گذشته، دادستان كل كشور مدعیان ارتباط با امام زمان را متهم كرد با بیگانگان همكاری می* كنند و از مراجع دینی خواست تا با این پدیده و مرتبطان با امام زمان برخورد كنند.

    به طور متوسط هر ماه یك مدعی ارتباط با امام عصر در گوشه و كنار ایران دستگیر می *شود، وجه مشترك بیشتر مدعیان این است كه كارشان را با تشكیل هیئتی مذهبی آغاز كرده* اند و از آنجا كه حوزه فعالیتشان در نواحی حاشیه *ای و پرجمعیت شهرهای بزرگ است كه قاعدتا مردمانی فقیر و مذهبی دارند، *با تبلیغ شفا دادن و حل انواع و اقسام مشكلات مالی و خانوادگی بسرعت پیروان و هوادارانی جذب می*كنند.

    تازه ترین این مدعیان كه 22 خرداد گذشته بازداشت شد در منطقه اسلامشهر، از شهرستانهای پرجمعیت حاشیه تهران فعالیت می *كرد؛ این مدعی كه رضا نام داشت دفتری دایر كرده بود با عنوان "مشاوره عدالت* گستر قائم".

    او در این دفتر با ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان و عوالم غیب، مراجعان بیمار را مداوا می *كرد و با بیان اینكه از آینده خبر دارد، مشاوره خانوادگی می* داد و البته در ازای این خدمات، مبالغ گزافی هم می *گرفت.

    در تحقیقات پلیس مشخص شد که رضا كه خود را روانپزشك و مرتبط با امام زمان معرفی كرده بود، سابقه حبس در زندان شیراز داشته و تنها تا كلاس پنجم ابتدائی درس خوانده است.

    فارغ از اینكه مدعیان ارتباط با امام زمان ادعای شفای بیماران را داشته باشند و حل مشكلات مالی مردم را وعده دهند، دیدار امام غایب شیعیان برای بسیاری از دینداران و پیروان مذهب تشیع جذاب و خوشایند است.

    امام دوازدهم از نظر شیعیان حلال تمامی مشكلات مادی و معنوی است و به عقیده آنها با ظهور آخرین امام، بساط ظلم برچیده می* شود و شیعیان بر تمامی دنیا حكمفرما می* شوند.

    هرچه هست، عقیده ظهور منجی در مذهب شیعه سابقه *دار است اما به نظر می *رسد ایرانیان كه بیشتر آنها معتقد به تشیع هستند در بزنگاههای تاریخی كه با فشار اقتصادی و بحرانهای اعتقادی مواجه بوده اند، توجهی ویژه به ظهور امام زمان داشته* اند، چنانكه بیش از 150 سال پیش و چند دهه پیش از آن كه محمدعلی باب بنای مذهب بابیه را بگذارد، كسانی بودند كه بشارت می *دادند امام زمان بزودی ظهور می* كند.

    این بشارت *دهندگان اتفاقا از علمای بزرگ روزگار خود به شمار می* رفتند، شیخ احمد احسائی و سیدكاظم رشتی از روحانیان بنام و مشهوری بودند كه ظهور امام زمان را نوید می* دادند و این واقعه را آن چنان نزدیك می *دانستند كه پاسخ مسائل شرعی را به زمان ظهور امام حواله می* دادند.

    پیشگامان بشارت


    آیت الله خمینی بشارت می* داد نهضتی كه در ایران ایجاد شده است به انقلاب جهانی امام غایب شیعیان خواهد پیوست

    بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیت* الله خمینی از همان روزهای نخستین انقلاب بشارت می* داد نهضتی كه در ایران ایجاد شده است به انقلاب جهانی امام غایب شیعیان خواهد پیوست.

    رسانه* های جمهوری اسلامی نیز در سی سال گذشته بكرات این نظر را انعكاس داده* اند و از همان ابتدای پیروزی روحانیان بر رژیم سلطنتی، لقب نایب امام زمان را برای رهبر انقلاب در نظر گرفتند؛ عنوانی كه گاه برای رهبر كنونی نیز به كار برده می *شود.

    اعتقاد به اینكه امام زمان مشخصا بر امورات جمهوری اسلامی نظارت دارد و آن را حفظ می *كند هم چندان نظر جدیدی نیست.

    گفته محمود احمدی* نژاد درباره "عنایت امام زمان به دولت نهم" هم اگرچه اعتراضهایی در پی داشت، ادعای بی سابقه ای نبود.

    در برنامه*ای مستند كه امسال در سالگرد درگذشت آیت الله خمینی از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد و به زندگی وی می* پرداخت، روایتی از روزهای آغازین انقلاب نقل شد كه نشانه *ای از ارتباط مستقیم آیت *الله و امام دوازدهم به شمار می *رفت.

    راوی برنامه *گفت در روز 21 بهمن* سال 57، رژیم اعلام حكومت نظامی كرد و آیت*الله خمینی از مردم خواست تا به خیابانها بریزند، آیت* الله طالقانی در تماس تلفنی از وی خواست تا در تصمیمش تجدیدنظر كند اما آیت* الله خمینی گفت كه این "دستور امام زمان" است.

    روایت رسمی دیگر را اکبر هاشمی *رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت در خاطراتش بیان می* كند.

    گویا یكی از مدعیان ارتباط با امام زمان به جماران، محل اقامت بنیانگذار جمهوری اسلامی در شمال تهران می رود و خواستار دیدار با آیت* الله خمینی می *شود، آقای رفسنجانی واسطه این دیدار می شود و دست آخر رهبر انقلاب سؤالاتی به مدعی داد تا جوابش را از امام زمان بگیرد، به گفته آقای رفسنجانی این مدعی دیگر به جماران نیامد.

    به نظر می *رسد دیدار با امام زمان در قاموس روحانیان، ممكن و میسر است اما این مدعیان باید مورد تأیید روحانیان باشند یا از مقامی چنان بالا برخوردار باشند که از گزند طعنه* ها مصون بمانند.

    از همین روست كه سایت رسمی حوزه علمیه قم در پاسخ به سؤال یكی از كاربران كه پرسیده آیا مقام رهبری و آیت* الله خمینی امام زمان را دیده *اند، می *گوید: "هیچ بعید نیست كه این بزرگواران با آن حضرت در تماس بوده باشند اما خودشان چیزی در ملأعام بیان نكرده*اند".

    ظهور صغری


    هیئتهای مذهبی كه حاضران را به دیدار امام زمان دعوت می *كنند همگی به آیت *الله خامنه *ای وفادارند و به آقای احمدی *نژاد رأی داده *اند

    پس از درگذشت آیت *الله خمینی، دیدگاههای عرفانی و محفلهایی كه به امور ماوراء الطبیعه اهمیت بسیار می *دادند رشد روزافزون پیدا کردند.

    هیئتهای مذهبی كه مداحانش حاضران را دعوت می *كنند تا با مناسك مختلف به دیدار امام زمان بشتابند، اتفاقا همگی نیز به آیت *الله خامنه *ای وفادارند و به آقای احمدی *نژاد رأی داده *اند.

    جالب است كه گفته می شود بانفوذترین مداحان تهران و شخصیتهایی كه مدعی ارتباط با امام زمانند از دوستان نزدیك رئیس *جمهور به حساب می *آیند.

    گرچه با این مدعیان ارتباط، هیچگونه برخوردی صورت نمی* گیرد اما گویا مصونیت رسمی نداشتن و در عین حال گروه و پیرو داشتن می* تواند دلیلی برای برخورد باشد؛ سیدحسن ابطحی وضعیت این چنینی دارد.

    این روحانی كهنسال پركار، در دهه هفتاد یعنی پس از درگذشت آیت *الله خمینی، كتابهای بسیاری به چاپ رساند كه تماما درباره امام زمان و راههای نزدیكی شیعیان به امام دوازدهم است.

    در این کتابها به طور غیرمستقیم ادعا شده که آقای ابطحی بارها امام زمان را دیده است.

    حكومت اسلامی در یكی دو سال اخیر برخورد دوستانه *ای با این روحانی پیر که فرزندش در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، از معاونان او بود نداشته و كار به بازداشت و حصر خانگی نیز كشیده است.

    هرچه هست گفته* های سیدحسن ابطحی اشتراكات بسیاری با حرفهای محمود احمدی *نژاد دارد؛ آقای ابطحی معتقد است دنیا در شرایط "ظهور صغری" به سرمی* برد و شرایط به گونه *ای است كه ظهور امام دوازدهم بزودی صورت خواهد گرفت.

    آقای احمدی *نژاد نیز در تمامی سخنرانیهایش برای سرعت یافتن ظهور دعا می* كند و حتی رسما اعلام می* كند كه دولت او وظیفه دارد زمینه ظهور را فراهم كند.

    شاید همین اعتقادات رئیس *جمهور باشد كه یكی از مدعیان ارتباط با امام زمان را، به نوشته سایت تابناك، به مقر ریاست *جمهوری كشاند.

    این مدعی می* خواست با رئیس*جمهور حرف بزند و مطالب مهمی بیان كند، البته معلوم نیست آقای احمدی *نژاد این مدعی را به حضور پذیرفته است یا نه.





  14. #64
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    بعد از پیروزی استقلال در جام حذفی
    امام زمان
    قرار است سرمربی
    تیم ملی فوتبال ایران شود!




    اعضا تیم فوتبال استقلال تهران را دیروز بردند به زیارت چاه های دو قلو شده جمکران در جاده قم. البته آنطرف قم.

    خبرگزاری فارس که در مخابره این نوع خبرها تخصص دارد و اساسا یکی از منابع خبری اش مردگان و رفتگان اند، دراین باره هم گزارش داد: «اعضا تیم فوتبال استقلال تهران امروز (سه شنبه) به زیارت مسجد جمکران خواهند رفت. بازیکنان و کادر فنی تیم فوتبال استقلال تهران برای ادا کردن نذر قهرمانی این تیم در جام حذفی ساعت 10 صبح روز سه شنبه عازم مسجد جمکران می شوند. »

    رندی که دستش سالهاست در کار ورزش در ایران بند است، چند شب پیش و در اشاره به دوپینگ خرافات در ورزش ایران می گفت:

    یکی نیست به احمدی نژاد که با آمدن او ورزشکاران را به لب چاه می برند بگوید: شماها که چاه جمکران را دارید که هم گل می زند، هم برق اتمی میدهد هم وزنه بالا می برد، دیگر چه نیاز به نصب سانتریفیوژ و غنی سازی دارید. سر موشک ها را بزنید توی چاه جمکران و درآورید و بعد هم شلیک کنید. حتما هم اتمی شده.






  15. #65
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    جشنواره بین المللی در تهران
    باید مشخص شود
    امام زمان از کجا ظهورمی کند؟




    نهاد نوظهور احضار امام زمان که جنب ریاست جمهوری تشکیل شده، بزودی کنگره جهانی ظهور امام زمان را در تهران برگزار می کند. ظاهرا چون معلوم نیست امام زمان در کدام نقطه جهان ظهور خواهد کرد و احمدی نژاد و مصباح یزدی مطمئن نیستند ایشان از چاه جمکران بیرون خواهد آمد یا از برج ایفل در فرانسه، قرار شده نخستین "جشنواره بین المللی آخرین منجی" برگزار شود و از سراسر جهان عده ای بیایند و به خرج دولت در هتل های ایران چند روزی بخورند و بخوابند و مسئله ظهور را بررسی کنند.

    به گزارش خبرگزاری جنب چاه های دو قلو شده جمکران، یعنی خبرگزاری "فارس"، معاون پژوهشی مرکز تخصصی مهدویت آماده سازی جامعه به سوی پذیرش آخرین منجی بشریت را از جمله وظایف نهادهای متولی مهدویت و جشنواره بین المللی آخرین منجی اعلام کرد. او اضافه کرد که «جشنواره بین المللی آخرین منجی نباید تنها هدفش برگزاری یک برنامه مختصر و دوره ای باشد، بلکه باید با برنامه ریزی و تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت جامعه را آماده ظهور حضرت حجت(عج( کند.»

    اهل مهدویت اعضای همان انجمن حجتبه معروف اند که حالا به مرکز پژوهش های مصباح یزدی تغییر نام داده است. از آنجا که شعار اهل مهدویت رسیدن جامعه به اوج ویرانی و نابودی است تا امام برای آباد کردن آن ظهور کند، ظاهرا تلاش دولت احمدی نژاد در همین جهت باید باشد. فقط معلوم نیست، چرا همزمان با گسترش فقر و فلاکت ملی، آنقدر به حجاب خانم ها گیر می دهند، در حالیکه اگر این یکی را هم بگذارد به بی حجابی مطلق بیانجامد شاید ظهور امام جلو بیفتد. این هم یک توصیه*ای بود برای کنگره بین المللی ظهور امام زمان، که اگر در اجرای آن غفلت شود، ممکن است امام بجای ظهور در جاده قم و حرکت در اتوبان ویژه به سمت تهران، یکباره در خیابان شانزه لیزه ظهور کند که بی حجابی غوغا می کند.






  16. #66
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    به باور آخوند خراسانی «در حوزه عمومی هیچ حق ویژه*ای برای احدی وجود ندارد و حكومت در زمان غیبت از آن جمهور مردم است.»

    محسن کدیور با بیان مطلب فوق در جریان همایش یک روزه «مشروطیت از منظر علوم جدید» تاکید کرد: «[آخوند] حتی معتقد است در حوزه امور حسبیه نیز باید به ثقات مومنین و معتمد مردم كه همان مجلس شورای ملی است رجوع كرد و نه نهاد فقه.»

    آخوند محمد کاظم خراسانی از پایه گذاران انقلاب مشروطیت ایران و از فقیهان و مجتهدان دوران قاجار است.

    در عین حال به گفته تاریخ، آخوند خراسانی منتقد نظریه لزوم تصرف فقیهان در امور زمامداری و رهبری و مدیریت مسلمانان بوده است.

    كدیور در سخنرانی اظهار داشت که خود را به تلقی آخوندخراسانی از مشروطه نزدیك*تر می*بیند. وی اشاره کرد که معتقد است مهم*ترین تمایزی كه آخوندخراسانی بر آن انگشت می*گذارد تمایز میان حكم شرعی و قانون عرفی است.

    به گفته کدیور از نظر آخوندخراسانی وظیفه قانون محدود كردن قدرت سیاسی است، در نتیجه وی بدین حكم معتقد می*شود كه «خلاف مذهب امامیه است كه فرد غیرمعصوم را دارای اختیارات مطلقه بدانیم.»

    کدیور همچنین با اشاره*ای به نقش فقها در شكل*گیری و پیشبرد جنبش مشروطه گفت: «مشكل ما در چند قرن اخیر فقدان نظریه*پردازی سیاسی و وجود یك فلسفه سیاسی منسجم بوده است. در این عرصه فقها به جرات بار فلاسفه سیاسی را به دوش كشیده*اند، چراكه مهم*ترین فلاسفه ما بعد از فارابی، همچون ملاصدرا، ملاهادی سبزواری، آقازنوزی، در عرصه سیاسی هیچ حرفی برای گفتن نداشته*اند.»




  17. #67
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    فردي كه از چندين سال پيش مدعي بود، خودش امام زمان است، در شهر قم و به دست نيروهاي امنيتي و قضايي دستگير شده است.
    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، فرد يادشده كه از چند سال پيش، مدعي ارتباط با امام زمان(عج) بود، به تدريج، ادعا كرد كه خودش امام زمان است!

    اين فرد كه با حفر گودالي در زير اتاق خود در منزلش، به داخل اتاق مي*رفت، با مخفي شدن در داخل گودال از طريق همسر و برادر همسرش به مريدانش اعلام مي*كرد كه «آقا» براي زيارت، طي*الارض كرده است و مريدان وي با مراجعه به داخل اتاق و نديدن وي، اين ادعا را باور مي*كردند.

    اين مدعي امام زمان بودن، در حالي كه با مريدان خود با پاي پياده به جمكران مي*رفت، در كنار پل ورودي جاده جمكران مخفي شده و سپس همسر و برادر همسر وي، مدعي غيبت صغراي وي از چشم مريدان شدند و فرد يادشده به مدت يك سال در منزلش مخفي شد.

    اين فرد كه به ظاهر دچار روان*پريشي است، توانسته بود تعداد قابل توجهي از افراد را كه مناصب نسبتا مهمي نيز داشتند، به حلقه مريدان خود بيفزايد، اما پس از دستگيري وي به همراه مريدان اصلي*اش و حبس آنان در زيرزمين ساختماني در قم، مريدان اين فرد از وي مي*خواهند با استفاده از قدرت امامت خود براي آزادي آنان كمك كند، اما با ناتواني اين امام زمان قلابي براي كمك به مريدانش، آنان متوجه اشتباه خود شده او را رها مي كنند.

    آخرين شنيده*ها حاكي از آن است كه اين امام زمان قلابي پس از آزادي و گذراندن مدت محكوميت، دوباره مانند گذشته فعاليت امام زماني! خود را از سر گرفته است.





  18. #68
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    [ame]http://www.youtube.com/watch?v=HVoiL9mnYJo[/ame]




  19. #69
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Emam Zaman's birth

    ... and disappearance

    According to Sheikh Ahmad Kafi, a popular preacher in the 1970s:








Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •