Results 1 to 18 of 18

Thread: Montazeri Died

  1. #1
    Senior Member donsaeid's Avatar
    Join Date
    Nov 2005
    Location
    tahe motorkhoneye jahanam
    Posts
    27,274

    Post Montazeri Died

    بررسي علت كنار گذاشتن آيت*الله منتظري در جمهوري اسلامي


    شهيد محمد منتظري، سخت نگران شد و در آن چند روزي كه آقاي منتظري در فرانسه به سر مي*برد، به خبرنگاران رخصت نداد كه بدون كنترل به او نزديك شوند. اين جمله محمد را هنوز به ياد دارم كه گفت: فكر مي*كنيد او مانند آقاي خميني است؟



    اولين شماره دوره جديد فصلنامه «پانزده خرداد» منتشر شد.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سال*ها پيش، زماني که آقاي سيدحميد روحاني مسئوليت مرکز اسناد انقلاب اسلامي *را عهده*دار بود، نشريه*اي با نام مجله «پانزده خرداد» انتشار مي*يافت که چند سال هم منتشر شد. آن نشريه به طور خاص به مباحث تاريخ انقلاب اسلامي *و احيانا مشروطه مي*پرداخت و با همان نثر آتشين آقاي روحاني اداره مي*شد.
    پس از آنکه آقاي روحاني از مديريت آن مرکز کنار رفت و مرکز در اختيار مديريت جديد قرار گرفت، اين مجله هم که عمده مطالب آن را خود آقاي روحاني مي*نوشت، تعطيل شد. گويا مرکز درصدد گرفتن امتياز نشريه تاريخي جديدي است که تاکنون در اين زمينه توفيقي به دست نياورده است.
    اکنون با گذشت چند سال، بار ديگر مجله با همت آقاي روحاني و تني چند از همکاران ايشان منتشر شده است. شماره جديد به عنوان دوره سوم، سال اول، شماره اول منتشر شده است.
    با يک نگاه سطحي به مقالات مي*توان دريافت که ادبيات مجله با آنچه در آن دو دوره منتشر مي*شد، تغيير کرده و قدري آرام*تر شده است. چنانکه در بالاي مجله نوشته شده، قرار است اين فصلنامه در حوزه تاريخ*پژوهي ايران معاصر فعاليت کند. در حال حاضر در اين زمينه چندين نشريه ديگر هم فعال هستند که از آن جمله تاريخ معاصر ايران، مطالعات تاريخي و زمانه را مي*توان نام برد.
    بخش مقالات اين مجله شامل شش مقاله است که سه مقاله آن از آقاي سيدحميد روحاني است.
    از ميان اين سه مقاله، مفصل*ترين آنها مقاله*اي است که درباره آقاي منتظري نوشته شده و بخش اول آن مي*باشد. هدف آقاي روحاني در اين مقاله آن است تا نشان دهد چه علل و عوامل و زمينه*هايي سبب شد تا آقاي منتظري از مجموعه رهبران انقلاب اسلامي *کنار گذاشته شود. ايشان تلاش کرده است تا با مرور بر مواضع آقاي منتظري از ابتداي انقلاب به اين سو به بيان ويژگي*هاي شخصيتي وي پرداخته و در اين زمينه علاوه بر مرور بر خاطرات آقاي منتظري، به بيان ديدگاه*هايي که درباره مسئله مورد بحث، مطرح شده ـ از جمله توسط حاج احمد خميني در رنجنامه ـ پرداخته شده است.
    عواملي مانند: عدم استقلال شخصيت سياسي و اجتماعي، سادگي، خودمحوري و خودبزرگ*بيني، عدم اعتقاد قلبي به باورها و عدم ثبات فکري از جمله مسائلي است كه مورد بحث قرار گرفته و نويسنده براي اثبات ديدگاه*هاي خود، به شواهد و مداراکي استناد کرده است.
    سه مقاله ديگر اين شماره عبارتند از: «امام خميني، انقلاب اسلامي*و شالوده*شکني سيطره گفتمان*هاي رسمي *در حوزه سياست» از مظفر نامدار (از همکاران اصلي اين نشريه)، «امام خميني، انقلاب اسلامي*و بازسازي الگوي هويت ملي در ايران معاصر» از محمد علي فتح*اللهي، «انقلاب اسلامي *براي ايران چه کرد» از حجت سليمان دارابي، گزارشي از خاطرات مئير عزري (نوشته عليرضا سلطان شاهي)، مشکل تجدد در ايران (مصاحبه با داود مهدوي*زادگان) و انقلاب مشروطه، تاريخ*نگاري رسمي* و مشهودات شبه*تاريخي از حجت سليمان دارابي در بخش ديگر آمده است.
    اين مجله قرار است کارهاي پژوهشي در زمينه تاريخ معاصر بکند، اما از هم*اکنون روشن است که نسبت به مسائل روز تاريخي هم بي*تفاوت نيست که از آن جمله، حمله به کتابچه*اي است که انجمن مفاخر فرهنگي درباره خدمات خانم نوش*آفرين انصاري (همسر دکتر مهدي محقق) منتشر کرده است. در اين جزوه از پدر نوش*آفرين كمي*تمجيد صورت گرفته و دو صفحه مجله اختصاص به نقد آن دارد (ص 266 - 267).
    در بخشي از مقاله مفصل روحاني درباره آيت*الله منتظري، ديدگاه عده*اي از تحليلگران مطرح شده كه معتقدند جنبه*هاي شخصيتي آقاي منتظري از جمله دلايل تغيير رويه وي بوده است.
    روحاني به «رنجنامه»، اثر مرحوم حاج*سيد*احمد خميني اشاره مي*كند و مي*نويسد: در اين كتاب، سطح تحليل و شناخت جريان آقاي منتظري، به روانشناسي شخصيتي و ناتواني ايشان در فهم متشابهات و مشهورات تاريخي گرايش دارد.
    پيروان اين نظريه، هيچ*گاه نقش آقاي منتظري را در جريان انقلاب انكار نكردند و معتقدند كه ايشان همانند بسياري از اساتيد و افاضل حوزه قم، با آغاز نهضت امام وارد مبارزه شد و فعاليت*هاي زيادي كرد، چنانكه در زندگي*نامه او آمده است: … از زماني كه آيت*الله العظمي*امام خميني، پرچم سرخ تشيع را حسين*گونه به دست گرفت و جهت سرنگوني اريكه ظلم*آفرين و ستم*زاي شاهنشاهي شجاعانه قد برافراشت، آيت*الله منتظري همواره، همراه و در پشت سر ايشان حركت مي*كرد و در جريان قيام 15 خرداد 1342 ، همه*جا فرياد خويش را به طرفداري از اين تجسم اسلام راستين و دستاورد تشيع و اين فرزند برومند امام حسين بلند كرد.
    آقاي منتظري در راه پشتيباني از نهضت امام بارها به زندان و تبعيد كشيده شد و چندبار مورد شكنجه قرار گرفت و زجرها و رنج*هايي را تحمل كرد. حتي پرده گوش او به علت شكنجه پاره شد.
    در بخشي از اين مقاله آمده است: سادگي را يكي ديگر از خصلت*هاي روانشناختي آقاي منتظري در ناتواني درك متشابهات تاريخي و پناه بردن به مشهورات و متواترات، بخ جاي محسوسات، مجربات و معقولات ذكر كرده*اند. اين خصلت باعث گرديد كه وي دست به كارهايي بزند كه مشكل*آفرين و دردساز باشد. پيروان اين ديدگاه براي اثبات نظريات خود دلايل زيادي در دست دارند و بدان استناد مي*كنند. به عنوان نمونه: به نامه مورخ 15 صفر 1392 به امام خميني(ره) و مصاحبه تيرماه 1359 درباره منافقين مي*توان اشاره كرد. آقاي منتظري در نامه به امام خميني مي*نويسد:
    بسمه تعالي
    15 صفر 1392
    حضرت آيت*الله العظمي*مدظله العالي
    پس از تقديم سلام و تهنيت به عرض عالي مي*ساند چنانچه اطلاع داريد، عده زيادي از جوان*هاي مسلمان و متدين گرفتارند و عده*اي از آنان در معرض خطر اعدام قرار گرفته*اند. تصلب آنان نسبت به شعائر اسلامي *و اطلاعات عميق و وسيع آنان بر احكام و معتقدات مذهبي معروف و مورد توجه آقايان و روحانيون واقع شده است و بعضي از مراجع و جمعي از علماي بلاد اقداماتي براي تخلص آنان كرده*اند و چيزهايي نوشته شده. بجا و لازم است كه از طرف حضرت عالي نيز جهت تقويت و حفظ دماء آنان چيزي منتشر شود. اين معني در شرايط فعلي ضرورت دارد. چون مخالفين سعي مي*كنند آنها را منحرف قلمداد كنند. البته كيفيت آن بسته به نظر حضرتعالي است. در خاتمه از حضرتعالي ملتمس دعاي خير مي*باشم . ح ـ ع ـ م
    سپس در مصاحبه با روزنامه جمهوري اسلامي *مي*گويد: … من قبل از اينكه اين زندان اخير كه 5/3 سال زندان من طول كشيد بروم. با آقاياني كه منتسب به سازمان مجاهدين خلق هستند از نزديك تماس نداشته*ام و از دورا دور علاقه هم داشتم … و كتابهايشان را هم مطالعه نكرده بودم… ولي بعد كه به زندان رفته و سه سال و نيم طول كشيد من هم كتابهاي آقايان رامثل كتابهاي شناخت و تكامل و راه انبيا و … اين سري كتابها را من نگاه كردم. اقتصاد به زبان ساده، و هم با افراد آنها زياد برخورد داشته*ام در زندان … خلاصه ديده*ام كه اين كتابهاي آقايان زير بناي كمونيستي محض است و به قول بعضي از رفقا، همان مسئله*اي كه ماركسيست*ها دارند اينها طرح كرده*اند و قبول كرده*اند و پذيرفته*اند. منتهي چيزي كه هست لفظ خدا را در بالا گذاشته*اند و مي*توان گفت كه پلي بود كه جوان*ها از اين مسير به طرف ماركسيست بروند… گناه من اين است كه قبل از زندان نتوانستم بخوانم، در زندان كه خواندم، ديدم افكار، التقاطي و انحرافي است.
    سؤال اصلي در اين دو مطلب متناقض اين است كه چگونه شخصيتي كه بر مسند مرجعيت قرار گرفته و هر كلمه از گفته*ها و نوشته*هاي او مي*تواند براي مردم حجيت داشته و تكليف*آور بوده و ايجاد مسئوليت كند، اينگونه بي*پروا و بدون تفحص و تحقيق و صرفاً بر اساس مشورات و گفته*ها و شنيده*هاي ديگران، واكنش مثبت و منفي نشان مي*دهد؟ آيا به قول، فعل، فتاوي و ادعاهاي چنين كسي كه با مسايل ساده برخورد مي*كند و متوجهي جايگاه خود نيست و تحت تاثير گفته*ها و شنيده*هاي ديگران، بدون مطالعه و تحقيق احكام و فتاوي متناقض صادر مي*كند، ميتوان اعتماد كرد و آنها را مبناي عمل اجتماعي ديني و سياسي قرار داد؟
    مسئله برخورد با مرحوم محمد منتظري نمونه بازر ديگري براي اين سادگي تلقي مي*شود و نشان مي*دهد كه ايشان در تصميم*گيري*ها قبل از اينكه تابع محسوسات، مجربات و معقولات باشد تابع، مشهورات و متواترات بوده بدون تفكر و ارزيابي ابتدا عمل و اقدام مي*كند و سپس با ديدن ضايعات چنين اقداماتي در پي توجيه و تفسير آن بر مي*آيد:
    آقاي منتظري در شهريور سال 1358 در اطلاعيه*اي كه با عناوين گنده*اي در مطبوعات آن دوران به چاپ مي*رسد، شهيد محمد منتظري را عليرغم آن همه جانفشاني*ها و رنج*هايي كه در زندانهاي رژيم شاه و تبعيد، هجرت از وطن متحمل شده بوده، شخصيتي مريض رواني، عصبي و غيرمتعادل به جامعه معرفي مي*كند و با اين اقدام آب سردي بر روان پريشان چهره*هاي مرموزي مي*ريزد كه از انقلابيون سازش*ناپذيري چون محمد منتظري در آن دوران حساس، دل پر كينهاي داشته و با تسويه حساب با چنين مبارزاني در حقيقت مي*خواستند ضرباتي بر سياست*ها، اهداف، آرمانها و روش*هاي سازش*ناپذير امام خميني(ره) وارد سازند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

  2. #2
    Senior Member donsaeid's Avatar
    Join Date
    Nov 2005
    Location
    tahe motorkhoneye jahanam
    Posts
    27,274

    آقاي منتظري با سادگي عجيبي با صدرو اطلاعيه زير اين شرايط را فراهم مي*سازد:
    بسمه*تعالي: برادران و خواهران گرامي، پس از سلام اين سومين باري است كه براي آگاهي ملت مسلمان درباره فرزندم شيخ محمد علي منتظري مطالبي مي*نويسم، انتظار دارم دوستان با كمال بي*طرفي نسبت به آنچه مي*نويسم بنگرند، فرزند اينجانب از ابتدا مبارزات ملت ايران به رهبري حضرت آيت*الله*العظمي* امام خميني مدظله در متن مبارزات قرار داشت و در اين راه چقدر زندان و شكنجه و آوارگي تحمل نمود و در داخل و خارج كشور دائماً براي پيشبرد انقلاب تلاش مي*كرد و به شهادت دوستان نزديكش گاهي بيشتر روزهاي متوالي از خواب و خوراك و استراحت باز مي*ماند و در اثر همين شيوه و به علاوه ضربه*هاي روحي مداوم و نابساماني*هاي حاكم بر جو ايران پس از پيروزي انقلاب دچار نوعي بيماري عصبي و كوفتگي شديد اعصاب شده و تصور مي*كند كه با دست زدن به كارهاي بي رويه و جنجال آفرين، به مقصد و هدف خود دست خواهد يافت. كنترل و مهار كردن و معالجه او همواره فكر مرا مشغول كرده و تا كنون چند مرتبه دست به اقداماتي زده*ام و حتي اخيراً مدتي وي را براي معالجه اجباراً در قم نگه داشتم ولي متاسفانه اقدامات من سودي نبخشيد و در اين ميان عده*اي سوءاستفاده كرده او را تحريك مي*كنند تا دست به كارهاي جنجالي بزند و خوراكي براي تبليغات دشمنان گردد. من از دولت و نيز همه دوستان و علاقمندان و افراد مسلمان تقاضا دارم اگر مي*توانند با اينجانب تشريك مساعي نموده تا بلكه او را حاضر به معالجه و استراحت نمايند به اميد اين كه اين عنصر پر تلاش و فعال پس از سالها تحمل رنج و زحمت، به ياري خداي متعال بهبود يابد و بار ديگر به صحنه مبارزات بازگشته خدمتگذار اين كشور گردد. (روزنامه كيهان، سه*شنبه 27 شهريور 135
    در بخشي از مقاله با ارائه متن كامل نامه*اي از آقاي منتظري بر عليه فرزندش شهيد محمد منتظري مي*نويسد:
    نويسنده ادامه مي*دهد: نامه مذكور گوياتر از آن است كه شبهه*اي براي نقد آن وجود داشته باشد. اما عجيب*تر از همه، داوري*هاي آقاي منتظري نسبت به محمد منتظري در كتاب «خاطرات» و بطور كلي حذف نامه مذكور از آن كتاب است. در حالي كه كم*اهميت*ترين نامه*هاي ايشان در پيوست كتاب خاطرات وجود دارد اما از اين اطلاعيه كه ضربات سختي به نيروهاي انقلابي در آن شرايط حساس وارد كرده بود ردپايي در خاطرات وجود ندارد، چرا؟
    نويسنده ادامه مي*دهد: اگر سادگي*هاي برخورد با جريان پيچيده ليبرال*ها، منافقين و ساير گروهك*هاي مدعي دين را در جريان انقلاب به طور كلي ناديده بگيريم، از زواياي ديگري نيز مي*توان مباحث متعددي را در اثبات ساده*نگري ايشان مطرح كرد.
    نگارنده هنوز فراموش نكرده است (و آقاي منتظري نيز در بخشي از خاطرات خود به اين مسئله اشاره كرده است). وقتي ايشان پس از آزادي از زندان در 27 آذر 1357 براي ديدار حضرت امام (ره) به فرانسه سفر مي*كنند در فرودگاه پاريس محاصبه*اي با «بي.*بي.*سي» انجام مي*دهند كه بي*دقتي و بي*توجهي در بكارگيري پاره*اي از تعابير و اصطلاحات در همين مصاحبه نزديك بود دردسرهايي براي انقلاب و آرمان*هاي امام ايجاد كند. ايشان در اين مصاحبه گفتند: «دهاتي*ها با چوب و چماق به هواداري از رژيم شاه به مردمي *كه بر ضد شاه تظاهرات مي*كنند، هجوم بردند و مردم را مي*كشتند. رسانه*هاي غربي از اين سخن چنين برداشت كردند كه شاه در ميان روستائيان كه در آن تاريخ عمده*ترين اقشار ملت ايران بودند، از پايگاه وسيعي برخوردار است و مي*تواند با استفاده از روستائيان كه هنوز به او وفادار هستند با مخالفان خود مقابله كند. به دنبال اين مصاحبه، شهيد محمد منتظري، سخت عصباني، ناراحت و نگران شد و در آن چند روزي كه آقاي منتظري در فرانسه به سر مي*برد به خبرنگاران رخصت نداد كه بدون كنترل به او نزديك شوند و با او مصاحبه كنند. اين جمله محمد را هنوز به ياد دارم كه به دنبال اشتباهي كه در فرودگاه پاريس از آقاي منتظري سر زد و براي برخي از رسانه*هاي غربي چند روزي خوراك تبليغاتي فراهم آورد، گفت: فكر مي*كنيد او مانند آقاي خميني است كه اگر در اقيانوس رسانه*هاي جهاني قرار بگيرد و يك سال تمام يك ريز حرف بزند، يك گاف نكند. آقاي منتظري اگر بدون كنترل، دو دقيقه با آن خبرنگاران حرفه*اي حرف بزند، ده*ها سوژه به دست آنها مي*دهد كه مي*تواند خوراك تبليغاتي يك سال آنها فراهم سازد.


    نظرات کاربران :

    # در روزگاري كه نسل سوم پس از انقلاب در شرف پا گذاردن به فضاي انديشه و تفكر جامعه هستند و بدليل ارتباط محدود با پيشكسوتان انقلاب و خون دل خوردگان مبارزه از يك طرف، و مهجور ماندن شخصيتهاي اصلي مبارزه (كه بعضا سياسي*كار و دولتمرد هم نيستند) از طرف ديگر، دست و دل و روح و انديشه*شان از درك تاريخ ناب و حقيقي و بكر كوتاه است، چنين روشنگريها و افشاي حقايق ضروري*ترين نياز جامعه انديشمند كشور است. اين ديد از اين منظر، خوشبينانه*ترين حالت و مربوط به زمان حال است كه به لحاظ زماني دسترسي نسبي بيشتري به منابع تاريخ شفاهي نهضت و مبارزه وجود دارد. واي به روزي كه نسل «بعدي» بخواهد خوراك فكر و انديشه خود را از دستپخت تاريخ*نگاران فريب خورده و مواجب بگير و مزدور و مسامحه*گر، برگيرد و چشم و گوش خويش را از تاريخ تحريف شده مورخان دين به دنيا فروخته پركند. آنان كه كوچكترين سهمي در پيشبرد مبارزه و جانفشاني در جهت سقوط زور داشته*اند و لحظه به لحظه غم نهضت را خورده*اند به وضوح بخاطر دارند كه چگونه مبارزه و مبارزان در صعب*ترين گلوگاه*ها، جبران ناپذيرترين لطمات را از دشمنان دوست*نما و دوستان نادان ديده*اند.

    # با سلام
    خوب است اينجا يادي از امام خميني اين بزرگ مرد تاريخ اسلام بكنيم كه با درايتي كه داشت جه تصميمات بجا و شايسته اي اتخاذ كرد و انجا كه بحث حفظ اسلام و انقلاب بود از همه چيز مي گذشت .
    چند روز پيش كه گوشه اي از زندگيش و تصميمات قاطعش را براي يك دوست مسلمان از كشور ليبي تعريف ميكردم اشك از چشمانش سرازير شد و گفت كه او بزرگ مردي در تاريخ اسلام بود
    برادران عزيز بهتر است بجاي جنجال با يكديگر (كه وقتي ما در خارج مي شنويم فقط ... كه چطور بر سر خوان نعمت نشسته ايم و قدر نعمت نميدانيم )يك دم به عملكرد و رفتار امام بينديشيم. ببينيم كدام رفتارمان نزديك به رفتار امام است

    # با سلام
    بنده با افكار وسوابق مبارزاتي شهيد بين الملل اسلا م محمد منتظري از طريق چندين بار مطالعه (كتاب فرزند اسلام وقران) كه توسط بنياد شهيد چاپ شده كه در حقيقت زندگينامه اين شيهد بزرگوار است اشنا شدم . ايشان در مقاطع مختلف ودر قالب سخنرانيها ومقالات ونامه ها نسبت به خط نفوذ بيگانگان پيرامون علما وبيت انان هشدار ها يي را داده است و حتي در اين خصوص به ذكر مواردي از تاريخ معا صر هم پرداخته است. اي كاش دشمنان انقلاب اسلامي موفق به حذف فيزيكي ا ين شهيد وسا ير كادرهاي كشورمان نمي شدند تا بهتر از منابع و امكا ناتمان استفاده مي كرديم

    # بسمه تعالي
    بهتر است طبق گفته حضرت امام ره مردم بطور بسيار عادلانه و با توجه به مصلحت نظام از مقام علمي ايشان استفاده كنند ويا حداقل ابراي اهل علم و قشر تحصيل كرده استفاده از آثار و نظرات علمي ايشان امكان پذير باشد تا حساسيت بيش از حد ايجاد نشود و ايشان بيش از اندازه مطرح نشوند.

    # اينجانب بنا بر دلايلي در زمان قائم مقامي ايشان در بيت ايشان رفت و امد داشتم .مسائلي را كه هر روز با ان بر خورد ميكردم را دليلي بر صحت تصميم امام و دولتمردان ان موقع ميدانم .اولا عده اي از طلبهاي اصفهاني و نجف ابادي هر روز در بيت پلاس بودنند و در هر فرصتي خود را به اقا نشان ميدادنند تا مورد لطف اقا باشند .ازصحبتها و مسائل مطروهه معلوم بود كه اقا چمدان را بردارد و به جماران برود واقاييان هم پشت سرش براي پست ونان واب . در زمان ايشان عده اي گنج ياب را دستگير كردنند كه بعدا معلوم شد از نجف ابديهاي مقيم قم هستند كه با بيل و لودر بيت اقا و اجازه مهر شده ايشان بدون اينكه از نيت انان با خبر باشد مبادرت به اين كار نموده بودنند.حال اين اقا چطور مقدرات يك كشور را مي توانست به دست گيرد الله اعلم.مهر ايشان ميتوانستيد در پاي هر نامه ببنيد از مجوز سقط جنين گرفته تا توصيه براي تخليه سيگار از بندر عباس .شايد يكي از بزرگترين خدمات امام به انقلاب خلع يد ايشان بود واسلام

    # در نظر كاربران آمده كه منتظري اكنون به سياست كاري ندارد پس نبايد كاري به كار او داشت!
    اينكه ايشان در هر مصاخبه و ديداري كه دارند ، شخصيت امام و دستآوردهاي انقلاب را زير سوال ميبرند ، فعاليت سياسي نيست؟
    بله ، اگر ايشان به نصيحت امام گوش ميكرد و خود را وارد مباحث سياسي- امنيتي نمي كرد، الان به اين وضع رقب بار نميافتاد كه به مرجع تقليد راديو اسراييل و بي بي سي تبديل شود و بيت وي به يكي از پايگاههاي اپوزوسيو ن تبديل گردد.
    خدا عاقب همه را حتم به خير بگرداند.

    # بنده تحليل دوستمان كه با آقاي منتظري كاري نداشته باشيم و نامي از وي نبريم را قبول ندارم چراكه وي بهرحال يكي از واقعيتهاي انقلاب و ايران بوده است و بايد به وي مانند همه پديده هاي انقلاب پرداخته شود تا جاي سوال براي هيچ كس چه نسل قبل و چه نسل فعلي و چه آندگان باقي نماند گرچه معتقدم اين پرداختن بايد از روي انصاف و عدالت صورت گيرد شخص آقاي منتظري خدمات زيادي به انقلاب نمود اما متاسفانه اين امكان بوجود نيامد كه وي تا انتها همراه نظام باشد

    # من از منتقدین جدی ایشان به دلیل رفتار وی با امام راحل هستم و حتی رساله قدیمی که از ایشان داشتم از دسترس فرزندانم دور کرده ام و هنوز هم معتقدم ایشان به امام ظلم نموده است ولی در مطرح کردن هر از گاهی ایشان مخالفم اولا وی پیر شده و فعالیتی مهم و رو در روی نظام ندارد و نمی تواند داشته باشد و دوما همانطور که امام هم تاکید داشتند نامبرده به سیاست کاری نداشته باشد که ندارد و به پاس همان خدماتی که در قبل از انقلاب و اوایل انقلاب داشته است کاری به کارش نداشته باشید و هر چه بیشتر به خوب و یا بد مطرح شود و مورد انتقاد بگیرد جوانان بیشتر کنجکاو میشوند و به نفع او وهوا دارانش میشود. بهتر است حداقل تا چندین سال دیگر نه در تاریخ و نه در کتابها و نه در خبر ها از ایشان نامی آورده نشود.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

  3. #3
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    انتقاد آيت*الله منتظري از زنداني كردن دانشجويان

    اعضاي شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي ايران، دفتر تحكيم وحدت، روز جمعه با آيت الله حسينعلي منتظري، از مراجع شيعه، در قم ديدار و گفتگو كردند.

    آيت الله منتظري از صدور حكم زندان براي دانشجويان انتقاد كرده است
    به نوشته وب سايت رسمي آيت الله منتظري ديدار اين فعالان دانشجويي با آيت الله منتظري در پي محكوميت تعدادي از دانشجويان در دادگاه و اعتراضات دانشجويي به اين احكام صورت گرفت.

    اين روحاني بلندپايه كه از مخالفان سياست هاي دولت فعلي ايران است، درباره احكام صادر شده براي دانشجويان گفت: ": آقايان قضاتي كه به راحتي براي منتقدان و دانشجويان حكم صادر مي كنند بدانند احكام آنها غيرشرعي و غيرقانوني است. قبلاً هم درباره دانشجوياني كه احكام سنگيني براي آنها صادر شده از من سوال شد. من هم نوشتم حرف آنها، كه مي گويند توهين به مقدسات نكرده اند، مسموع است و حكمي عليه آنها نمي توان صادر كرد."

    اشاره آيت الله منتظري به سه دانشجوي دانشگاه اميركبير تهران است كه به جرم چاپ مقالات توهين آميز به مقدسات در نشريات دانشجويي به دو تا سه سال زندان محكوم شده اند. اين دانشجويان اين اتهام را رد كرده و نشريات چاپ شده را جعلي مي دانند.

    قائم مقام رهبري ايران در سالهاي مياني دهه 60 همچنين خطاب به قضاتي كه چنين احكامي را صادر مي كنند، گفت: "آيا مفهوم زندان را مي فهميد و درك مي كنيد؟ مدتي خودتان به زندان به ويژه انفرادي برويد تا درك كنيد زندان يعني چه. من خودم بيش از پنج سال در رژيم گذشته زندان بودم و سه سال تبعيد. و در اين رژيم هم بيش از پنج سال در حصر غيرقانوني. به خوبي درد زندان و زنداني را لمس مي كنم."


    آقايان بيش از حد اوضاع را طبيعي جلوه مي دهند و فكر مي كنند اگر جنگي دربگيرد آب از آب تكان نمي خورد. ولي بايد بدانيد اين مردم ديگر مردم گذشته نيستند كه داوطلبانه روي مين مي رفتند. اگر در فكر گذشته ايد اشتباه مي كنيد


    آيت الله منتظري

    آيت الله منتظري همچنين درباره محروم كردن برخي از دانشجويان از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالي، كه به ماجراي دانشجويان "ستاره دار" مشهور شده، گفت: "همين احمد ما [فرزند آيت الله] با اين كه من زنداني و از مخالفان سرسخت شاه بودم و شهيد محمد [فرزند ديگر آيت الله] هم فراري بود، با اين حال از سوي وزارت فرهنگ و يا ساواك از تحصيل محروم نشد و توانست در دانشگاه پلي تكنيك مدرك مهندسي اش را بگيرد."

    آيت الله منتظري در ادامه با اشاره به مسائل جاري ايران، در مورد خطر جنگ هشدار داد: "آقايان بيش از حد اوضاع را طبيعي جلوه مي دهند و فكر مي كنند اگر جنگي دربگيرد آب از آب تكان نمي خورد. ولي بايد بدانيد اين مردم ديگر مردم گذشته نيستند كه داوطلبانه روي مين مي رفتند. اگر در فكر گذشته ايد اشتباه مي كنيد."

    آيت الله منتظري در ادامه اين ديدار از افرادي كه به وضع موجود انتقاد دارند خواست سكوت نكنند، اما به گونه اي انتقاد كنند كه " هزينۀ كمتري داشته باشد و نيروها حفظ شوند".

    آيت الله منتظري در بخش هاي ديگري از سخنان خود از بازداشت عمادالدين باقي، فعال حقوق بشر، و نيز اوضاع اقتصادي ايران انتقاد كرد.

    در روزهاي گذشته اعتراضاتي در دانشگاه هاي اميركبير و علامه طباطبايي تهران نسبت به احكام سه دانشجوي دانشگاه اميركبير و برخورد با فعالان دانشجويي صورت گرفت. سه دانشجو در اعتراضات دانشگاه علامه طباطبايي دستگير شده و به زندان اوين منتقل شده اند.





  4. #4
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Iran will be voting for a new parliament on Friday. Ahead of the elections, Adnkronos International (AKI) has asked the opinion of the Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri, one of highest authorities in Shia Islam and one of the founding fathers of the Islamic Republic of Iran.

    Montazeri, who is married to the sister of the late Ayatollah Ruhollah Musawi Khomeini - the leader of the 1979 Islamic revolution in Iran, presided over the commission which drafted the Iranian constitution.

    Although he was considered the natural heir to Ayatollah Khomeini, Montazeri was "disinherited" by his brother-in-law and was instead placed under house arrest, up until four years ago, for having criticised the repressive actions in the middle of the 1980s.

    Montazeri is considered a conservative with regard to Islam. Politically he can be defined as a pragmatist with great respect for human rights.

    In an exclusive interview with Adnkronos International (AKI), Montazeri stressed that "all governments and people have to have access to technology and nuclear energy."

    He said that "the errors committed by the Islamic Republic and the gratuitous provocations of the current government are the basis for the lack of international trust in our country."

    "These errors have brought about an international cohesion that has been manifested in the sanctions against Iran with worrying consequences for the population," Montazeri told AKI.

    The Grand Ayatollah hopes that "the government, bearing in mind the current difficulties, renounces its emotive and extremist policies and strives to overcome the current isolatio, to prevent political and economic pressures from crushing the country and the population."

    Montazeri also referred to the charges that that have been levelled against Tehran that it is interfering in the internal affairs of its neighbours, particularly Iraq.

    "Although it is our duty to help neighbouring countries, with which we share a common faith and culture, and which today are facing difficulties, this help should in no way become interference. In the same way, that great powers should not influence the choices made by developing countries with their economic support," he said.

    The Grand Ayatollah had a strong response to a question on the failure of many people to a secure a candidacy in the upcoming parliamentary elections on 14 March.

    "The failure of useful people with experience to secure their candidacy, just like the strong pressures that have been placed on newspapers and journalists, as well as women and students, causes the deepening divide between the people and power," said Montazeri.

    "It calls into serious question the legitimacy of the government and of the institutions," he said.

    "Under the current conditions, with the rise in international pressure, I don't understand why our government has not thought about the consequences of its choices," said Montazeri.

    "The people are already unhappy about runaway inflation and rising unemployment, and these unwise decisions have done nothing but fuel the popular dissent," he told AKI.

    "A parliament chosen under these conditions and without genuine and fair competition, surely cannot be representative of the majority of Iranians, who will see themselves governed by a uniformed minority incapable of responding to their needs," he said.

    The Grand Ayatollah is also the spokesperson for the disaffected of the Iranian population who do not take a positive view of the generosity with which Mahmoud Ahmadinejad's government has lavished aid on certain Middle Eastern movements and Latin American countries.

    "It is obvious that the Iranian population should not have to pay the price for this lavish aid to other countries and movements," he said, adding that "this winter many parts of the country suffered from the cold and the lack of fuel for heating."

    Tracing back the past 29 years of life in Iran, Montazeri said that "I do not accuse anyone of betrayal, but I cannot ignore that with the extremism of some and the authoritarianism of others, we have prevented the materialisation of the principle objectives of our revolution, which were political and civil freedom for the entire population," he said.

    Grand Ayatollah Montazeri also hinted at the massive presence of the military and the clergy on the country's political and economic scene, which has been the subject of strong criticism by the reformist forces.

    "On the interference of the military in political life, I will repeat the statement of the late Ayatollah Khomeini, who said that it is not in the interest of the country or even the armed forces that wear a uniform to put themselves into political games and to align themselves with the parties," he said.

    Montazeri is not even in favour of the presence of the clergy in executive roles.

    "The clergy must keep themselves as far as possible from executive roles and from the centres of power so as not to compromise its role as the spiritual guide of the population," said the Grand Ayatollah.

    This vision by Montazeri who has always been opposed to the presence of the clergy in executive roles, is one of the reasons for which he was distanced in his time from Ayatollah Khomeini.

    Hossein Ali Montazeri is not against the death penalty, which is provided for under Islamic Sharia law, but he is convinced that the Islamic Republic is abusing this law.

    "The death penalty was provided for bloody crimes and on the request of the relatives of the victim and on other rare occasions, and always if the accused had freely admitted the crime, but in no case if the confession is the consequence of the use of force, of torture or other types of pressures," he said.

    As for the practice of stoning, another punishment that has recently been applied by Iranian judges, Montazeri stressed that "the conditions under which such a sentence may be passed are so difficult that it would render this almost impossible."

    "To prove the crime of adultery, one needs to listen to four reliable eye-witness testimonies, which is almost impossible," he said.

    "In no case has Islam allowed the stoning of children by their parents, which unfortunately happened recently when a father stoned his 14-year-old daughter after he suspected her of having a relationship with a man," said Montazeri.




  5. #5
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Ayatollah Montazeri blasts the lack of freedom in Iran
    In a country where election races are controlled by the establishment, executions are continually increasing, and the freedom of the press and of assembly are violated on a daily basis, the voice of the 85 year-old ayatollah rings out in protest. He is one of the leaders of the Islamic theocracy, and one of the "fathers" of modern Iran.


    Tehran (AsiaNews/Agencies) - The grand ayatollah Hossein Ali Montazeri denounces the lack of freedom in the Islamic republic of Iran, with special reference to the race for the upcoming elections on March 14.

    The misdeeds of the council of guardians, which has dutifully barred the way for hundreds of reformist candidates, offers a disheartening panorama, and, according to the ayatollah, depicts Islam as a violent and coercive religion.

    In spite of the fact that just a few days ago this same council - which has the last word on candidacies - rehabilitated 251 reformists, the moderates have little hope of matching up to the monolithic presence of the conservatives in parliament.

    In a statement reported by the reformist newspaper Etemad, ayatollah Montazeri said: "We have succeeded in achieving independence. But freedom, which is advocated by Islam and the constitution, has been sacrificed. A clear and deplorable example of that is the mass disqualifications which have taken place regardless of the law and national interests and only out of political bias".

    Ayatollah Ali Montazeri was one of the leaders of the Islamic revolution in Iran, and was initially designated by Khomeini as his possible successor. His relationship with the supreme leader deteriorated when Montazeri came out in favour of the legalisation of political parties, and began to denounce the violations of freedom in the new Islamic republic. In spite of having spent five years under house arrest and of his precarious health, ayatollah Montazeri still remains today an influential political figure in Iran, and does not hold back from criticising current president Mahmoud Ahmadinejad for his economic policies and over the nuclear question, calling for him to moderate his usual provocative tone, which creates conflict and tension at both the national and international level.




  6. #6
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Qom and Tehran, Iran - Rival factions contesting Iran's parliamentary elections next week are breaking longstanding taboos and using once-sacred icons to challenge opponents in a vote that is likely to set the tone for the presidential contest in 2009.

    All sides say they revere Iran's 1979 Islamic Revolution and are devoted to the ideals of its leader, Ayatollah Ruhollah Khomeini. But who truly carries that revolutionary torch is the focus of vicious debate in which rivals accuse one another of being "enemies" of the regime bent on deliberately destroying it.

    Iran's conservative camp, known as "principlists" and including allies of President Mahmoud Ahmadinejad, is deeply divided but likely to keep its majority in the 290-seat parliament, or majlis, in the March 14 vote. The number of reformist candidates - relative liberals who want to ease social restrictions and end isolation from the West - has been limited, as hard-liners aim to prevent their political comeback.

    The discourse shows the profound confidence of Iran's most radical right-wing factions, analysts say. But their unbridled effort to keep hold of every lever of power in Iran is also causing them to break many long-held rules.

    "In 29 years, they didn't have the courage to talk this way," says Grand Ayatollah Saanei, a high-ranking cleric, speaking in the religious center of Qom. "But now [hard-liners] have full control and they have no competitors inside or outside Iran."

    Regime confidence has also been inadvertently boosted by Washington, which published in December a US National Intelligence Estimate that determined that Iran had halted work on a nuclear weapons program in 2003. Suddenly the belief that "war was just around the corner" disappeared, says Iraj Jamshidi, political editor of the reformist Etemaad newspaper in Tehran.

    "The conservatives feel a very strong sense of power in themselves, especially after the NIE report ...they feel the chance of war against them is gone," says Mr. Jamshidi. "The reality is that the Islamic Republic feels itself at the peak of its power since the revolution, and the foreign threat does not exist anymore."

    Indeed, Mr. Ahmadinejad has kept up his anti-West rhetoric, this week dismissing as "worthless" a third round of UN Security Council sanctions for Iran's refusal to halt uranium enrichment. He recently claimed that Iran's nuclear defiance has "brought all big powers to their knees"; and decried opponents in Iran for helping "materialize the plans of the enemies."

    "Everybody has understood that Iran is the No. 1 power in the world," the president said last week. "Today the name of Iran means a firm punch in the teeth of the powerful.... Today the message of your revolution is being heard [around the world] and even in the United States itself."

    Such confidence is translating into tough political infighting at home, where hard-liners have violated rules laid down by Ayatollah Khomeini himself against the military playing any role in politics, and against criticizing Khomeini's family.

    "To follow the path of the Islamic revolution, support for the principlists is necessary, inevitable, and a divine duty of all revolutionary groups," the Revolutionary Guards commander, Gen. Mohammad Ali Jafari, said last month.

    Those words brought stinging rebuke from across the political spectrum, even from fellow hard-liners such as the editor of the hard-line newspaper Kayhan, who called it a "faulty declaration" that is "against the clear guidelines."

    Among reformist critics was the respected grandson of the late leader. "If a soldier wants to enter into politics, he needs to forget the military and the presence of a gun in politics means the end of all dialogue," said Sayed Hassan Khomeini, a mid-ranking cleric in charge of his grandfather's mausoleum, in a rare public comment.

    "Those who claim to be loyal to [Khomeini] should be very sensitive to this order, which was directly given by him," Mr. Khomeini said. Noting that the revolution's leader put great store in the vote of the people, he criticized the initial disqualification of some 2,200 reformist candidates (850 of whom have been reinstated) including another Khomeini grandson. "No one can prevent the people from deciding their future," he said.

    But the hard-line counterattack was swift and unprecedented. A website close to the president's office went after the Khomeini family itself - a target long off-limits. Under the headline, "The Secret of the Red Cheeks of Sayed Hassam Khomeini," the Nosazi website wrote that Khomeini had received a $75,000 BMW and lived in luxury in north Tehran, where he would "never leave" his steam sauna but "have the luck to see the problems of the poor and needy with [his] red cheeks."

    The backlash to that was just as fierce. Fellow conservatives warned that allies of Ahmadinejad had gone too far. Kayhan's influential editor, Hossein Shariatmadari, told the president in print: "Beware of infiltrators and enemies [reformists], but mostly [beware] ignorant friends that are more dangerous ... pretending to support you and your government."

    Some argue the real problem is rule by one faction, the conservatives, that leaves little room for dissent. "Different views should go to the parliament, [so] we have a clash of ideas and the best one comes out," says Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri, Iran's leading dissident cleric and once Khomeini's heir apparent, in an interview in Qom. But hard-liners "want the government and parliament to be all the same, the people to be one with them, and they put others aside.... They weaken the revolution and they weaken Islam."

    Iranians often blame the clergy for not fulfilling the promises of the revolution. A common 1979 slogan demanded independence, freedom, and an Islamic republic, with explicit expectations of prosperity and a popular vote.

    "The owners of the country are not four or five people. The [authoritarian, pro-West] Shah [toppled in 1979] made the same mistake, now they are making this mistake again," said Mr. Montazeri. "Because people saw the opposite of the promises...all this eventually turned to dust."

    As the election nears, the former two-time president Hashemi Rafsanjani warned congregants at Friday prayers in Tehran that some "unnatural" factions "directed from outside of the country" were trying "to create division between [Khomeini] and the people."

    Anger over the insults to Khomeini's grandson was blamed for the sudden death of Ayatollah Mohammad Reza Tavassoli, the former head of Khomeini's office, who fell dead while making an impassioned speech about it in front of the Expediency Council. The Kargozaran newspaper praised him with the headline: "Defending the Imam until the very last moment." It quoed Mr. Rafsanjani's brother as saying that the ayatollah had died attacking those with "fossilized minds."

    "In a democracy, everyone should have a voice, and what is happening to reformists now is not democratic," says Mohammadtaghi Fazel Maybudi, a religious scholar at Mofid University in Qom. "Some of these [hard-liners] are moving against the flow of the world, which is toward democracy."

    "At the beginning of the revolution, we went a little too fast, with too many executions, and could have had relations with the US in another way," says Mr. Maybudi. "Now the conservatives are continuing those extremist moves again. I think they will have a negative effect on the nation."

    For some clerics, the bitter politicking itself is a betrayal of the revolution.

    "The political scene today is becoming polluted with unethical things," says Mohsen Gharavian, a mid-ranking cleric and religious scholar in Qom who studied under a hard-line ayatollah revered by Ahmadinejad. "When a cleric wants to become an MP, he should be ready to have his reputation played with."




  7. #7
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    آیت الله متنظری:
    ‏ خمینی دیگری خلق کرده اند
    تا پشت آن به مقاصدشان برسند




    سایت "میزان" منتشر کننده نظرات بخشی از ملی مذهبی های ایران، پاسخ به چند سئوالی را منتشر کرده که با آیت الله منتظری در میان گذاشته شده است. این پرسش ها بر محور کتاب خاطرات وی است. آیت الله منتظری در پاسخ، از جمله می گوید:

    ‏بعضی آقایان دلشان می‎خواهد مثل برخی وقایع نگاران سلاطین ، مطابق‏ ‏میل همان پادشاه وقایع را منعکس کنند، حالا حق باشد یا باطل ! جوری که او‏ ‏خوشش آید. وقایع نگاران معمولا این جورند. و لذا تاریخ هایی که نویسنده‏ ‏آنها همین وقایع نگاران سلاطین بوده اند صددرصد اعتماد به آنها مشکل است،‏ ‏به همین جهت که اینها نوعا رضایت خاطر همایونی آن شخص را در نظر‏ ‏می‎گرفتند.
    ‏ ‏حالا هم آقایان دلشان می‎خواسته من چنانچه خاطراتی از انقلاب دارم‏ ‏مطابق میل آنها بنویسم و وقایع نگار آقایان باشم ! درصورتی که آزادانه‏ ‏سؤالاتی از من کردند و جواب دادم و همه اش مربوط به خود من است. همان‏ ‏اول کتاب خاطرات هم گفتم برای این که‏ ‏تاریخ تحریف می‎شد اقدام کردم و آنچه در ذهن من بود گفته و نوشته ام. من‏ ‏ادعای عصمت نمی کنم، کما این که دو مورد که تذکر دادند، در جوابی که به‏ ‏آقای مصطفی ایزدی دادم آن دو مورد ذکر شده و جزئی بود پس سؤال از من‏ ‏شده و من هم جواب دادم .(۱) بعد هم چند مرتبه خودم مراجعه کردم اگر به‏ ‏نظرم جایی اصلاح لازم بوده است انجام دادم ; و از باب این که بعضی چیزها‏ ‏ممکن بود به اشخاص بربخورد، لذا از برخی خاطرات صرف نظر کردم ;‏ ‏چنانچه اول آن کتاب هم نوشته ام "بخشی از خاطرات ". اطلاعاتی راجع به‏ ‏اشخاص داشتم نخواستم افشاگری کنم. آنچه مورد توجه من بود [این بود] که‏ ‏آنچه واقعیت دارد و مربوط به انقلاب است یادداشت کنم . با این که مرحوم‏ ‏آیت الله خمینی این اواخر با من خوب برخورد نکرد من هیچ وقت نسبت به‏ ‏ایشان اهانت نکرده ام . البته آقایان دلشان می‎خواهد آقای خمینی را در حد‏ ‏یک امام معصوم برسانند; خود آیت الله خمینی هم چنین ادعایی نداشت .‏ ‏ایشان مردی بود متدین ، مجتهد و انقلابی اما معصوم از خطا نبود. ‏آقایان هر که را بخواهند از حواریون ایشان حساب می‎کنند، اما به عقیده من‏ ‏هیچ کس به اندازه من مربوط به ایشان نبوده است و ارتباط با ایشان نداشته‏ ‏است . من و فرزندم [شهید محمد] و تمام خانواده و فرزندانم به انقلاب و‏ ‏ایشان خیلی خدمت کردیم و قصدمان هم خدا بود که انقلاب پیروز شود، که‏ ‏الحمدلله هم پیروز شد. آقایان پس از آن که آیت الله خمینی از دنیا رفته است‏ ‏دارند یک آیت الله خمینی درست می‎کنند که خودشان به برکت ایشان به‏ ‏مقاصدشان برسند، با این که می‎دانند ایشان دیگر رهبر انقلاب نیست . ‏خواهی نخواهی مرگ همه را فرا می‎گیرد.

    من وقایع نگار آقایان نبودم. حتی وقایع نگار آیت الله‏ ‏خمینی هم نبودم . به آیت الله خمینی علاقه داشتم، شاگرد ایشان هم بودم، از‏ ‏ایشان استفاده هم کردم، انسان خوبی هم بود، اما معصوم نمی دانستم . آنچه ‏به نظرم رسید در خاطرات یادداشت کردم .

    آقایان توجه کنند. دارید قلب واقعیات‏ ‏می‎کنید مردم هم می‎فهمند. کارهایی که شما می‎کنید مثل "مستند روح الله" و‏ ‏امثال آنها، اینها چنین نیست که صددرصد به نفع آیت الله خمینی باشد. اینها‏ ‏به ضرر اسلام و انقلاب و همچنین آیت الله خمینی است. جوانها که‏ ‏آیت الله خمینی را ندیده اند اما پیرها آیت الله خمینی را دیده بودند. روابط ما‏ ‏با ایشان را همه می‎دانند، همه می‎دانند که من در متن انقلاب بودم ; چه بسا‏ ‏حالا می‎خواهند یک داستان را برای کسی بنویسند اسم مرا هم نمی نویسند و‏ ‏سانسور می‎کنند; مردم که می‎دانند و می‎گویند پس معلوم می‎شود. اینها‏ ‏به ضرر آیت الله خمینی و به ضرر اسلام است . من عقیده ام این است که‏ ‏مؤسسه نشر آثار امام باید اعتراض کنند به این جور چیزها و سوء‏ ‏استفاده هایی که از امام می‎کنند. و وسیله قرار دادن ایشان و نام ایشان برای‏ ‏اغراض سیاسی آقایان در حقیقت اهانتی به ایشان است . ایشان را نباید ابزار‏ ‏اغراض سیاسی خودشان قرار دهند. و متأسفانه این جوری شده است . و الا‏ ‏همه می‎دانند آیت الله خمینی هر چه بودند از دنیا رفته اند و دیگران دارند‏ ‏کشور را اداره می‎کنند; پس غرضشان این است که نام ایشان را ابزار قرار دهند‏ ‏و به برکت ایشان برای خودشان یک چیزهایی را درست کنند و یک عده را‏ ‏بکوبند. ما هم الحمدلله از اول که در صحنه بودیم بنا نبود اسممان باشد.‏ ‏مردم قضایا را می‎دانند و این جور که شما مستندسازی می‎کنید مطابق میلتان،‏ ‏هم به ضرر آیت الله خمینی و هم به ضرر اسلام است و مردم نسبت به همه چیز‏ ‏بدبین می‎شوند.






  8. #8
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    If I were a Shiite, if I were a high-ranking Shiite cleric, if I were sitting in the place of the object of emulation of the Shiites, then at the same time that I would love the Shiite creed, I would also think about humanity. My heart would ache over all the atrocities that have been done to people, Shiite or otherwise. And when I saw records of the barbaric tortures that have been carried out in the prisons of the Islamic Republic, tears would pour from my eyes.

    At the same time, if I had any courage and had the rank of a religious cleric, if the craving for political power and the lust for the trappings of leadership had not blinded my eyes and turned my heart into a stone, I would do the same thing that Ayatollah Montazeri did in the 1980s, through his peerless bravery and without concern for the implications of his action on his own person.

    When he acted, Ayatollah Montazeri was not a member of the Mujahedin,1 nor was he a supporter of any of the Marxist or leftist groups. He was one of the architects of the Islamic regime; he occupied the seat of the deputy Supreme Leader and the "hope of people and the Imam". But when he witnessed the slaughter carried out by the regime and the inhuman tortures in the nation's prisons and when he heard about the carnage taking place within the prison walls, then not only did his heart ache and his eyes weep, but he also loosened his tongue to strongly protest and oppose such tyranny.

    He sacrificed his entire political position and future leadership in defense of human virtues. He defended the Mujahidin, who had cravenly assassinated his own son, as well as the communists and Marxists whom he had no reason to like and indeed may not have had any sympathies for at all. He condemned the regime's numerous massacres and the medieval tortures of that murderous decade. In carrying out his historic duty, in the strongest voice possible, he denounced the serial massacres of prisoners throughout the country which were taking place on the instructions of the powerful ruler of that time, Ayatollah Khomeini, and he deplored them as crimes against humanity, thereby parting company with the cruel and murderous leadership.

    Ayatollah Montazeri denounced Khomeini's leadership at a time when no one else would dare complain about the vicious and murderous deeds of the "Imam". Many of those who today array themselves in opposition to the government, or who appear in the cloak of reform and who pretend that from birth they have been defenders of democracy and human rights, not only at that time, when Montazeri spoke courageously in denunciation of Khomeini, they did not utter a word against any of the criminal deeds of the regime and its leader. Indeed many of them closely collaborated with the regime in implementing those tyrannical and barbaric policies. Not only did they refuse to provide any support whatsoever to Ayatollah Montazeri, but in fact they arose in opposition to him, or with their calculated silence they aligned themselves with the murderers and thereby helped to further isolate and marginalize Montazeri.

    The latest effort of Ayatollah Montazeri in defending the civil rights of the Bahais is yet more evidence of his historic bravery.2

    The significance of his remarkable defense of the Bahai community and the civil rights of the Bahais is underscored even more when, even after his declaration, we still find only a handful of religious intellectuals who concur in supporting the civil rights of the Bahais. And the one or two who have found the courage to speak in support of the civil rights of the Bahai community have gained this courage after the brave pronouncement of Ayatollah Montazeri, as otherwise, most likely they would have continued with their deafening silence on this vital issue.

    The defense by Ayatollah Montazeri of the Bahai community of Iran speaks of his deep commitment to human rights.

    Whether as a Shiite cleric or from the position of a devoted Shiite, it is most evident that Ayatollah Montazeri has no sympathies towards the Bahai community or the followers of that religion. In fact, from his religious perspective and jurisprudential convictions, most likely he considers the Bahai Faith to be a wayward sect and an opponent and enemy of the Shiite creed.

    Nevertheless, he has defended the civil rights of the Bahais of Iran, and has signified that they possess all the rights associated with such citizenship.

    The historic import of this verdict is in the fact that during the past 150 years, not a single religious authority has shown the same courage in defending the rights of the Bahai, particularly at a time when the government in the name of "Islam" has devoted itself to the suppression of the followers of this religion.

    Ayatollah Montazeri's defense is a new chapter in the acceptance of the civil rights of the Bahais, a right recognized by one of the highest religious authorities among Shiite centers. I don't know whether if I had been a high ranking cleric, or if I had been the source of emulation of the Shiites, or if I had been the deputy supreme leader of the nation, I would have had the courage, the humanity and the deep conviction in human virtues and human rights which prompted Ayatollah Montazeri to defend his imprisoned opponents. I don't know if I could have acted as nobly as he has.

    As far as I recall, many leaders of political groups, many even among the rank and file, have become very happy about the suppression of their opponents at the hands of the Islamic regime. They have never complained when the principals of various parties and political groups were tortured in the most barbaric manner and dragged before sham television shows to confess to their "guilt".

    Husayn-Ali Montazeri is among those rare figures in the contemporary history of Iran who has defended his adversaries, even has defended those who assassinated his own child. His defense of the Bahais and their entitlement to live and enjoy civil rights is yet another demonstration of his deep belief and his understanding of the rights of all people, including those with whom he disagrees.

    If I Were a Muslim Lawyer

    During all these years, as a courageous lawyer, Mrs. Shirin Ebadi has consented to defend those who have often been rejected as clients by other lawyers. She has time and again demonstrated this audacity.

    Agreeing to defend the civil rights of the imprisoned Bahais is her latest courageous act.

    However, because she decided to defend the imprisoned Bahais, the Security authorities have recently attempted, through the nation's official reporting agency, IRNA, to elevate the "cost" to her to the level of a charge of apostasy, in a filthy and malicious plot. In this official scheme, IRNA has announced that her daughter has become a Bahai and has then proceeded to claim that Mrs. Ebadi herself has also become a Bahai, and that it is her change of religion from Shiites to the Bahai Faith which has prompted her to defend the civil rights of the Bahais.

    To neutralize this malicious campaign against her, Mrs. Ebadi announced in a press conference that she was a Shiite and proud of her adherence to that religion, but that she also would continue to defend the civil rights of the Bahais.

    It appears that some friends have been annoyed that she has said that she is a Shiite and is proud of being a Shiite.

    What would I do in this situation if I were a lawyer and a Muslim Shiite and at the same had enough courage and professional ethics, and if I was committed to defending the human rights of other citizens, would I defend the civil rights of the followers of the Bahai Faith?

    Would I be willing, as a lawyer, to defend those who have been incarcerated on the grounds of being Bahais, particularly in a country in which Bahais enjoy no rights whatsoever?

    Would I defend Bahais, when as their lawyer I stand accused by the official news organ of the nation, which is the voice of organized crime and of the dreaded security apparatus of Iran, of the charge of apostasy, and have been threatened with death?

    And if I had the courage to defend the Bahais, would I remain silent in the face of an evidently false charge of apostasy by the security and intelligence agencies of the nation, or would I express my pride at being a Muslim who is willing to defend the civil rights of the Bahais?

    I am not sure how many among us, if we lived in Iran, and were a Shiite (and actually believed in our religion!), and were a lawyer, and if our life was constantly threatened by both the official authorities and by their hired thugs, would continue like Mrs. Ebadi to defend the Bahais. There are hundreds, perhaps thousands, of Shiite lawyers in Iran, and very few of them would contemplate taking on such a case.

    When Shirin Ebadi says she is a Shiite, she is not lying. She is a Shiite, in the same way that Ayatollah Montazeri is a Shiite. She has now agreed to defend the Bahais and their leaders in the courts of the Islamic Republic after three decades in which the silenced Bahais have been brutally suppressed, even though there are thousands of other lawyers and legal scholars in Iran.

    Why shouldn't she express her pride at being a Shiite at the same time that she has arisen to defend the rights of the Bahais? Should the situation be as the publishers of the Kayhan Newspaper insist, namely, that if she wants to defend the Bahais then she must abandon her Shiite faith? Is it written somewhere that only the Bahais are allowed to defend the Bahais?

    I can be a Jew and be proud that I'm a Jew. I can be a Christian and be proud that I'm a Christian. I can be a Shiite and be proud that I'm a Shiite. I can be a Bahai and be proud that I'm a Bahai. I can have no religion and be proud that I'm irreligious.




  9. #9
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    NOTES
    (1) While more than one group in Iran have called themselves Mujahidin [holy warriors], the most famous is the People’s Mujahedin of Iran – currently an Iraq-based Islamic Socialist militant organization that advocates the overthrow of Iran’s present regime and believes that socialism and religion can live side by side.

    (2) Reference here is to a religious ruling issued by Ayatollah Montazeri on 14 May 2008. The original text of this fatwa is available here:

    In the Name of the Most High
    With greetings,

    The congregation of Bahais, not having heavenly books like those of the Jews, Christians, and Zoroastrians, is not considered one of the religious minorities in the constitution [of the Islamic Republic of Iran]. However, since they are citizens of this country, they have a right to the land and water, and to enjoy civil rights. Furthermore, they must benefit from the Islamic compassion which is stressed in the Qur’an and by the religious authorities.

    God willing, you will be successful.




  10. #10
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    امروز در قم دو روحانی برجسته اهل نجف آباد اصفهان برای دو طیف مختلف، نماز عید فطر را امامت کردند. دو دوست قدیمی و هم سن وسال که امروز یکی امامت نماز رسمی عید فطر قم را بر عهده داشت و و دیگری امامت روشنفکران و روحانیون منتقد وضع کنونی را. اولی آیت الله ابراهیم امینی امام جمعه شهر و دومی هم آیت الله حسینعلی منتظری امام جمعه تهران و سپس قم در سال های اول پس از پیروزی انقلاب. آیت الله امینی در حرم حضرت معصومه برای هزاران نفر از مردم شهر نماز عید خواند و یک کیلومتر آن طرف تر، آیت الله منتظری در دفترش و برای چند صد تن از پیروان و دوستدارانش. در جریان سخنرانی جنجالی آبان 76 آیت الله منتظری که منجر به تصرف حسینیه و حصر پنج ساله اش شد، آیت الله امینی در خطبه نماز جمعه قم همچون مرحوم آیت الله مشکینی امام جمعه سابق شهر از بداخلاقی های صورت گرفته نسبت به آیت الله منتظری گلایه کرد و از مخالفان وی خواست که علیه وی شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر ندهند، چرا که به گفته آیت الله امینی، آقای منتظری از مهم ترین مدافعان ولایت فقیه بوده است. آیت الله امینی همچنین پس از آزادی آیت الله منتظری از حصر پنج ساله، به دیدار وی رفت و از او دلجویی کرد. این روزها آیت الله امینی دیگر بر خلاف سابق، عضو مجلس خبرگان نیست و تنها به امامت جمعه قم اکتفا کرده است. وی رویه معتدلی داشته و هر از چندی نیز انتقاداتی نسبت به اوضاع جاری مطرح می کند. اگرچه رابطه گرم خود با نظام را هم حفظ کرده است. وی همچنین از معدود روحانیون عالی رتبه نظام بوده که ارتباط مستقیم خود با مردم و به ویژه جوانان را حفظ کرده است. آیت الله منتظری هم در خطبه های امروز نماز عید فطر از ادامه تصرف حسینیه اش به شدت انتقاد کرده و این مکان را که جنب دفتر و منزلش قرار دارد و محل سابق دیدار و تدریس وی بوده است، ملک شخصی خود دانست. وی همچنین از کسانی که سکوت کرده اند گلایه کرده و سخنان رییس جمهور درباره وجود آزادی مطلق در کشور را زیر سؤال برد. البته پیش بینی می شود که سخنرانی امروز آقای منتظری بر خلاف سخنرانی های گزنده وی در دهه 70 چندان بازتابی نداشته باشد.





  11. #11
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    منتظری در اعتراض به برگزار نشدن مراسم سالگرد مهندی بازرگان
    لااقل رژیم شاه
    با مرده ها کاری نداشت!

    کار به ویران کردن قبرستان ها رسیده و می خواهند قبر کسانی را ویران کنند که به یکسال حبس محکوم شده بودند اما - در آن قتل عام سال 67- اعدامشان کردند. حتی در مورد کفار هم اهانت بر میت جایز نیست. اینها چه کسانی هستند که اینگونه عمل می کنند؟






    شماری از ملی مذهبی ها و دیگر افراد سیاسی که با هدف یادکرد مهندس بازرگان در سالگرد در گذشت وی به قم رفته بودند پس از حضور در مزار‏ بازرگان به دیدار آیت الله منتظرى رفتند. آیت الله منتظری دراین دیدار گفت:


    ‏ تشکر مى‎کنم که به فکر بزرگداشت یاد و نام‏ ‏بزرگان هستید، گرچه متأسفانه متصدیان امور فراموشکار شده اند و یادشان‏ ‏رفته که در اول انقلاب شعار "استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى " یک شعار‏ ‏همگانى بود و همه مردم از صمیم دل آن را فریاد مى‎کردند.

    ‏در آن زمان رهبر انقلاب در پاریس اعلام نمودند که حتى کمونیستها هم آزادند‏ ‏و مى‎توانند حرفشان را بزنند، ولى حالا وضع به گونه اى شده که مثلا با مجلس‏ ‏بزرگداشت مهندس بازرگان با آن همه خدمات ارزنده و یا بزرگداشت شهداى‏ ‏غزه مخالفت مى‎کنند! در رژیم سابق با مرده ها دیگر کارى نداشتند. آیا این‏ ‏قبرستانهایى که خراب مى‎کنند قبرستان کفار بوده است؟ حتى در مورد کفار‏ ‏هم اهانت بر میت جایز نیست. بعضى از کسانى که به یک سال زندان محکوم‏ ‏بودند و اعدام شدند حالا با قبرهاى آنها هم برخورد مى‎شود و براى‏ ‏خانواده هایشان مشکل درست مى‎کنند. اینها چه کسانى هستند که این گونه‏ ‏عمل مى‎کنند؟

    ‏در سالگرد انقلاب باید مسئولین انعطاف بیشترى نشان دهند و با مردم آشتى‏ ‏کنند و بپذیرند که مردم همه کاره اند و حاکمیت مال مردم است . امروز همه جهان با هم در ارتباط هستند و مردم مى‎بینند که در اکثر‏ ‏کشورها مردم آزادانه مى‎توانند انتخاب کنند. استقلال، آزادى یعنى مردم‏ ‏آزادند که فرضا جلسه بگیرند و حرف خودشان را بزنند و هر کسى را هم‏ ‏خواستند انتخاب کنند.

    ‏ ‏من از شما تشکر مى‎کنم که به وظایف خود عمل کرده و براى بزرگان مجلس‏ ‏بزرگداشت مى‎گیرید. حالا کار به جایى رسیده که جلوى برگزارى آن را‏ ‏مى‎گیرند، روسیاهى به زغال مى‎ماند.

    خداوند انشاءالله مرحوم آقاى مهندس بازرگان را که درجاتشان عالى است‏ ‏متعالى بگرداند، و به ما هم توفیق دهد بتوانیم به وظایفمان عمل‏ ‏نماییم .






  12. #12

  13. #13
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    Mass executions of 1988

    Montazeri talks about Khomeini's death decree



    [ame]http://www.youtube.com/watch?v=dv49iMus1kE[/ame]


    [ame]http://www.youtube.com/watch?v=Eae9Xw67wUU[/ame]




  14. #14
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    آیت*الله منتظری از حوزه*های علوم دینی سنتی برخاسته و همچنان به قواعد فقه سنتی پایبند است، اما وی بنا به همین قواعد، در زندگی پرتلاطم خود حریم كرامت انسانی و تحمل دگراندیشی را پاس داشته و به خلاف بنیادگرایانی كه سنت دینی را قربانی قدرت طلبی بی مهار خود كرده*اند، از حقوق ستمدیدگان به هر بهایی دفاع كرده است. او در زمانی كه خود در حصر بود، از سرنوشت خانواده*های زندانیان عقیدتی غافل نمی*شد به طوری كه بخشی از هزینه زندگی این خانواده*های بی پناه را بر دوش گرفته بود. حافظه خارق*العاده، منش و رفتاری آمیخته به مهربانی و تواضع و گفتاری صمیمی و همراه با طنزی ظریف و دلچسب از آیت*الله منتظری چنان شخصیتی ساخته كه حضورش را بسیار مطبوع و شیرین می*كند. از این رو، ندیدن طولانی او سبب دلتنگی و دیدنش مایه حلاوت و آرامش است. در واقع دلتنگی سبب می*شود كه من نیز چون هزاران تن دیگر، هر از گاهی به جناب احمد* آقای منتظری زنگ بزنم تا امكان دیداری و اگر وقت مناسب بود، فرصت گفتگویی پیش آید. این بود كه روز یكشنبه در راه بازگشت از اراك بنا به قراری كه با احمد آقا گذاشته بودیم به دفتر آیت*الله منتظری رفتم بدان امید كه صحبتی در باره انتخابات هم صورت گیرد.

    پاسی از شب گذشته بود و جناب آیت*الله تازه جلسه استفتاء با تعدادی از روحانیون را تمام كرده بود. از جزئیات روند انتخابات اطلاع داشت و نسبت به برخورد حذفی شورای نگهبان با اكبر اعلمی و قاسم شعله سعدی معترض بود. یادم رفت نظر ایشان را در باره رد صلاحیت خانم رفعت بیات بپرسم از این رو نمی دانم كه نظر فقهی آیت*الله نسبت به رئیس جمهور شدن خانم*ها آیا همان نظر مشهور فقهاست یا تفاوت دارد. به هر حال، بحث به خبرهایی كشید كه از قول ایشان در پاره*ای سایت*ها انتشار یافته بود. این نوع خبرها را تكذیب كردند. بحث اندكی كه پیش رفت، متوجه شدم كه برای گرفتن اظهار نظری مشخص از ایشان در باره انتخابات ریاست جمهوری، تلاش*های زیادی صورت گرفته به طوری كه جناب آیت*الله از این جهت احساس فشار می*كرد. به هر حال، آیت*الله منتظری به شدت منتقد رفتار شورای نگهبان بود. پس از دیدار با آیت*الله كه طبق معمول آخرین آثارش را هم به دیدار كنندگان هدیه می*دهد از جمله كتاب سفیر حق و سفیر وحی كه در پاسخ به دیدگاه دكتر عبدالكریم سروش در باره ماهیت وحی...




  15. #15
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    آیت الله منتظری: مشروعیت نظام در خطر است
    آیت الله حسینعلی منتظری با انتقاد از عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی نسبت به بی اعتماد شدن مردم نسبت به حاکمیت هشدار داد.

    آقای منتظری روز سه شنبه ۲۶ خرداد (۱۶ ژوئن) با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ایران را "هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد و بر اساس شواهد موثق، تغییرات عمده ای در آرای مردم داده شده است".

    در این اطلاعیه با اشاره به اعتراضات صورت گرفته به نتایج اعلام شده انتخابات آمده است: "در چنین شرایطی انتظار آن است که حاکمیت، پاسخی مقبول و معقول بدهد و با روش های صحیح، بدبینی و شک و شبهه مردم را بر طرف نماید که در غیر این صورت موجب بی اعتمادی بیش از پیش مردم به حاکمیت شده و مشروعیت نظام و منتخب آن زیر سئوال رفته و اعتبار آن مخدوش خواهد شد".

    آقای منتظری از برخوردهای صورت گرفته با معترضان انتقاد کرده و نوشته است: "به جان فرزندان این مردم و این مملکت افتاده و با شدت و خشونت کامل با زنان و مردان بی دفاع و دانشجویان عزیز برخورد کرده و آنها را سرکوب و مضروب و دستگیر نمودند و اینک به دنبال تسویه حساب های سیاسی با فعالان و اندیشمندان و روشنفکران بر آمده و عده کثیری را که بعضا از مسئولین بلندمرتبه نظام جمهوری اسلامی بوده اند بی جهت دستگیر و بازداشت می کنند".

    آقای منتظری شرط حاکمیت را جذب "همه اقشار، حتی مخالفین فکری و سلیقه ای" و سهیم کردن آنها در حاکمیت دانسته است.

    او به "مردم، به ویژه جوانان" توصیه کرده است که خواسته های خود را "با صبر و متانت" دنبال کنند و با پرهیز از خشونت اجازه ندهند که "خواسته قانونی شان مخدوش" شود.

    آقای منتظری نوشته است که خشونت می تواند بهانه ایجاد "فضای رعب آور و امنیتی کردن کشور" را بدهد.

    او از مأموران انتظامی و نظامی خواسته است که جوانان معترض را فرزندان خود بدانند و از برخوردهای "خشن و غیرانسانی" خودداری کنند.





  16. #16
    Member Dokhtar Bandari's Avatar
    Join Date
    Oct 2007
    Location
    Beyond north star somewhere
    Age
    48
    Posts
    1,086
    Ehhhh...playing good cop bad cop yeah?
    I would be true, for there are those who trust me;
    I would be pure, for there are those who care;
    I would be strong, for there is much to suffer;
    I would be brave, for there is much to dare.
    I would be friend of all—the foe—the friendless;
    I would be giving and forget the gift;
    I would be humble, for I know my weakness;
    I would look up and laugh—and love—and lift.
    Howard Walter
    http://www.farsinet.com/poetry/images/poemvatn.gif

  17. #17

  18. #18
    Newbie
    Join Date
    Jun 2011
    Age
    29
    Posts
    1
    Quote Originally Posted by Rasputin View Post
    Ayatollah Montazeri blasts the lack of freedom in Iran
    In a country where election races are controlled by the establishment, executions are continually increasing, and the freedom of the press and of assembly are violated on a daily basis, the voice of the 85 year-old ayatollah rings out in protest. He is one of the leaders of the Islamic theocracy, and one of the "fathers" of modern Iran.


    Tehran (AsiaNews/Agencies) - The grand ayatollah Hossein Ali Montazeri denounces the lack of freedom in the Islamic republic of Iran, with special reference to the race for the upcoming elections on March 14.

    The misdeeds of the council of guardians, which has dutifully barred the way for hundreds of reformist candidates, offers a disheartening panorama, and, according to the ayatollah, depicts Islam as a violent and coercive religion.

    In spite of the fact that just a few days ago this same council - which has the last word on candidacies - rehabilitated 251 reformists, the moderates have little hope of matching up to the monolithic presence of the conservatives in parliament.

    In a statement reported by the reformist newspaper Etemad, ayatollah Montazeri said: "We have succeeded in achieving independence. But freedom, which is advocated by Islam and the constitution, has been sacrificed. A clear and deplorable example of that is the mass disqualifications which have taken place regardless of the law and national interests and only out of political bias".

    Ayatollah Ali Montazeri was one of the leaders of the Islamic revolution in Iran, and was initially designated by Khomeini as his possible successor. His relationship with the supreme leader deteriorated when Montazeri came out in favour of the legalisation of political parties, and began to denounce the violations of freedom in the new Islamic republic. In spite of having spent five years under house arrest and of his precarious health, ayatollah Montazeri still remains today an influential political figure in Iran, and does not hold back from criticising current president Mahmoud Ahmadinejad for his economic policies and over the nuclear question, calling for him to moderate his usual provocative tone, which creates conflict and tension at both the national and international level.

    Thanks you for the post.
    Last edited by Rasputin; 06-20-2011 at 12:44 AM. Reason: Spam Signature Is Forbiden

Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •