Page 2 of 21 FirstFirst 123456789101112 ... LastLast
Results 26 to 50 of 519

Thread: The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

  1. #26
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    مصباح يزدی
    رای و انتخاب مردم كشك است
    رهبر زمينی نيست و برگزيده خداست




    محمدتقی مصباح يزدی، درگرماگرم بحث های مربوط به اختيارات مجلس خبرگان و نقطه نظرات جديدی كه سيد رضا اكرمی رهبری جامعه روحانيت مبارز درهمين ارتباط عنوان كرد و دراين شماره پيك نت می خوانيد، بار ديگر خطاب به عده ای كه با او ديدار كرده بودند گفت:

    "شما اگر از صدر اسلام تا كنون يك فقيه را پيدا كنيد كه گفته باشد مشروعيت ولی فقيه از رای مردم است، من تمام دارايي*ام را به او مي*بخشم!"

    ظاهرا مصباح يزدی اشاره به ثروتی می كند كه از كنار تجارت و واردات شكر به كشور به جيب زده است!

    مصباح يزدی اضافه كرد: "صحبت اين است كه ولی فقيه نايب عام از طرف امام معصوم مي*باشد و مشروعيتش از طرف خداست، اصلا فرق حاكم عادل با حاكم جاهل در فرهنگ شيعی همين است. حالا اگر يك كسی بگويد "نه آقا! ولايت، امر زمينی و با رای مردم است و اگر مردم رای ندهند ، پوچ است ، آيا بايد سكوت كرد؟! آيا شما اجازه مي*دهيد؟!" "چه راهی برای نفوذ آمريكا بهتر از اين وجود دارد؟! به فرض او يقين دارد كه مساله همان است كه او گمان مي*كند و به صلاح اسلام است، خب بنده هم يقين دارم اين بهترين راهی است كه آمريكا مي*تواند به اسلام ضربه بزند. آيا اين توصيه بردار است كه كسی بگويد شما بياييد با هم توافق كنيد؟! چه توافقی؟! مساله مرگ و حيات است. او مي*گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است.

    ( معنا و مفهوم مبارزه با امريكا را از زبان مصباح يزدی كه استاد و مراد احمدی نژاد است با دقت بايد بخاطر سپرد! تا عده ای در توهم برابر دانستن احمدی نژاد و چاوز و كاسترو فرو نروند.)

    مصباح يزدی گفت: "من پنجاه، شصت سال در اين مساله ريش سفيد كرده*ام و اگر سكوت كنم فردای قيامت خداوند جلوی من را مي*گيرد و مي*گويد تو كه شصت سال نان امام زمان را خوردی ، چرا سكوت كردی؟!"






  2. #27
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    رهبر و رئيس جمهور
    سخنرانی غير اتمی
    زير بمبارن افشاگری ها

    احمدی نژاد يادش رفته كه اين روزها صحبت از عزم استوار مردم برای جنگ طلبی نيست، بلكه همه جا صحبت از گرانی، بيكاری، خصوصی سازی، اخراج كارگری و شورش های كارگری است. همانگونه كه رهبر فراموش كرده، آنچه كه بعنوان مشكلات معيشتی مردم وگرانی به آن اشاره می كند حاصل تمام سياست های اقتصادی و سياسی و نظامی است كه مستقيما زير نظر خود وی اجرا شده و دولت كنونی نيز مجری فرامين وی است!






    رئيس جمهور و رهبر جمهوری اسلامی ديروز در تهران سخنرانی كردند. هيچكدام از آنها به مذاكرات اتمی و غنی سازی و پيشرفت های هسته ای اشاره نكردند، چرا كه فعلا دراين روزها با انفجار يك بمب كوچك خبری شب چنان آشفته شده كه بايد منتظر زايمان سحر بود!

    هر دو در سخنرانی های خود اشاره غير مستقيم به اقدام اخير هاشمی رفسنجانی در انتشار نامه آيت الله خمينی كردند و البته احمدی نژاد بی پروا تر از رهبر. اولی بی اطلاع از مسائل دهه اول جمهوری اسلامی و نبودن در شمار مطلعين و دست اندركاران بی پروا سخن گفت و دومی با اطلاع كامل از بسياری از حوادث و رويدادها و همچنين نگران از خراب كردن همه پل های پشت سر با احتياط ترسخن گفت. بخوانيد:



    دفتر امور رسانه*های رياست جمهوری اطلاع داد كه احمدي*نژاد عصر يكشنبه درجلسه هيات وزيران گفت:

    كسانی كه تصور مي*كنند مي*توانند با زير سوال بردن ارزشهای والا در اراده مستحكم ملت بزرگ ايران برای پيشرفت و سازندگی ( ظاهرا اشاره او بايد پيشرفت اتمی باشد و سياست جنگی باشد، چرا كه دراين روزها صحبتی از پيشرفت ها و سازندگی نبوده و هرچه بوده صحبت از بيكاری و گرانی و اعتراضات و شورش های كارگری است!) خللی ايجاد كنند، بايد بدانند نه تنها دراين راستا موفق نخواهند شد بلكه فقدان هوشمندی، توانايی و تعهد خود را ثابت مي*كنند.

    ملت ايران در مسير پرافتخاری كه انتخاب كرده استوار و مستحكم است و بازيهای سياسی و جناحی تاثيری در ادامه اين راه نخواهد داشت.



    رهبر جمهوری اسلامی نيز در ديدار با اعضای دولت گفت:

    عشق ورزی و محبت واقعی به مردم و رفتار همراه با لطف و محبت با آنان ( بعنوان نمونه مراجعه كنيد به اخبار مربوط به سركوب اعتراضات كارگری در روزهای گذشته ) از وظايف اصلی مسئولان نظام اسلامی است.

    مردم همواره نقاط خاصی از عملكرد دولت*‏ها و مسئولان همچون كفايت، قدرت دفاع از هويت ملی و امانت داری در ارتباط با مردم را مورد قضاوت قرار مي*دهند كه اين مساله بايد به عنوان يك ملاك و عبرت مورد نظر دولت*‏ها و مسئولان باشد زيرا همان قضاوتها در مورد آنان نيز تكرار خواهد شد.

    در هفته*‏های اخير مساله گرانی و افزايش قيمت*‏ها به مردم به ويژه قشرهای كم درآمد فشار زيادی وارد كرده است كه دولت و مسئولان اقتصادی بايد ضمن بررسی علل اين مساله، در جهت برطرف كردن آنها تلاش كنند.






  3. #28
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    مصاحبه سردار محسن رشيد
    منتظر شكسته شدن سكوت
    ميرحسين موسوی هستيم




    سردار محسن رشيد، معاون تحقيقات بنياد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس در يك مصاحبه مطبوعاتی، نظراتی متفاوت با نظرات سرداران جنگ طلب ديگر سپاه مطرح كرده و در مصاحبه كوتاهی پيرامون نامه آيت الله خمينی برای خاتمه جنگ با عراق گفت:



    اصرار وجود دارد كه نشان داده شود وضعيت كنونی ما در عرصه*ی بين الملل بحرانی است، اما به نظر من چنين نيست. ما الان تنها يك نزاع ديپلماتيك داريم و اين بحران محسوب نمی شود. يعنی وارد وضعيت با ثبات در عرصه*ی بين الملل شده*ايم و در اين عرصه شفاف سازی مسايل جنگ قابل توجه است.

    برخی مسايل مربوط به جنگ پيش از اين مطرح نمی شد، چون پتانسيل دفاعی كشورمان را به چالش می كشيد و اين بحران ساز بود، اما امروز اين چالش وجود ندارد. به علاوه اين كه می تواند منشاء يك حركت اصلاحی هم باشد.

    ما در جنگ توانستيم قدرت خود را به رخ نظام بين الملل بكشيم و اين عامل بازدارنده ای برای جلوگيری از تعرض به ايران شده است. ازسويی در دوره*ی جنگ ما نوع جديدی از مديريت بحران را تجربه كرده ايم كه بسيار مفيد و سودمند است.

    ربرخی معتقدند كه ممكن است شفاف سازی برخی مسايل جنگ در انتخابات خبرگان تاثير منفی بگذارد، كه به نظر من اين چنين نخواهد بود.

    مباحثی كه امروز مطرح می شود در سطح نخبگان سه انديشه در حوزه جنگ است. يك سر شاخه*ی انديشه آقای هاشمی رفسنجانی است كه با اقدام اخير اين انديشه ابراز شده است. سر شاخه*ی ديگر انديشه آقای محسن رضايی است كه آن هم جسته و گريخته ابراز شده است، اما سرشاخه*ی سوم مهندس مير حسين موسوی است كه تاكنون سكوت كرده است.

    ما در سال های آخر دولت آقای هاشمی ديداری خصوصی با مهندس موسوی داشتيم كه در آنجا ضمن تاكيد برادامه سكوت تنها به ذكر چند نكته جنگ، آن هم به صورت خصوصی پرداخت كه شايد روزی صلاح بدانند و آن را بيان كنند.







  4. #29
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    متن بيانيه اعتراضی دانشجويان متحصن: جايی برای زندگی!؟


    http://www.hastiandish.net/node/2200

    مدتها ست به اين می ا نديشم بهترين سالهای جوانيمان را به دور از خانه کجا گذرانديم ؟خوابگاه ! واژه ای که چه بجاست . تجربه چنده ساله مان اثبات کرده است، خوابگاه جز برای خواب نيست ،آن هم نه خوابی آسوده...

    درخواستها والتماس هايمان هر ترم وهر ترم تکرار می شود:خواهش می کنيم ،نفر جديد نفرستيد ، خواهش می کنيم . نه فضايی برای سکونت است ، نه هوايی برای تنفس ونه اعصابی برای رويارويى با جمعيت کثير اتاقها...سوئيتها با فضاهايی استاندارد برای چهار نفر ،هر سال جور اضافه پذيرش دانشجويان جديد را می کشد و مسئولان با نگاهی تنگ نظرانه تن و جسم وروح دانشجو را در قالب تختها می ريزند، تختها را کنار هم می چينند ،به اين اميد که هر کسی سقفی بالای سر خود دارد ،سقفی از جنس ازدحام وکدورت نه امنيت و آسايش ،فضايی از دلهره وبرخورد تن ها ونه اتاقی برای تحصيل وزندگی و مسئولان چه خبره اند در گنجاندن فرهنگها ،تضادها و گويشها در دخمه های کوچک بی روزن . مديريت در همين است و حق دانشجوی جديدالورود به قول مسئولی خردمند ، چادری در وسط حياط و يا اتاقی ده نفره وتجربه کف خوابی ...

    بگذريم ،گرد هم نيامده ايم که در عصر اطلاعات ودر قرن 21 از حق استفاده از اينترنت وتعداد رايانه ها در خوابگاه صحبت کنيم يا از نبود اپراتور وپاسخگويی ناقص نگهبانان -البته از سر لطف - به تلفنهای ما ، از غذايی که می گويند شام شبمان است و جای آن در سطل زباله می باشد و از پمپهای هميشه سوخته آب که گاه و بی گاه غافلگيرمان می کند ، از اتاق مطالعه ای که هر ده نفرمان می توانيم دور يک صندلی ، بازی کودکی مان را جهت تصاحب صندلی خالی مرور کنيم واز ميز وصندلی برای مطالعه وفضايی آرام در اتاق که بگذريم ... رويايی بلند پروازانه است ...

    اما چه ناشکريم ، چرا چشمهايمان را نمی گشاييم که همت عالی مسئولانمان را در ساخت پروژه های عظيم سالن ورزشی وسوله چند منظوره !!!ببينيم. سالن ورزشی و سوله ای که جز موزيک ناهمگون و ناملايم و گردوغبار نازدودنی بر روح وجسممان ارمغان ديگری نداشت و از فشار روحی و جسمی بر دانشجويانی که شبهای امتحان گوشه و کنار خوابگاه را جهت اندکی نور وفضا برای مطالعه می کاويدند ،نکاهيد .
    وعده،وعده، وعده... !

    آيا سرانجام رويای سالن مطالعه ای مناسب به دور از ازدحام و تهويه ای نامطبوع به واقعيت خواهد پيوست ؟ قولها و نويدها بسيارند ، هر چند امسال از بدو ورود به خوابگاه جای خود را به تهديدها و برخوردهای ناشکيبای مسئولان داده اند که در قبال کوچکترين اعتراضی مدبرانه می گويند :"ناراضيان می توانند خوابگاه راترک نماييد".

    چه قدر فراموش کاريم ...سرنوشت مرضيه کاشانی عبرتی نبود ؟

    با ما مهربان تر باشيد.

    دانشجويان خوابگاه شهيد سلامت
    مهر ماه 85




  5. #30
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    روابط عمومى و ارتباطات دادگسترى استان خوزستان از اجراى حكم اعدام قريب*الوقوع دو نفر از اعضاى باند سارق مسلح احشام در اهواز خبر داد.
    به گزارش خبرنگار خبرگزارى فارس در خرمشهر بر طبق گزارش اين روابط عمومى 12 نفر كه با تشكيل باندهايى اقدام به سرقت مسلحانه همراه با تيراندازى به احشام و اموال مردم در اطراف شهرهاى اهواز،*رامهرمز،*شوشتر و اميديه مي*نمودند با تلاش ماموران معاونت اطلاعات نيروى انتظامى استان خوزستان و هدايت دستگاه قضايى در چندين نقطه دستگير و تحويل مقامات قضايى شدند.
    پرونده اين سارقان مسلح در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى اهواز بررسى و 3 تن از آنان بنام*هاى عباس الف معروف به زعبيل 33، حميد خ 45 ساله و على س معروف به كعبى 37 ساله به اعدام محكوم شدند كه حكم اعدام در مورد عباس الف اجرا و در مورد حميد و على نيز بزودى حكم اعدام به مرحله اجرا در خواهد آمد.
    محكومين به اعدام همچنين حكم اعدام در مورد حميد و على در ملاء عام اجرا خواهد شد.
    اين گزارش مى افزايد: متهمان ديگر پرونده بنام*هاى رحيم ع معروف به عسگرا و روبجاوى محكوم به قطع دست راست و پاى چپ و ده سال حبس و صباح م به قطع دست راست و پاى چپ و 10 سال حبس محكوم كه قرار است حكم قطع دست و پاى آنان نيز بزودى اجرا شود.
    دادگاه انقلاب اسلامى اهواز حنش ع معروف به خرجي، صالح شف كريم ش معروف به بدر نعامي، مزروق الف 43 ساله، محمد ش 43 سال، جليل خ معروف به جنادله 27 ساله و صادق ل را نيز به ده سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محكوم كرد.




  6. #31
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    حتی در مجلس
    خالی بندی های رئيس جمهور
    در سفرهای استانی، تقش درآمده




    قدرت الله عليخانی نماينده مردم بوئين زهرا و آوج قزوين زير فشار تظاهرات و اعتراض های كارگری در قزوين در مجلس زبان گشود و گفت:

    كارگران برخی واحدهای توليدی ماههاست حقوق نگرفته*اند و به جای حل مشكل، برخوردهای قهر آميز با آنها می شود.

    استان قزوين منطقه ايست كه حدود 30 واحد توليدی آن با چنين مشكلی دست به گريبانند.
    رئيس جمهور در سفر استانی خود به قزوين به مردم گفت كه يك ماهه اين مشكلات را حل ميكند. برخی مصوبات استانی هيئت دولت كه در زمان سفر اميدهای فراوانی در مردم ايجاد كرده بود به خاطر عدم اجرا، باعث بي*اعتمادی مردم به همه مسئولان كشور و حتی نمايندگان مجلس شده است.

    رئيس جمهور در سفر به قزوين به مردم قول داد كه 100 روستا گاز رسانی خواهد شد. حتی به يك روستا گاز رسانده نشد.

    مسئولان عالی رتبه دولت( از جمله سخنگوی دولت) اعلام كرده اند تاكنون وعده*های دولت در حد 85 يا 100 درصد عملی شده است. لطفا ليستی از پروژه*های عمرانی و اقتصادی كه قبلاً در بودجه استانی وجود نداشته و به بركت سفر استانی تصويب شده به همراه ميزان پيشرفت پروژه در اختيار مردم و نمايندگان آنها بگذارند.

    گرانی و تورم نيز از موضوعاتی است كه تحمل آن برای مردم با توجه به افزايش بي*سابقه قيمت نفت به هيچ وجه قابل قبول نيست و متاسفانه برخی مسئولان دولتی نيز گويا هيچ رسالتی برای خويش قائل نيستند جز آنكه با تكذيب گرانی ها و يا ارائه توجيهات به زخم مردم نمك بپاشند.






  7. #32
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    درهفته*هاى اخير مسائل مطرح شده درباره ممانعت از ادامه تحصيل برخى فعالان دانشجويى پذيرفته شده در آزمون كارشناسى ارشد، اذهان را به سمت اين پرسش مي*برد كه طبق قانون چه ملاك*هايى غير از احراز رتبه علمى مناسب براى پذيرش در دانشگاه وجود دارد و آيا دانشجويانى كه سابقه* فعاليت*هاى سياسى و انتقادى در دانشگاه را داشته*اند را مي*توان از حق ادامه تحصيل محروم كرد؟

    به گزارش خبرنگار سياسى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، در حالى اعضاى دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) از درج ستاره مقابل اسامى برخى فعالان دانشجويى پذيرفته شده در آزمون ارشد خبر دادند، وزير علوم در اولين واكنش آن را ,كذب محض, دانست و ديگر مسوولان وزارت علوم نيز با توضيح بيشتر اين مسأله را يك "روال طبيعى" خواندند و درج يك و دو ستاره را به علت "نقص پرونده" عنوان و اعلام كردند كه "تمامى دانشجويان يك الى دو ستاره ثبت*نام شده*اند و سه ستاره*اى هم وجود ندارد."

    اما على نيكونسبتي،* عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) در يك نشست خبرى از "حنانه عزيزى"، "سيامك كريمى"، "ياشار قاجار"، "زهرا جاني*پور" و "محسن فاتحى" به عنوان كسانى نام برد كه "علي*رغم رتبه* برتر در آزمون كارشناسى ارشد، فاقد صلاحيت ادامه* تحصيل شناخته شده*اند."

    همچنين نامه تجديدنظرخواهى به امضاى دكتر مرتضى نوربخش رييس دبيرخانه هيات مركزى گزينش استاد و دانشجو براى اين دانشجويان كه با وجود رتبه* بالا و قبولى در آزمون علمي، قبولي*شان از سوى سازمان اعلام نشده، ارسال شده است كه از سوى اعضاى تحكيم علامه در اختيار ايسنا قرارگرفت.

    در اين نامه آمده است: ,با سلام به اطلاع مي*رساند پرونده شما در آزمون سال جارى مورد بررسى قرار گرفت و متأسفانه با توجه به ضوابط گزينش دانشجو، مصوب شوراى عالى انقلاب فرهنگى پذيرفته نشديد. لذا چنانچه به رأى صادره از سوى اين دبيرخانه معترض مي*باشيد، خواهشمند است دلايل تجديد نظرخواهى خود را به همراه پاسخ به سوالات ذيل حداكثر ظرف يك ماه از تاريخ دريافت نامه جهت انجام اقدامات بعدى به اين دبيرخانه ارسال داريد، ضمنا نتايج بررسى مجدد به آدرس شما ارسال خواهد شد. لازم به يادآورى است كه ضوابط مذكور در ظهر اين نامه قيد شده است.,

    نوربخش درباره اعلام پنج اسم از سوى اعضاى دفتر تحكيم وحدت طيف علامه به عنوان كسانى كه با رتبه خوب، قبولي*شان در آزمون كارشناسى ارشد اعلام شده است، توضيح مي*دهد: ,آنچه كه از سوى سازمان سنجش به عنوان پذيرفته شده در آزمون كارشناسى ارشد سال 85 به هيات مركزى اعلام مي*شود مورد بررسى قرار مي*گيرد. قبولى اين پنج نفر از سوى سازمان سنجش اعلام نشده است و اسامى آنها به گزينش نرسيده است. با اين وجود اگر چنانچه مواردى باشند كه مشكلات امنيتى داشته باشند، وظيفه هيات مي*دانم كه در حل آن كمك كند تا مشكل آن دانشجويان حل شود.,

    رييس دبيرخانه* هيات مركزى گزينش استاد و دانشجو به ايسنا مي*گويد: ,تمام دانشجويان يك و دو ستاره بر اساس دستور وزير محترم و اعلام سازمان سنجش به دانشگاه*ها ثبت نام شده*اند و سه ستاره*اى هم نداريم.,

    وى همچنين متنى را در اختيار ايسنا گذاشت كه به گفته وى تعهدنامه*اى است كه از دانشجويان دو ستاره گرفته شده است. در اين تعهدنامه آمده است:

    ,اينجانب ... فرزند ... داراى شماره شناسنامه* ... صادره از ... متولد ...

    با آگاهى از اينكه از سوى هيات مركزى گزينش دانشجو به طور مشروط به دانشگاه راه يافته*ام و متعهد مي*شوم كه كليه* موازين اعتقادي، اخلاقى و سياسى را در چارچوب قوانين و مقررات جارى به ويژه مقررات انضباطى دانشگاه رعايت نموده و در صورت بروز هر گونه حركتى خلاف مفاد اين تعهد مسوولين ذيربط مجاز خواهند بود پذيرش اينجانب را لغو و از ادامه* تحصيلم جلوگيرى نمايند. بديهى است در صورت اخير خود را متعهد به بازپرداخت هزينه*هاى مربوط به تحصيل مي*دانم.,

    رييس دبيرخانه هيات مركزى گزينش استاد و دانشجو با بيان اينكه "هيات مركزى گزينش، واحدى از وزارت علوم است، نه وزارت اطلاعات" مي*گويد: ,اگر دانشجويى در دانشگاه مشكل سياسى داشته باشد بايد در جاى ديگر بررسى *شود. پرونده*هاى اخير هم به هيچ عنوان سياسى نبوده است، تنها از ميان 27 هزار پذيرفته شده* كارشناسى ارشد 54 نفر نقص پرونده داشته*اند كه با علامت دو ستاره مشخص شده بود. كسانى هم كه از آنها تعهد گرفتيم، آنهايى بودند كه در دوره كارشناسى مشكلاتى داشته*اند ولى اين مشكلات اصلا سياسى نبوده است.,

    نوربخش مرجع اصلى تحقيق و استعلام را براى داوطلبان كارشناسى ارشد تنها "كميته*هاى انضباطى دانشگاه*ها" عنوان مي*كند و مي*افزايد: ,ما سياسى كار نمي*كنيم و آنچه هر ساله به آن عمل مي*كنيم، وظيفه*اى است كه براساس مصوبات شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مجلس شوراى اسلامى بوده و از آن عدول نكرده*ايم. حتى اگر بفهميم دانشجو مشكلى در وزارت اطلاعات دارد، خودمان در كنار او براى حل مشكلش تلاش مي*كنيم.,


    اما اين مساله تا جايى ادامه پيدا كرد كه در آيين گشايش سال تحصيلى جديد دانشگاهها وزير علوم با پرسش خبرنگاران در اين باره مواجه مي*شود و مي*گويد: ,از نظر وزارت علوم كليه پذيرفته*شدگان دانشجو هستند و هيچ ممنوعيتى براى ثبت*نام آنها وجود ندارد و نبايد نگران جوسازيهاى سياسى در اين باره بود.,

    محمدمهدى زاهدى با تكذيب اظهاراتى كه درباره ممانعت از تحصيل برخى فعالان دانشجويى در مقطع كارشناسى ارشد مطرح مي*شود، آن را "شايعات برخى مطبوعات" دانست كه "متاسفانه مسائل سياسى را در اولويت قرار مي*دهند و اخلاقيات را درانعكاس اخبار لحاظ نمي*كنند."

    وزير علوم همچنين به خبرنگار ايسنا مي*گويد: ,كسى كه اسمش اعلام نشده، حتما مسائل خاص و يا تخلفات ويژه*اى داشته است كه مراجع ذيربط آن را گزارش كرده*اند. آنچه كه برخى روزنامه*ها نوشته بودند اين بود كه از بعضى دانشجويان تعهد گرفته مي*شود. ما به دانشگاه*ها گفتيم نيازى به اخذ تعهد نيست. تعهد هم به اين معنا نبوده كه خداى ناكرده با آنها برخورد انضباطى شود، بلكه تذكر و هشدارى بوده كه در محيط دانشگاه به گونه*اى عمل نشود كه خلاف حفاظت و صيانت از اخلاقيات باشد.,

    موضوع دانشجويان ستاره*دار به مجلس هم كشيده شد، بطورى كه پس از سخنان وزير علوم، شهريار مشيري، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با تاييد اينكه دانشجويان به اصطلاح ,ستاره*دار, در مقطع كارشناسى ارشد مدارك خود را به همراه مستندات كامل به وى ارائه داده*اند، به سخنان وزير علوم واكنش نشان داد و گفت: ,قبول شدگان كارشناسى ارشدى هم داشته*ايم كه اصلا اسم آنها در ليست قبولي*ها نبوده است، يعنى از اول اسم آنها را در ليست سياه آورده*اند و سازمان سنجش اصلا اعلام قبولى نكرده است. ولى چون مثلا چهل روز به دليل فعاليت*هاى دانشجويى در بازداشتگاه اوين بوده است، اينها را جزو قبولي*ها اعلام نكرده*اند.,

    او با انتقاد از اعلام رسمى وزير علوم مبني*بر كتمان اين قضيه، مي*افزايد: ,بنده مدارك و مستندات لازم را در اختيار دارم و به مسوولان نيز تذكر داده*ام، اگر اين دانشجويان تا شنبه و يكشنبه ثبت*نام نشوند، اسامى آنها و كپى نامه*هايى كه گزينش سازمان سنجش به اينها داده و اعلام كرده كه شما به اين علت ثبت*نام نشده*ايد را در صحن علنى مجلس توزيع خواهم كرد.,

    اقدامات مجلس و كميسيون آموزش و تحقيقات تا جايى پيش رفت كه معاونان وزيرعلوم براى توضيح به مجلس در كميسيون آموزش و تحقيقات حاضر شوند و قول مساعد دهند كه همه* دانشجويانى كه كنار اسم آنها ستاره وجود دارد ثبت*نام شوند.

    با اين وجود، يك عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) در واكنش به اظهارات برخى مسوولان كه آنها را "متناقض" مي*دانست، *گفت: ,براى اثبات وجود دانشجويان دو ستاره*اى كه بدون هيچ*گونه حكم از كميته*هاى انضباطى يا دادگاههاى ذي*صلاح تعهد داده*اند، اسناد جديدى را منتشر خواهيم كرد. اسنادى كه در روزهاى گذشته از سوى تحكيم منتشر شد كارنامه*هاى اين چند نفر بود كه روى سايت سازمان سنجش قابل مشاهده است و در آن آمده كه اين دانشجويان فاقد صلاحيت عمومى ادامه تحصيل هستند و به دلايلى غير از مسائل علمى اسامي*شان به عنوان قبولى از سوى سازمان سنجش اعلام نشده است.,

    وى مي*افزايد: ,ما 9 اسم را اعلام كرده*ايم اكنون هم حاضريم 50 نفر از اسامى دانشجويان پذيرفته*شده در آزمون كارشناسى ارشد را اعلام كنيم كه به صورت مشروط ثبت*نام شده*اند در حالى كه بسيارى از آنها حكمى از كميته انضباطى و دادگاهها ندارند.,

    محمد هاشمي، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) نيز مي*گويد: ,در حالى كه مسوول گزينش ادعا مي*كرد تعهدها سياسى نبوده، بسيارى از دانشجويان يك ستاره و دو ستاره* با تعهد اجبارى سر كلاس*ها رفتند كه عملا آن*ها را از فعاليت سياسى منع مي*كند.,

    قوانين مربوط به گزينش دانشجو از مصوباتى است كه در سالهاى اوليه تشكيل شوراى عالى انقلاب فرهنگى به آموزش عالى ابلاغ شده است.

    در آيين‏نامه گزينش اخلاقى داوطلبان ورود به دانشگاهها مصوب هشتمين جلسه مورخ 16/11/1363 شوراى عالى انقلاب فرهنگى تصريح كرد داوطلباني* حق* ورود به* دانشگاه*ها را دارند كه* علاوه* بر قبولي* در امتحانات* كنكور,تدين* به* دين* اسلام* يا يكي* ديگر از اديان* آسماني*,، ,عدم* مبارزه* با نظام* جمهوري* اسلامي* ايران* اعم* از سياسى يا نظامي*, و ,عدم* اشتهار به* فساد اخلاقي* و بي*بند و باري*(فحشاء و تهتك*), در مورد آنان* احراز شده* باشد. ضمن اينكه در اين موارد ملاك*، حال* فعلي* داوطلب* است*، و در صورتي* كه* در گذشته* به* فساد اخلاقى يا مبارزه اشتهار داشته* باشد، پذيرش* وي* مشروط* به* احراز توبه* وي* است.

    در اين آيين *نامه آمده است كه نحوه* گزينش علاوه بر كسب نمره قبولى در سوالات* عقيدتي*، سياسي* و اخلاقي* كنكور استعلام كتبى از نهادهايي* چون* وزارت* آموزش* و پرورش*، دادستاني* عمومي*، دادسراي* انقلاب* و وزارت* اطلاعات در مورد سوابق* سياسي* و اخلاقي* داوطلبان است* و هر گاه* مراكز پنجگانه* فوق* در مورد داوطلبي* گزارش* منفي* ارائه* ندادند ورود داوطلب* مزبور به* دانشگاه* بلامانع* است* مگر اينكه* گزارش* منفي* مستندي* از منبع* موثق* ديگر درباره* وي* واصل* شده* باشد.

    علاوه بر اين داوطلباني* كه* داراي* حداقل* يك* گزارش* منفي* باشند (خواه* از مراكز پنجگانه* فوق* يا از منبع* موثق* ديگر) پرونده* ايشان* بايد همراه* با مدارك* موجود به* هيأت* مركزي* گزينش* فرستاده* شود. حكم* نهايي* در مورد ورود يا ممانعت* از ورود چنين* داوطلباني* به* دانشگاه* بايد پس* از بررسي* هيأت* مركزي* گزينش* توسط* قاضي* هيأت* صادر شود.

    در آيين*نامه گزينش داوطلبان* دوره*هاي* كارشناسي* ارشد دانشگاه*ها مصوب 20/12/1364 شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز ,اعتقاد به* اسلام* يا يكي* از اديان* آسماني* ديگر,، ,احراز عدم* ضديت* با نظام* جمهوري* اسلامي* ايران,*، ,عدم* احراز فساد اخلاقي*, و , نداشتن* سابقه* عضويت* در ساواك* و فراما سونري* و اعقاب* آن, جزء شرايط گزينش آمده است.

    شوراى عالى انقلاب فرهنگى درباره نحوه تعيين تكليف داوطلبان آزمون ورودى دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالى كه در آزمون علمى پذيرفته شده ولى به دلايل اخلاقى و سياسى از طرف وزارت اطلاعات ناصالح تشخيص گرديده‏اند،




  8. #33
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    در واکنش به انتشار نامه محرمانه آيت الله خميني، همسر سخنگوی دولت خواهان گرفتن همه اسناد طبقه بندی شده از رفسنجانی شد
    خانم فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت در واکنش به انتشار نامه محرمانه آيت ا لله خمينی توسط دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سايت انصار حزب الله نوشت انتشار نامه گوشه ای از مافيای قدرت و ثروت را نمايان ساخت. آيت الله خمينی در اين نامه ازقول فرمانده سپاه پاسداران وقت نوشت حکومت برای ادامه جنگ با عراق به سلاح های ليزری و اتمی نياز دارد. انتشار نامه در رسانه های ايران بيدرنگ ممنوع شد. خانم رجبی از مسئولان جمهوری اسلامی خواست هرچه پرونده محرمانه در دست هاشمی رفسنجانی است بيدرنگ از او بگيرند. يک سايت خبری اصولگرا نوشت اين نامه پيش از اين توسط آيت الله منتظری منتشر شده بود. شماری از ناظران می گويند روش جمهوری اسلامی در زمينه انتشار اسناد و مدارک همواره پرده پوشی و استتار کامل بوده است آنچنانکه هنوز حتی اسناد ساواک را منتشر نکرده است




  9. #34
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    شيما شهرابي*: ,سازمان* معلمان* با نگاه* خاص* آقاي* فرشيدي*، وزير آموزش* و پرورش* به* مقوله* آموزش*وپرورش* مخالف* است*، معلمان* نسبت* به* دخالت* دادن* نيروهاي* خارج* از آموزش* و پرورش* اعتراض* دارند.,
    اينها را داوري* مسوول* كميته* اطلاع* رساني* سازمان* معلمان* ايران* در گفت*وگو با ,اعتماد, مي*گويد. وي* مي*گويد: آقاي* فرشيدي*، علي*رغم* اينكه* در جلسه* دفاعيه* در مجلس* شوراي* اسلامي* وعده*هاي* متعددي* داد هيچ* كدام* تحقق* پيدا نكرد. داوري* به* وضعيت* صندوق* ذخيره* فرهنگيان*، مسكن* فرهنگيان*، دو برابر شدن* قدرت* خريد معلمان*، پرداخت* دو ماه* پاداش* در سال* اشاره* مي*كند و مي*گويد اينها وعده*هاي* عملي* نشده*آقاي* وزير است*. مسوول* كميته* اطلاع*رساني* و آموزش* سازمان* معلمان* ايران* مي*گويد: عدم* معرفي* مشاور وزير در امور تشكل*ها كه* در دوره* آقاي* حاجي* بود و در دوره* وزارت* فرشيدي* حذف* شده*، كار سازمان* معلمان* را بسيار دشوار كرده* است*.
    وي* با اشاره* به* اين* موضوع* كه* معلمان* نسبت* به* كارهاي* اخير وزير اعتراض* دارند، مي*گويد: وزير آموزش* و پرورش* ايده*هاي* خاصي* در زمينه* آموزش* و پرورش* دارند. وي* به* قراردادي* كه* اخيرا آموزش*وپرورش* با حوزه* علميه* بسته* اشاره* مي*كند و مي*گويد: از اين* پس* قرار است* حوزه* علميه* قم* در تنظيم* و تاليف* كتب* درسي* تعامل* قوي*تري* با آموزش*وپرورش* داشته* باشد. داوري* به* طرح* سفيران* نور در مدارس* اشاره* مي*كند و مي*گويد: طبق* اين* طرح* قرار است* هر مدرسه* يك* روحاني* داشته* باشد كه* احكام* و مسائل* ديني* بچه*ها را حل* كند و به* آنها آموزش* دهد. رييس* كميته* اطلاع*رساني* سازمان* معلمان* ايران* احياي* امور پرورشي* در مدارس* را اقدامي* غيركارشناسانه* مي*داند و مي*گويد: ما با تلفيق* امور پرورشي* بيشتر موافق* بوديم*. البته* در زمان* آقاي* حاجي* هم* كه* تلفيقي* بود معلمان* انتقاداتي* داشتند ولي* طرح* جديد از نظر معلم*ها غيركارشناسانه* است* و انتقادات* شديدي* دارند. داوري* به* عدم* پيگيري* تغييرات* در نظام* پرداخت* هماهنگ* حقوق* فرهنگيان*، عدم* رفع* نواقا ارتقاي* شغلي* معلمان*، مازاد ساماندهي* تعاوني*هاي* مسكن* و مصرف* اشاره* مي*كند و مي*گويد: معلم*ها به* عملكرد وزير آموزش* و پرورش* اعتراض* دارند. آنها معتقدند وزير وعده*ه
    ايش* را عملي* نكرده* است*. رييس* كميته* اطلاع*رساني* در معرفي* سازمان* معلمان* ايران* مي*گويد: اين* سازمان* در سال* 1377 توسط* عده*يي* از معلمان* تاسيس* شد و با كسب* مجوز از ماده* 10 كميسيون* احزاب* وزارت* كشور به* نام* سازمان* معلمان* تهران* به* ؤبت* رسيد ولي* تقاضاي* معلمان* سراسر كشور براي* عضويت* در اين* سازمان* باعث* شد نام* اين* سازمان* به* سازمان* معلمان* ايران* تغيير كند. داوري* به* ,اعتماد, مي*گويد: كار سازمان* نقد و بررسي* عملكرد آموزش* و پرورش* و پيگيري* مطالبات* فرهنگيان* در زمينه*هاي* مختلف* است*. داوري* مي*گويد: معلمان* سراسر كشور طي* بيانيه*يي* كه* از طرف* كانون* صنفي* معلمان* اعلام* شده* در ادارات* و سازمان*هاي* آموزش* و پرورش* اعتراض* خود را به* اطلاع* وزارتخانه* مي*رسانند. عضو شوراي* مركزي* سازمان* معلمان* ايران* حمايت* سازمان* را از اين* بيانيه* اعلام* مي*دارد.




  10. #35
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    خبرنامه اميرکبير: به دستور دکتر رهايی و پيگيری رحيمی خبری از روابط عمومی دانشگاه منتشر شده که با آموزشی خوانده شدن اخراج محسن سهرابى از فعالين جنبش دانشجويی پلی تکنيک تهران، تلاش شده است تا نيت اصلی مديريت دانشگاه از اخراج اين دانشجو از نگاه تيزبين افکار عمومی و رسانه ها دور نگه دارد.

    ارگان بيکار، اخبار جهت دار
    روابط عمومى دانشگاه صنعتی اميرکبير که در گذشته به دليل توانايی مديريت دانشگاه در جذب پروژه های ملی و حمايت از طرحهای علمي، نهادی اطلاع رسان در زمينه ارائه دستاوردهای علمی و تحقيقاتی پلی تکنيک بوده است، اين روزها به دليل ناتوانی مديريت دانشگاه در تحقق اهداف علمی و پژوهشی دانشگاه، اخبار چندانی برای ارائه به رسانه های کشور ندارد.

    از سوی ديگر نگاه تماميت خواه رياست دانشگاه (دکتر رهايی) به روابط عمومی منجر به تبديل اين مجموعه به ارگان تبليغاتی آن مديريت شده است. بر اين اساس آنچه اين روزها به عنوان اخبار دانشگاه از سوی روابط عمومی منتشر می شود؛ نه تنها اخبار واقعی دانشگاه نمی باشد، بلکه روابط عمومی وسيله ای برای کنترل اخبار دانشگاه و انحراف اذهان عمومی خارج از دانشگاه نسبت به اتفاقات و حوادث درون دانشگاه صنعتی اميرکبير شده است.

    مداخله دفتر رياست دانشگاه در تنظيم اخبار
    لازم به ذکر است که رحيمی از مسئولان دفتر رياست دانشگاه، اين روزها با ديکته کردن اخبار مجعول، انحرافی و بعضا کذب به روابط عمومی دانشگاه در تلاش است تا وقايع و اتفاقات اين روزهای دانشگاه را با شانتاژهای تبليغاتی روابط عمومي، منحرف نموده و توجه افکار عمومی و ارباب جرايد را از تخلفات ناشی از عملکردهای يکسويه مديريت بکاهد.

    اخراج سياسي، نه آموزشی
    گفتنی است که در مورد خبر اخراج دانشجوی دانشگاه صنعتی اميرکبير نيز، به دستور دکتر رهايی و پيگيری رحيمی خبری از روابط عمومی دانشگاه منتشر شده که با آموزشی خوانده شدن اخراج محسن سهرابى از فعالين جنبش دانشجويی پلی تکنيک تهران، تلاش شده است تا نيت اصلی مديريت دانشگاه از اخراج اين دانشجو از نگاه تيزبين افکار عمومی و رسانه ها دور نگه دارد.

    اين در حالی است که ماه گذشته محسن سهرابی با دريافت احضاريه ای از معاونت دانشجويی دانشگاه به کميته انضباطی دانشجويان احضار شده بود و پس از مواجهه با تهديد دانشگاه مبنی بر اتمام فعاليتهای سياسی خود حاضر به انشاء اقرار نامه نشد. لازم به ذکر است که وی جزء معدود دانشجويانی بود که با عدم تمکين به احضاريه خود در برابر خواست دانشگاه مبنی بر ايجاد فضای ترس مقاومت زيادی نموده بود.

    انحراف افکار عمومی و شکايت از روزنامه شرق
    سياست مديريت دانشگاه مبنی بر انتشار اخبار انحرافی و بعضا دروغين از سوی روابط عمومی پس از آن اتخاذ شد که در شماره ۸۴۹ روزنامه شرق در تاريخ ۱۲ شهريور خبر ?احضار ۲۵ فعال دانشجويی در دانشگاه اميرکبير? به کميته انضباطی انتشار يافت. پس از آن مديريت دانشگاه نيز در تارخ ۱۴ شهريورماه با ارسال خبری با عنوان ?روال قانونی احکام کميته انضباطی? با نامناسب خواندن وضعيت تحصيلی فعالين دانشجو و متخلف خواندن آنها اقدام به تهمت زنی به دانشجويان نمود و تلاش کرد تا با دادن آدرس غلط به مخاطبان خود، زمينه انحراف افکار عمومی را فراهم نمايد.

    پس از انتشار جوابيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه در روزنامه شرق مبنی بر اعلام تخلفات مديريت دانشگاه صنعتی اميرکبير در برخورد با دانشجويان، اين بار مديريت دانشگاه برای جلوگيری از انتشار اخبار واقعی دانشگاه در رسانه ها درصدد شکايت از روزنامه شرق برآمد که البته به حکم ناصواب هيات نظارت بر مطبوعات، آن شماره آخرين شماره روزنامه شرق بود و شرق ديگر مجالی برای حضور نيافت.

    دانشجويان سهميه ای و بهره مندی از خدمات متنوع آموزشی
    اگر چه ادعای مديريت دانشگاه مبنی بر اخراج آموزشی اين فعال دانشجويی در راستای سياست تبليغاتی رياست دانشگاه به حساب می آيد، دانشجويان بسياری در دانشگاه صنعتی اميرکبير وجود دارند که ورای نتايج کنکور سراسری و با سهميه های متفاوت وارد دانشگاه شده اند. اين افراد که دارای وضعيت آموزشی بسيار نامطلوبی هستند، تنها به خاطر حضور در نهاد شبه نظامی بسيج ، معاونت دفاعی و شهدا و طيف جعلی شيراز انجمن اسلامی امکان حضور مداوم و مستمر را در دانشگاه داشته و بارها با دخالت در فعاليتهای دانشجويان مستقل، مخل استقلال و آزادی دانشگاه و جامعه دانشگاهی پلی تکنيک شده اند.
    گفتنی است اين افراد تاکنون نه تنها مورد برخورد مديريت دانشگاه قرار نگرفته اند، بلکه از انواع خدمات آموزشی دانشگاه از قبيل امکان تغيير رشته و تحصيل توامان در دو رشته نيز برخوردار شده اند.




  11. #36
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    نيويورک تايمز با اشاره به انتشار نامه آيت الله خمينی که در سال 1988 نوشته شده و تصميم به پايان دادن جنگ هشت ساله، می نويسد هدف نامه شايد در ابتدا اين بوده که هاشمی رفسنجانی خواسته از خودش در برابر تندروهای حکومتی دفاع کند که او را به پايان دادن جنگ آن هم در آستانه پيروزی حتمی ايران بر عراق متهم می کنند. اما هدف هرچه بوده ميانه روهای حکومت اسلامی با استناد به آن نامه می گويند ايران بايد به جای ستيز با غرب وارد مذاکره شود. روزنامه می افزايد انتشار نامه نمودار تنش ميان آقای رفسنجانی و نيروهای ميانه رو از يکسو و تندروها به رهبری محمود احمدی نژاد نيز هست. فايننشيال تايمز چاپ لندن نيز در مقاله ای درباره مناسبات ايران و آمريکا نوشت: دو کشور دارند يک فرصت تاريخی برای حل همه جانبه مشکلات را در بالاترين رده رهبری از دست می دهند، چون هيچ کدام به ديگری اعتماد ندارد. خاوير سولانا تلاش دارد شرايط مذاکره روياروی دوطرف را فراهم آورد. آمريکا به همکاری روسيه و چين اعتماد ندارد؛ فرانسه هم دارد خود را از مخالفت با ايران کنار می کشد.




  12. #37
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630

    Iran election candidates register

    Registration of candidates standing for election to Iran's local councils and a key body called the Assembly of Experts is due to start.

    The assembly chooses Iran's supreme leader and can amend the constitution.

    The 15 December polls will determine whether allies of ultra-conservative President Mahmoud Ahmadinejad gain control of these influential bodies.

    Candidates still have to be approved by the watchdog Guardian Council, which inspects their Islamic credentials.

    The main contest for the Assembly of Experts will probably be between supporters of the moderate former President, Hashemi Rafsanjani, and hardline cleric Ayatollah Taqi Mesbah-Yazdi.

    Mr Rafsanjani has yet to confirm his candidacy but he looks likely to stand in order to try to curb the almost complete power of the ultra-conservatives. Ayatollah Mesbah-Yazdi is the ideological inspiration for President Ahmadinejad and is in charge of sending hundreds of Shia clerics abroad to spread Iran's revolutionary brand of Islam.

    He is a shadowy and very powerful figure who does not give interviews to foreign journalists. Reformists accuse him of preaching that violence has a role in Islam.

    Whoever has the most supporters in the Assembly of Experts will be in a position to choose the supreme leader when Ayatollah Khamanei dies or retires.

    The supreme leader is the most powerful man in Iran with unquestioned authority over foreign policy and the future direction of the country.

    But the local elections will also be important in gaining control over the grassroots level and building up local support bases before the next presidential elections in three years time.




  13. #38
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    There is a consensus in the trade, I am pleased to report, that Johnny Apple—R. W. Apple, Jr., of the New York Times—is a lot easier to take now than he once was. Even Apple believes that. When I asked him not long ago about the paragraph in Gay Talese’s 1969 book on the Times, “The Kingdom and the Power,” which presents him as a brash young eager beaver, he said it was, alas, “quite an accurate portrait,” although he doesn’t recall boasting in the newsroom that while covering the war in Vietnam he had personally killed a few Vietcong—the remark that, in Talese’s account, led an older reporter to say, “Women and children, I presume.” In speaking of those early days, Apple said, “I was desperate to prove myself.” You could argue, I suppose, that, in the words of a longtime colleague, “he doesn’t have to argue the case anymore.” In a forty-year career with the newspaper, he has been a political reporter whose stories at times seemed to set the agenda for a Presidential campaign; a war reporter who led the Times coverage in Vietnam for two years in the late sixties, and its coverage of the Gulf War a quarter of a century later; a foreign correspondent who has been in a hundred and nine countries (yes, he keeps a tally); the newspaper’s premier writer of analytical pieces from Washington; and, these days, a wide-ranging writer on culture and travel and, especially, food. Of course, it’s always possible that Apple’s accomplishments are not, in fact, the principal source of his mellowing. There are any number of other theories about what might account for descriptions of the mature Apple that actually employ the word “endearing”—theories that include the possibility that we’ve simply grown used to him. “It’s like having a big old Labrador dog,” Jim Wooten, of ABC, said recently of Apple. “He knocks over the lamp with his tail. He slobbers on everything. But you still love him.”

    It is certainly true that Apple, at sixty-eight, could hardly be described as having shyly withdrawn from the spotlight. In a trade whose flamboyant characters are increasingly in short supply, he is still so widely discussed among reporters that Apple stories constitute a subgenre of the journalistic anecdote. Apple stories often portray R. W. Apple, Jr., checking into a hotel so staggeringly expensive that no other reporter would dare mention it on his expense account, or confidently knocking out a complicated lead story at a political convention as the deadline or the dinner hour approaches, or telling a sommelier that the wine won’t do (even if the sommelier has brought out the most distinguished bottle in that part of Alabama), or pontificating on architecture or history or opera or soccer or horticulture. He still travels grandly and eats prodigiously. In Apple stories that take place in restaurants or hotels or even newsrooms, the verb used to describe his manner of entry is normally “swept in.” Although people often find him charming, he is still capable of reducing a news clerk or a waiter or a campaign travel coördinator to tears now and then—like an ogre past his scariest days who just wants to keep his hand in. All in all, I can imagine that people who meet R. W. Apple, Jr., for the first time in his maturity might assume that some time-travel production of “The Man Who Came to Dinner” had managed to land Sir John Falstaff for the role of Sheridan Whiteside.

    Physically, Apple is more noticeable than ever. He has a round face and a pug nose that give him a rather youthful appearance; a former colleague once said that when Apple flashes his characteristic look of triumph he resembles “a very big four-year-old.” His form reflects the eating habits of someone who has been called Three Lunches Apple, a nickname he likes. Andrew Rosenthal, now the deputy editorial-page editor of the Times, once said that Johnny Apple had the best mind and the worst body in American journalism. Apple famously sees to his early-morning tasks—sending off a flurry of e-mails, perusing his investments, absorbing the newspapers—while encased in one of the brightly striped nightshirts made for him by Harvie & Hudson, of Jermyn Street, the same firm that makes his dress shirts, so that a house guest not yet fully recovered from a late night at the Apple table can be startled by the impression that a particularly festive party tent has somehow found its way indoors.

    Apple’s method of locomotion—which he accomplishes in short, almost dainty steps—has some resemblance to a man carefully steering a large stomach down a narrow path that is being cleared at that very moment by native bearers; it is easily mistaken for a swagger. He speaks with as much authority as he ever did, whether the conversation is on the foreign policy of John Foster Dulles or on which three zinfandels are the zinfandels worth drinking. To characterize the great man’s speaking style, collectors of Apple stories often use the phrase “holding forth,” although he is also, truth be told, someone who takes in just about everything everyone else in the conversation says and files it away in what Morley Safer, of CBS, who has been a friend of Apple’s since they were in Vietnam together, calls “that Palm Pilot of a brain he has.” On the whole, what Apple says while holding forth is considered by his friends worth listening to. The way Ben Bradlee, the former editor of the Washington Post, puts it is “I’d like to hear Apple on almost any subject, reserving the right to tell him he’s full of shit.”



    Although sometimes years have passed between our meetings, I have kept vague tabs on R. W. Apple, Jr., for long enough to consider my observation of him a sketchy version of what social scientists would call a longitudinal study. I first encountered him in the spring of 1956, my junior year in college. I was then the chairman of the Yale Daily News, and Apple walked into my office to introduce himself as the chairman of the Daily Princetonian. It turned out to be a position he didn’t hold long. A couple of months after he began to spend every waking hour at the Prince, he was booted out of Princeton, for the second time. By his standards, I have occasionally acknowledged to him, I failed to throw myself wholeheartedly into the job of running a college newspaper: I graduated.




  14. #39
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Looking back, I realize that Apple differed from most of our contemporaries from places like Princeton and Yale who ended up in the trade, in that he’d always known that he wanted to be a newspaper reporter. In the mid-fifties, a trickle of undergraduate journalists moved resolutely from the Harvard Crimson toward the New York Times, but most people I knew who became reporters in those pre-Watergate days sort of backed in. They couldn’t face law school, or the novel just didn’t pan out, or they happened to be working for a magazine around the time they realized they were incapable of making a career decision.

    Apple had known since he was thirteen, growing up in Akron, Ohio, not simply that he wanted to be a reporter but that he wanted to be a reporter for the New York Times. Having found the Akron Beacon Journal’s coverage of the 1948 Olympics insufficiently detailed, he’d gone to the library to look up results in the Times, and decided on the spot that being paid for going to places that weren’t Akron and writing about them was precisely the life he’d had in mind. Coincidentally, his skills could well have been designed for the Times. Some of his contemporaries who stood out at the paper—Talese, for instance, and David Halberstam and the late J. Anthony Lukas—found newspaper work confining, and left fairly early on to write books. For Apple, newspapering was in no way transitional; the Times news story seemed to be his natural form. “At an early age, he had a strong idea of what he wanted to be—an outsized romantic idea—and he was able to fulfill it,” Tom Brokaw told me. “It isn’t just that he found the right trenchcoat.”

    Perhaps because his dream actually came true, Apple had at the start—and still has—an enthusiasm for journalism and for the Times that is rare among reporters, most of whom like to grouse about their calling and look upon the organization they work for through narrowed eyes, the way they might look upon a press release from the State Department. It’s not that he is shy about expressing his opinion of a Times editor who has done damage to his copy. But, in the words of the novelist Ward Just, a Vietnam pal who finds his friend’s institutional loyalty admirable if somewhat puzzling, “He really is a Times man. He believes in the Times. You can’t separate the two.”

    Apple’s cultural interests also set him apart from most of his contemporaries in the trade. If he’s in a European city for a political story or a Midwestern city searching for superior bratwurst, he is unlikely to leave before visiting a museum or inspecting a notable new building—a custom not followed, I’m in a position to say, by most reporters of his era. He is a student of history. Recalling Apple’s writings in the Times, friends often mention, say, a piece on the Eugene McCarthy campaign which began with a quote from “Henry V” or a piece on Germany after the fall of the Berlin Wall which tossed in an evaluation of Haydn’s place in Middle European music. When Apple was Washington bureau chief and thus required to attend by audio hookup the noon and four-thirty meetings held every day by the top editors in New York, he was known to pass the less scintillating moments of the discussion leafing through auction catalogues relevant to the collection of Arts and Crafts vases he has in his weekend house in Pennsylvania. Apple has a wide range of accomplished friends outside the worlds of journalism and politics, and he is up to carrying on, say, a serious discussion of architecture with James Stewart Polshek or a serious discussion of music with William Bolcom. “Johnny is such a flamboyant personality that people sometimes don’t get the fact that underneath the occasional oratorical overkill there’s a deep, fundamental knowledge,” I was told by Howell Raines, who, when he was Washington bureau chief and again when he was executive editor, would have been Apple’s boss if Apple went in for that sort of thing.

    Apple once told me that his interest in music began in the Lutheran Church, where he heard Bach every Sunday, and some of his interest in art and architecture began while he was at Princeton. (“I didn’t do very well by Princeton’s lights, but I did very well by my lights.”) The writer Jane Kramer, who lived in the same Upper West Side apartment building as Apple in the early sixties, when she was a graduate student and he was working at NBC on the Huntley-Brinkley program, says that he was the only one of her friends in those days whose idea of a good time was dinner at Le Pavillon and whose hobbies included collecting Old Master drawings. A range of interests that includes fine wine and elegant buildings may fit more gracefully on a portly fellow of Apple’s years than it did on a hustling cub reporter. Speaking of Apple’s air of being a cultivated man of the world, Joseph Lelyveld, a contemporary of Apple’s who became the executive editor of the Times, has said, “I used to say that Johnny grew into the person he was pretending to be when we were young. Now I wonder whether he actually was that person then and the rest of us didn’t know enough to realize it.”



    During Apple’s early days on the paper, he was resented by his colleagues for getting plum assignments without going through the seven levels of purgatory then expected of new boys at the Times. To some people in the newsroom, his enthusiasm seemed indistinguishable from buttering up superiors. It didn’t help that Apple’s contemporaries on the paper were under the impression that he was making more money than they were. “Apple bragged he was being paid fifty dollars more than he actually was, which would have made him the highest-salaried reporter in the city room, except for Homer Bigart,” Arthur Gelb, then the deputy metropolitan editor, writes in his forthcoming memoir, “City Room.” (As Apple remembers it, he did get paid more than the others, the Times having matched his salary when he came over from NBC, and word spread through an overheard telephone conversation.) It probably also didn’t help that Apple seemed not to notice the effect that all of this was having on his colleagues. “A cape buffalo is what a cape buffalo is,” Jim Wooten told me, at which point I limited him to two animal images in discussing Apple. “It rambles through the brush. It eats what it wants to eat. It does whatever it wants to do, without knowing how much other animals resent it.”




  15. #40
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Early on, Apple was jumped over more senior reporters to become the Times bureau chief in Albany. “John had developed skills that none of us yet had,” I was told by Sydney Schanberg, who was in the bureau, but “he needed training in socialization issues.” One of the other reporters in the bureau was Doug Robinson, who became the city editor of the Philadelphia Inquirer. Robinson, now retired, would not be thought of as someone who always took a completely respectful view of people he worked for, having got into the habit at one point in his Times career of calling the executive editor a “borderline psychotic” and describing the managing editor, the second-in-command, as “a man who couldn’t find kitty litter in a cat box.” In Albany, Robinson recalls, Johnny Apple was resented partly for an air of superiority that was galling to the other reporters, “particularly when they realized, upon sober reflection, that he was superior. That was the part that was the hardest to take—that he was so damn good.”

    Robinson was the protagonist of what I’m tempted to call the authorized version of the most often told Apple story: Statehouse reporters who hung out at a local bar, having decided that their conversation was overly dominated by complaints about Johnny Apple, agreed that anyone who mentioned Apple’s name would have to put a quarter in a drink fund—an agreement that made cocktail hour more soothing until, as Robinson recalled recently, “I came in, and I said, ‘That son of a bitch! He’s done it again!’ And I pulled out a whole fistful of quarters, laid them on the table, and excoriated Apple for fifteen minutes.”

    Apple stories often come in multiple versions, and a lot of tales that may not be true have attached themselves to him, in the way that a lot of quotes have attached themselves to, say, Dorothy Parker or Yogi Berra. Correcting some of them recently, Apple said that it’s not true that he conspired on his first honeymoon to book a cabin on a ship to Naples next to the cabin of the then publisher, Arthur (Punch) Sulzberger (Apple insists that the booking was coincidental). He says he never owned part of a British football team and never chartered a plane to catch up with a political campaign after oversleeping, although he has chartered some planes in his time. It is not true that he once put in for a fur coat on an expense account from Iceland, or maybe Greenland, and, having had that item rejected, filed expenses for the same total again without mentioning the coat and attached a note saying, “Find it.” (That’s an old chestnut told about any number of foreign correspondents; Apple’s coat was down, was bought in Finland, and was paid for by the Times.) It is not true that in the most recent political convention in Los Angeles he stayed in a suite at the Bel-Air while just about everyone else from the Times was at a charmless commercial hotel; he says that the room he stayed in at the Bel-Air, being decently commodious, may simply have given the impression of being a suite.

    Apple now tells Apple stories on himself. In a speech at the Century Club not long ago, he said that when he arrived at Princeton he decided it might be advantageous to claim a home town with a bit more cachet than Akron (“just till I got my feet on the ground”), and chose one he’d seen mentioned in the golf results as the home of the Winged Foot Golf Club. Unfortunately, he had never heard the name of the place pronounced, and was thus able to set off great hilarity among a group of Eastern-boarding-school graduates—the sort that some Midwestern high-school boys at Princeton then referred to as Tweedy Shitballs—by saying that he was from “Mamma-ronn-nick.”

    He knows Apple stories about his girth and Apple stories about his tendency to hold forth—a state that Tom Brokaw has referred to as being “in full Apple.” He loves the story about a dinner-table conversation early in his experience as a stepfather. His first marriage had broken up in the seventies, in Washington, when he fell in love with Betsey Brown, a charming woman who speaks in the sort of plummy accent heard among Richmond débutantes discussing cocktail napkins but happens to be a Bryn Mawr graduate who reads more newspapers than Apple does. She was also married, and she had two children. (“Within a limited social circle in Washington,” Apple now says, “I think it would be fair to say that it was a brief but fairly vivid scandal.”) A trip to Europe had not completely melted the hearts of the children, John and Catherine Brown, who were unaccustomed to being herded through quite that many cathedrals that intently by someone with that much information at his fingertips and that many reference books in his satchel. Then, at dinner one evening, an American Indian design on Betsey’s dress inspired the assigning of Indian names, until everyone had one but R. W. Apple, Jr. “That’s easy,” John Brown, who was then about nine, finally said. “You’re Sitting Bullshit.” As Catherine tells the story, there was a moment of shocked silence, and then “Johnny gave one of his full-body laughs.” After that, the children felt free to name Apple’s stomach—Eugene, and, eventually, Eugene Maximus.

    In support of the notion that Apple is something like a lovable old Labrador, it should be said that many Apple stories portray him as enormously generous—generous with his hospitality and generous with the telephone numbers of his sources and generous with his good offices at the Times for someone he thinks should work there and generous with his restaurant recommendations (“The only place in Scotland to have Scottish beef is in Linlithgow, and here’s the name of the owner . . .”). The political-campaign reporters who rode one bus or another with him—people like Richard Cohen, of the Washington Post, and Curtis Wilkie, of the Boston Globe, and Jack Germond and Jules Witcover, of the Baltimore Sun—liked to play jokes on him and liked to complain about him, but, as Germond said recently, “Most of us had an affection for John, even when he was at his most bumptious.”

    A Times contemporary of Apple’s has pointed out that the Apple stories that “make you shudder” tend to date back to the sixties. A number of them were collected in “The Boys on the Bus,” Timothy Crouse’s book on the reporters covering the 1972 Presidential campaign—a book that served for years as the standard text on R. W. Apple, Jr. “Read one way, the book is immensely flattering to me,” Apple told me. “Read another way, it basically says I’m an *******.” The book angered Apple—although one Apple-mellowing theory holds that it did him the favor of providing the cape buffalo a glimpse of how some of the other animals might view him.




  16. #41
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    What was flattering to Apple in “The Boys on the Bus” was, by and large, its discussion of his competence as a reporter. A McGovern worker was quoted describing his first glimpse of how the national press operates: “Johnny Apple of the New York Times sat in a corner and everyone peered over his shoulder to find out what he was writing.” Apple’s competitors give him mixed reviews on the 1972 campaign—some of them believe he became too attached to the string of endorsements that Edmund Muskie was accumulating—but virtually all of them say, without being asked, that his campaign coverage four years later was worthy of a Pulitzer, a prize he has never won. David Broder, of the Washington Post, told me that in 1976 Apple “damn near invented the Iowa caucuses” as a serious element of the Presidential campaign—it was Apple who first spotted the potential strength of Jimmy Carter—and after that, as Curtis Wilkie has put it, “he ran rings around everyone.”

    What Crouse referred to as Apple’s “braggadocio, his grandstanding, his mammoth ego” dominated the portrait in “The Boys on the Bus.” An account of Apple’s first meeting with David Halberstam is fairly typical of Crouse’s Apple stories. It describes Apple sauntering over to Halberstam’s desk to inform him, at some length, that at a party the previous evening—a party that included some Sulzberger cousins and a Times vice-president—Halberstam’s name had been mentioned quite favorably. Finally, Crouse wrote, “Halberstam said his first words to Johnny Apple: ‘**** off, kid!’ ”

    Looking back, Halberstam says of Apple’s behavior in those early days, “When it was egregious, which was often, it was never out of malice.” Halberstam believes that young reporters at the Times—most of them edgy and competitive and still not certain that they deserved to be where they seemed to have fetched up—found Apple hard to take partly because of “a fear that he symbolized your own lesser self.” That’s not far from the notion that Apple differed from his contemporaries at the Times not so much in what he was like as in the fact that he let it show—or, in Crouse’s shrewd phrase, that he stuck out “in a business populated largely by shy egomaniacs.” In Halberstam’s view, “It would be interesting to know what went on in Akron to produce this fearful insecurity—the ego, the unfinished quality that made him even worse than the rest of us.”



    Johnny Apple’s father—Raymond Walter Apple, Sr., also known as Johnny—was, the junior Apple finally concluded, a hard case. He was the son of a skilled worker who mixed chemicals for glass. The family name had been Apfel; it was presumably changed around the time of the First World War, when there was a lot of ill feeling toward people with names reminiscent of the Hun. R. W. Apple, Sr., was a football star at Wittenberg University, a small Lutheran school in Ohio, and, as the family story is told, he fell in love with the homecoming queen, Julia Albrecht, whose equally German but considerably more prosperous family owned a lot of grocery stores that were to make the transition into a substantial Akron supermarket chain called Acme.

    According to Johnny, Jr., his father’s dream was to be a football coach, but, the homecoming queen having said that she didn’t want to be married to a football coach, he came into her family’s business—eventually helping to run it, apparently with the zeal of the converted. He tried his best to hide his disappointment that his only son was not an athlete, Johnny, Jr., says, but was less successful at accepting that son’s decision not to go to work for Acme Markets. Nor did R. W. Apple, Sr., have much respect for the trade his son had chosen over running a successful supermarket chain. “He didn’t think it was a legit way to make a living,” Johnny, Jr., says. Apparently, R. W. Apple, Sr., never quite got over the notion that R. W. Apple, Jr., was spending his life in something akin to typing.

    Earlier this year, I had a talk with Apple about his father. We were speaking in a small Gloucestershire cottage that the Apples bought while he was based in London, where he served as the Times bureau chief from 1977 until 1985. Johnny and Betsey Apple had come to rest at the cottage after a trip to the Far East that I had characterized as an attempt to break the world’s single-trip expense-account record, now held by R. W. Apple, Jr. His parents, Apple said, had come to see him while he was London bureau chief, a job he revelled in. Like a lot of Times bureau chiefs over the years, he acquired some English airs and some English clothing. He was enthralled with British politics and some of the multidimensional people in it. He entertained grand people grandly, and he was once quoted as saying that the Times might never transfer him back to the United States, because his bosses at the paper wouldn’t want to pay for transporting all of the wine he had in his cellar.

    “I was proud of being the London bureau chief of the New York Times,” he told me, in discussing his parents’ visit. “It’s not shit. Betsey had made the flat very pretty, and we had some of our most interesting friends to dinner. David and Debbie Owen, among others. I think Margaret Drabble was there. People who had something to say. And I thought, you know, I hope he’s proud of me. I hope he finds it nice that I have this job and that I have interesting friends. We had a round table and David Owen asked me a question about something that was happening in the Middle East, and before I could answer, my father said, ‘How the hell would he know?’ And it went downhill from there.”

    I asked Apple if R. W. Apple, Sr., had ever come to respect what his son had accomplished as a journalist. “When they had their sixtieth-wedding anniversary, I was the m.c.,” he said. “They had the same dinner—lobster Newburg on toast points—that they had in the same place, the Portage Country Club, sixty years before. Many of the same people, because they had stayed put. It was really quite a wonderful evening, and I hope I was modestly funny. And he didn’t say anything to me afterward. But after he died, which was a year or two later, my mother said to me, ‘You know, when we came home from that party at the club, we were taking off our clothes and he said to me, “Well, maybe I’m wrong. Maybe he does amount to something.” ’ I said, ‘Mother!’ And she said, ‘What can I tell you?’ ”




  17. #42
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    جلسه رسيدگى به اتهامات مديران مسوول دو نشريه روانشناسى جامعه و جدول صبح فردا در شعبه 76 دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى صارمى و با حضور اعضاى هيأت منصفه مطبوعات برگزار مي*‏شود.

    به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مديران مسوول اين دو نشريه، فردا با حضور در شعبه مزبور به دفاع از خود مي*‏پردازند.
    پيش از اين عليرضا خوش*‏اندام، مدير مسوول نشريه روانشناسى جامعه در پرونده*‏اى ديگر از سوى شعبه 76 دادگاه كيفرى استان تهران به اتهام اشاعه منكرات و مطالب خلاف عفت عمومى با استناد به شكايت جمعى از ايثارگران جامعه به يك سال حبس كه به مدت سه سال به حالت تعليق درمي*‏آيد، محكوم شده بود كه اين پرونده با تجديدنظرخواهى مديرمسوول اين نشريه جهت رسيدگى به ديوان عالى كشور ارجاع شده است.




  18. #43
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    محسن رضائی مخالفت با صلح و نامه آيت الله خمينی را به رهبر پاس داد
    افشاگری سردار "حسين علائی" از فرماندهان ارشد جنگ با عراق
    علی خامنه ای:
    هنوز می توانيم بجنگيم
    پاسخ خمينی:
    ما در صلح جدی هستيم




    حسين علايی، از فرماندهان ارشد جنگ با عراق در يادداشتی كه آن را سايت بازتاب (وابسته به گروهی از فرماندهان دوران جنگ) منتشر كرد، به نامه آيت الله خمينی پرداخت. او دراين نامه برای نخستين بار فاش ساخت كه رهبر كنونی جمهوری اسلامی در آن مقطع دركنار آن گروهی از نظامی ها و سپاهی ها قرار گرفته بود كه می خواستند جنگ ادامه يابد. سايت بازتاب با انتشار اين نامه، عملا خواست نشان دهد كه تنها محسن رضائی طرفدار ادامه جنگ با عراق نبوده؛ بلكه رهبر كنونی جمهوری اسلامی و رئيس جمهور وقت كه نيز جزو گروه طرفدار ادامه جنگ بوده است. بدين ترتيب، مشخص می شود كه آن توپخانه تبليغاتی كه عليه باز انتشار نامه آيت الله خمينی در دو هفته به كار افتاده از كدام پشتيبانی برخوردار است. همچنان كه مشخص می شود هدف از انتشار آن نامه، نشان دادن روحيه جنگ طلبی رهبر و ادامه آن از پايان جنگ با عراق تا شرايط كنونی است. انتشار نامه آيت الله خمينی، مصاحبه هاشمی رفسنجانی و نامه سردار علائی در سايت بازتاب عملا دو سياست و دو مشی را در راس هرم حاكميت نشان داد كه در برابر هم قرار دارند.

    سردارسپاه "علائی» در نامه خود نوشت:

    «در آن دوران، بحث*های جدّی جنگ با ارائه نظريات گوناگون به امام منتقل مي*شد و واقعيت*های جنگ به درستی و با شجاعت از سوی دولتمردان و نيز فرماندهان جنگ در اختيار حضرت امام و مسئولان سياسی كشور قرار مي*گرفت.

    درجريان پذيرش قطعنامه و نامه امام، رئيس*جمهور وقت، (علی خامنه ای رهبر كنونی جمهوری اسلامي) پس از حضور در جبهه*های جنوب به حضرت امام اعلام كردند كه جبهه*ها پر از نيروی داوطلب مردمی است و بسيجيان و قوای مسلح آماده ادامه نبرد در خاك دشمن هستند و حضرت امام هم در پاسخ ايشان، فرمودند: «ما در صلح جدّی هستيم»...»






  19. #44
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    دليل واقعی انتشار نامه پايان جنگ
    مدافعان حكومت نظامی- جنگی
    غافلگير و برآشفته شده اند




    درميان انواع اظهار نظرهای تائيد آميز و تهديد آميزی كه انتشار نامه آيت الله خمينی توسط هاشمی رفسنجانی مطرح شده، شايد گفته های كوتاه حسين مرعشی سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی كه از نزديكان هاشمی رفسنجانی است، جان كلام در باره انگيزه انتشار اين نامه باشد. اين انگيزه نيست مگر نگرانی از رفتن به سوی جنگی ديگر و سقوط جمهوری اسلامی كه امثال هاشمی رفسنجانی خواه نا خواه با آن نمی تواند موافق باشد. اين كه فرماندهان سپاه از همان دوران جنگ بدنبال سلاح اتمی و سلاح ليزری بودند و اينكه می خواستند كار عراق را با جنگ تمام كنند، بی شك نكته ايست كه با اعتراض آن گروه از فرماندهان حاكم روبرو شده كه در رويدادهای عراق و لبنان دستشان آلوده است و همچنان بدنبال همان روياهای جنگ ويرانگر با عراق و فتح كربلا و قدس اند! اينها فريادشان به هوا رفته. يعنی طراحان و مدافعان سياست نظامی – جنگی حاكم، كه احمدی نژاد را جلو انداخته و خود در پشت سر او هدايت اين سياست را دراختيار دارند.

    مصاحبه حسين مرعشی بدليل صراحتی كه دارد قطعا از ميان همه اظهار نظرها خواندنی تر است.


    سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی گفت:



    انتشار نامه امام در مورد پايان جنگ از سوی هاشمی رفسنجانی، هشداری است برای كسانی كه فكر مي*‏كنند بايد تدابير سياسی را كنار گذاشته و با برخوردهای تهاجمی، كشور را در معرض تهديد جدی قرار داد.

    امروز يك نگرانی در بين سياستمداران كشور ما وجود دارد كه مبادا كشور در دام خطرناكی كه استكبار جهانی برای ما طراحی كرده است، گرفتار شود و غرور و احساسات پاك به*‏گونه*‏ای بر مصادر تصميم*‏گيری حاكم شود كه عده*‏ای با عناوين جذاب و با شعارهايی كه در عمق باورهای مردم ريشه دارد، كشور را در معرض تهديد جدی قرار دهند.

    سياسيون ميانه*‏روی ايران امروز نگران چنين خطراتی برای كشور هستند، لذا سعی مي*‏كنند در مورد تجربيات ارزنده*‏ای كه در طول دفاع مقدس به دست آورده*‏اند، بيشتر بحث كرده و ديگران را به تامل وادارند.

    كسانی كه امروز به انتشار اين نامه اعتراض كرده و اين تحليل*‏ها را مخدوش مي*‏كنند، آنهايی هستند كه فكر مي*‏كنند اين ميانه*‏روي*‏ها و مشی خردمندانه نمي*‏تواند پاسخگوی احساسات آنها بوده و غرورشان را ارضا كند.






  20. #45
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    كتاب سوزان نازی ها
    كتاب را می شود سوزاند
    اما، با انديشه چه می كنند؟




    ابطحی ـ يكی از كارهای زشت اين است كه وقتی كسانی با گروه حزب، طرز تفكر و يا مذهب و عقيده ای مخالفند، كارهای نكرده و اعتقادات نداشته را هم به آنان نسبت دهند. چند روز پيش در يكی از نوشته های من متأسفانه همين اتفاق زشت صورت گرفت. در يادداشتی در مورد كتابسوزان برلين نوشته بودم كه كمونيست ها در دوران حاكميت بر آلمان شرقی، كتابسوزی راه انداخته بودند. ايميل ها و يادداشتهای زيادی در اين ايام دريافت كردم كه گفته بودند ماجرای تلخ كتابسوزان برلين در دوران نازيها بوده است. بنا به توضيحات وارده در شب 11 مه 1933 هزاران عضو جوانان نازی مشعل بدست، در خيابان اونترليندن به رهبری گوبلز 20 هزار جلد كتاب تحقيقاتی و علمی، سياسی را به آتش كشيدند.

    وظيفه ی اخلاقی و شرعی بود كه زودتر اين تصحيح را بنويسم. آنچه توجه من را جلب كرده بود آتش سوزی كتاب ها بود و هشدار به آتش سوزی های انديشه و فكر، كه عليرغم پايان يافتن دوران نازی ها، همچنان در نقاط زيادی از دنيا ادامه دارد. نكته ی جالب تر، كه در آن يادداشت به آن اشاره*ای نرفته بود اين كه در زير ميدان، كتابخانه ی بزرگی درست شده كه در آن صدها هزار جلد كتاب نگهداری می شود. كار سمبليك قشنگی است. خيلی كتابخانه های مهمتری از كتابخانه ی ميدان روبروی دانشگاه هومبولت برلين در دنيا هست ولی هيچ يك از آنان چنين پرمعنا نيست. اين ميدان تابلوی بزرگی در پيشگاه بشريت است كه: انديشه را نمی توان سوزاند و نابود كرد.






  21. #46
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    محسن رضائی مخالفت با صلح و نامه آيت الله خمينی را به رهبر پاس داد
    افشاگری سردار "حسين علائی" از فرماندهان ارشد جنگ با عراق
    علی خامنه ای:
    هنوز می توانيم بجنگيم
    پاسخ خمينی:
    ما در صلح جدی هستيم




    حسين علايی، از فرماندهان ارشد جنگ با عراق در يادداشتی كه آن را سايت بازتاب (وابسته به گروهی از فرماندهان دوران جنگ) منتشر كرد، به نامه آيت الله خمينی پرداخت. او دراين نامه برای نخستين بار فاش ساخت كه رهبر كنونی جمهوری اسلامی در آن مقطع دركنار آن گروهی از نظامی ها و سپاهی ها قرار گرفته بود كه می خواستند جنگ ادامه يابد. سايت بازتاب با انتشار اين نامه، عملا خواست نشان دهد كه تنها محسن رضائی طرفدار ادامه جنگ با عراق نبوده؛ بلكه رهبر كنونی جمهوری اسلامی و رئيس جمهور وقت كه نيز جزو گروه طرفدار ادامه جنگ بوده است. بدين ترتيب، مشخص می شود كه آن توپخانه تبليغاتی كه عليه باز انتشار نامه آيت الله خمينی در دو هفته به كار افتاده از كدام پشتيبانی برخوردار است. همچنان كه مشخص می شود هدف از انتشار آن نامه، نشان دادن روحيه جنگ طلبی رهبر و ادامه آن از پايان جنگ با عراق تا شرايط كنونی است. انتشار نامه آيت الله خمينی، مصاحبه هاشمی رفسنجانی و نامه سردار علائی در سايت بازتاب عملا دو سياست و دو مشی را در راس هرم حاكميت نشان داد كه در برابر هم قرار دارند.

    سردارسپاه "علائی» در نامه خود نوشت:

    «در آن دوران، بحث*های جدّی جنگ با ارائه نظريات گوناگون به امام منتقل مي*شد و واقعيت*های جنگ به درستی و با شجاعت از سوی دولتمردان و نيز فرماندهان جنگ در اختيار حضرت امام و مسئولان سياسی كشور قرار مي*گرفت.

    درجريان پذيرش قطعنامه و نامه امام، رئيس*جمهور وقت، (علی خامنه ای رهبر كنونی جمهوری اسلامي) پس از حضور در جبهه*های جنوب به حضرت امام اعلام كردند كه جبهه*ها پر از نيروی داوطلب مردمی است و بسيجيان و قوای مسلح آماده ادامه نبرد در خاك دشمن هستند و حضرت امام هم در پاسخ ايشان، فرمودند: «ما در صلح جدّی هستيم»...»






  22. #47
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    روشنگری:16 مهر روز جهانی کودک است. کودکان؛ بشرطی که در پی آن باشيم تا آنان را آنطور که می خواهيم و نه آنطور که می بينيم, يعنی به شکل آرمانی توصيف کنيم, مترادف شادی, صداقت, لطافت و شگفتگی هستند. اما نام کودک در ايران امروز که يک استبداد سياه مذهبی بر آن حکومت می کند, بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی عليه کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است. کودکان طلاق, اعتياد, فقر و تهيدستی, مفاهيم رايج و شناخته شده جامعه امروز ما هستند. و اين بی علت نيست. نظام اقتصادی حاکم که با حکومتی قرون وسطايی پيوند خورده است, سيستم جامعی از تبعيض ساختاری ايجاد کرده است که مانند هر ساختار تبعيض گرا در آن بی پناه ترين بخش جامعه, يعنی کودکان بيشتر از همه سرکوب می شوند و کمتر از همه از حمايت اجتماعی در برابر انواع تبعيض برخوردار می گردند. بار همه مصائب و آسيب های اجتماعی بر سر آنان آوار می شود, بدون اين که خود نقشی در آن داشته باشند.
    بيکاری و اعتياد پدر, تن فروشی مادر, پراولاد بودن خانواده, و فقر کودکان را قربانی خشونت خانگی می کند و چون مطابق قوانين شرعی و عرفی اسلامی و فرهنگ حاکم کودک ملک خصوصی والدين به شمار می آيد که به آنها اجازه هر نوعی رفتاری را می دهد, بخش مهمی از کودک آزاری ها پنهان می ماند.
    همين قوانين اسلامی ازدواج دختران 9 ساله را به عنوان بالغ مجاز می شمرد و در جامعه ای که فرهنگ پيشگيری از تولدهای ناخواسته در آن جا نيافتاده است, زمينه ای برای خريد و فروش کودکان در خانواده های فقير و پراولاد, فرار کودکان از خشونت خانگی و قرار گرفتن در معرض خشونت اجتماعی ايجاد می کند و بازاری نيز در حوزه صادرات جنسی برای باندهای قاچاق فراهم می سازد.
    کودکان در اثر فقر و تهيدستی خانواده ها, طعمه باندهای تبهکار می شوند؛ به بزه کاری رو می آورند, دستگير و اعدام می شوند, در چهارراه ها و خيابان ها و ميادين شهرهای بزرگ به تکدی گری و مشاغل کاذب ديگر ناگزير می گردند, يا به طرزی ظالمانه و غير انسانی در مزارع, کوره پزخانه ها و کارگاههای تاريک قالی باقی استثمار می شوند. آمار مطمئنی در باره شمار کودکان کار در ايران, وجود ندارد. آخرين برآوردهای کارشناسان شمار اين دسته از کودکان را بين 500 هزار تا يك ميليون نفر تخمين زده اند. براساس پژوهشی که سال گذشته از سوی وزارت ارشاد رژيم صورت گرفت بيش از 50 درصد کودکان خيابانی توسط اعضای خانواده و يا صاحبان کار خود، در محل کار مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند. از ۸۰۰۰ خشونت خانگی ثبت شده در سال 84 حدود ۱۰۰۰ مورد آن کودک آزاری بوده است. براساس آمار ديگری 25 درصد کودک آزاری ها در خانواده های طلاق اتفاق می افتد, 50 درصد والدين ايرانی معتقدند تنبيه برای کودک لازم است و 40 درصد والدين نيز به تنبيه بدنی گرايش دارند.
    همين آمار ناظر بر آن است که در مقابل يک مورد کودک آزاری که فاش می شود، حداقل 20 مورد ديگر پنهان می ماند.
    قانون به جای اين که زمينه مقابله با کودک آزاری باشد, و مانع تنبيه بدنی کودکان توسط والدين شود مشوق آن است. کافی است اشاره کرد که ماده فقهی ۶۲۲، سقف تاديب کودک را تا حد "کشته نشدن" برای والدين مجاز دانسته است و پدر و يا جد پدری حتی اگر فرزندش را زير شکنجه بکشد مطابق قانون اسلامی قصاص نمی شود.
    متمم ۱٨٨ ماده ۷۹ قانون کار رژيم نيز عملا در زمينه های وسيعی کار کودکان را مجاز شمرده و اگر چه در آن کار کودکان زير پانزده سال ممنوع دانسته شده, اما استثناهايی نظير مجاز دانستن کار کودکان در کارگاه های خانوادگي، و يا توافق کارگر و کارفرما و يا اجازه والدين عملا زمينه وسيعی برای استثمار کودکان فراهم ساخته است.
    در حال حاضر بيش از يک ميلون کودک ايرانی از تحصيل محرومند. بر اساس آمار منتشره از سوی مديركل دفتر بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى رژيم در 9 مهر ماه جاری ‪ 4/7‬درصد كودكان زير 6سال كشور، كوتاه قد و 2/5 درصد جمعيت 2سال به بالا در اثر کمبود ويتامين "آ" مبتلا به شب كورى هستند. همين آمار حاکی از آن است که شش درصد كودكان زير شش سال روستايى و ‪ ۴/۷‬درصد كودكان اين گروه سنى شهرى دچار كم*وزنى هستند. براساس آماری که وزارت بهداشت رژيم در 11مهر گذشته منتشر ساخت 15 درصد كودكان كشور دچار سوء*تغذيه هستند. به گفته دكتر ربابه شيخ*الاسلام در همايش ,كودك و سلامت, 60 درصد شيرخواران در برخى از مناطق كشور و 40 درصد كل شيرخواران كشور فقر آهن دارند. شيوع كم وزني، در روستاهاى كشور 7/13 درصد و شهرها 6/9 و كوتاهى قد در روستاها 11 و در شهرها 8/21 درصد است. 20 درصد بچه*هاى زير دو سال كشور دچار كمبود روى هستند؛ چنانچه 40 درصد كودكان 6 سال روستاها و 25 درصد در مناطق شهرى كشور، از كمبود روى رنج مي*برند, 60 درصد كودكان زير دو سال هموگلوبين خونشان بالاست كه اين نشان مي*دهد ذخاير آهن آنها تمام شده است."
    جمهوری اسلامی هم نسل کنونی را به اسارت گرفته است و آنها را اسير فقر و بيکاری و بی حقوقی کرده است, هم دارد نسل آينده را از ريشه می سوزاند.

    راه اساسی بهبود وضعيت کودکان, کاهش فقر, آسيب های اجتماعی, وجود نظام کارای آموزشی, تقويت نهادهای دولتی متولی امور کودکان, رشد و گسترش همه جانبه نهادهای مستقل حامی حقوق کودکان, اجرای عملی مفاد کنواسيون حقوق کودکان, منع همه اشکال بهره کشی از کودکان در قانون, سازماندهی کارزار آموزشی همه جانبه عليه هر گونه اعمال خشونت خانگی و اجتماعی عليه کودکان و وضع قوانين خاص به منظور اولويت دادن به بهبود شرايط زندگی کودکان است. ناگفته پيداست که تحقق اين مفاد با وجود رژيمی که حتی حاضر نيست چيزی به نام حقوق کودک را در عمل به رسميت بشناسد, حدود يك ميليون و صد هزار نفر از كودكان و نوجوانان 6 تا 14 ساله را از آموزش محروم کرده است, کودکان را اعدام می کند و مروج بهره کشی کودکان و خريد و فروش آنان است و اصلی ترين وظيفه نهادهای متولی اش جلوگيری از گسترش نفود نهادهای مستقل حامی حقوق کودکان است, بکلی دور از ذهن است.

    اگر نمی خواهيم کودکان ما به جای نشستن پشت ميز و نيمکت مدرسه در ميادين و خيابان ها تکدی گری کنند, و مورد خشونت و تجاوز قرار بگيرند و يا وحشيانه استثمار شوند, اگر نمی خواهيم بچه های ما در کپرها درس بخوانند و در مدارسی که هر لحظه می تواند بر سرشان خراب شود, و قد و وزن شان همچنان آب برود, و بی پناه و محروم نشکفته پرپر شوند, بايد اين رژيم فاسد, سرکوبگر و واپس گرا که دشمن اصلی حقوق کودکان است از سر راه برداشته شود.




  23. #48
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور در گفت*وگوى تفصيلى با خبرنگار حقوقى ايسنا به تشريح اقدامات اين معاونت پرداخت و خبر داد: افرادى در رده*هاى بالا به علت تصرف غيرقانونى 90 ميليارد تومانى به دادسرا و دادگاه معرفى شدند.

    وى همچنين اظهار داشت: عده*اى از متخلفان در مورد قيمت محصولات لبنياتى شناسايى و به سازمان تعزيرات حكومتى معرفى شدند.

    وى درباره*ى گزارش افزايش تعرفه گوشى تلفن همراه با بيان اين كه اين گزارش براى رييس*جمهورى ارسال شده است گفت كه افزايش تعرفه گوشى تلفن همراه بر اساس چند آيتم غيرقانونى و يك تصميم غيرمتعارف انجام شده بود.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور همچنين خبر داد كه گزارش چندده صفحه*اى بررسى علل آلودگى هواى تهران چند روز پيش به رياست*جمهورى ارسال شد.

    وى اظهار داشت كه اگر رييس*جمهور نسبت به گزارش آلودگى هوا و زباله*هاى عفونى بيمارستانى حساسيت به خرج دهد، بسيارى از آلودگي*هاى از بين مي*رود.

    وى همچنين به خبرنگار ايسنا گفت كه سازمان در رابطه با مرگ124تن ازهموطنان به علت آتش*سوزى يك نوع خودرو ورود كرده و در حال بررسى اين موضوع است.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور با اشاره به نحوه نظارت براى جلوگيرى از قاچاق كالاهاى مختلف اظهار داشت: گلوگاه*هايى در رابطه با ورود اقلام قاچاق وجود دارد كه اصلا دولت به آنها نظارت ندارد.

    محمود رمضان*پور در گفت*وگو با خبرنگار حقوقى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) در تشريح عملكرد و حيطه*ى فعاليت معاونت امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور اظهار داشت: آن*چه در باب توليدات در كشور از مسواك تا ماشين و كليه*ى مايحتاج عمومى و حتى اختصاصى مردم در راستاى مسائل كشاورزى در وزارتخانه*ها و سازمان*هايى كه به نحوى به اين موارد مربوط مي*شود، مشمول بازرسى اين معاونت هستند.

    وى تصريح كرد: حيطه*ى نظارت و بازرسى اين معاونت وزارتخانه*هاى جهاد كشاورزي، صنايع و معادن، تعاون، بازرگانى و سازمان*هاى محيط زيست، دامپزشكى و همچنين دستگاه*هايى كه به نحوى به عنوان ارگان و نهاد انقلابى در كشور بعد از انقلاب تاسيس شده و شركت*هاى اقمارى است.


    در چند سال اخير نظارت براى ما بيشتر از بازرسى ارزش يافته است

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور گفت: در حيطه*ى فعاليت سازمان دو مقوله*ى بسيار مهم نظارت و بازرسى مدنظر قرار دارد. در چند سال اخير نظارت براى ما بيشتر از بازرسى ارزش يافته است؛ زيرا سبب بازدارندگى از انحرافات احتمالى مي*شود.


    اگر مدير يا مسوولى از موقعيت شغلى سوءاستفاده كند به محاكم معرفى مي* شود

    رمضان*پور ادامه داد: امور نظارت و بازرسى در راستاى تفكر مهم و كلان سازمان در امر اصلاح امور دستگاه*هاست. در عين حال اگر مدير يا مسوولى از موقعيت شغلى يا به نحوى از بيت*المال سوءاستفاده كند يا به هر طريقى باعث تضييع بيت*المال شود با وى برخورد قانونى شده و اين*گونه افراد را به محاكم معرفى مي*كنيم و تا صدور حكم و در نهايت اجراى مفاد حكم صادره، مساله مورد پيگيرى قرار مي*گيرد.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى تصريح كرد: همان*گونه كه در فقه و شرع مقدس اسلام مقوله*ى نظارت و بازرسى از سوى كارگزاران دينى علي*الخصوص حضرت على (ع) مورد توجه بوده، تمام حركات سازمان بازرسى كل كشور در حد ظرفيت فكرى از فرمان حضرت على (ع) نشأت گرفته است.


    بازرسى سالانه حدود 70 درصد زمان بازرسان سازمان را به خود اختصاص مي*دهد

    وي، نحوه*ى بازرسى در وزارتخانه*ها و تشكيلات دولتى را سه نوع خواند و عنوان كرد: نخستين و مهم*ترين بازرسي، بازرسى سالانه است كه حدود 70 درصد زمان بازرسان سازمان را به خود اختصاص مي*دهد. ديگرى بازرسى بر اساس گزارشات و اطلاعات ارسالى به هر نحوى است كه موارد در كميته*اى مورد بررسى اوليه قرار مي*گيرد و در صورت احتمال صحت، به حوزه*ى مربوطه ورود مي*كنيم.


    اخيرا در رابطه با مساله مرغ بازرسى فوق*العاده*اى صورت انجام گرفت

    رمضان*پور، سومين نوع بازرسى را بازرسى فوق*العاده بيان كرد و افزود: بازرسى فوق*العاده اغلب بر اساس درخواست*هاى سران قواى سه*گانه، بيت مقام معظم رهبري، وزرا و رييس سازمان بازرسى كل كشور صورت مي*گيرد. اين نوع بازرسى در سيكل زمانى معينى انجام مي*شود و اخيرا نيز در رابطه با مساله مرغ بازرسى فوق*العاده*اى صورت انجام گرفت كه پس از تكميل اقدامات، نتايج به اطلاع عموم خواهد رسيد.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسي، با اشاره به اين*كه اين معاونت از لحاظ فعاليت بسيار پرحجم است، خاطرنشان كرد: معاونت امور توليدى و كشاورزى از چهار اداره كل شامل اداره كل نظارت و بازرسى نهادهاى انقلاب اسلامي، صنايع و معادن، جهاد كشاورزى و محيط زيست و بازرگانى و تعاون تشكيل شده است.

    وى در تشريح عملكرد اداره كل نظارت و بازرسى امور نهادهاى انقلاب اسلامي، گفت: بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي، بنياد شهيد و امور ايثارگران، بنياد 15 خرداد، كميته امداد امام خمينى (ره) و زير مجموعه*هاى آنها از سوى اداره كل نظارت و بازرسى امور نهادهاى انقلاب اسلامى مورد بازرسى قرار مي*گيرد.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى كل كشور اظهار داشت: در خلال بازرسي*هاى انجام شده سال 84 و شش ماهه نخست سال 85 از معاونت توليدى و كشاورزي، 16كارمند و مدير مورد تعقيب كيفري، 29 نفر تعقيب اداري، 4 مدير عزل و 10 نفر مورد تشويق قرار گرفتند.

    وي، تشويق كاركنان و مديران تشكيلات دولتي، در كنار تعقيب و تنبيه را از تاكيدات رييس سازمان بازرسى كل كشور و رييس قوه*ى قضاييه عنوان كرد.

    رمضان*پور با بيان اين*كه اداره كل و نظارت و بازرسى بازرگانى و تعاون داراى 67 مجموعه است، در مورد اقدامات اين اداره كل خاطرنشان كرد: اين اداره كل نظارت و بازرسى معاونت امور توليد و كشاورزي، هميشه وزارت بازرگانى را در مورد مساله*ى ذخيره*سازى و انبار مرغ و تخم مرغ مدنظر دارد. يكى از اقدامات موثرى كه اخيرا در ارتباط با كميسيون تنظيم بازار در فصول پرمصرف صورت گرفت توجه به ذخيره*سازى و انبار مرغ و تخم*مرغ از سوى وزارت بازرگانى است كه سازمان بازرسى با توجه به اطلاعات و آسيب*شناسي*هاى صورت گرفته، قبل از فرا رسيدن فصول پرمصرف ورود مي*كند تا جلوى نبود تمهيدات به*موقع براى جلوگيرى از افزايش غيرمتعارف قيمت*ها گرفته شود.

    وى گفت: اقدامات اين معاونت در رابطه با بررسى وضعيت عدم ذخيره و عرضه*ى مرغ و تخم مرغ در فصول پرمصرف سبب شد مرداد ماه سال جارى وزارت بازرگانى بخشنامه*اى در رابطه با ذخيره*سازى مرغ، تخم*مرغ و حتى گوشت قرمز صادر كند و اين بخشنامه تا پايان آبان ماه سال جارى در ارتباط با عرضه*ى محصولات دام و طيور به*ويژه گوشت با قيمت سوبسيد مطلق براى عموم مردم به قوت خود باقى است.


    افرادى در رده*هاى بالا به علت تصرف غيرقانونى 90 ميليارد تومانى به دادسرا و دادگاه معرفى شدند

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسي، يكى ديگر از اقدامات موثر اداره كل نظارت و بازرسى بازرگانى و تعاون را چنين تشريح كرد: يكى از سازمان*هاى دولتى بر اثر سهل*انگارى در انجام وظايف محوله و به علت عدم پرداخت وجوه مازاد يارانه پرداختى دستگاه*هاى مربوطه، بيش از 90 ميليارد تومان تصرف غيرقانونى داشته كه سازمان اين ميزان وجوه استرداد نشده را كه مربوط به سال*هاى 81 و 82 بوده، شناسايى كرده و در همين ارتباط افرادى در رده*هاى بالا به علت تصرف غيرقانونى 90 ميليارد تومانى و به استناد تبصره 5 قانون بودجه سال 82 به دادسرا و دادگاه عمومى و انقلاب تهران معرفى شدند كه منتظر صدو راى دادگاه هستيم.


    ابطال مناقصه شركت دولتى در رابطه با توزيع كاغذ گلاسه از سوى سازمان بازرسى

    وى ادامه داد: از ديگر اقدامات اداره كل نظارت و بازرسى بازرگانى و تعاون، ابطال مناقصه شركت دولتى در رابطه با توزيع كاغذ گلاسه به علت انجام اقدامات غيرقانونى و ارايه*ى قيمت غيرمتعارف 135 ميليون تومانى بود.

    معاون امور توليدى و كشاورزى سازمان بازرسى خاطرنشان كرد: نحوه*ى ذخيره*سازى و توزيع و تنظيم بازار ميوه از ديگر فعاليت*هاى اين معاونت است كه ابتداى سال جارى بحث توزيع ميوه هم از لحاظ كيفي، كمى و قيمت بيش از گذشته مطرح شد كه پيشنهادهاى سازنده سازمان بازرسى كل كشور مورد پذيرش دولت قرار گرفت كه با فعاليت دولت يك اقدام موثر براى مقطع زمانى خاص به نفع مردم صورت پذيرفت.


    عده*اى از متخلفان در مورد قيمت محصولات لبنياتى شناسايى و به سازمان تعزيرات حكومتى معرفى شدند

    رمضان*پور، در مورد قيمت محصولات لبنياتى نيز گفت: سال جارى بحث*هايى در مورد كاهش قيمت محصولات لبنياتى مطرح مي*شد اما قيمت*ها نشانى از ارزانى نداشت كه سازمان بازرسى ورود كرد و عده*اى از متخلفان شناسايى و به سازمان تعزيرات حكومتى معرفى شدند و كاهش قيمت محصولات لبنياتى نيز محقق شد.




  24. #49
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    حسن خمينی، خاتمی، كروبی، خوئينی ها...
    زمزمه آيت الله ها
    برای تحريم انتخابات مجلس خبرگان




    زمزمه تحريم انتخابات مجلس خبرگان كه در اين شب ها در مجالس افطاری، همراه با تهديد به افشاگری ها جريان داشت، سرانجام بصورت رسمی نيز انتشار يافت. موسوی لاری دومين وزير كشور دولت خاتمی كه عضور مجمع روحانيون مبارز نيز هست، رسما اعلام داشت كه در صورت ادامه وضع گزينشی موجود و رد صلاحيت هائی كه پيش بينی می شود، اين انتخابات راتحريم خواهيم كرد.

    همزمان با وی، آيت الله موسوی تبريزی دادستان كل كشور در زمان آيت الله خمينی نيز در مصاحبه كوتاهی اعلام داشت كه با ادامه وضع موجود دليلی برای شركت در انتخابات مجلس خبرگان وجود ندارد. وی نيز عضو رهبری مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، يعنی تشكل موازی جامعه مدرسين حوزه علميه قم است.

    همزمان با انتشار اين اخبار، محمد علی ابطحی معاون پارلمانی و رئيس دفتر محمد خاتمی در دوره اول و دوم رياست جمهوری وی نيز در وبلاگ خويش فاش ساخت كه سه چهره سرشناس، يعنی مهدی كروبی رئيس سابق مجمع روحانيون مبارز و رئيس مجلسين سوم و ششم، محمد خاتمی رهبر كنونی مجمع روحانيون مبارز و رئيس جمهور سابق و همچنين موسوی خوئينی ها نايب رئيس مجلس در زمان آيت الله خمينی تمام توصيه ها برای ثبت نام جهت شركت در انتخابات مجلس خبرگان را رد كرده و حاضر نيستند درانتخابات گزينشی آينده مجلس خبرگان شركت كنند. حركات سازمانی – امنيتی هاشمی ثمره در وزارت كشور نيز عزم تحريم انتخابات را تشديد كرده است.

    بی اعتمادی به حداقل شرايط يك انتخابات به گونه ايست كه ابطحی در وبلاگ خود نسبت به ثبت نام "حسن خمينی» نوه آيت الله خمينی برای رفتن به مجلس خبرگان نيز ترديد جدی كرده و نوشت:

    «ثبت نام حسن آقای خمينی خيلی می تواند تعيين كننده باشد. حضور مداوم ساليان طولانی در قم و تحصيل بی وقفه از قبل از وفات پدر(احمدی خميني) تاكنون و تدريس سطوح عالی در حوزه باعث شده كه بزرگان كشور او را از واجدان قطعی شرايط كانديداتوری بشناسند.»

    ابطحی در همين مطلب، بدون نام بردن از دبيركل مداحان جمهوری اسلامی "حاج منصور ارضی» اشاره به شروع ضد تبليغ ها عليه حسن خمينی می كند كه ظاهرا درجه اجتهاد را گذرانده و به جمع آيت الله ها پيوسته است. ابطحی نوشت:

    «وقتی چندی پيش، مداح هتاك معروف كه مرتب عليه اين و آن – تنها به دليل داشتن صدای گرم – بيانيه صادر می كند، عليه حسن آقا صحبت كرد می شد فهميد آنان نيز به خوبی فهميده اند كه حاج حسن آقا اگر در ليست خبرگان قرار گيرد، نه شورای نگهبان می تواند ايشان را به خاطر طی مدارج علمی رد كند، و نه شب نامه نويسان قدرت تخريب وی را دارند. كاش دوستانی كه برای آمدن حسن آقا تلاش می كنند موفق شوند با راضی كردن وی به كانديداتوری، به ليست كانديداهای خبرگان معنای ويژه ای بدهند.»







  25. #50
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    جدال سياسی ميان سرداران
    سردارطلائی
    فرمانده نيروی انتظامی تهران
    به نفع سردار ذوالقدر كنار رفت
    شايد تفاهم طلائی با آيت الله بروجردی و دستور دستگيری او
    از سوی سردار ذوالقدر نقطه پايان را برهمكاری آن دو گذاشت!




    سردار طلايی، فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ، يا رئيس پليس تهران، به بهانه شركت درانتخابات شوراها از مسئوليت خود استعفا داد. او هفت سال دراين سمت بود.

    با آنكه بهانه استعفای طلائی شركت درانتخابات اعلام شده و احتمالا هم دراين انتخابات شركت كرده و رئيس شورای شهر تهران نيز خواهد شد، اما استعفای او نمی تواند بی ارتباط با برخی اختلاف نظرات با سردار ذوالقدر قائم مقام وزير كشور و دارنده حكم سرپرستی نيروهای انتظامی در وزارت كشور نباشد. اينكه طلائی استعفای خود را تسليم ذوالقدر نكرده و آن را در جمع خبرنگاران اعلام كرده نيز خود باندازه كافی گويای اختلافات پشت صحنه است. جايگزينی كه برای وی اعلام خواهد شد اين اختلاف را آشكار تر خواهد كرد. نيروی انتظامی در دوران تصدی گری سردار ذوالقدر چهره ای كاملا سركوبگر به خود گرفته است واين درحالی است كه اين نيرو با همين فرمانده – طلائی- در تهران بزرگ، در دولت خاتمی چهره ديگری داشت و حتی در چند همايش دانشجوئی از سياست مدارای او با دانشجويان تشكر شد.

    در دوران اخير، در هر تظاهرات و اجتماع و اعتراضی كه در تهران برپا شد و شمار آنها روبه گسترش نيز هست، هرگاه نيروی انتظامی حاضر شد، يك نيروی ضد شورش كه معلوم نيست وابسته به سپاه است و يا نيروئی مستقل از سپاه و نيروی انتظامی نيز حاضر شده است.

    گفتگو و تفاهم اخير سردار طلائی با آيت الله بروجردی درجريان تظاهرات سه روز پيش طرفداران وی در اطراف خانه بروجردی برای توصيه به مردم كه پخش شوند، چند ساعت بعد از نيمه شب، منجر به دستگيری آيت الله بروجردی و يورش به مردم و دستگيری آنها شد. شايد اين آخرين كشاكش ميان سردار طلائی و سردار ذوالقدر بود كه مانند فرماندار نظامی ايران در وزارت كشور عمل می كند.






Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •