Results 1 to 3 of 3

Thread: Farzaneh Kaboli

  1. #1
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630

    Post Farzaneh Kaboli

    مادر علی کوچولو سال*ها پیش از این*که برای مردم چهره*ی بازیگر تلویزیون و تاتر باشد، بالرینی بود که برای رقصیدن زندگی می*کرد.

    این روزها اگر کسی بخواهد ادعای دانستن رقص را داشته باشد حتما اشاره می*کند شاگرد فرزانه کابلی بوده. زنی ۵۸ ساله که هرگز نمی*توان زندگی*اش را از رقصیدن جدا کرد.

    اوبا همه سختگیری اجتماعی به حرفه اش، کارش را می*کند. هر از چندی برنامه*ی حرکات موزونی اجرا می*شود که گروه کابلی با نام گروه حرکت آن را شکل می*دهند؛ یا در حاشیه و در لابه*لای یک تاتر، یا به صورت مجزا و با نام حرکات موزون. او رقص را آموزش می*دهد؛ علی*رغم هر شایعه*ای و هر حرف و حدیثی .

    فرزانه کابلی، که تا پیش از انقلاب یکی از برترین بالرین*های ایران بود، سال*هاست که همچنان یکی از بهترین رقصنده*ها و طراحان رقص*های محلی در کشورمان محسوب می*شود.


    آن*قدر که حتا مراکز دولتی برای برگزاری مراسمی خاص، جایی برای گروه کابلی در نظر می*گیرند تا شور و هیجان را روی صحنه بیاورد؛ البته نه با عنوان رقص.

    کابلی را با بازی در سریال علی کوچولو و فیلم*هایی مثل رنو تهران ۲۹، شیرک و در مسیر تندباد و نمایش*های زیادی می*شناسیم که همیشه در کنار رقصندگی حفظ شده*اند.

    نهمین روز از اردیبهشت ماه، روز جهانی رقص است. وقتی به این روز فکر می*کنی، یکی از کسانی که به ذهن می*آید اوست. کسی که با بازداشت و برخوردهای مختلف برای کنار گذاشتن رقص روبه*رو شده اما همچنان در حال مبارزه است. خودش می*گوید شما یک چیزی می*شنوید، نمی*دانید این جنگ چقدر سخت است.

    او و همسرش، هادی مرزبان (کارگردان تاتر)، قصد ماندن در ایران را دارند. این را بارها و بارها تاکید می*کند و می*گوید می*خواهد بجنگد تا دیگران بدانند رقص یک هنر است.


    به او تلفن کردم تا روز جهانی رقص را تبریک بگویم و او مثل همیشه سر صحنه بود. این*بار با بچه*های گروهش در فضای باز خانه*ی هنرمندان، به خاطر هفته*ی تاتر، هر روز اجرا داشتند؛ اجرای حرکات موزون.

    اما با شور و حرارت همیشگی*اش همان*جا ایستاد و پای تلفن از مشکلات رقصیدن در ایران گفت و از نگاه سنتی مردم به این هنر و استقبال جوانان از کلاس*های رقصی که بیشترشان از دید او بدن*نمایی هستند تا رقص.

    با وجود مشکلات و ممنوعیت*ها، شما هنوز دست از آموزش رقص برنداشته*اید؟

    اگر سلول*های بدن مرا باز کنید، اگر رگ*های من را بشکافید، درهمه*ی آنها حرکت می*بینید و* رقص. رقص از زندگی من جدا نیست، از وجود من جدا نیست. در نتیجه من هرگز این کار را کنار نمی*گذارم. با اعتقاد به این*که می*دانم که این کار صددرصد کار هنری*ست و من هیچ*وقت نمی*خواهم بدنم راعرضه کنم. بچه*هایی هم که با من کار می*کنند، هیچ*وقت نخواسته*اند بدن*شان را عرضه کنند. در نتیجه چون به نظرم یک هنر می*آید دنبالش می*روم و تا آخرش هم می*روم و پایش ایستاده*ام. برای اینکه بهش اعتقاد صددرصد دارم.

    چرا تا این حد با رقص در ایران مخالفت می*شود؟

    راستش من فکر می*کنم علت عمده*اش این است که در ذهن مردم حتا کلمه*ی رقص هم بد جا افتاده. به حدی که کلمه*ی حرکات موزون را جایگزین کرده*اند به جای رقص. به تازگی هم که انجمن طراحان حرکات موزون تشکیل شد. اسمش را باز عوض کرده*اند، یعنی گذاشته*اند انجمن نمایشگران حرکت بی*کلام. من به این ترکیب*بندی اعتراض کردم، مخالفت کردم. ولی به هرحال در ذهن مردم رقص عرضه*ی بدن است، یعنی یک کار سبک. رقص آدم*هایی را یاد بعضی*ها می*اندازد که همیشه با حرکاتی غیرمعقول و نادرست، شکل رقص را بازی می*کرده*اند و به هرحال رقص هم در آن بوده. به همین جهت مردم از زمان*های بسیار دور این تصاویر را در ذهن دارند و فکر می*کنند آن*چه ما می*گوییم همانی*ست که آن موقع می*دیدند.

    اگر در ذهن مردم این چیزی* که شما می*گویید وجود دارد و رقص کلمه*ی خوشایندی نیست، چرا از کلاس*های اموزش رقص در ایران استقبال می*شود؟

    برای این*که مردم تفریح دیگری ندارند. یعنی دوست دارند بچه*هایشان را روانه*ی کاری کنند که هم سلامت بدن*شان را تضمین کند و هم روی فرم باشند. بچه*ها هم یا به*طور غلط یا درست از ماهواره*ها این هنر را می*بینند و به هرحال مشتاقند که یاد بگیرند. حالا من بعضی ازآنها را می*شناسم. می*گویم نروید! نکنید! این راهی که بعضی یاد می*دهند، این تعلیم و این تعریف*ها از رقص درست نیست. خب من نمی*توانم همه را آگاه کنم و به همه بگویم. ولی تا جایی که ممکن است سعی می*کنم این آگاهی را به دوروبری*هایم، به اطرافیانم بدهم. کسانی که با خودم کار می*کنند دقیقا متوجه می*شوند که آن*چه دیده*اند غلط بوده و شکل نادرستش بوده است.

    برای برگزاری کلاس رقص می*شود مجوز گرفت؟

    نخیر. متأسفانه نمی*شود. ما برای اجرای حرکات موزون روی صحنه هم به سختی مجوز می*گیریم. ولی می*رویم دنبالش. من یکی بخصوص. هر چند برای خانم*ها خیلی سخت است اینجا کار کردن، ولی با همه*ی این سختی من می*روم و پیگیرش هم هستم و تا آخرش هم هستم. ما اینجا را دوست داریم و دوست داریم اینجا زندگی کنیم و اینجا کار کنیم. در نتیجه دیگر با مشکلاتش هم باید آن*طوری که می*توانیم یا اجازه می*دهد کنار بیاییم دیگر.

    ولی خیلی از سالن*های ورزشی و کلاس*های اروبیک بی سر و صدا رقص هم آموزش می*دهند.

    دقیقا بله.

    یعنی برای آموزش رقص مجوز ندارند؟

    خیر، مجوز ندارند. فقط برای کلاس*های اروبیک مجوز دارند، ولی در کنارش رقص را هم آموزش می*دهند. منتها رقص*هایی که من شنیدم و می*بینم که در خیلی از این کلاس*ها آموزش می دهند وحشتناک است. یعنی شکل بسیار بدی*ست از رقص که آن اسم بد را در ذهن آدم زنده می*کند.

    منظورتان از شکل بد رقص چیست؟

    همان عرضه*ی بدن و حرکات نازیبا و به هرحال حالات و رفتارهایی که من به*عنوان یک رقصنده قبولش ندارم.

    این روزها بیشتر از چه نوع رقصی استقبال می*شود؟ رقص*های ایرانی یا خارجی؟

    اگر روی صحنه اجرا بشود، یعنی دیده شود، از هر فرم کاری که اسمش کار حرکت باشد استقبال می*شود . چند وقت پیش تاتری روی صحنه رفت که همسرم، هادی مرزبان، کارگردانش بود. من کارهای حرکتی در این تاتر داشتم. باور کنید با این*که کار حرکت قسمت آخر نمایش بود، که مراسم سینه*زنی و زنجیرزنی بود، اما شما نمی*توانید باور کنید هر کسی می*رسید می*گفت خانم اگر برنامه*ی شما نبود، اصلا ما نمی*نشستیم تا آخر. فکرش را بکنید. خود تاتر به نظر من جذاب بود، ولی همه به خاطر آن قسمت حرکتی*اش می*نشستند که شاید حدود ۸ ـ ۷ دقیقه هم بیشتر نبود. اما آن فرمی که من کار کردم آخر سر برای همه جذاب بود. حدود ۳۰ ـ ۲۰ تا دختر و پسر سینه*زنی و زنجیرزنی داشتند،* منتها نگاه من به آن سینه*زنی و زنجیرزنی یک فرم تازه و خاصی بود که هیچ*کس تا حالا آن حالات را ندیده بود و نمی*شناخت. منظورم این است که هر فرم حرکتی در ایران روی صحنه برود مردم استقبال می*کنند.

    در کلاس*های رقص چطور؟ جوانانی که می*آیند برای ثبت*نام در کلاس*های خصوصی شما برای یادگرفتن رقص؟
    کلاس*های من به این شکل است که از حرکات کلاسیک باله استفاده می*کنم. وقتی از این حالات درکارهای ایرانی استفاده می*کنم رقص ایرانی بچه*ها شکل بسیار شیک و زیبایی می*گیرد و دیگر از آن شکل روحوضی و شکل سبک بسیار به*دور است. در واقع، بچه*هایی که با من کار می*کنند،* هر فرم کاری که بهشان بدهم استقبال می*کنند. ما حتا از موسیقی*های سنتی مثل موسیقی شجریان، علیزاده،* انوشیروان روحانی و مشکاتیان هم برای رقص و یادگیری فرم*های مختلف استفاده می*کنیم و اینها هم برای جوانان جذابیت دارد.

    یعنی حتا بخش سنتی موسیقی ایرانی را هم در خدمت رقص گرفته*اید؟

    بله. من خیلی دوست دارم که بچه*ها قبل از این*که حرکات کلاسیک باله را یاد بگیرند، حرکات ایرانی واقعی را یاد بگیرند و اصلا رقص*های ایرانی خودمان را بشناسند. وقتی چندین کار کردند و راه افتادند بعد من مثلا رقص اسپانیایی را آموزش می*دهم یا رقص*های مدرن مثل جاز را با آنها کار می*کنم. ولی اول اصرار دارم رقص*های محلی را یاد بگیرند.

    در این چندسال اخیر استقبال از یادگیری رقص بین جوان*ها چطور بوده؟ بیشتر شده یا کمتر؟

    خیلی بیشتر شده... ما درتهران زندگی می*کنیم، ولی شاگردهایی دارم که از شهرهای اطراف می*آیند؛ از لواسان، پلور و کرج. خیلی راه دوری*ست، ولی می*آیند. با عشق می*آیند. در سرما وگرما، در برف و باران. کلاس*ها در منزل ما برگزار می*شود و منزل*مان در محلی*ست که وقتی برف می*آید، حدود یک متر و نیم روی زمین می*نشیند. اما در این شرایط هم می*آیند. ماشین را دور نگه می*دارند، کفش مناسب می*پوشند و می*آیند که کلاس*هایشان را از دست ندهند.

    من همیشه به آینده*ی رقص در ایران امیدوارم. و واقعا دلم می*خواهد این مفهوم شکل واقعی*اش را پیدا کند... ولی خب باید صبر کنیم دیگر. من که از پا نمی*نشینم. من آن*قدر علاقه دارم و عشق به این کار و سعی می*کنم به شکل درستش این را نمایش بدهم که هیچ*وقت ناامید نمی*شوم. بسیار بسیار امیدوارم و بسیار محکم ایستاده*ام تا این را به مخاطبم بگویم و نشان بدهم که رقص یک هنر است و عرضه*ی بدن نیست. ولی بسیار سخت است ماندن در این شرایط و این*طور کارکردن. خیلی هم دوست دارم که بالاخره روزی همه متوجه بشوند این هنری*ست که اصلا به آن توجه نمی*شود.

    معمولا در روز جهانی رقص شما چه می*کنید؟ با اتفاق غیرمنتظره*ای روبه رو می*شوید؟

    هیچی، هیچی. شاید از ده نفری که دور و بر من هست، سه نفرشان هم ندانند امروز روز جهانی رقص است. در دفتر یادداشت روزانه*ام درشت نوشته*ام نهم اردیبهشت، روز جهانی رقص. ولی حتا حالا که برای بچه*های کلاس شیرینی گرفتم و آوردم و گفتم بچه*ها! امروز روز جهانی رقص است و این شیرینی با همه روزهای دیگر فرق می*کند، همه فریاد کشیدند روزتان مبارک، روزتان مبارک. چون مرا به شکل خودِ رقص می*شناسند، نه روزش، نه شکلش.

    برای این*که من خیلی مبارزه کردم. خیلی زیاد... دوبار به*خاطر همین رقص به زندان اوین رفتم. یک بار یک*ماه و نیم آنجا بودم و بار دیگر یک روز ماندم و آمدم. ولی هربار رفتم مفتخر برگشتم، راسخ*تر برگشتم واز فردا دوباره تمرین*هایم را شروع کردم.

    ازشما در این بازداشت*ها تعهدی گرفته نشد؟

    نخیر، هیچ*وقت. آنها هم درضمیر ناخودآگاه خودشان می*دانند که من به این کار به*شکل هنر نگاه می*کنم و به شکل درستش. هیچ*وقت بچه*ها یا خودم را مجبور نکرده*ام به خاطر توجه بیننده لباس باز یا حتا آستین کوتاه بپوشند. همه می*دانند که من اصلا نیامده*ام رقص را به*شکل ناجور و نامربوطش به بچه*ها یا به مخاطبم نشان دهم. البته گاهی هم شاید این موضوع یک*جوری به غلط در ذهن دور و بری*هایم جا بیفتد که مثلا این رقص آن رقص است! ولی وقتی می*بینند یک بچه* سه*ساله کار بسیار زیبا با موزیک درست اجرا می*کند، می*بینند این یک رقص دیگر است و سرشار از هنر. برای همین متوجه می*شوند آن تصوری که از رقص در ذهن*شان بوده من انجام نمی*دهم.




  2. #2
    Senior Member Rasputin's Avatar
    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,630
    حدود سه ماه پیش در رادیو زمانه گفت*وگویی داشتیم با یکی از معروف*ترین زنان ایرانی در زمینه رقص یا حرکات موزون. فرزانه کابلی روز جهانی رقص در مورد استقبال جوان*ها و تمایل*شان برای یادگیری انواع رقص*های ایرانی و خارجی گفت. از همان*روز تا امروز ما با سیل ایمیل و تلفن*هایی روبه*رو هستیم که در مورد این طراح رقص می*پرسند و می*خواهند بدانند چطور می*شود درکلاس*های رقص*اش شرکت کرده و چطور می*شود تلفن*اش را پیدا کنند؟
    در روزهایی که هنوز از جشن تولد یکسالگی زمانه فارغ نشده*ایم، برای جواب به سوالات شما سراغ فرزانه کابلی رفتیم که این*روزها درگیر بازی در نمایش لبخند با شکوه آقای گیل به کارگردانی همسرش هادی مرزبان است.

    فرزانه کابلی وقتی از این سوی خط می*شنود که چقدر یادگیری رقص از او مورد توجه جوانان است،می*گوید: " من خیلی خوشحالم از این همه استقبال، از این همه توجه و از این همه عشق. من هم این عشق را متقابلا به همه آنها دارم و دلم می*خواهد که همه*ی آنها را ببینم و با آنها کار بکنم. من تا حدود ۲۵ـ ۲۰ روز دیگر به شدت درگیر هستم. اگر از طریق وب سایت خودم و یا از طریق رادیو زمانه تماس بگیرند، حتما می*توانم یک*روز با آنها قرار بگذارم که همه را جایی ببینم و صحبت کنم و به*هرحال به نتیجه*ای که آنها می*خواهند برسیم."
    فرزانه کابلی تاکید می*کند تا آخر مرداد ماه بسیار گرفتار است : " یک کار حرکتی دارم که احتمالا قرار است تا ماه آینده شروع شود. برای همین می*گویم که بچه*ها یک*روز را با من قرار بگذارند تا آنها را ببینم و اگر آنها دوست داشتند کار صحنه انجام بدهند برای کلاس*هایم انتخابشان کنم. "
    کابلی توضیح می*دهد: " تقریبا از صفر با بچه*های جدید شروع می*کنم. چون به*سرعت آنها را جلو می*برم و می*سازمشان. این است که آنها هم بسرعت می*رسند به مرحله*ای که من می*خواهم. چون من آدم*های بی*تجربه و آن*هایی را که کارشان را بلد نیستند، روی صحنه نمی*برم.
    کلاس*های من هرکدام ۴۵ دقیقه است، ولی ساعتی را که برای تمرین کار صحنه*ای در اختیار داریم، ۴ تا ۵ ساعت است. در آن ۴ تا ۵ ساعت بچه*ها خیلی چیزها یاد می*گیرند که در کلاس به*عنوان یک آدم تک*نفره در ۴۵ دقیقه یاد نمی*گیرند.
    برای اینکه من برای کار صحنه حرکات باله را کار می*کنم، حرکات کلاسیک یاد می*دهم و چیزهایی که من لازم دارم برای رساندن بچه*ها در جهت آن. ولی آن*هایی را که می*خواهند تکی کار کنند، باید امتحان کنم. برای اینکه به هر کسی که بیاید، نمی*گویم حتما با تو کار می*کنم. آنها را هم یک امتحان کوچک می*کنم.

    دانستن ریتم مهم است، عشق به حرکت و خیلی چیزهای دیگر که لازمه رقص است. بعضی*ها زیاد دوست ندارند و پدر و مادرها دوست دارند که بچه*ها یاد بگیرند. به همین جهت عشق داشتن و دانستن ریتم جزو چیزهای اولیه است. و بعد چیزهای بعدی به*عهده*ی من است که، آنچه می*خواهند، از قلب و ذهن و نگاهشان بیرون بکشم و به آنها یاد بدهم. "
    سایت رسمی فرزانه کابلی
    نشانی ایمیل فرزانه کابلی: farzanehkaboli@farzanehkaboli.com




  3. #3

Tags for this Thread

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  •