Page 12 of 12 FirstFirst ... 23456789101112
Results 276 to 296 of 296

Thread: Zendanian-e Syasi dar Iran

  1. #276
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    بهروز جاويد تهراني، زنداني سياسي و عضو جبهه دمکراتيک ايران، در حکم ديگري از سوي شعبه 15 دادگاه ‏انقلاب تهران به 3 سال حبس تعزيري محکوم شد.‏

    قاضي صلواتيان، بهروز جاويد تهراني را به ارتباط با گروههاي ضد انقلاب، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به ‏رهبر جمهوري اسلامي ايران متهم و بدون حضور وکيل مدافع و هيات منصفه اين حکم را صادر کرده است.‏

    بهروز جاويد تهراني که از زمان دستگيري اش در 4 خرداد 1384 در زندان به سر مي برد، پس از اتمام دوره ‏تحقيقات و بازجويي به 4 سال حبس تعزيري محکوم شده بود که با حساب حکم جديد 7 سال زندان را بايد تحمل ‏کند. ‏

    اين زنداني سياسي، در جريان اعتراضات دانشجويي تيرماه سال 78 بازداشت و به 8 سال زندان محكوم شد. ‏بهروز جاويد تهراني در سال 1382 و تنها پس از يک ماه از درگذشت مادرش، با استفاده از قانون آزادي مشروط ‏از زندان رجايي شهر كرج آزاد شد، اما به خانه اي بازگشت كه وجود مادر از آن رخت بربسته بود.‏

    بهروز پس از آزادي، فعاليت هاي خود را با حضور در جبهه متحد دانشجويي از سر گرفت. او در بيشتر تحصن ‏ها و اعتراضات مدني و مسالمت آميزي كه در دفاع از زندانيان سياسي برگزار مي شد مشارکت مي کرد. تا اينکه ‏در يكي از همين تحصن ها در خرداد ماه سال 1383 در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، توسط اطلاعات ‏ناجا بازداشت و سپس به وزارت اطلاعات و بند 209 تحويل داده شد.‏

    او سال بعد مجددا در‎ ‎تاريخ 4‏‎ ‎خرداد‎ 84 ‎‏ در منزل مسكوني اش در منطقه ظفر تهران توسط ماموران وزارت ‏اطلاعات دستگير و براي بار چهارم روانه بازداشتگاه 209 اين نهاد در زندان اوين شد. پس از اين بازداشت بود ‏که مورد شکنجه قرار گرفت و سپس به 4 سال زندان محكوم شد. ‏

    بهروز جاويد تهراني، در حال حاضر در زندان رجائي شهر(گوهر دشت) که به سر مي برد. زنداني که در طبقه ‏بندي سازمان زندان ها براي زندانياني با جرايم عمدي از قبيل قتل و شرارت در نظر گرفته شده است و هر روز ‏خبر جديدي از درگيري، ضرب و جرح و قتل زندانيان در آن منتشر مي شود.پيش از اين، زندانيان سياسي چندين ‏بار در اين زندان مورد حمله مجرمان خطرناک قرار گرفته اند که بعد روشن شده مسئولين زندان در اين ‏برخوردها نقش داشته اند.‏

    در آخرين خبر منتشر شده، يک زنداني بلوچ به نام اسدالله وفايي توسط يک گروه از ماموران زندان گوهر دشت ‏به دستور رئيس‎ ‎زندان مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته است.‏‎ ‎وي قرباني يکي از طرح هاي وزارت اطلاعات ‏ايران است که در زندان زاهدان ده‎ ‎ها قرباني گرفته است. پاسداران از اين زنداني خواسته اند تا خود را از‏‎ ‎اعضاي گروه جند الله و يکي از بمب گذاران در جنوب شرقي ايران معرفي کند.‏


  2. #277
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    در آستانه انتخابات مجلس هشتم، موج جديدي از بازداشت فعالان سياسي آغاز شده است که اين بار بر خلاف ‏بازداشت هاي پيشين، فراگير و بي صدا بوده و اخباري از آنها در رسانه ها منتشر نشده است. ‏

    يک فعال محلي آذربايجان در گفت و گو با روز ضمن اعلام اين خبر گفت: در حدود يک ماه است که از ‏بازداشت جمعي از فعالان قومي آذربايجان مي گذرد و تا کنون هيچ خبري از آن در رسانه ها منتشر نشده ‏است. ‏

    وي علت اين امر را تماس هاي تلفني بازداشت شدگان با خانواده هايشان عنوان کرد و گفت آنان در تماس هاي ‏خود اصرار زيادي دارند که به هيچ عنوان اين موضوع رسانه اي نشود چرا که مي تواند عواقب ناگوار ي ‏براي خودشان و خانواده هايشان داشته باشد. ‏

    اين فعال سياسي ادامه داد: از حدود يک ماه پيش جمع زيادي از فعالان سياسي آذربايجان را که وزارت ‏اطلاعات آنان را متهم به فعاليت هاي تجزيه طلبانه کرده بازداشت شده اند و تا کنون نيز در بازداشت وزارت ‏اطلاعات به سر مي برند. ولی هنوز آمار دقيقي از تعداد ‏بازداشت شدگان در دست نیست اما بنا به شواهد و قرائن تخمين زده می شود که حداقل 20 نفر بازدداشت شده باشند. ‏

    به گفته اين فعال قومي، جمعي از بازداشت شدگان به خاطر فعاليت هاي سياسي خود در دوران دانشجويي ‏مورد بازجويي قرار گرفته اند، در حالي که از دوران دانشجويي آنان تا هفت سال مي گذرد. اما بدون هيچ ‏استناد قانوني اکنون حدود يک ماه است که در بازداشت به سر مي برند و از کمترين حقوق قانوني نيز ‏برخوردار نيستند. ‏

    وي افزود: متأسفانه خانواده هاي آنان به دليل غير منتظره بودن بازداشتها دچار بهت و سردرگمي شده اند و ‏نمي دانند بايد به کجا مراجعه کنند. ضمن اينکه به شدت از سوي نهادهاي امنيتي تهديد شده اند که در صورت ‏اطلاع دادن موضوع به رسانه ها، افراد بازداشت شده تحت فشار بيشتري قرار خواهند گرفت و حتي ممکن ‏است موج بازداشت ها به خانواده هاي آنان نيز کشيده شود. ‏

    اين فعال قومي اضافه کرد: البته سعي شده است براي جلوگيري از رسانه اي شدن موضوع کساني را ‏بازداشت کنند که چهره هاي مشهوري نيستند و بازداشت آنان بازتاب و هزينه کمتري داشته باشد. ‏

    گزارش ها حاکي است برغم تصريح قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، بازداشت شدگان هنوز تفهيم اتهام ‏نشده اند و هم اکنون در حال بازجويي پس دادن در مورد فهرستي از افراد سياسي هستند که در اختيار آنان ‏قرار گرفته است. ‏


  3. #278
    posting political propaganda againt your country isnt going to get you anywhere, it hasnt got you anywhere in 30 years and it certainly wont to anything in the future.

    Peace.
    Vote Mohammad Baqer Ghalibaf

  4. #279
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    دادگاه انقلاب سقز"چنور فتحی" نویسنده و مترجم را به پنج سال حبس تعریزی محکوم کرد. چنور فتحی همچنین بر ‏اساس حکم این دادگاه از هرگونه فعالیت مطبوعاتی، انجام مصاحبه و حتی تماس های تلفنی و اینترنتی منع و تهدید شده ‏است که در صورت هر گونه واکنش، محکومیتش تمدید خواهد شد. ‏
    ‏ ‏
    دادگاه انقلاب شهرستان سقز چنور فتحی را متهم به" اقدام علیه امینت ملی" و "همکاری با یکی از احزاب کرد ایرانی" ‏مستقر در شمال عراق کرده است. دادگاه همچنین مدعی شده که وی دست به"اقدامات خرابکارانه در داخل کشور" زده ‏و در عین حال برای یکی از احزاب برانداز کرد "فعالیت های فرهنگی" انجام داده است. ‏

    این حکم در حالی برای چنور فتحی صادر شده است که هیچ یک از اتهامات نسبت داده شده به وی در دادگاه انقلاب این ‏شهرستان به اثبات نرسیده است. چنور فتحی که از مترجمین حرفه ای و شناخته شده مناطق کردنشین کشور به شمار می ‏رود، برای شرکت در فستیوال ادبی " گه لاویژ" که هر ساله در کردستان عراق برگزار می شود با مجوز رسمی از ‏نهادهای مربوطه در داخل کشور به شمال عراق سفر کرده و موفق شده بود عنوان دومی بهترین مقاله شرکت کننده در ‏این فستیوال را بدست آورد. ‏
    ‏ ‏
    ‏ این مترجم و نویسنده پرکار مانند بسیاری دیگر از فعالین امور زنان، روزنامه نگاران و فعالین حوزه های مختلف که ‏به کردستان عراق سفر می کنند و بعد از بازگشت به کشور با اتهاماتی همچون ارتباط و همکاری با احزاب مخالف کرد ‏و غیره روبرو می شوند، از سوی نهاد های امنیتی و اطلاعاتی متهم به همکاری و انجام فعالیت های فرهنگی برای ‏یکی از احزاب کرد مستقر درکردستان عراق شده است. ‏
    ‏ ‏
    دادگاه انقلاب سقزعلاوه بر صدور این حکم، به منظور جلوگیری از اعتراض چنور فتحی و بازتاب خبری این حکم، ‏وی را تهدید کرده که در صورت انجام مصاحبه و گفتگو با رسانه های خارج از کشور و ادامه دادن به فعالیت های ‏مطبوعاتی و مدنی وی را بازهم تحت پیگردهای قانونی قرارخواهد داد. از سوی دیگر چنور فتحی حتی مجبور به قطع ‏تماس های تلفنی و اینترنتی شده است. به همین دلیل تاکنون جزئیات بیشتری در خصوص وضعیت و چگونگی دادگاه و ‏حکم صادر برای او بدست نیامده است. ‏
    ‏ ‏
    علاوه بر صدور حکم برای چنور فتحی، و در حالی که بیش از یک ماه از دستگیری روناک صفار زاده فعال حقوق ‏زنان در سنندج و بی خبری از وضعیت وی می گذرد، هانا عبدی دانشجوی بیست و یک ساله و از دوستان نزدیک ‏روناک صفار زاده نیز دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شده است. ‏
    ‏ ‏
    ‏ برخورد های اخیر نهادهای امنیتی و قضائی با فعالین جنبش زنان و به ویژه گردانندگان کمپین یک میلیون امضا از ‏تهران به مناطق دیگر کشور نیز کشیده شده و در شهرستان هایی همچون خرم آباد و سنندج شکل کم سابقه ای داشته ‏است. ‏


  5. #280
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    حشمت الله طبرزدي‎ ‎روز گذشته در محل دادستاني تهران بازداشت و روانه زندان اوين شد. به گفته خانواده ‏طبرزدي، "او به دنبال احضار به معاونت امنيت دادستاني تهران، در آنجا حاضر ولي به حکم قاضي حسن حداد، ‏از آنجا روانه زندان اوين شد."‏


    به گفته خانواده وي‎ ‎‏"طبرزدي زماني که به زندان منتقل مي شد در تماس تلفني با منزل خبر دستگيري خود را ‏اعلام کرد."‏

    در همين ارتباط وکيل مدافع طبرزدي گفت مدت محكوميت او در مرداد ماه امسال پايان يافت و بازگرداندن وي به ‏زندان، بدون آنكه محكوميت جديدي متوجه او باشد، فاقد وجاهت قانوني و به منزله تعرضي آشكاربه حقوق ‏شهروندي است.‏

    حشمت الله طبرزدي، فعال سياسي پيش از اين به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود. بر اساس حکم صادره از سوي ‏شعبه ي 26 دادگاه انقلاب، که در آن زمان قاضي حداد رياست آن را بر عهده داشت، حشمت الله طبرزدي به اتهام ‏تشکيل جبهه دمکراتيک ايران به 10 سال حبس، به‎ ‎اتهام توهين به رهبري به 2 سال حبس، به اتهام تبليغ عليه ‏نظام به 1 سال‏‎ ‎حبس، به اتهام تشويش اذهان عمومي به 1 سال حبس و همچنين به 10 سال محروميت از حقوق‏‎ ‎اجتماعي و تبعيد به زندان برازجان در جنوب کشور محکوم شده بود.‏

    ‏ دادگاه تجديد نظر، اتهام تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي را ادغام و مجازات تبعيد به زندان برازجان را ‏لغو کرده بود. از سوي ديگر حکم 10 سال حبس تعزيري وي به‏‎ ‎‏ اتهام تشکيل گروه غير قانوني در شعبه هفتم ‏ديوان عالي کشور به 5 سال‏‎ ‎تقليل يافته بود.‏

    حشمت الله طبرزدي پس از مدتي به شرط سکوت و عدم فعاليت سياسي به مرخصي فرستاده شد؛ بعد از آن دادگاه ‏انقلاب و وزارت‏‎ ‎اطلاعات بارها از وي خواست از نوشتن مقاله، انجام مصاحبه و تشکيل جلسه و ديگر فعاليت ‏هاي خود امتناع ورزد.طبرزدي آخرين بار از تهران در ميزگردي در صداي آمريکا شرکت کرد و خود درباره ‏اين محدوديت ها به تفصيل توضيح داد.‏

    جبهه دمکراتيک ايران، که حشمت طبرزدي دبير کل آن است، با انتشار بيانيه اي بازداشت طبرزدي را محکوم ‏کرد. ‏


  6. #281
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    به دنبال گسترش برخورد با روزنامه نگاران و دانشجويان، اين بار نوبت به آرش بهمني، بابک مهديزاده و کوهزاد ‏اسماعيلي رسيد که به موجب حکم دادگاه جزايي رشت به زودي راهي زندان خواهند شد.‏

    بر اساس حکم شعبه 106 دادگاه جزايي رشت آرش بهمني، دبير تحريريه هفته نامه گيلان بهتر و عضو شوراي مرکزي ‏سازمان ادوار تحکيم وحدت شاخه گيلان به اتهام توهين به امام زمان و نشر اکاذيب به تحمل 16 ماه حبس، بابک مهدي ‏زاده، روزنامه نگار و عضو شوراي مرکزي سازمان ادوار تحکيم وحدت - شاخه گيلان و کوهزاد اسماعيلي، عضو ‏ديگر شوراي مرکزي سازمان ادوار به اتهام نشر اکاذيب به تحمل 4 ماه حبس محکوم شده اند.‏

    حکم دادگاه به شرح زير است:‏
    ‏"موضوع : توهين به امام زمان(عج) و نشر اکاذيب

    ‎‎راي دادگاه‏‎‎

    در مورد اتهام: ‏
    آقايان 1- آرش بهمني...........‏
    ‏ 2- سيد کوهزاد اسماعيلي............‏
    ‏ 3- بابک مهدي زاده..............‏

    ‏"دائر به توهين به امام زمان (عج) و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي بتوسط متهم رديف اول و نشر اکاذيب ‏به قصد تشويش اذهان عمومي بتوسط متهمان رديف دوم و سوم دادگاه با توجه به گزارش مامورين و مفاد کيفر خواست ‏‏3/6/86 1233 و تقاضاي مجازات متهمين بتوسط نماينده محترم دادستان و اقرار صريح متهمين در تحقيقات مقدماتي ‏و در جلسه دادگاه و اظهارات بلاوجه آنان در مورد عدم اطلاع و با عنايت به نامه ها و گزارش هاي ارسالي از طريق ‏وبلاگ و مجموع محتويات پرونده بزه انتسابي مشاراليهم محرز و مسلم فلذا مستندا به مواد 513 و 698 ق مجازات ‏اسلامي هر يک از متهمين را بابت نشر اکاذيب به تحمل چهار ماه حبس و متهم رديف اول را بابت توهين به امام زمان ‏‏(عج) به تحمل يک سال حبس محکوم مينمايد راي صادره حضوري و ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل ‏تجديدنظرخواهي در دادگاه تجديد نظر استان مي باشد."‏

    آرش بهمني، بابک مهديزاده و کوهزاد اسماعيلي پيش از اين و همزمان با سفر محمود احمدي نژاد به گيلان بازداشت ‏شده و مدتي را در زندان گذرانده بودند. در آن زمان نويسنده وبلاگ بوي خاک در مورد دستگيري اين سه روزنامه ‏نگار جوان نوشت:‏

    آرش بهمني بازداشت شد، بابک مهدي*زاده و کوهزاد اسماعيلي هم همينطور؛ اين اتفاق روز پنج*شنبه سوم اسفند و در ‏دفتر سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت در رشت رخ داد پس متوجه شديم که سوغاتي احمدي*نژاد از تهران براي ‏گيلاني*ها چه بود.....آرش بهمني، بابک مهدي*زاده و کوهزاد اسماعيلي تازه چند روز بود که به عنوان مسئولان ‏کميته*هاي اطلاع*رساني، پشتيباني و حقوق بشر سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت در گيلان انتخاب شده بودند و ظاهرا ‏سيستم امنيتي و قضايي کشور تصميم گرفت که اينگونه از آنها استقبال کند.‏

    دستگيري اين سه روزنامه نگار و فعال دانشجويي در آن دوره واکنش هاي فراواني را برانگيخت؛ آنان نيز، به روال ‏ديگر زندانيان سياسي، در شرايطي غيرقانوني مورد بازجويي قرار گرفتند و تا مدتي کسي از وضعيت آنان با خبر نبود. ‏در همان دوره عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش*آموختگان ايران اسلامي در گفت*وگو با ايسنا، اظهار داشت: ‏‏"تلاش*هاي دوستان ما در شعبه*ي‎ ‎گيلان براي باخبر شدن از وضعيت و اتهامات وارده به اين سه نفر تاكنون به نتيجه‎ ‎نرسيده است و تنها آنها در اين مدت توانسته*اند با خانواده*هاي خود تماس تلفني‎ ‎برقرار كنند و از برگزاري دادگاه خود در ‏روز يكشنبه خبر دهند، در حاليكه تاكنون‎ ‎دادگاهي برگزار نشده است اما به نظر مي*رسد بعد از گذشت 4 روز اراده*اي ‏براي ادامه‎ ‎اين روند وجود دارد‎.‎‏"‏‎ ‎

    بابک مهديزاده در حال حاضر دوران سربازي را مي گذراند و آرش بهمني، در انتظار برگزاري دادگاه انقلاب است که ‏در آنجا نيز اتهاماتي مشابه متوجه وي شده است.‏


  7. #282
    Senior Member abadani69's Avatar
    Join Date
    Aug 2005
    Location
    Naghle makan dadim
    Age
    36
    Posts
    21,043
    رضا ولي زاده، روزنامه نگار سنندجي و مدير سايت "بازنگار"، به دنبال درج مطلبي در مورد خريد 4 سگ‏‎ ‎‏ به مبلغ ‏جمعا 600 ميليون تومان براي حفاظت از محمود احمدي نژاد، روز سه شنبه توسط نيروهاي امنيتي در تهران بازداشت ‏و به مکان نامعلومي منتقل شد. ‏

    رضا ولي زاده در اين گزارش که 12روز قبل در وبلاگش(ايستگاه)‏‎ ‎منتشر شده، به خريد 4 سگ بمب ياب وباهوش ‏آلماني- که در مجموع 600 ميليون خريداري شده اند- پرداخته بود واينکه همزمان با بازديد احمدي نژاد از نمايشگاه ‏مطبوعات اين سگها را رها کردند تا به عمليات "چک و خنثي" بپردازند. گزارشي که انعکاس زيادي در رسانه هاي ‏داخل و خارج کشور يافت. ‏

    اين روزنامه نگار زنداني در بخشي از گزارش مزبور مي نويسد: "باوجود اعتقادات جمهوري اسلامي ايران و همچنين ‏بسياري از بازديدکنندگان نمايشگاه، مبني بر نجس بودن سگ، حضور اين حيوان در چنين اماکني موجب اعتراض عده ‏اي شده بود که اين اقدام را نيز با شعارهاي ساده زيستي، عدالت طلبي و مبارزه با تجمل گرايي رئيس جمهور در ‏تعارض مي دانستند". ‏

    وي درادامه با انتقاد از تاخير 4 ساعته رييس جمهور جهت بازديد از نمايشگاه مي افزايد: "با وجود اينکه خريداري و ‏به کار گيري سگ ها به منظور هرچه سريع تر انجام شدن عمليات چک و خنثي انجام شده است اين عمليات تا ‏ساعت 14:30 به طول انجاميد. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها يک نفر به عنوان متصدي و مسئول آن حضور داشته ‏باشد، اما پس از مدتي تيم حفاظتي به اين نتيجه رسيدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمايشگاه بيرون کنند. تمامي ‏نمايندگان غرفه ها در ساعات ياد شده ناچار بودند پشت درها بايستند يا در پارک لاله قدم بزنند. اما اين انتظار در ‏ساعت 14:30 نيز پايان نيافت؛ چرا که رئيس جمهور با چهار ساعت تأخير به نمايشگاه آمد و بازديد ايشان هم چندان به ‏طول نينجاميد". ‏

    رضا ولي زاده، 32 ساله چند روز قبل از دستگيري به دوستانش گفته بود که از طرف دادسراي کارکنان دولت با وي ‏تماس گرفته و او را احضار کرده اند. ‏

    به دنبال بازداشت اين روزنامه نگار، دوستان نزديکش مطالبي براي دوست دربندشان نوشتند که در نوع خود جالب ‏توجه است. ‏

    محمد آقازاده روزنامه نگار، پس از بازداشت رضا ولي زاده در وبلاگش نوشت: "کاش نمي شناختمت. پسر مي داني با ‏من چه کردي. تا صبج پلکهايم خيس بودند. مي خواستم زار بزنم. اما خودم را خفه کردم آخه دو پسر گلم ٬ همسرم از ‏خواب مي پريدند. دير خوابيدند. نگرانت بودند. غصه ات را مي خوردند. صبح وقتي همه رفتند قبل از رفتن به همسرم ‏گفتم به مادرت بگو براي رضا ختم انعام نذر کند. بايد به برادر و خواهرم بگم برايت دعا کنند. وقتي همه بيرون رفتند ‏هق هق گريه خانه را پر کرد. براي بسياري از روزنامه نگاران گريستم. دعا کردم. نذر کردم. تنها براي تو مثل خودم ‏مي شوم و مثل خودم مي نويسم". ‏

    بهنام و بيتا هم در وبلاگشان "کافه تيتر" چنين نوشتند: "رضا چند روزي بود مي گفت دارن به دردسر مي ندازنش، اما ‏من و بهنام دستش مي نداختيم و مي گفتيم بابا جنبه داشته باش، براي چهار تا سگ که با آدم کاري ندارن. امشب قرار ‏بود سه تايي بريم منزل دوستي مهماني که صبح رضا زنگ زد و گفت کسي از دادسراي کارکنان دولت بهش زنگ زده ‏و آدرس خواسته تا براش احضاريه بفرستن. تا ساعت دو و نيم چند بار بهنام و من باهاش حرف زديم و کلي لکچر داديم ‏که چيز مهمي نيست. ساعت سه و نيم بهش زنگ زدم که بگم فردا صبح من و بهنام هم مي يايم دادسرا که تلفنش ‏خاموش بود. کاشکي اسپري آسمش همراش باشه. يعني اگه صداي سرفه هاشو بشنون اونو بهش مي دن؟لعنت به هر ‏چي سگ و....."‏

    و کتايون، وبلاگ نويس ديگري نوشت: "خبر‎ ‎بازداشت مدير سايت بازنگار، رضا ولي زاده‏‎ ‎را همين الان‎ ‎خواندم و دلم ‏گرفت. شناخت زيادي از ولي زاده ندارم جز اينکه سايت بازنگارش عاليست، آن هم در اين کشور که هيچکس کاري ‏درست و اصولي را براي رضاي خدا انجام نمي دهد. شعرهاي گهگاهيش را هم در ايستگاه‎ ‎خوانده ام و بارها انديشيده ‏ام که اي کاش آدمي مثل او به شعر و نوشتن بيشتر مي پرداخت و از دنياي خبر که چيزي جز سياهي با خود ندارد، ‏دوري مي جست. حيف! کاش به زودي دروغ بودن اين خبر انتشار يابد".‏

    رضا ولي زاده در سال 1354 در سنندج متولد شد و از سال 77 به روزنامه نگاري روي آورد. او همزمان سايت ‏بازنگار را راه اندازي کرد و پيش از بازداشت، از مجريان راديو گفت و گوي صداي و سيماي جمهوري اسلامي بود. ‏


    Last edited by abadani69; 11-28-2007 at 06:31 PM.

  8. #283
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    زندانی سياسی در آستانه مرگ


    فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران: بنابه گزارشات رسيده آقای علی اصغر نيکبخت 64 ساله که از سال 1375 تا فروردين ماه 1386 در زندانهای گلپايگان، بم و اصفهان زندانی بودند در طی اين دوران بارها مورد شکنجه های وحشيانه قرار گرفتند ايشان در زندان مبتلا به بيماری سرطان شدند. ولی مامورين وزارت اطلاعات از درمان او جلوگيری کردند تااينکه بيماری او به حالت حادی تبديل گرديد
    آقای علی اضغر نيکبخت در فروردين ماه1386 بخاطر وخيم شدن وضعيت جسمی ايش که در اثر فشارهای زندان و بيماری سرطان بود وزارت اطلاعات را ناچار کرد که به ايشان مرخصی استعلاجی بدهد. او پس از خروج از زندان به بيمارستان مراجعه کرد که بنا به تشخيص پزشکان معالج او به مرور می بايست 3 عمل جراحی را انجام دهد. اولين عمل جراحی را توانستند انجام دهند و در حال شيمی درمانی بودند. که در آبان ماه امسال با يورش مامورين وزارت اطلاعات که تحت فرماندهی فردی به نام بد خواهی معاون اداره اطلاعات گلپايگان دستگير و ابتدا به زندان گلپايگان سپس به زندان اصفهان انتقال يافت.
    آقای نيکبخت در حال حاضر در شرايط جسمی بسيار وخيمی بسر می برد و پزشکان زندان به فرزندش آقای محمد نيکبخت اطلاع داده اند که به دليل بالا بودن عفونت در خونشان حداکثر زمان حيات اوبين 3 الی 6 ماه بيشتر نخواهد بود. او در حال حاضر در بند مشاوره زندان اصفهان نگهداری می شود و قادر به انجام کارهای شخصی خود نيست و تنها با کمک فرزندش آقای محمد نيکبخت و ساير زندانيان کارهای شخصی او انجام ميگيرد.
    عليرغم شرايط سخت جسمی ولی مامورين وزارت اطلاعات که تحت عنوان بازرسان وزارت گشور در هفته چند بار او را مورد بازجوئی و فشارهای روانی قرار ميدهند.
    فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ، نگهداری آقای نيکبخت در زندان که در آستانه مرگ می باشد را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشر برای نجات جان ايشان استمداد می طلبد.




  9. #284
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    انجمن دفاع از حقوق زندانیان در ایران اعلام کرده است که اخیراً در بعضی از استانهای این کشور تعدادی از زندانیان از زندانهای محل نگهداری شان به مراکز دورتری منتقل شده اند.
    به گفته مسئولان این انجمن، این مسئله علاوه بر اینکه خلاف موازین حقوقی و قانونی است مشکلاتی هم برای خانواده های این زندانیان ایجاد کرده است.

    به گفته محمد صالح نیکبخت، وکیل دادگستری و سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان در یک سال اخیر تعدادی از زندانیان که زندانی امنیتی قلمداد می شوند از زندانهای واقع در شهرهای خودشان به شهرهای دوردست منتقل شده اند.

    آقای نیکبخت ادامه می دهد این رویه بویژه در مناطقی بیشتر به چشم می خورد که اقوام ایرانی مانند کردها، ترکها، عربها و بلوچها در آن زندگی می کنند و افرادی که در این مناطق محکوم به زندان می شوند غالباً بر خلاف آیین نامه امور زندانها به جاهای دورتری منتقل شده اند.


    نسخه رادیویی این گزارش را بشنوید

    به گفته مسئولان انجمن دفاع از حقوق زندانیان، در یکی از آخرین موارد از این نوع انتقالهای اجباری، یکی از فعالان آذری به نام عباس لسانی که در ۲۱ ماه گذشته در زندان بوده از محل اقامت خود در زندان اهر در استان آذربایجان شرقی به زندان مرکزی شهر یزد منتقل شده است.

    محمد رضا فقیهی، وکیل عباس لسانی می گوید: "روز چهارشنبه پانزدهم اسفند مطلع شدم که مأموران زندان اهر بدون اینکه به آقای لسانی بگویند بناست به چه شهری منتقل شود او را سوار اتومبیل کرده، از آنجا برده اند، فردای آن روز، آقای لسانی با خانواده اش تماس می گیرد و اطلاع می دهد که در زندان یزد به سر می برد."

    به گفته محمدرضا فقیهی، عباس لسانی در اعتراض به این انتقال و "اجحافی که در حقش شده"، از لحظه ورود به زندان یزد دست به اعتصاب غذا زده و به همین دلیل در حال حاضر در زندان انفرادی نگهداری می شود.

    عباس لسانی در جریان نا آرامیهای گسترده در شهرهای آذربایجان که در خرداد ۱۳۸۵ روی داد، بازداشت شد و به دو اتهام معاونت در تخریب و احراق (آتش زدن اموال عمومی) از طریق تشویق و تحریک مردم و همینطور مشارکت در اخلال در نظم عمومی محاکمه و به شانزده ماه زندان محکوم شد.

    این حکم بعداً تشدید شد و به هجده ماه حبس و پنجاه ضربه شلاق تبدیل گردید، دادگاه تجدیدنظر هم سه سال اقامت اجباری در شهرستان طبس را به این مجموعه اضافه کرد که با اعتراض وکیل آقای لسانی، دیوان عالی کشور اقامت اجباری را حذف کرد.

    عباس لسانی هیجده ماه حبسی که در دادگاه عمومی اردبیل برایش تعیین شده بود را در زندان اردبیل به پایان برد اما چون از قبل با اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس در دادگاه انقلاب شهرستان کلیبر محکوم شده بود، بعد از اتمام دوره زندان در اردبیل به نزدیکترین زندان به شهرستان کلیبر، یعنی زندان شهرستان اهر منتقل شد.

    اکنون آقای لسانی با سپری شدن حدود سه ماه ازدوران زندانش در زندان اهر، به زندان مرکزی شهرستان یزد منتقل شده است.

    وکیل این زندانی می گوید هیچ دلیلی از طرف مسئولان زندان در این خصوص ارائه نشده است.

    به گفته محمدرضا فقیهی، در حکمی که دادگاه انقلاب کلیبر صادر کرده محل اجرای حکم تعیین نشده است و در چنین مواردی مطابق موازین، آقای لسانی می باید در زندان محل صدور حکم تحمل حبس کند، چون شهرستان کلیبر فاقد زندان است، این حکم باید در زندان اهر اجرا شود که نزدیکترین مکان به صدور حکم است.

    آقای فقیهی ادامه می دهد: "تنها در ماده ۲۳۳ آئین نامه سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور اشاره شده که اگر در مواردی نگهداری محکومان در زندان محلی، مخالف مصالح آن شهرستان یا استان باشد، با موافقت مقامهای قضائی مربوطه و تعیین محل انتقال به وسیله اداره کل زندانها با جلب نظر شورای طبقه بندی و موافقت دادستان، محکوم منتقل می شود."

    وکیل عباس لسانی معتقد است هیچیک از موارد مصرح در این ماده در مورد موکل او صادق نیست و به همین دلیل، انتقال او به زندان یزد اقدام غیرقانونی است.

    محمدرضا فقیهی همچنین به تبصره یک ماده ۲۳۴ همین آئین نامه اشاره می کند که بر اساس آن، مسئولان سازمان زندانها موظف شده اند ترتیبی اتخاذ کنند که محکومان با درخواست شخصی در نزدیکترین زندان به محل سکونت خانواده خود تحمل کیفر کنند.

    انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعلام کرده که بزودی با ارسال نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار توقف انتقال این نوع از زندانیان به مکانهای دورتر خواهد شد.





  10. #285
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    وضعيت نامعلوم فعال سياسی در بند ۲۰۹


    کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر:احمد دانش پذير، فعال و نظريه پرداز مسائل سياسی که بهمن ماه در منزلش در تهران بازداشت شده بود، همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوين نگهداری می شود.

    به گفته خانواده اين فعال سياسي، وی از زمان بازداشت تاکنون هيچ گونه ملاقاتی نداشته است و نسبت به شرايط سلامتی او اطلاعی در دست نيست.

    لازم به ذکر است، ماموران امنيتی روز ۲۳ بهمن، با حضور در منزل احمد دانش پذير، علاوه بر بازداشت وی اقدام به ضبط لوازم شخصی او از قبيل کتاب ها، دست نوشته ها و کامپيوتر او نمودند.




  11. #286
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران : بنابه گزارشات رسيده ازبند 4 زندان گوهرداشت کرج وزارت اطلاعات دستور حملات خونين عليه زندانيان سياسی را به زندانبانان داده است. در طی روزهای اخير زندانيان عادی و خطرناک به تحريک حاج کاظم رئيس زندان ، علی محمدی معاون زندان ، ترابيان رئيس بازرسی زندان و آخريان رئيس بند 4 با زندانيان سياسی محبوس در اين بند بدون دليل اقدام به درگيری فيزيکی و اهانت به آنها و با اين اعمال سعی دارند که واکنش زندانيان سياسی را بر انگيزند .
    مجرمين عادی و خطرناک ابتدا به آقای کريم خان از زندانيان سياسی مسن، که 12 سال در اين زندان بسر می برد حمله ور شدن و او را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادن که در اثر اين ضرب و شتم ايشان جراحاتی برداشتند و همچنين عينک اين زندانی شکسته شد. اين مجرمين خطرناک آقای شيرمحمد رضائی از بازماندگان قتل عام زندانيان سياسی 1367 و آقای منصور رادپور و دکتر مصطفی علوی و اقای ناصر خيراللهی را مورد اهانت خود قرار دادند. ولی زندانيان سياسی با شکيبائی و متانت واکنشی از خود نشان ندادن .
    آقای منصور رادپور مسئله برخوردهای اين افراد را با ترابيان رئيس بازرسی زندان در ميان می گذارد. ترابيان علنا از اين مجرمين خطرناک حمايت کرد و زندانيان سياسی را مورد اهانت قرار داد. آقای رادپور از زندانيان سياسی است که اسفند ماه 1385 توسط مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به مدت يک ماه در زندانهای مخفی آنها تحت وحشيانه ترين شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت و در اثر اين شکنجه ها دنده های سمت چپ اوشکسته شد و همچنين کتف او آسيب جدی ديد و عليرغم اينکه بيش يک سال از آن می گذرد و دچار عوارض مختلفی گرديده از جمله آن نيمه نفس بودن و دردهای شديد،اما تا به حال از درمان او خوداری می کنند و حاج کاظم به او گفته است که ما می خواهيم شما ها را زجر کش کنيم و نه درمان کنيم .
    لازم به يادآوری است در سالهای گذشته زندانيان سياسی بارها آماج حملات خونين قرار گرفتند که در اثر اين حملات دچار صدمات جدی گرديده اند. اين حملات به دستور وزارت اطلاعات و توسط زندانبان و با کمک مجرمين عادی و خطرناک به اجرا در می آيد. اين يکی از شيوه های فشار وزارت اطلاعات عليه زندانيان سياسی است . در حالی که بنابه قوانين اين رژيم که معروف به تفکيک جرائم است ، زندانيان سياسی نبايد در کنار مجرمين عادی و خطرناک قرار گيرن ولی آنها حتی به قوانين خود هم پايبند نيستند.




  12. #287
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    گذری به خاوران!
    فرزاد جاسمی
    * يک دم گذری به خاوران کن، بينی ز خودت بسی نشانی



    --------------------------------------------------------------------------------



    هر روزه کشند و خون بريزند، کفتار صفت شيوخ جانی
    تو از چه کنی جنايت شيخ، نظاره که خود نه ناتوانی
    داری بدهی به جد ايشان؟ شرمنده تو از کدام گناهي؟
    جز جهل و جنايت و چپاول، زين ددمنشان دگر چه دانی

    اجداد وی ات هميشه غارت، بنموده و خون تو بخوردند
    باشد گنهت که از گذشته، وين قوم شرير هيچ نخوانی
    از ظلم يزيد، جنايت شمر، گفتند و دگر کنند حکايت
    حجاج چه کرد و سعد وقاص، بينی تو خودت نگو ندانی

    با خون تو، تيغ کند اسلام، چرخيد زمانی آسيا سنگ
    خشنود نشد خدای بی چون، زان ظلم و ستم و خونفشانی
    اجداد تو لينج شدند و مُثله، ز اولاد اميه، نسل عباس
    از ظلم شهان حامی دين، صد دجله ی خون به هر زمانی

    فرمان خدا هميشه اين بود، کشتار و تباهی و جنايت
    جلاد فقط عوض بدل شد، مظلوم تو بوده و تو مانی
    منصور هميشه بر سر دار، فرياد اناالحقش بلند است
    يک دم گذری به خاوران کن، بينی ز خودت بسی نشانی

    اين گور تو است نشان الله، نقشی زده بر زمين ميهن
    با ديده سر بکن تماشا، زين کعبه نما تو ديدبانی
    بشنيده بگوش و ديده با چشم، بنياد ستم خدا نگون کرد؟
    افسانه نگو! دست مردم، بگشوده نه قدرتی نهانی

    گر کار خداست جمله شيخان، بايد بشوند نيمه شب سنگ
    يا وقت سحر جملگی خر، گردند و کنی تو خر چرانی
    بر بارگاه علی و شاه مظلوم، هر روزه خورد توپ و موشک
    پرسم ز تو پس کجاست ابابيل، وان معجزه های آن چناني؟

    بو مسلم و تيغ او عرب را، زين ملک براند نه دست الله
    شاه نيز به دست تو نگون شد، از خويش مگر تو بد گماني؟
    در دست تو است حيات شيخان، پايان ده ظلم بيحدش تو
    آزرده نشو ديو و دد را، برتخت ستم تو می نشانی
    ***
    دهم خرداد ماه هشتاد و هفت




  13. #288
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    علي*رغم گذشت پنج روز از بازداشت بيش از 230 تن از شهروندان مشهدي در تحصن آرام روز جمعه 24 خرداد ماه در اعتراض به گراني، هيچ*يك از بازداشت*شدگان آزاد نشده*اند.


    --------------------------------------------------------------------------------

    علي*رغم گذشت پنج روز از بازداشت بيش از 230 تن از شهروندان مشهدي در تحصن آرام روز جمعه 24 خرداد ماه در اعتراض به گراني*ها در بلوار وكيل*آباد شهر مشهد، هيچ*يك از بازداشت*شدگان آزاد نشده*اند و هنوز هيچ خبري از آنان در دست نيست.
    به گزارش فعالان حقوق بشري شهر مشهد، تنها پنج دانشجوي بازداشت*شده در تجمع فوق در پي برگزاري تحصن شبانه دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه فردوسي شهر مشهد، آزاد شده*اند وهيچ خبري از محل بازداشت و وضعيت جسمي ديگر بازداشت*شدگان در دست نيست.
    يك فعال حقوق بشري شهر مشهد كه نخواست نامش فاش شود در اين زمينه گفت: « با توجه به اين امر كه تجمع روز جمعه به صورت كاملا مردمي برگزار شده و هيچ تشكل، گروه يا حزبي در اين تجمع شركت نكردند، هيچ پيگيري سازماندهي شده*اي در مورد وضعيت بازداشت*شدگان در شهر مشهد انجام نشده است.»

    وي همچنين اضافه كرد: « يكي ديگر از دلايل آزاد نشدن شهروندان، عدم پوشش مناسب خبري اتفاقات فوق در شهر مشهد است كه دست نيروهاي امنيتي را براي هرگونه رفتار غيرقانوني و ادامه بازداشت شهروندان باز گذاشته است.»

    گفتني است بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي شركت و برگزاري تجمع فوق كاملا قانوني و در مقابل برخوردهاي صورت گرفته با تجمع*كنندگان غيرقانوني بوده است.

    همچنين با توجه به ضرب وشتم شديد تجمع*كنندگان توسط نيروهاي يگان ويژه، امنيتي و لباس شخصي حاضر در محل و گزارش شاهدان عيني از مضروب شدن دست*كم يك نفر و عدم پاسخگويي مسوولان امنيتي، انتظامي و قضايي شهرستان مشهد به خانواده افراد بازداشت*شده، نگراني*هاي زيادي نسبت به وضعيت جاني بازداشت*شدگان در بين شهروندان مشهدي و خانواده بازداشت*شدگان وجود دارد.
    آخرين اخبار غيررسمي از بستري شدن تعدادي از بازداشت*شدگان در بيمارستان*هاي قائم و امام رضا شهر مشهد حكايت دارد. حال دو تن از مجروحان وخيم گزارش شده است.




  14. #289
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    قتل عام مرداد 67
    جنایت زیر خاک پنهان نماند!



    مرداد 1367 بزرگترین جنایت در 2 زندان گوهردشت و اوین در تهران سازمان داده شد و بدنبال آن، در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران آنچه در تهران انجام شد، تکرار شد. نام این واقعه "قتل عام زندانیان سیاسی" است. در تهران، بر روی این جنایت، در گورستان قدیمی و نیمه متروک "خاوران" خاک پاشیدند و در همه شهرهائی که جنایت در آن ها تکرار شد، خاورانی به یادگار گذاشتند. شمار قربانیان به چند هزار می رسد. آنها را گروه گروه به دار کشیده و شبانه و دزدانه در گورهای دسته جمعی ریختند و رویشان خاک پاشیدند. کدام جنایت در طول تاریخ در زیر خاک پنهان مانده که جنایت مرداد 67 بماند؟ طراحان و مجریان این جنایت در حاکمیت اند. همان ها که قتل های زنجیره ای را نیز پس از کشتار 67 بصورت شکار پراکنده انسانی- سیاسی، خارج از زندان ها ادامه دادند. شمار این قتل ها نیز در مرز 50 مترجم و روشنفکر و نویسنده و محقق نا همسو و منتقد است. این نخستین و اختصاصی ترین عکسی است از این جنایت که ابتدا حزب توده ایران در هفته نامه خود بنام "نامه مردم" منتشر کرد و سپس در نشریات سراسر جهان انتشار یافت. این نشریه نوشت که این عکس را شبانه و با پس زدن خاک ها گرفته و به این نشریه رساندند.





  15. #290
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    آنچه را می خوانید از یک گزارش مشروح استخراج کرده ایم. نویسنده و سایت منتشر کننده آن "ایرج مصداقی" است که در پایان همین گزارش آدرس مراجعه به آن را قید کرده ایم. نویسنده این گزارش تلاش کرده است برخی ابهامات را در باره اسامی مشترک توضیح بدهد ولی از نظر ما، این تلاش باعث مغشوش شدن اطلاعاتی است که درباره شکنجه گران و بازجویان مورد نیاز عمومی است و به همین دلیل ما کوشیدیم این بخش از اطلاعات را استخراج کرده و منتشر کنیم. طبیعی است که اگر گزارش آقای مصداقی همراه با عکس شکنجه گرانی که نام آنها ذکر شده (به هر تعداد که در دسترس است) بود، اعتبار آن چند برابر می شد.



    1- حسین شیخ*عطار، مدیر و مشاور انفورماتیک امور مجلس و استان*های صدا و سیما: از عوامل وزارت اطلاعات، فعال در تروریسم خارج از کشور، یکی از متهمان فراری دادگاه ترور شاپور بختیار.

    برادر وی بنام علیرضا شیخ*عطار مدتی سردبیر روزنامه**ی همشهری و عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و اکنون سفیر جمهوری اسلامی در آلمان شده است.

    2- اصغر فاضل از سال ۶۰ یکی از بازجویان شقی شعبه هفت اوین بود. یکی از مشخصه*های او این بود که عرقچینی سفید رنگ به سر داشت. گفته می*شد وی بعدها به عضویت هیأت علمی دانشگاه بهشتی (ملی سابق) درآمد. از صحت و سقم خبر مزبور بی*اطلاعم، اما می*دانم وی ترفیع مقام یافت و در دیوان عالی کشور دارای پست و مقام شد.

    3- انتشار حاج کربلایی در سایت اداره کل زندان های استان تهران 27مرداد86، سبب شد تا بعضی از زندانیان سیاسی سابق وی را شناسایی کرده و اطلاعات خود را در مورد وی بنویسند. حاج مهدی کربلایی معاون داخلی اوین در کنار کسانی همچون برادران حسین زاده، و حاج جوهری فرد(با نام مستعار مهدوی) همگی از باند لاجوردی بودند که در سمت مدیران و معاونت های شکنجه*گاههای مختلف انجام وظیفه می*کردند و در شکنجه و تیرباران زندانیان نیز فعالانه شرکت داشتند.

    حاج کربلایی علاوه بر فحاشی و انواع دریدگی و رذالت، در موارد بسیاری به خواهر و مادر زندانی پیشنهاد صیغه و ازدواج موقت! در ازای آزادی عزیزشان را می داد.

    خواهر یکی از تیرباران*شدگان نیز سالها بعد نوشت وقتی به محل شکنجه*ها برروی بدن برادر اعدام شده*ام به حاج کربلایی اعتراض کردم او با افتخار و طعنه گفته است: نگران جای شکنجه*هایش نباشید خیالتان راحت، گلوله را به همان جای شکنجه*ها زدیم. او با تعداد دیگری از بازاریان باند لاجوردی از جمله حاج شیرینی، ناصر آقائی، حاج مراد و عباس تیموری، از مسئولان کارگاه اوین بودند و از این راه پول هنگفتی به جیب زد. حاج کربلایی تا سال84 در سمت مدیر داخلی اوین به سرکوب زندانیان سیاسی مشغول بود. به طوری که زندانیان سیاسی بند350 زندان اوین در جوابیه *یی به اظهارات معاون دادستان (26 آذر84) به یورش تیغ*کشان و پاسداران رژیم به زندانیان سیاسی و ضرب و شتم آنان و سرقت اموالشان اشاره کرده و نام کربلایی را در کنار حبیب عباسی (مسئول حفاظت اطلاعات زندان اوین) و یوسفی (مسئول بازرسی و حراست زندان اوین) آورده اند. کربلایی سپس به عنوان رئیس زندان فردیس کرج معرفی شد. او از طریق ساختن کارگاههای تولیدی در زندان و مزد بسیار ناچیزی که به زندانیان می*دهد زندانیان را استثمار می کند.

    سایت اداره کل زندانهای استان تهران او را از نسل انقلاب و نسلی که روی طول موج و مماس با خط اول نهضت اسلامی بوده است معرفی می*کند که اکنون با کوله*باری از تجربه در عرصه*های مدیریت زندان، ریاست ندامتگاه فردیس را عهده*دار است. (سایت اداره کل زندانهای استان تهران 27مرداد86)



    4- حاج مهدی کربلایی در زندان صرفاً با نام حاج مهدی شناخته می*شد و کسی از نام خانوادگی او اطلاعی نداشت و در گزارشات زندانیان نیز از او به عنوان حاج مهدی یاد شده است. او در سال ۶۰، دهه دوم عمر خود را سپری می*کرد. سفید رو بود و موهای روشن و کم پشتی داشت. پاسداری بود موذی و تو دار که شمرده و آهسته صحبت می*کرد. غالباً در ضرب و شتم*ها شرکت نمی*کرد اما خط اصلی برخورد با زندانیان را می*داد و گاه به پرونده سازی در شعبه*های بازجویی علیه آن*ها می*پرداخت. او از پاسداری بند به یکی از مسئولان آموزشگاه اوین ارتقا مقام یافت و در دوران کشتار ۶۷ نیز نقش فعالی داشت. او چه در دوران قدرت لاجوردی و چه در دوران اصلاحات زندان و چه پس از آن در زمره اداره کنندگان زندان بود و جایگاه خود را حفظ کرده بود.



    5- جلیل بنده (دایی جلیل) شکنجه*گر، محافظ لاجوردی و تیرخلاص زن اوین بود که در شهریور ۶۱ در جبهه* جنگ کشته شد.

    6- مجتبی حلوایی عسگر، یکی از پاسداران شقی و جنایتکار اوین بود که بعدها به معاونت امنیتی و انتظامی زندان رسید و در جریان کشتار زندانیان در سال ۶۷ نقش بسیار فعالی داشت. وی در سال ۶۸ از زندان اوین رفت و بعدها شنیدم از مسئولان چای جهان بود. مجتبی حلوایی از پاسداران دادستانی بود، او هیچ*گاه بازجو نبود و به ویژه نقشی در بازجویی از توده*ای ها نداشت.



    7- مرتضی صالحی (صبحی) رئیس زندان گوهردشت در سال*های ۶۱ تا ۶۳ بود که جنایات زیادی را در این دوره مرتکب شد.



    8- مجتبی یکی از بازجویان و مسئولان پرونده*ی توده*ای ها به هنگام دستگیری در سال ۶۱ و ۶۲ بود. توده*ای ها توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شده بودند و بازجویی آن*ها تحت نظر سپاه پاسداران در کمیته مشترک صورت می*گرفت.



    9- مجتبی مهراب بیگی، نفر سومی است که در زندان اوین به دایی مجتبی معروف بود. وی نیز از جمله محافظان لاجوردی، شکنجه گر و تیرخلاص زن بود. او نیز در سال ۶۱ در جبهه* جنگ کشته شد. جنب مسجد امام حسین در میدان امام حسین تهران، خیابانی به نام او شده است.



    10- مرتضی اشراقی دادستان انقلاب اسلامی تهران و پیش از آن نیز در همین پست در اصفهان خدمت کرده بود. وی(عضو تیم سه نفره کشتار 67 در زندان ها) آخوند نبوده و نیست. حتا رئیسی و ناصریان نیز که روحانی هستند، در زندان و بویژه در خلال کشتار ۶۷ با لباس روحانیت حاضر نمی*شدند. مرتضی اشراقی هم اکنون دارای دفتر وکالت در تهران است. آدرس دفتر او خیابان ویلا، نبش خیابان سپند است.



    11- مجید قدوسی نسبتی با آیت الله علی قدوسی ندارد و تنها یک نام مستعار است. وی از اهالی جنوب شرقی تهران، حوالی آب منگول است. از آن*جایی که گردانندگان زندان*های رژیم هم*محلی**های او بودند، پس از پیروزی انقلاب پایش به زندان قصر باز شد. یکی از دوستانم تعریف می*کرد یک شب پس از اتمام مسابقه فوتبال در محله*مان، از ما خواسته شد که به صورت داوطلب برای شرکت در جوخه اعدام به زندان قصر برویم. مجید قدوسی یکی از کسانی بود که آن شب به زندان قصر رفت و ماندگار شد. او سپس به اوین انتقال یافت و پس از مدتی به ریاست بخش ۳۲۵ اوین رسید. در پاییز ۶۰ اداره آموزشگاه اوین به عهده او گذاشته شد. وی بعدها سمت دادیاری پیدا کرد و از زندانیانی که موعد آزادی*شان رسیده بود، مصاحبه می*گرفت. در جریان کشتار ۶۷ وی مسئولیت دار زدن زندانیان در اوین را به عهده داشت.

    قدوسی پس از کشتار ۶۷ ضمن آن که به عضویت هیئت فوتبال تهران و ریاست کمیته برگزاری مسابقات فوتبال رسید، مسئولیت استادیوم آزادی تهران را نیز به عهده گرفت. وی هم اکنون در کنار مشاغل قضایی که دارد از مسئولان تیم فوتبال کوثر تهران نیز هست. مهدی اربابی رئیس کمیته سعدآباد شمیران که مدتی رئیس هیأت فوتبال تهران بود پای او و تعدادی دیگر از عوامل سرکوب را به هیأت فوتبال تهران باز کرد. مهدی اربابی نیز یکی از گردانندگان تیم فوتبال کوثر تهران است.

    برخی به غلط تصور میکنند که مجید قدوسی، پسر آیت*الله قدوسی دادستان اسبق انقلاب است، در حالی که آیت*الله قدوسی فرزندی به نام مجید ندارد. او دارای دو پسر بود که یکی از آن*ها در جبهه کشته شد و دیگری در امور زندان*ها فعال نبود.



    12- سعید اسلامی یکی از سربازجو*های شعبه هفت اوین بود که نقش اساسی در شکنجه و کشتار زندانیان مجاهد داشت. وی یکی از معروف*ترین و بی*رحم ترین بازجویان اوین بود. یکی از دوستانم که در سال ۶۲ وی را چشم باز دیده بود تعریف می*کرد، صورتش را تراشیده بود و لباسی شیک به تن داشت. او می*گفت اگر او را بیرون از زندان دیده بودم، محال بود تشخیص دهم که او اسلامی است. اسلامی، دوستم را به همراه تعدادی دیگر که اعدامی می*دانست به شعبه هفت فراخوانده بود و در آن*جا اجازه داده بود چشم*بندهایشان را بردارند و او را ببینند. دوستم بعدها تنها نفری بود که از آن جمع زنده ماند. اسلامی پس از برکناری لاجوردی، مدتی مسئولیت روابط عمومی دادستانی و سپس مسئولیت اموال دادستانی را به عهده گرفت و عاقبت در سال ۷۰ به ریاست گمرک مهرآباد رسید.

    13- سعید امامی پس از تصدی معاونت امنیتی وزارت اطلاعات در سال ۶۸ خود را اسلامی معرفی می*کرد. سعید امامی در سال*های اولیه پیوستن به وزارت اطلاعات در مدیریت بخش جاسوسی (خارج از کشور) فعالیت داشت و پس از تغییر و تحولات درونی وزارت اطلاعات به پست معاونت امنیتی برگمارده شد.

    این دو نفر هیچ*گاه در یک زمان در سیستم امنیت داخلی نبودند. زمانی که اسلامی در شعبه*ی هفت دادستانی اوین خدایی می*کرد، سعید امامی در آمریکا به سر می*برد و هنوز به دستگاه اطلاعاتی راه نیافته بود. زمانی که سعید امامی در سیستم امنیتی و اطلاعاتی حرف اول را می*زد، اسلامی هیچ پستی در سیستم امنیتی نداشت و به چپاول در گمرگ مهرآباد تهران مشغول بود.

    13- شیخ محمد مقیسه*(ای) با نام مستعار ناصریان یکی از بازجویان و شکنجه*گران شعبه ۳ اوین در سال*های اولیه دهه**ی ۶۰ بود و از سال ۶۴ دادیار ناظر زندان قزلحصار شد. وی در جریان کشتار زندانیان در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت حضوری فعال و تعیین کننده داشت. وی علاوه بر پست دادیاری و شناخت نسبی که از زندانیان داشت، سرپرست زندان گوهردشت نیز بود. وی اهل مقیسه، روستایی دور افتاده از توابع بخش داورزن در شهرستان سبزوار است. این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای ۶۴۴ نفر جمعیت است. نام این روستا در تاریخ به شکل مغیثه* نیز آمده است. برای همین فامیلی وی در بسیاری جاها مغیثه*ای هم آمده است ولی صحیح آن مقیسه*ای است. پدر ناصریان بر اساس شنیده*هایم درجه*دار ژاندارمری بود و بیش از ده تن از افراد خانواده**اش در جبهه*های جنگ و یا توسط مجاهدین کشته شده*اند. ناصریان هم اکنون قاضی دادگاه انقلاب اسلامی مستقر در خیابان معلم است.

    14- برادر شیخ محمد مقیسه نیز دادستان انقلاب اسلامی مشهد بود که در جریان کشتار ۶۷ نقش مهمی در کشتار زندانیان مشهد داشت. وی مدتی نیز قائم مقام بنیاد شهید بود.







  16. #291
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630


    15- حجت*الاسلام ناصری که نام اصلی وی انصاری نجف*آبادی است، نماینده آیت*الله منتظری در زندان*ها بود، وی نقشی در سرکوب نداشت و تلاش می*کرد حتی*الامکان به بهبود وضعیت زندانیان کمک کند. در اردیبهشت ۶۷ وی در زندان اوین ۵ نفر از مسئولین بند ۱ اوین را که از سوی زندانیان انتخاب شده بودند صدا کرده و نسبت به توطئه*هایی که از سوی رژیم برای زندانیان سیاسی تدارک دیده شده بود هشدار داده بود و خواهان این شده بود که زندانیان گزک به دست رژیم ندهند. این هشدارها در آن موقع از سوی زندانیان جدی تلقی نشد.

    16- ناصری، سربازجوی شعبه ۳ اوین بود که قدی بلند و صدایی رسا داشت. او همچنین دارای موهای مشکی و ریش به اصطلاح ستاری بود.



    17- سید کاظم کاظمی یکی از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی و مسئول بخش گروه*های چپ در اطلاعات سپاه پاسداران در سیاه ترین روزهای تاریخ معاصر کشور بود. او با هدایت یکی از مخوف*ترین بخش*های اطلاعاتی کشور، دست در خون شریف*ترین فرزندان میهن داشت. کاظمی به خاطر جنایاتی که مرتکب شد به سرعت به قائم مقامی فرماندهی اطلاعات سپاه پاسداران رسید. او همچنین در زمره*ی مسئولان بخش ۲۰۹ اوین و کمیته مشترک (زندان توحید) اصلی*ترین شکنجه*گاه*های رژیم در تهران بود. کاظمی متولد 1336 در بخش آرادان شهرستان گرمسار بود و در سال ۵۵ برای ادامه تحصیل به تگزاس آمریکا رفت و عضو انجمن اسلامی تگزاس شد. وی پس از پیروزی انقلاب به کشور بازگشت و برای شرکت در سرکوب کردستان به آن منطقه اعزام شد. وی در سال ۶۴ در منطقه جنگی طلاییه به هنگام بازدید از نیروها هدف ترکش توپ قرار گرفت و کشته شد.



    18- مصطفی کاظمی با نام مستعار موسوی مدیرکل وزارت اطلاعات و نفر دوم پرونده معروف به قتل*های زنجیره*ای بود. مصطفی کاظمی کار خود را از اطلاعات سپاه پاسداران در شیراز شروع کرد. مسئولیت اطلاعات سپاه شیراز با علیرضا علوی تبار بود. کاظمی در ارتباط با قتل*های زنجیره*ای دستگیر شد. از سرنوشت وی خبری در دست نیست. شایعات زیادی در ارتباط با او از جمله خروج از کشور و بازگردانده شدنش به ایران توسط وزارت اطلاعات و ... مطرح است که صحت و سقم آن*ها بر من پوشیده است. قتل* کشیش*های مسیحی، انفجار حرم امام رضا در مشهد و انداختن مسئولیت این جنایات به گردن مجاهدین از فعالیت های اوست. وی در آن دوره با نام مستعار موسوی با مطبوعات مصاحبه می**کرد.



    19- حاج داوود رحمانی متولد سال*های میانی دهه ۲۰ شمسی است. او آهنگری بود که پس از انقلاب به کمیته انقلاب اسلامی و سپس اوین راه یافت و از آن*جا در تابستان ۶۰ ریاست زندان قزلحصار رسید و تا تیرماه ۱۳۶۳ در این سمت باقی ماند. وی پس از برکناری به زندان اوین برگشت و مدتی در بخش مدیریت زندان و قسمت آزادی*ها فعال بود و سپس به کار سابق خود بازگشت. در سال*های اخیر او تغییر شغل داده و همراه با پسرانش هانی و ... در همان مغازه*ای که دره و پنجره می*ساخت، لوازم بهداشتی ساختمان و ... می*فروشد. مغازه او در سرآسیاب دولاب، موتورآب، جنوب شرقی تهران قرار دارد. در زندان و خاطرات*های زندان حاج داوود معرفی می*شود.



    20- داوود لشکری پاسدار ساده اوین بود و در سال ۶۱ به گوهردشت منتقل شد. در گوهردشت پس از مدتی سرشیفت پاسداران شد و در شعبه*های بازجویی گوهردشت به شکنجه* زندانیان نیز کمک می*کرد. او بعدها به معاونت امنیتی و انتظامی زندان رسید و در جریان ضرب و شتم زندانیان در سال* ۶۶ نقش ویژه*ای داشت. او همچنین یکی از عوامل اصلی برخورد و تفکیک زندانیان در پاییز سال ۶۶ بود. داوود لشکری در کشتار سال ۶۷ نیز نقش ویژه*ای داشت. در بعضی از خاطرات**های زندان وی حاج داوود و در بعضی*جاها داوود لشکری معرفی می*شود.

    هرگاه در مورد حاج داوود در زندان گوهردشت صحبت می*شود منظور داوود لشکری است و هرگاه در مورد زندان قزلحصار صحبت می*شود منظور داوود رحمانی است.



    21- موسی واعظی با نام مستعار زمانی از مسئولان اطلاعات اوین، یکی از برنامه ریزان اصلی کشتار ۶۷ بود. وی تا پیش از کشتار چهره*ی شناخته* شده*ای نبود. اما پس از کشتار ۶۷ برخوردهایش با زندانیان جان به در برده شروع شد. وی از دانشجویان دانشکده پلی تکنیک تهران بود. از برخوردهایش مشخص بود که عنصری پیچیده و تیز است. وی پس از کشتار ۶۷ و قبل از انتخاب پیشوا، (که مدتها مسئول شعبه یک بازجویی اوین بود) به ریاست زندان، مدتی مسئولیت زندان اوین را نیز به عهده داشت.



    22- زمانی، وی در سال ۶۳-۶۴ و پس از تغییر و تحولات درون زندان، نقش مهم و تعیین کننده*ای در برخورد با زندانیان به منظور گذاشتن نام آن*ها در لیست عفو یا تقلیل حکم داشت. نمی*دانم نام او مستعار بود یا نه. ولی او همان کسی نیست که در جریان کشتار ۶۷ فعال بود. از پیشنه**ی او نیز اطلاعی ندارم. اما پس از آمدن هیئت*هایی از سوی شورای عالی قضایی به زندان وی قدرت زیادی یافت و پس از سال ۶۴ دیگر در زندان دیده نشد.



    23- موسوی مسئول فرهنگی زندان*های اوین، قزلحصار و گوهردشت در سال*های ۶۲-۶۳ . آخوندی بود و نمی*دانم موسوی نام اصلی*اش بود یا نام مستعار. وی اهل زنجان بود و مدعی بود ۲۰۰ تناقض از مارکسیسم گرفته است. کلاس*هایی را هم در زندان تشکیل می*داد و برنامه*هایش از طریق ویدئو سانترال برای زندانیان پخش می*شد. در بلاهت نمونه نداشت و حتا از روخوانی بعضی متون نیز عاجز بود. وی به گفته خودش پیش از مسئولیت گرفتن در زندان، از مسئولان جهاد سازندگی زنجان بود.

    24- موسوی دادیار، وی ساکن خیابان گرگان، خیابان کاوه بود و پس از تغییر و تحولات سال ۶۳ مسئولیت دادیاری زندان قزلحصار را به عهده گرفت. نام وی واقعی است و پس از مدتی نیز به زندان قصر انتقال یافت و ناصریان و عرب جایگزین او شدند.




  17. #292
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    امیدرضا میرصیافی، وبلاگ*نویس و روزنامه*نگار صبح امروز در زندان اوین فوت نمود.

    این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم زندان ایام محکومیت خود، راهی زندان اوین شده بود؛ صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی خود راهی بهداری زندان شد، نامبرده ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد تا پرونده مرگهای مشکوک زندانیان تا آخرین روزهای سال 1387 نیز ادامه یابد.

    امیدرضا میرصیافی وبلاگ*نویس، روزنامه*نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود، وی پروندهی مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام گشته بود.

    این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیش تر نیز در خصوص مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی در ایران و سیر تصاعدی آن ابراز نگرانی نموده بود.





  18. #293
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Imprisoned students

    Remembering imprisoned Amir Kabir University students on this Norooz

    http://www.youtube.com/watch?v=aSOGo2z4yoc




  19. #294

  20. #295

  21. #296
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    عمق برخوردهای غیرانسانی با بازداشت شدگان به روایت شاهدان

    فعالان حقوق بشر در ایران : آنچه در پی می آید اظهارات تعدادی از بازداشت شدگان روزهای اخیر است که به تازگی از محل های مختلفی آزاده شده اند، مجموعه گفته های این افراد را جهت تنویر افکار عمومی و بیان عمق نگران کننده وضعیت بازداشت شدگان با کمترین ویرایش و به صورت تیتروار بدون اشاره به هویت بازگوکننده (به دلیل مسائل امنیتی) در ادامه ذکر می کند :

    شاهدان عنوان می نمایند : برخی از بازداشت شدگان با سند 50 میلیون تومانی و برخی به قید کفالت و چنانکه شنیده شده برخی نیز با پرداخت پنجاه هزار تومان آزاد شده اند. برای تعداد زیادی از آنان در دادگاه انقلاب پرونده تشکیل شده است. هنوز تعداد زيادي در بازداشت به سر مي برند و بسیاری خانواده ها از سرنوشت عزیزانشان بی خبر هستند و معلوم نیست که کشته شده اند یا در کجا زندانی هستند.

    در ادامه :

    1. چنانکه تصور می شود مردم فقط حین تظاهرات بازداشت نشده اند. عده بسيار زيادي هنگام خروج از ایستگاه مترو یا پیاده شدن از تاکسی یا حین تردد در خیابان هایی که از محل تظاهرات دور بوده بصورت عابر معمولی توسط پلیس دستگیر شده اند. عده ای نیز با حمله وحشیانه به منازلشان نیمه شب با شکستن درب منزل و ضرب و شتم و توهین از رختخواب بيرون كشيده و بازداشت شده اند. حتي خانواده يك جوان 16 ساله گفته اند كه وي هفته قبل با گذاشتن سند آزاد شده ولي نيمه شب قبل لباس شخصي ها به منزلشان حمله كرده و با شكستن در، وي را از رختخواب بيرون كشيده و با ضرب و شتم برده اند.

    2. در میان بازداشت شدگان افراد مختلف از اقشار مختلف از جوانان و مردم عادی تا اساتید دانشگاه و نخبگان اجتماعی هستند که در نقاط مختلف بصورت فله ای بازداشت شده اند. شخصي گفته كه من براي خريدن بستي با لباس منزل خارج شدم و حين برگشت بستني به دست دستگير شده ام. برخی اشخاص مشهور نیز در میان بازداشت شدگان ديده شده اند که شاهدان از جمله نام خانم مهتاب نصيرپور را عنوان می دارند.

    برخي اتباع خارجی در زندان اوین مشاهده شده اند. يك نفر سياه پوست و يك ترك در زندان اوين ديده شده اند که حتی زبان فارسی بلد نیستند. يك نفر حین رساند همسرش به بیمارستان برای زایمان بازداشت شده و از حال همسرش خبري ندارد. يك دندان پزشك با يورش به مطب اش بازداشت شده است. يك بسيجي هم در ميان بازداشت شدگان بوده كه چون ظاهرش شبيه بسيجي ها نبوده بشدت هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. وي عنوان می داشته كه حتي كارت فعال بسيج دارد. شاهدین عنوان می دارند تعداد زندانيان به قدري زياد است كه از زندانيان عادي به عنوان زندان بان استفاده مي كنند و به علت كمبود جا زندانيان بصورت فشرده و در هم لوليده مي خوابند. و خطر بيماري هاي جمعي وجود دارد.

    3. بازداشت شدگانی که حتی در خارج از تظاهرات دستگیر شده اند از همان ابتدا وحشیانه و به قصد کشت با چوب و باتوم و باتوم برقی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند. يك لباس شخصی به ران پاي يكي از زندانيان با كلت از نزدیک گلوله شليك کرده است. دستگیرشدگان در مراكز اطلاعات، پایگاه های بسیج، مراکز پلیس ، زندان های مشخص یا مکان های نامعلوم شکنجه شده اند. شکنجه های بسیار شدید و وحشیانه و بی حد و حساب در بازداشتگاه های بسیج و اداره آگاهی خیابان وحدت اسلامی ديده و شده است. در انتهاي همين مطلب انواع شكنجه كه ديده و شنيده شده است را خواهيم آورد.

    4. به کسانی که قبل از بازداشت یا حین ضرب و شتم با سلاح سرد یا ابزار شکنجه یا گلوله مجروح شده اند رسیدگی پزشکی نمی شود. حتی اجازه رساندن دارو به بیماران خاص توسط خانواده هایشان داده نمی شود. وضع بسیاری از زندانیان وخیم است. يك نفر كه بيني اش با باتوم شكسته گفته كه وقتي گفتم نياز به پزشك دارم با پوتين توي صورتم لگد زدند.

    5. بازجوئی های بسیار طولانی مدت و بی وقفه چندین ساعته ( 7 يا 12 يا بيشتر ) انجام می شود. در این بازجوئی ها به اشکال مختلف می خواهند اعراف به اتهامات واهی از بازداشت شدگان بگیرند. همچنين تلفن همراه و ايميل بازداشت شدگان را اجبارا مي گيرند و تمامي آنها و ارتباطات و دوستان شان را كنترل مي كنند.

    6. پس از آزادي وسايل بازداشت شدگان تحويل آنان نمي شود. گفته شده شخصي را با يك لباس زیر و دمپائي از زندان رها كرده اند.

    7. ظاهرا آزارهای جنسی هم وجود دارد که اين نگرانی در خصوص زنان زنداني و زندانيان سياسي بیشتر است. خصوصا که با توجه به فرهنگ ایرانیان این موارد گفته نمی شود و جنازه هاي تحويل داده شده توسط پزشكي قانوني بي طرف بررسي نمي شود.

    8. وضع روحی زندانیان و آزادشدگان مناسب نیست. برخي زندانيان از شدت ضرب و شتم و صحنه هاي دلخراشي كه ديده اند نمي توانند بخوابند. شاهد در نزديكي خود چند مورد تشنج حين خواب گزارش كرده است. بطوري كه بسياري بهتر مي ديدند كه اصلا نخوابند و كه راحت تر باشند.

    انواع شكنجه و ضرب و شتم بازداشت شدگان:

    بازداشت شدگاني كه توسط بسيج و لباس شخصي دستگير شده اند از هنگام دستگيري بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. سپس در بازداشتگاه هاي اطلاعات و سپس بسيج و نهايتا قبل از زندان اوين به اداره آگاهي شاپور ( وحدت اسلامي ) منتقل شده و به ترتيب در هريك بشدت شكنجه و مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

    زندانياني كه به اين ترتيب بازداشت شده اند گفته اند كه در اداره آگاهي وحدت اسلامي از اينكه چرا بازداشت شدگان را در مراكز قبلي اينقدر زده اند كه جا براي آنها نگذاشته اند اظهار ناراحتي مي كردند ولي با اين حال باز هم به شكنجه و ضرب و شتم شديد آنان ادامه داده اند.

    نکته قابل توجه که توسط بازداشت شدگان بیان شده اين است كه شكنجه گران ضرب و شتم را با لذات و توام با خنده و مسخرگي و بازي انجام مي دادند.

    - گفته شده که با باتوم بطوری سمت چپ سر را شکسته اند و بعد برای متقارن بودن آن سمت راست را هم شکسته و خنديده اند.

    - يا حين ضرب و شتم دسته جمعي زندانيان كسي آمده و گفته كه نبايد اسير را آزار داد و بقيه را كنار زده، بعد خودش بشدت زندانيان را كتك زده و بعد وقتي خسته شده دوباره به بقيه دستور كتك زدن داده است.

    - شخصی بیان کرده که وقتی درخواست کرده دستبند سفتش را کمی شل کنند چنان آن را سفت کرده اند که توی گوشت دستش فرو رفت و مدت ها به همین شکل به این سو و آن سو کشیده شده است.

    - برخي زندانيان گفته اند كه 4 روز ما را روي زانو مقابل ديوار نشاندند و اگر خوابمان مي برد با باتوم بشدت توي سرمان مي كوبيدند. در اين مدت فقط دو بار خوراك بسيار مختصر داده شده است.

    - يكي از زندانيان گفته كه بار اول كه مرا باتوم برقي زدند از شوك آن دو متر پرت شدم ولي بعد آنقدر مرا كتك زده اند كه حالا وقتي آنرا روي دستم مي كشند هيچ عكس العملي ندارم.

    - افراد قوي هيكل تر را بيشتر مورد ضرب و شتم قرار داده اند به اين بهانه كه نيروهاي امنيتي را زده اند يا تخريب اموال عمومي انجام داده اند.

    - ضرب و شتم دسته جمعي بازداشت شدگان، ضرب و شتم سر و صورت با پوتين حتي افراد مجروح، ضرب و شتم با كابل و زنجير و باتوم و باتوم برقي غير از كتك با مشت و لگد ديده و گفته شده است.

    - شاهد مي گويد پشت برخي مجروحان بر اثر ضرب و شتم كاملا سياه با آثار خونيني از كابل و زنجير و غيره بود.

    - شكستي استخوان مچ و دست و پا بسيار ديده شده است

    خدا لعنت كنه هر چه خيانت كار و ظالم راكه ايجوري به هموطنان خود ظلم ميكنند . مارفتيم جنگيديم كه ملكتمان دست اجنوي و عربها نيفته به اب و خاك و ناموسمان كسي تجاوز نكنه .ولي حالا اينها دست هر چه آن بعثي ها را از پشت بسته اند اين خائنيني پول اين مردم از حلقومشان بيرون ميكشه و در فلسطين و لبنان و اكوادور و ونزولا خرج ميكنه و كشور هر روز به طرف جنگ سوق ميدهد .

    خدا خودش نسل هر چه ظالم و اين ولايت فقيه را ازسر مردم بر داره. زنده باد ايران وهر چه ايراني با غيرت و سرنگون باد رژيم ظالم خامنه اي و احمديي نژاده .





Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •